نتایج جستجو برای عبارت :

با لب خشک دد سوخته دیده تر غرقه بحر بلا بود د ان بر تشنه

دختر احمد و دلدار علی فاطمه است حاجب یار و کمال ازلی فاطمه است مادر خون خدا فخر جهان فاطمه است مطلع شعر و شروع غزلی فاطمه است رحمت ار بارد از اسما به سر شیعه ی ما تو بدان بانی قطره نزلی فاطمه است ای تو آنکه بُوی آن تشنه به عرفان و ولا چشمه ی معرفت لَم یزلی فاطمه است غرقه در بستر کوثر که بُود چون زر ناب؟ آنکه باشد بری از هر دغلی فاطمه است پایه از مسند جمشید فرو ریخت ولی پی ِ باقی که نَشُد منقهلی فاطمه است شعر از متین اسعد-سوخته دل
بوی خوش می‌آید اینجا، عود و عنبر سوخته؟یا که بیت اللَّه را کاشانه و در سوخته؟از چه خون می‌گرید این دیوار و در؟ یا رب مگرگلشن آل خلیل اینجا در آذر سوخته؟خانه وحی از مَلک یک‌باره شد در ازدحاماندرین غوغا مگر جبریل را پر سوخته؟خانه زهراست اینجا، قتلگاه محسن استآشیان قهرمان بدر و خیبر سوختهسینه زهرا شکسته، چهره‌اش نیلی شدهمرتضی، خونین جگر قلب پیمبر، سوخته!بر حریم عقل کل، دیوانه‌ای زد آتشیکز غمش هر عاقلی را جان و پیکر سوختهخیمه‌گاه کربلا ر
بوی خوش می‌آید اینجا، عود و عنبر سوخته؟یا که بیت اللَّه را کاشانه و در سوخته؟از چه خون می‌گرید این دیوار و در؟ یا رب مگرگلشن آل خلیل اینجا در آذر سوخته؟خانه وحی از مَلک یک‌باره شد در ازدحاماندرین غوغا مگر جبریل را پر سوخته؟خانه زهراست اینجا، قتلگاه محسن استآشیان قهرمان بدر و خیبر سوختهسینه زهرا شکسته، چهره‌اش نیلی شدهمرتضی، خونین جگر قلب پیمبر، سوخته!بر حریم عقل کل، دیوانه‌ای زد آتشیکز غمش هر عاقلی را جان و پیکر سوختهخیمه‌گاه کربلا ر
 تف : گرما ، حرارت                               کام : دهان                         ديده : چشمدوات : قلم دان                                     خامه : قلم                        آه : تأسفخسرو : پادشاه ، در این جا امام حسین ( ع )                                       بحر : دریاآل نبی : خاندان پیامبر ( ص )                   بر : بیابان ، خشکی               بَر : سینهعطشان : تشنه لب                                  نسل : فرزند           
بیتوته كوتاهی است جهان در فاصله گناه و دوزخ خورشید همچون دشنامی برمی آید و روز شرم ساری جبران ناپذیری ست. آه پیش از آنكه در اشك غرقه شوم چیزی بگوی درخت، جهل معصیت بار نیاكان است و نسیم وسوسه یی ست نابه كار. مهتاب پاییزی كفری ست كه جهان را می آلاید. چیزی بگوی پیش از آنكه در اشك غرقه شوم چیزی بگوی هردریچه ی نغز بر چشم انداز عقوبتی می گشاید. عشق رطوبت چندش انگیز پلشتی ست و آسمان سرپناهی تا به خاك بنشینی و بر سرنوشت خویش گریه ساز كنی.
ای که انداختی از ساقی آب ­آور، دست کی کشد ساقی دل­سوخته از ساغر، دست دید گل­ها همه در آه و عطش می­سوزند دست اگر این سوی دریا بگذارد بر دست از دل خیمة لب­سوختگان بیرون زد پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست» دست در آب فروبرد و پشیمان شد و ریخت» کوفت از شرم لبی دست ندامت بر دست این طرف: بستن بر وسوسة علقمه، دل آن طرف: برئن در حوضچة کوثر» دست تشنه لب از دل دریای هوس بیرون زد نکشید از لب دریای ادب پرور، دست آی، ای مِی­زدگان! ساقی از این دست، کجاست؟ د
شد چنان از تف دل کام سخنور تشنه/ که ردیف سخنش آمده یکسر تشنهتف: گرما ، حرارت / کام : دهان ،سقف دهان/ سخنور : شاعر / ردیف: کلماتی که عینا بعد از قافیه می آید / سخنش : شعرش  / یکسر: تمام ، همهنثر: کام سخنور چنان از تف دل تشنه شد که تمام ردیف شعرش تشنه شد.دهان شاعر آنچنان از سوز و غم درون تشنه شد که تمام ردیف شعرش کلمه تشنه شد.سخنور، یکسر: قافیه / تشنه: ردیف / تف: سوز و آه/ دل: وجود شاعر/ کام: مجاز از دهان .کام شاعر: نهاد ( مسند الیه) / تشنه : مسند/ شد: فعل اسنادی/ چن
شهر سوخته در ۵۵ کیلومتری شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان و در کنار جاده زابل - زاهدان قرار دارد. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن ست داشته‌اند. تمدن شهر سوخته یکی از شگفتی‌های دنیای باستان است. این شهر مهمترین مرکز استقرار و در حقیقت پایتخت منطقه در دوران مفرغ بوده است.
نتوانم ديده برهم نهم
در  حسرت حضورت
چشمانم را كه میبندم طرح سیمای چو یوسفت نقش میبندد
در كویر تشنه ديده گانم
آه گویی خواب نیز ربوده شده است از دیار ديده گانم 
و مرا تاب نیست 
دستانم ملتمسانه میطلبند گرمای دستانت را 
ولبانم در فراق بوسه ات جان میسپارند به حسرت
یوسف من بازا به كنعان تا مخورد غم این دلداده به تو
 
دراین دیار خسته کش دیگر بریده نفسمهر چه تلاش می کنم به آرامش نمی رسمدر این دیار خسته کش وجود من بیهوده شدارثیه های عاطفی این جا از من ربوده شدروز نفس نفس زنان رو به سراب می رومخشک گلو و تشنه لب به عشق آب می رومشب که به خانه می رسم شکسته بال و خسته جاندر غم فردای دگر باز به خواب می روماز تن خشک شاخ گل توقع جوانه نیستاسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیستاز گل چهره سوخته طراوتی طلب نکنبرای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکنفرشته نجات من دیر به ما رسیده ای
با سلام به همه دوستان عزیزم، شعری که سالها قبل برای حضرت عباس سرودم را تقدیم می کنم، البته این شعر قبلا در دوران دانشجویی در گاهنامه دارکوب درج شده بود. اما شعر:جمال تو ديده ام و ترک خواب خواهم کردشکاف فرق تو ديده ام و دل کباب خواهم کردسکوت بود و سیاهی، تو تشنه لب رفتیبه حرمت لبهای تشنه،ترک آب خواهم کردبروجرد 1381/11/28با احترام مجدد امید صدر.
 دستِ شفقت بسرم نِه، که سری تاقه شدمخواب این فاجعه را چند شبی ديده بودمخواب دیدم دهنم را اثرِی دندان نیستبی کسی مرحله یی آسان نیست،میکشم بار جهالت، که توانم نرسیداین چه مذهب، که خدایش همه ظلم است و همه ظُلمانیستاین چه رسوائی که در جان من آتش بزنندهمراه دفتر شعرم ، هنرم زندا نیسترُو سَری سوخته ام، ز-آنکه دلم سوخته شدختم این قافله بشکستن ِ پیمانش بودحالم از حالتِ فرخُنده غم انگیز تر استشمع را سوخته آن رشته که در جانش بود----------شاعره رحیم جان
خسته صدامای خسته ای دل هاخسته ام از ته دلخسته ام از با تو بودن هر روزتمام آن ساعت مقدس ات مرا نابود کردعمر سوخته ام کجاست تو کجا و داستان ما کجاستسال آغاز بهاری ات همان اول خوش نبودسال ها گذشت حسودان در کمین گرفتارهایمان خواب آرام نداشت اندیک قصه دو قصه چند قصه شد اما مرا دیوانه خوانداندنه عزیز من دیوان نسیتم. مرا بیمار میداننددای ناله ندارم.اما دل شکسته هنوز صدای من را در دل خود جای دادهبه کدام در بگم. مقصر کسیتعمر من سوختتو هم از فراغ دیدا
ای همه لطف و صفا، نغمه مرغ هوا شمع شبستان ما، درد بجان را دوا جای تو خالی ست یار، جان جهان غمگسار سینه ما پر شرر، ديده ما اشکبار مرغک سر کنده ایم، غرقه گردابها بر سر خاک تو دوست، آب به مردابها جامه سیه پا به سر، سرکه بجای شکر در غم آن رفته تن، بیدل و خونین جگر مرغ به پرواز شد، روح ز تن باز شد پیش رخ آن صنم، همهمه آواز شد گوهر یکدانه را، دست اجل برد زود خانه و کاشانه را، کرد زبن خاک و دود رفت به معراج نور، پر شعف و پر ز شور خوانده شده سوی حق، موسیِ بر
 ‌"داغ" را شمع بر افروخته میداند و منآنكه یك عمر دلش سوخته میداند و منپاكدامانم و این را فقط آنكس كه به لطفوصله بر پیرهنم دوخته میداند و منحال و روز من دلباخته ی غمزده راآنكه جز "هیچ" نیندوخته میداند و منخطر فتنه ی چشمان تو را آنكه به تواینچنین دلبری آموخته میداند و منهركه از داغ لبت سوخته با من طرف استآنطرف هركه لبش سوخته میداند و منپ.ن: نزدیک دهمین سال نوشتن وبلاگ.
آب ویژگی عجیبی داره. اگه تشنه باشی و مقاومت کنی، تشنه تر و تشنه تر میشی و وقتی یه جرعه آب مینوشی، دوست داری بازم بنوشی و در لحظه اول، اصلا انگار هیچ وقت سیراب نخواهی شد.و وقتی بیش از حد آب مینوشی، آب رو در گلوی خودت احساس میکنی، باز هم دوست داری بنوشی ولی اون موقع دیگه مقاومت کردن راحت تره.سعی کردم با این مثال، تحلیلی رو در رابطه با هیجاناتی که پا به بعضی افراد میده در ادامه نوشته داشته باشم.
آه می كشم تو را با تمام انتظارپر شكوفه كن مرا ای كرامت بهار
در رهت به انتظار صف به صف نشسته استكاروانی از شهید ، كاروانی از بهار
ای بهار مهربان در مسیر كاروانگل بپاش و گل بپاش،گل بكار و گل بكار
بر سرم نمی كشی دست مهر اگر مكشتشنه محبت اند لاله های داغدار
دسته دسته گم شدند سهره های بی نشانتشنه تشنه سوختند نخل های روزه دار
می رسد بهار و من بی شكوفه ام هنوزآفتاب من بتاب، مهربان من ببار
علیرضا قزوه
خریدار لباسشویی سالم و خراب و سوخته کل مناطق :برترین خریدار لباسشویی سالم و خراب و سوخته کل مناطق . لباسشویی برد سوخته . لباسشویی جدید خشک کن . لباسشویی در انواع مارک های الجی و سامسونگ ، برترین خریدار لباسشویی ابسال و الجی و سامسونگ و پاکشوما و.
کتاب پنجره های تشنه” روایت هایی از سفر ۲۰ روزه انتقال ضریح امام حسین علیه السلام از قم به کربلاست که به قلم مهدی قزلی به نگارش درآمده است.به همت اداره کتابخانه های عمومی و با همکاری قرارگاه فرهنگی نشست دورهمی کتاب ” پنجره های تشنهبا حضور حجت الاسلام و المسلمین جوکار، امام جمعه شهرستان قدس، اعضای شورای اسلامی، مهدی قزلی نویسنده کتاب، سیده فهیمه اطهری رئیس اداره کتابخانه های عمومی و سایر مسئولان شهرستانی در کتابخانه مرکزی برگزار شد.
چقدر چهره ات شکسته شده تا بهاری، چرا خزان باشی ؟ به تو اصلا نمی خورد آقا که امام جوان مان باشی لب تشنه بود، تشنه ی یك جرعه آب بود مردی كه درد های دلش بی حساب بود پا می كشید گوشه ی حجره به روی خاك پروانه وار غرق تب و التهاب بود شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت.
باز باید با خیالت، شعر زنم ، شیدا شوم باز باید از لابلای خاطراتت ، پیدا شوم خام نیستم ، پخته ام در عشق ، شاید هم سوخته . هر چه آمد از تو آمد . کاین چنین سودا شوم ابرِ چشانم شده ، آن دعوتت ، آن دعوتت . خواهمت قربان شوم ، از عطرِ زلف ، کو ؟ تا شوم یاد باد ، فصلِ غرورِ من ، از آن با تو شدن آید آیا شعر بگویم ؟ مستِ آن آوا شوم ؟ گوش سپارم بر نوایت ، بال گیرم در هوایت شکرِ درگاهِ خدایت . وای اگر تنها شوم .
عشق یعنی مشکلی اسان کنی دردی از در مانده ای درمان کنی. در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری اب را ، بر تشنه تر عشق یعنی دشت گل کاری شده در کویری چشمه ای جاری شده عشق یعنی ترش را شیرین کنی عشق یعنی نیش را نوشین کنی هر کجا عشق اید و ساکن شود هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود عشق یعنی شور هستی در کلام عشق یعنی شعر مستی والسلام
1-معنی کدام واژه نادرست است ؟   1- آز : طمع       2- خلل : تباهی       3- حیلت : فریب       4- منزّه : ناپاک2-کدام گزینه نادرست است ؟     1- نخستین ابزار پیدایش ادبیات ، زبان است .    2- زبان در هر جامعه و در هر دوره ای ، نمایندۀ فکر و فرهنگ همان روزگار است    3- مقصود از ادبیات ، همۀ آثار نظم و نثر است   4- اصولاً کلید شناخت هر ملتی ، زبان آن ملت است3-املای چند ترکیب درست است ؟    بنیان گذار ، عامل انسجام و وحدت ، منش اجتمایی اشخاص ، مبارزه و تعهد و مردانگ
نشست دورهمی کتاب پنجره های تشنه” روزنوشت های انتقال ضریح امام حسین علیه السلام از قم به کربلا، در کتابخانه مرکزی شهرستان قدس برگزار شد.به همت اداره کتابخانه های عمومی و با همکاری قرارگاه فرهنگی نشست دورهمی کتاب ” پنجره های تشنهبا حضور حجت الاسلام و المسلمین جوکار، امام جمعه شهرستان قدس، اعضای شورای اسلامی، مهدی قزلی نویسنده کتاب، سیده فهیمه اطهری رئیس اداره کتابخانه های عمومی و سایر مسئولان شهرستانی در کتابخانه مرکزی عصر امروز برگ
یخچال فریزر و ساید سالم و خراب و سوخته دست دوم منزل شما را با بالاترین قیمت خریداریم، در ضمن قیمت های ما آنلاین است.برترین خریدار ساید در انواع مدل های ایرانی و خارجی عکس یخچال خود را از واتساب به ما بفرستید.سوال : قیمت یخچال دست دوم به چه شکلی می باشد؟جواب:قیمت یخچال به بزرگی و کوچکی یخچال و تمیزی و مارک یخچال بستگی دارد.سوال :یخچال ساید سامسونگ دارم موتورش سوخته چند میخرید؟جواب : یخچال ساید شنا بستکی به مدل یعنی جدید و قدیمی بودنش دارد ، برا
شمع ها را باز کرده و سوکت کویل دوبل را جدا میکنیم و رابط بین منیفولد هوا و هواکش را باز میکنیم کمپرسنج را روی دهانه سیلندر مورد نظرمیبندیم .پا را تا ته روی پدال گاز میگذاریم و سپس به مدت (۵ تا ۱۰) ثانیه / تا اخرین جایی که عقربه کمپرسنج بالا رود استارت میزنیم . همین کار را روی سیلندر کناری هم انجام میدهیم اگر این دو سیلندر مجاور یک عدد زیر ۱۰۰ psiرا نشان دهد مطمعن باشید واشر سر سیلندر سوخته است.
بسم الله الرحمن الرحیم خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسدآرزومند نگاری به نگاری برسددیده بر روی چو گل بندد نبود خبرشگر چه در ديده ز نوک مژه خاری برسدلذت و صل نداند مگر آن سوخته‌ایکه پس از دوری بسیار به یاری برسدقیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیرکه خزان ديده بود پس به بهاری برسد#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_بحق_فاطمة_اهرا_سلام_الله_علیها :)
. .در پنجره ی خانه ی ما حال و هوائی ست چون رهگذر کوچه ی ما مرد خدائی ست . افتاده و پر بار،چنان سرو خرامان در هر قدمش عشق به پرواز و کمالی ست . او هادی عشق است و بسی پاک و منزه گویی که حدیثی و کلامی زخدائی ست . آیات خدا چون فکند نور به دل ها این آیه چنان نور به مصباح هدائی ست . در شهر طلب عاشق و سرمست ترینست انگار به دنبال تمنای وصالی ست . سیراب نگردد که به جانش شرری هست او تشنه ترین تشنه ی دریای نیازی ستَ
بارها سوخته ام ، از غم هجران رختبارها دوخته ام ديده به چشمان خوشتهر زمان جانه گَلیب اورگیم آغلار سنسیزاودلانار جاه و جلالیم یانار آخر سنسیزمی گشایم چو دو ديده به سر کویت بازمی تراود ز دو لب سوز و صدای آوازسون بانی خنجر اولوب اورگیمین دامارینیکسیب و بیرده سالار درد و بلایه یارینیحال با این دل هجران زده ای جان چه کنمبا غم دوری رخسار تو ای جان چه کنممست ایدیب درده سالیب جام شرابین هر دمبو قدح جانیم آلیب دردیم اوجالیب هر دمیک سخن باز بگو تا که ش
  عاشق شدن دلیل نمی خواهد؛مثل خیال شهر، پریشانمخاطر اگرچه شعر تر انگیزدمن چون سرای سوخته ویرانم!من آن درخت خشکم و وامانده،در یک کویر بی سر و سامانمنه سایه سار خشک و خنک دارمنه آن اجاق گوشه ی ایوانم!با اینهمه چو عطر تو برخیزدسر دارم از هوای تو پر گردمهمچون دوتار ناب عطایی فرسرشار از نوا و طرب گردمآی عشق؛ ای تهاجم بی چنگیزبار دگر مرا به اسارت بر!باری سرم هوای جنون دارد؛این روزها هوای تو را دارم؛من آن کویر تشنه ی بارانم!شعر و طراحی:راشین گوهرش

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها