نتایج جستجو برای عبارت :

اي جانا جانا

آسمونم میدونه که تو فکرتم بارونه بند نمیادهمین الان میتونم بمیرم واسه اون دو تا چشم سیاتهمه شهر میدونن بری بی تو روزم شب نمیشهمیخوام از عشقت یه جوری بمیرم که صداش تو کل شهر بپیچهای جانا جانا جانا جاناآی عشقم عشقم عشقمببین من تو رو از ته قلبم میخواماوای عشقم عشقم عشقم عشقمببین اسمتو من روی تنم نوشتمنشدم نشدم اخم نکن این دیوونه به پات میمونه همیشهداغونم نکن بیا عاشقم باش همیشهمجنونمو بدجور این چشمات کار دستم داده چطور دلت میاد برم؟من چشام م
دانلود آهنگ جدید جانا از تری دی بند با بهترین کیفیت + پخش آنلاینببین من تو رو از ته قلبم میخواماوای عشقم عشقم عشقم عشقمببین اسمتو من روی تنم نوشتمDownload Ahang Jadid 98 ۳D Band Benam Jaanaدانلود آهنگ تری دی بند به نام جانا با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸متن و ترانه آهنگ تری دی بند – جاناآسمونم میدونه که تو فکرتم بارونه بند نمیادهمین الان میتونم بمیرم واسه اون دو تا چشم سیاتهمه شهر میدونن بری بی تو روزم شب نمیشهمیخوام از عشقت یه جوری بمیرم که صداش تو کل شهر بپیچهای
ای گل جلوه ی این بستان بودیوصلت بر تن عاشق جان بودیدر آن پرتو لبخند شیرینای مه درد مرا درمان بودیبازا که یار من تو بودیبهار من تو بودی رفتیدر این دیار بی قرارانقرار من تو بودی رفتیماه تابانم جانا تو بودیرشته ی جانم جانا تو بودیعاشقی زارم ای گل تو کردیعشق سوزانم جانا تو بودیروشنی بخش شبهای تاریکدر شبستانم جانا تو بودیلینک بخشی از ترانه ---» کلیکخواننده: مرضیه
ای جانا کجایی بی تو بی جان گشته ام در میان این همه غوغا پرپر گشته ام جان من دلتنگ رویای بزرگی گشته است مثل اینکه همدم و هم درد دریا گشته است ای تو ای جانا بیا کین دل پریشان گشته است این دل پردرد ما دلتنگ مادر گشته است ای تو ای زیباترین رویای من عشق تو زیباترین آواز من ای تو ای خواننده ی عشق و پری ای سراینده سرود مادری عاشقم در عشق تو دیرینه ام عاشقم از عشق تو سرزنده امبا تشکر از دانش آموز خوبم زهرا ارجمند 
کتاب جانا» زندگی نامه ی شهید محرم ترک است که شامل داستان هایی از بستگان و دوستان این شهید است. از آنجایی که شهید محرم ترک مربی تخریب و استاد دانشکده بوده و در ماموریت های برون مرزی زیادی شرکت می کرده آخرین ماموریت برون مرزی خود را در میان نیروهای دفاع ملی سوریه و آموزش این نیروها سپری می کند و در همان جا هم به شهادت می رسد. برشی از کتاب: امان از روزی که به خانه می آمد و می دید فهمیه سرپاست و کار خانه کرده است.
جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجدرمزی ز راز عشقت در صد بیان نگنجدجولانگه جلالت در کوی دل نباشدخلوتگه جمالت در جسم و جان نگنجدسودای زلف و خالت جز در خیال نایداندیشهٔ وصالت جز در گمان نگنجددر دل چو عشقت آید، سودای جان نمانددر جان چو مهرت افتد، عشق روان نگنجددل کز تو بوی یابد، در گلستان نپویدجان کز تو رنگ بیند، اندر جهان نگنجدپیغام خستگانت در کوی تو که آرد؟کانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجدآن دم که عاشقان را نزد تو بار باشدمسکین کسی که آنجا در آستا
روزگار عجیبیه. آخرین ذره های اعتقادات از لابلای پرسشها و سوالات بی جواب. ای خالق هستی تو باید پاسخگو باشی اگر واقعا هستی! جانا به عهد خود وفا کنهوای باغ پاییزمشکفتن رفته از فالمچنان بی یاور و یارمچنان بیگانه با خویشمکه حتی سایه ام دیگرنمی آید به دنبالم 
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد دیوانه ی شهر به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.از بخش آهنگ های جدید حمید هیراد بازدید کنید.Download Song Hamid Hiraad–Divaneye Shahr + Lyricsتو تمنای منو یار منو جان منی پس بمان تا که نمانم به تمنای کسیتو خودت روح و روانی تو آرامش جانی پس بمان تا که نمانم به تماشای کسی به تماشای کسی متن آهنگ دیوانه ی شهر حمید هیرادتو تمنای منو یار منو جان منی پس بمان تا که نمانم به تمنای کسیتو خودت روح و روانی
حجة الوداع پیغمبر اسلامۖ نے ١٠ ھ میں لوگوں کے درمیان یہ اعلان کرایا کہ سب لوگ حج بیت اللہ کی زیارت کے لئے آمادہ ہوجائیں۔لوگوں کی ایک بڑی جماعت گروہ در گروہ مدینہ پہنچ گئی۔ حضورۖ اکرم بھی اس میں شامل ہوگئے۔رسولۖ خدا نے نہ تو اس سے پہلے اور نہ اس کے بعد کوئی حج انجام نہیں دیاہے،یعنی یہ آپ کا پہلا اور آخری حج تھا اور اس حج کو تاریخ میں:''حجة الوداع''،''حجة الاسلام''،''حجة البلاغ''، ''حجة الکمال'' اور''حجة التمام'' کے نام سے جانا جاتا ہے۔ بعض تواریخ کے مط
مهربانم روز میلاد تو خجسته ترین روز زندگی من است. کاش می توانستم این روز را در تمام تقویم ها ثبت کنم، یا فریاد بزنم و تمام شهر را پر کنم از شادی به دنیا آمدنت. احساس می کنم تمام روزهای زیستنم قبل از تو بیهوده بوده، و زندگی من از زمانی شروع شده که تو را یافته ام. روز دیدار تو روزی بود که دوباره متولد شدم. جان و جهان من، روزها، لحظه ها و ثانیه های زندگی ام سرشار از عطر توست. دلم می خواهد در این روز بهترین واژه ها و جمله ها و بهترین هدیه های دنیا را نث
دلم هرگز نمی ‌ خواهد، ز چشمت بی خبر باشد تنم پیوسته در راهت، خریدار خطر باشد عزیزِ قلب آشفته ، طبیب درد دیرینه چو در راهت بلا داری، دل و جانم سپر باشد رقیبم می ‌ کند هر شب، دعای وصل روی تو به لب دارم تمنایی، خدایا بی اثر باشد ز رُخداد نگاه تو، دلم ویرانه ای گشته ز هجرانِ تو جانانم، کمانی در کمر باشد ببین از جان وفادارم، اگر در دل تو را دارم بگو در دُور نامردان، از این برتر هنر باشد؟ شده سهم من از عشقت، به دل بیم و به سر امید عجب دردی به دل جانا ! ع
غلط کردم که کردم با تو اشنایی که اکنون باید کشم درد جدایی بگو بهر چه گشتی با من تو دمساز بجز انکه دهی هر دم زجرم خدایی بگفتی که تا ابد وفادار تو هستم ولی از تو ندیدم بی وفا هرگز وفایی هزاران بار گفتی اندر بر من ندارد این جهان بی تو صفایی بگو اکنون چرا رفتی تو جانا مگر دیدی زمن ایا خطایی چنان رفتی و گشتی از برم دور که گویی یافتی از زندان رهایی چو بادی که بگذرد از روی صحرا ندانم که کجا رفتی و کجایی ز بعد رفتنت گشتم چو مجنون به هر کوه و بیابان خوانم ن
دئدیم آنا دَیَر جانا دئدی دئمه . اَویم یانا وارومودی قدر بیلمدیم بیر دوخ او٘زینه گو٘لمدیم دوقوز آی قارنینناییدیم دوقوز ایل چینینناییدیم چوخ آج قالدی تا من دویام خوب گئیمدی تا من گئیَم دار ائتدیم ذوقومی ائتدی اَولندیم دُورومی توتدی باشوم آغیردی آغلادی دیزیم آغیردی یاغلادی جانی آغیردی دئمدی طبیب جانینا سئمدی من کی قریشدیم دیرلیگه دیرلیگ دئمه اسیرلیگه کم کم آنا مد دان دو٘شدی اَمدیگیم سو٘د داد دان دو٘شدی قرریدی بئلی بو٘کیلدی دیشلری آغزدا
 دلم میخواست کسی باشد که مرا بلد باشدبلد بودن مهمتر از از عاشق بودن یا حتی دوست داشتن است.کسی ک تو را بلد باشد، با تمام پستی بلندی هایت کنار می آید!میداند کی سکوت کندکی کی نگاهت کندکی سرت داد بزند.و کی در اوج عصبانیت محکم در آغوشت بگیرد.کاش کسی باشد ک مرا بلد باشد#بنیامین_صادقی اینستاگرام من رو به آدرس asheghane_khas_ دنبال کنید
جز فراغ از در کوی تو غمی نیست مرابه جز آن لعل لبت جام جمی نیست مراآن دمی کز نفست جام الستم دادندهمه بتها بشکست و صنمی نیست مرادل و جانم بفدای قدح چشمانتچه کنم پیشگهت بیش و کمی نیست مرادرد اگر درد تو باشد اَلَمم افزون بادجز رخ ماهوش تو مرحمی نیست مرایاد تو یکسره در آینه جان افتادحبس در سینه چو رازی و دمی نیست مرادوری از ماهوش ماهرخ زهره جبیندر بیابان فراغت همدمی نیست مراکاش یک شب گذری از من رنجیده خرابتا بفهمی به وجودت عدمی نیست مرابیش از این
ز سر‌ تا‌ پا‌ همه‌ محو‌ جمالت‌‌همیشه‌ دم‌ به‌ دم‌ محو‌ خیالت‌بیا‌ تا‌ با‌ تو‌ من‌ میثاق‌ بندم‌‌همه‌ عمر و به‌ تو‌‌ من‌ دل‌ ببندم‌‌‌تو‌ را‌ با‌ جان‌ و با‌ دل‌ دوست‌ دارم‌دو‌ پایت‌ بر‌ سر‌ چشمم‌ گذارم‌بیا‌ جانا‌ بیا‌ تو‌  در‌ کنارم‌بیا‌ گر‌ تو‌ نباشی‌ کم‌ میارم‌بمون‌ تا‌‌ آخر‌ عمر و‌‌‌ کنارم‌‌که‌ من‌ جز‌ تو‌ کسی‌ رو‌ دوست‌ ندارم‌‌بیا‌ با‌ من‌ بمان‌ تا‌ زنده‌ هستمتو‌ را‌ بعد‌ از‌ خدا‌ من‌ میپ
بدجور هوایِ قدم زدن زیر بارون زده به سرم ، پیاده روی طولانی زیر بارون همراه با صدای خِش خِش برگ ها  و اشک هایی که میریزند برای غربت و تنهایی این روزها م، برای آدمی که نخواست کم بیاره نخواست تسلیم دنیا و سرنوشت بشه، جنگید ، سردرد های هر روزش رو نادیده گرفت ، درد و ضعف روحی و جسمی که تلاش داره از پا دربیارش و اما همچنان لبخند بزنه ، با خودش مدام تکرار میکنه  " دختر الان وقتش نیست کم بیاری ، ادامه بده " و هر روز یه سیلی محکم از جانبِ سرنوشت را به جان
‍ ‍ ‍ شعر دكترمحمدقدمی شاعر كورد اهل سنت به مناسبت أربعین  حسینی٩٨/٧/٢٧  بعد از تو حسین ،من به كه، روی  كنم؟!از كی ؛طلبِ شفا و هم بوی  كنم؟! ای خونِ خدا ،كوردم و عاشق به نبی دردم به تو مانْد!شفای تو؛ جوی كنم؟! ای سرورِ  عباس و حبیبِ زینب!جانم به در آمد ؛به كه ؟من ؛خوی كنم؟! سلطانِ نصیرم؛ به كجا هست بگو؟!ای شاهِ شهیدان !كه به وی ؛سوی كنم قلبم به تو مایل ؛گرچه هستم  ز شفعنور علوی را ز تو من  ؛موی كنم!! حبسم به جهان ،ذره بُدم ،هیچ شدم!!فتح غلق خویش
امروز روز ماستدستم را محکمتر بگیر جانا که هنوز اتفاق های تازه،شهرهای نو،خنده های از ته دلدیدارهای ذلنشیندوستت دارم های نگفته ،هزار بالا و پایین،هزار سخت و آسانهزار هزار قدم برداشتن باهم هزار راه نرفته انتظارمان را میکشد.
دانلود (نوید مثمر)
خان ائیوزیم گئدر اولدو
دؤنونجه گؤزلرم سنی گل گل
یانار اودو جانا سالدی
سؤنونجه گؤزلرم سنی گل گل
***
آغاجلار دؤكدولر یاپراق
كفن گئدر قالام چیپلاق
آلا گؤزلریمه توپراق
دولونجه گؤزلرم سنی گل گل
***
آغاج آتینا مینینجه
بولاق باشیندا دورونجه
دوستلار نمازیم قیلینجه
قیلینجه گؤزلرم سنی گل گل
با من بگو تا کیستی، مهری؟ بگو، ماهی؟ بگوخوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزندیگر بگو از جان من، جانا چه می‌خواهی؟ بگو گیرم نمی‌ گیری دگر، زآشفته عشقت خبربر حال من گاهی نگر، با من سخن گاهی بگو ای گل پی هر خس مرو، در خلوت هر کس مروگویی که دانم، پس مرو، گر آگه از راهی بگو غمخوار دل ای می ‌نیی، از درد من آگه نییولله نیی، بالله نیی، از دردم آگاهی بگو بر خلوت دل سرزده یک ره درآ ساغر زدهآخر نگویی سرزده،
سلام خدا جونم. سلام دنیای قشنگم.امشب شب ۲۸ ماه صفر و شهادت آقا رسول الله و آقا امام حسن مجتبی(ع) هست.الهی به حق این شب عزیز حاجت دل همه ی درد مندان برآورده به خیر بشه. الهی عافیت و سلامتی نصبب همه ی بیمارها.الهی همه پدر و مادرها سلامت باشن و دلشون از سلامت و شادی و موفقیت بچه هاشون شاد باشه. الهی هیچکسی زیر بار قرض و دین کسی نمونه. الهی همه سرپناهی برای زندگی داشته باشن. الهی کسی مدیون و محتاج خلق خدا نباشه. الهی به حق دل خانم فاطمه زهرا(س) همه ی جوو
 اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا رابده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافتکنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا رافغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوبچنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما راز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ستبه آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا رامن از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستمکه عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا رابدم گفتیّ و خرسندم، عفاک الله نکو گفتیجواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخ
روزها می گذرد یكی پس از دیگریو هیچ اتفاقی نمی افتد اتفاق یعنیتوكه بند كنی دلم رابه بند بندِ زندگیكه روزهایم جان بگیردو شب هایم بی درد بگذردتو اتفاق نمی افتیو دلمترک می خورد از انتظارو این منم كه ذره ذره از پا می افتم.
دیوانه و مجنونم ای یار وفادار                                                           از مستی عشقت شده ام شهره ی بازارعمرم همه در طاعت عبود گذشت                                                             با آمدنـــت گشــت فراموش مراکـــاردر وصف تو بیهوش چنانم که ندادنم                                                             این باغ بهشت اسـت و یا حیله پنداردر تاب و تبم جمله رقیبان به کمینند                                                            چون سرو خرامی به میان
چشمت چو دیدم گوهری گشتم لبالب مشتریگشتی بدین غارتگری جانا  چرا افسونگریآتش به ایمانم زنی بر بام انسانم شویپیدا و پنهانم کنی هر شب گریبانم دریهردم به باغ خاطرت در بند چشم ساحرتپُر دُر چو دیدم هر برت گفتم چرا بی پیکریدستم به دامن پرگهر سرسوی دامن بی خبرمست و ملول و دیو سر از هر دری صدها بریخو کرده با شیدای من  خون کرده در شبهای منآتش به سرتاپای من کردی مرا خاکستری "تا دل به مهرت داده ام در بحر فکر افتاده امچون برنماز استاده ام گویی به محرابم د
رمان انقضای عشق تو بقلم زهرا زنده دلان و آذر یوسفیجانا دختر بیست ساله ایه که دیونه وار عاشق باربده. باربدِ خوش گذرون و هوسباز و البته پولدار! هر دختری برای اون یک تاریخ انقضایی داره و تاریخ انقضای هر دختری برای اون بیشتر از سه ساعت و یک عشق بازی طولانی نیست!جانای عاشق پیشه و شیطون خیلی سعی می کنه تا توجه باربد رو جلب کنه و کاری کنه که اون دیگه سمت هیچ دختری نره اما عاقبت تلاشش میشه یه بی آبرویی بزرگ و کشته شدن کسی که.لطفا به ادامه مطلب مراجعه ک
غزل 2572 از دیوان شمس(کبیر) مولویجانا به غریبستان چندین به چه می‌مانیبازآ تو از این غربت تا چند پریشانیصد نامه فرستادم صد راه نشان دادمیا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانیگر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواندور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانیبازآ که در آن محبس قدر تو نداند کسبا سنگ دلان منشین چون گوهر این کانیای از دل و جان رسته دست از دل و جان شستهاز دام جهان جسته بازآ که ز بازانیهم آبی و هم جویی هم آب همی‌جوییهم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی
قتلِ خواجه وجیه الدّین زنگی [ 685 هـ ]و چون قاضی مَحکمۀ اَزَل به قلمِ قضا نوشته بود که خطّۀ خُراسان از اَشراف و اَعیان خالی ماند [ هم ] در تضاعیفِ این حالات به سَعایتِ اَرکانِ دولت ، مَزاجِ ایلخان بر خواجه وجیه الدّین زنگی که در مَکارمِ اخلاق و مَحاسنِ اوصاف سرآمدِ سرورانِ آفاق بود مُتغیّر شده فرمان داد تا او را بگرفتند و خواجه چون دانست که مهمِّ او خالی از صعوبتی نیست به خواصّ و مقرّبانِ پادشاه ضراعت­نامه ­ها نوشت از آن جُمله در مُفَتَّح مکتوب
۱.تصویب یک فقره وام نوزاد برای خانم جانا افروزی میلانی۲.تصویب یک فقره وام ضروری برای خانم فاطمه ابراهیمی فخار۳.تصویب یک فقره وام ازدواج برای خانم فروغ کمالی ۴.تصویب یک فقره وام ضروری برای آقای محمدسعید محمدی ۵.تصویب مقررات مربوط به عضویت فرد متوفایی که از بستگان درجه یک اعضای صندوق بوده باشد به شرح زیر:الف.امکان افتتاح حساب به نام متوفی که از بستگان درجه یک اعضای صندوق باشد.ب.مقرر شد شخص استفاده کننده از حساب مذکور برای صندوق مشخص شود.ج.حد
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها