کتاب شامل 17 داستان کوتاه از 10 نویسنده است؛ سه داستان از ژرمین گریر، دو داستان از فولتون اورسلر، یک داستان از پل ویلیارد، یک داستان از لئونارد مایکل، سه داستان از استفن لیکاک، یک داستان از ویلیام سیدنی پورتر، دو داستان از وندی بره نر، دو داستان از هال پورتر، یک داستان از نرگس دالال، یک داستان از ریشارد ل. اکثر داستان ها متوسط هستند.
روزی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که هر دو کودک بودند، برای نماز خواندن به مسجد رفتند. پیرمردی در حال وضوگرفتن بود. امام حسین (ع) در حرکات پیرمرد دقت کرد و دید، درست وضو نمیگیرد. امام حسین (ع) بدون این که پیرمرد متوجه شود، ماجرا را برای برادرش امام حسن (ع) تعریف نمود و در گوش برادر گفت: چگونه به این پیرمرد بگوییم وضویش اشتباه است؟ امام حسن کمی فکر کرد و پاسخ داد: باید طوری به او بگوییم که ناراحت نشود.
عناصر داستان عناصر داستان اجزای بنیادین تشکیل دهنده داستان هستند. هر داستانی برای شكلگیری خود از ساختار و عناصری تشكیل میشود كه با هنرمندی و خلاقیت داستاننویس به صورت یک داستان کامل، ظهور و نمود مییابد و داستاننویس با كمک این عناصر به آفرینش پیكرهٔ داستان میپردازد. داستان كوتاه از عناصر مختلفی تشكیل شده است كه عبارتاند از: طرح موضوع درونمایه شخصیت و شخصیتپردازی زاویهٔ دید پیرنگ صحنه گفتوگو لحن فضا زبان زمان مكان حادثه سب
به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان شمیرانات به همت مسئول کتابخانه و کتابداران کتابخانه شهید محلاتی، کلاس داستان نویسی در روز دوشنبه (7 مرداد ماه 98 ساعت 16 بعداز ظهر ) به مربیگری خانم شهین عالی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی و با حضور تعدادی از هنرجویان علاقمند برگزار شد.در این جلسه در مورد ساختمان داستان و داستان را از کجا آغاز کنیم صحبت شد.ساختمان داستان از سه بخش مقدمه و تنه و نتیجه تشکیل شده است.برای نمونه و آگاهی بی
این داستان رو توی تابستون سال 97 نوشتم که توی یه ساندویچی کار میکردم و تقریبا شرح حال خودمو با یکم پیچش داستانی و یه چندتا ایده که یهویی به ذهنم رسید قاطی کردم و یکی از داستان های مورد علاقمه. ویژگی هاش اینه که این داستان رو توی کامپیوتر همون ساندویچی ای نوشتم که توش کار میکردم در نتیجه اسمش رو این گذاشتم و حالا خودتون دلیلش رو میبینید
سعی کنیم تکالیفی که برای عید به دانش آموزان میدهیم در قالب داستان نویسی، داستان گویی و داستان سرایی باشد . برای مثال از دانش آموزان بخواهیم خاطرات روز عید و یا سیزده بدر را به صورت داستان بنویسند. و در نهایت داستان خود را به صورت کتابچه تزیین کرده و بعد از عید به کلاس گزارش دهند . نمونه دیگر اینکه یک داستان مناسب با سن خود بخوانند و خلاصه آن را یادداشت کنند و با برای اولیای خود تعریف کنند.
میخوام یه داستان کوتاه و کوچیک بنویسم،داستان این روزامون؛این روزاتون،داستان اسارت،زندان،درد،سردرگمی،داستان عروسکو خیمه و شبای پر از دست سیاه!صدای سوت و تشویق نخراشیده خیل سیاه و سفید کوچک ها و بزرگ ها،چنان شلاق نامرعی مخمل سرخ فام صفحه را پاره کرد.عروسک های خیمه شب بازی،داستان غم بار خود را با رقصی تلخ شروع کردند
تنهایان مغروق نگار قلندر مردی بینامونشان به موجودی غریب و ناآشنا تبدیل شده. آکسولُتل» داستان مسیر این مسخشدگی است. در ابتدای داستان راوی اعلام میکند که حالا یک آکسولتل است و با این جمله دو پرسش مهم را در ذهن مخاطب ایجاد میکند. آکسولتل چیست و راوی چطور به آن تبدیل شده است؟ نویسنده مسیر پیشرفت داستان را به خوبی طراحی کرده است. او پس از ایجاد تصویری ناملموس در بند اول داستان و برانگیختن حس کنجکاوی خواننده، در ادامه داستان را با تصاو
نگاهی به مجموعه داستان نیوکاسل اثر آرش محمودی؛ دنیا هنوز زیباست / مرتضی حاتمی سرویس کرمانشاه _ "نویسنده مجموعه داستان نیوکاسل، در نگارش داستان ها محور اجتماعی بودن و بعد ت زدگی را مورد تمرکز قرار داده و و لایه هایی از دنیای ذهنی و اجتماعی انسان امروز را با مخاطبش به اشتراک خوانش گذاشته است". آرش محمودی را تا به حال ندیده ام و تنها چند داستان و متن از او در هفته نامه نقدحال و . خوانده ام. نویسنده و رومه نگاری که در صفحه ی آخر هفته نامه ن
های گایز یه داستان اوردم توپ خب با افتخار معرفی میکنم داستان مرگ بله درست حدس زدید این یه داستان عاشقانه نیست بلکه یک داستان ترسناک وغم انگیز است خب بریم سراغ معرفی ها نام داستان:داستان مرگ ژانر:غمگین،ترسناک تعداد شخصیت های اصلی:۸تا تعداد شخصیت های فرعی:۱۰تا بیوگرافی ها: نام:مرینت دوپان چنگ سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،شجاع،باهوش،شوخ و گاهی جدی نام:آلیا سزر سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،شجاع،شوخ نام:جنی ویکتوریا سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،خجالتی نام:نل سن:
برای نماز آدابی قائل بود:اگر برای نماز ایستادی، تلاش کن با حالت خواب آلودگی و وارفتگی و تنبلی نباشی. با آرامش و وقار نمازت را بخوان. در نماز، سر به زیر و افتاده باش و برای خدا تواضع کن و از خدا بترس. در حالت ترس و امید و با طمأنینه و نگرانی، مثل بنده ی فراری و گناهکاری که جلوی مولایش ایستاده است، پیش خدای عالمیان بایست. پاهایت را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگه دار و به طرف راست و چپ توجه نکن. طوری باش که انگار خدا را می بینی؛ چون اگر تو او را ن
کتاب آه ای مامان» یازده داستان کوتاه دارد. اکثر داستان های این مجموعه، راوی اول شخص دارند. این کتاب به زندگی آدم هایی که به سر حد جنون رسیده اند و سعی دارند به نوعی به آرامش برسد با زبانی روان کاوانه می پردازد. داستان ها اگر چه ناپیوسته اند اما کودک، مادرها و پدرها در هر داستان گوشه ای از زندگی آدم ها را بازگو می کنند. این مجموعه داستان محتوای ثابت دارد اما در فرم های متفاوت تکرار می شود. که نوعی تنوع به خواننده می بخشد.
تواضع نسبت به طرف مقابل در مناظره، شیوة ائمّه(ع) بوده است. و ما هیچ مناظرهای را نمییابیم که آنان نسبت به این امر بیتوجّه باشند، بلکه در هر مناظره، بحث و گفتگو نسبت به مخاطبین تواضع داشتهاند و با متانت تمام، سخنان طرف مقابل را میشنیدند، ولی حضرت در مقام پاسخ، در عین فروتنی با قاطعیّت جواب میدادند تا شبههای برای مخاطبان باقی نماند. در مناظره با جاثلیق، وقتی حضرت از جاثلیق اعتراف گرفتند که حضرت عیسی(ع) به آمدن پیامبر اسلام(ص) بشارت
سلام دوستان. با عذر تاخیر ، داستان ابر صورتی را بعد از چهار سال دوباره خواندم. راستش بار اول خیلی بیشتر لذت بردم. داستان برای یک بار خواندن خوب است و بار دوم چیز تازه ای را به خواننده نمی دهد. نویسنده به گفته ی خودش در ابتدا می خواسته رمان بنویسد اما بعدن منصرف می شود و داستان بناچار در سطح باقی می ماند و عمق پیدا نمی کند. هرکدام از ما چندین بار بوف کور یا مسخ کافکا را خوانده ایم و هنوز هم می خوانیم.
این داستان یه داستان کاملا متفاوت از یه زندگی متفاوته . شاید همه فکر کنن زندگی خودشون در بدترین حالته اما بدونین شماها همیشه چیزیو دارین که بخایین بهش تکیه کنین اما پسر داستان ما همونم نداره . اینکه پدر و مادر داشته باشی و یه ابجی که هیچوقت ندیدیش و توی پرورشگاه بزرگ بشی و اینکه پدرت موتاد باشه و فقط توی خوشی هاش بیاد از پرورشگاه برت داره و ببره تفریح و تنها خاطراتت ازش فقط اندازه 1 ماه باشه .
لایدا دیویس را در دنیای داستان نویسان کوتاهترین خطاب میکنند چون کوتاهترین داستانهای کوتاه را مینویسد به طوری که حتی بعضی از داستانهایش از یک جمله هم فراتر نمیرود. از ویژگیهای برجسته دیویس تعدد کارهای او است و معمولاً داستانهایش را در دو یا سه صفحه تمام میکند. او تقریباً سالی دو مجموعه کتاب از داستانهای کوتاه خود منتشر میکند و تنها نویسنده زنده آمریکایی است که در کشور انگلیس طرفداران بی شماری دارد ولی خودش در نیویورک ز
به نام خالق هستی. روش چهارم:چگونه یک داستان تخیلی بنویسیم. ________________________________________________________________________________________________________ گام اول: تا میتوانید داستانهای تخیلی بخوانید. اگر قصد نوشتنِ یک داستان خیالی حماسی را دارید، خواندن داستانهایی از این ژانر، ایدهی خوبی است. حاصلِ تلاش برای نوشتن در ژانری که هرگز کتابی دربارهاش نخواندهاید، یک اثر پیشپاافتاده خواهد شد و بدونشک، خوانندگانِ مشتاق این ژانر متوجه فقدان
این مطلب پیشتر در مجلهی تهرانشهر شمارهی ۳ منتشر شده است. داستانهایی بدون خیابان در دهههای ۷۰ و ۸۰، داستانهای ایرانی پر شد از فضاهای داخلی، از فضاهای آپارتمانی، و خیابان کمتر جایی در این داستانها پیدا کرد. چرا؟ آنهایی که رمانها و داستانهای ایرانی را میخوانند، حتماً خواهند گفت چون نویسندهگانِ زن زیاد شدند و نویسندههای زن هم بیشتر تجربهی زیستهشان را ـ که درون آپارتمانها میگذشت ـ نوشتند.
سلام بچه ها. خوبین؟؟ خوشین؟؟ من اومدم با قسمت اول داستان قشنگم دوباره تابستون شروع شد و داستان نوشتن من هم شروع شد. امیدوارم خوشتون بیاد فعلا رمان در دست نوشتن هست و ادامه مطلب قفله. باید خواننده های داستان زیاد بشه. پس هرکس که دوست داره داستانم رو بخونه کامنت بزاره. مرسی.
این داستان در مورد یه پسریه که فقط فکر و ذهنش با دخترا بوده . بطوری که با هر دختری اشنا میشد امکان نداشت بهش پیشنهاد نده . اما این پسر یه روز عاشق یه دختری شد که دختر هم تنوع طلب بود از بین پسرا و با همه ی پسرا دوست بوده . پسر اینو نمیدونست و پا پیش گذاشت و به دختر گفت عاشقشه اونم در مدت 3 ماه دوستیشون . دختر با خوشحالی قبول میکنه و این دوتا باهم عاشقانه هاشونو شرو میکنن اما پسر از وقتی عاشق شد دیگه دنبال با هیچکسی نبود و فقط دختر رو میخا
ما در کتاب نوشتاری و همین طور بخوان و بیندیش مطالب و سوالاتی داریم که باید عناصر نویسی بشه و برداشت از داستان داشته باشیمعناصر اصلی یعنی شخصیت های اصلی یک داستان عناصر فرعی یعنی شخصیت هایی در ارتباط با شخصیت اصلی که در روند ماجرا تاثیر دارندمکان و زمان داستان که مشخص هست و قابل درکفقط می مونه پیامی که باید درک بشهمثل همین پیام زاغ بور که راحتی و آسایش در وطن بود حتی اگر وطن بیابان باشهوقتی قرار هست هدفی برداشت کنیم یعنی داستان رو خوب درک کر
اول: تواضع و فروتنی. دوم: کسب و کار حلال و پاک. سوم: باطن پاک و صالح؛ به این معنی که خلوص نیت و خیرخواهی برای همه و مهمتر از همه کنترل زبان است. چهارم: اخلاق نیکو پنجم: انفاق از اموال اضافه ششم: حفظ زبان از دروغ و غیبت و.
موضوع» داستان مرتبط با مسائل و نیازهای جامعه امروز و علایق مخاطبان تحت پوشش شد . مضمون» و پیام داستان موثر و آموزنده باشد ، مخاطب را دچار انفعال و ددگی نکند به او درس بدهد. متن داستان برای عموم شنوندگان روان و قابل فهم» باشد داستان برای شنوندگان آن کشش و جذابیت» داشته باشد یعنی تحرک و جنبش کافی برای جذب مخاطب داشته باشد . طرح و نقشه حوادث داستان و روند ماجرا منطق قوی و موجه ای داشته باشد متن داستان فاقد بدآموزیهای اخلاقی و فرهنگی باشد .
سلام. یه چالش برای همه دارم. همتون یه داستان ترسناک واقعی بفرستید برای من تا با نام خودتون اون رو توی وبلاگ نشر بدم. سعی کنید که در مورد خون آشام ها و گرگینه ها و جادوگر ها باشه. با احترام، دختر خون آشام
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، مجموعه داستان نی که زندهاند» اثر فریبا چلبیانی با حضور سیدمرتضی شاهترابی داستاننویس و منتقد ادبی و جمعی از علاقهمندان به ادبیات داستانی در موسسه فرهنگی هنری اقالیم احساس برگزار شد. مرتضی شاهترابی در ابتداء با اشاره به نام مجموعه داستان مورد اشاره، گفت: این کتاب نامش را از نخستین داستانش گرفته و از این جهت میتوان گفت نویسنده یک انتخاب جسورانه داشته است، چرا که نویسندگان مجموع
فهرست کتاب #عنوان# #صفحه# ----------------------------------------------------------------- پیش گفتار . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 7 داستان اول #رؤیای دیرینه#. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 9 داستان دوم #سرزمین اتوپیا#. . . . . . . . . . . . . . . . . . . 41 داستان سوم #مکتوب مکشوف#. . . . . . . . . . . . . . . . . . 63 پیش درآمد. . . . . . . . . . . . . . . .
نقش داستان در بازاریابی محتوا : چگونه مخاطب را به محتوای سایت وابسته کنیم؟هیچکس نمیتواند از یک داستان خوب روگردان باشد.امروز میخواهیم راجع به نقش داستان در بازاریابی محتوا صحبت کنیم.دانشمندان علوم انسانی اعلام کردهاند که بهطور میانگین انسانها در طول روز ۳۰ درصد وقت خود را صرف خیالبافی میکنند.پس با یک داستان خوب میتواند توجه مخاطب را جلب و او را درگیر داستان محتوا کرد بهگونهای که هرلحظه منتظر غافلگیری جدید باشد.داستان ی
یادمه مدرسه که میرفتیم یه عکس میذاشتن جلومون و میگفتن در رابطه با این عکس مثلا ده خط بنویسید حالا منم صرفا جهت سرگرمی، باتوجه به عکس پروفایل وبلاگ یه داستان ساختگی نوشتم.البته شما موقع خوندن داستان میتونین شخصیتای داستان رو هرطور که مایلید تصور کنید، زن، مرد، پیر، جوون، کوتاه، بلند، سفید، سیاه، ایرانی، خارجی. توی متن داستان هم سعی کردم جزئیات خاصی راجع به شخصیتا مطرح نکنم.داستان در رابطه با دوتا مسافره که به مدت چند ساعت توی یه تاکسی خ
داستان رز داستان شخصی است که در حیاط اداره چشمش به گل رز قرمز شادابی میافتد و میخواهد آن را بچیند اما به زمان برگشتن موکول میکند و بعداز ظهر موقع برگشتن میرود که حالا گل را بردارد و میبیند دیگر آنجا نیست. این داستان هشداری است برای فرصت را غنیمت شمردن. چیزی که نزد عارفان به ابنالوقت به کار میرود. از این اصطلاح شاعران و عارفان زیادی سخن گفتهاند. مولانا میفرماید: صوفی ابنالوقت باشد ای رفیق نیست فردا گفتن از شرط طریق این داستان ب
درباره این سایت