نتایج جستجو برای عبارت :

شعر دل را سرشوقی اگرم بود تمام شد

آره حس میکنم شکست خوردم و مریضِ روحی, جسمی و جنسی شدم
فقط شما احمقا نصیحتم نکنین
اگرم زیاد ادعاتون میشه حالیتونه و شما مریض نیستید!
بجایه حرف مفت زدن تشریف بیارید خوبم کنید!
وگرنه همون بهتر که زودتر سَقَط بشید برید اون دنیا
سلام من اسمم فاطمه اس . الان که دارم براتون می نویسم  در دانشگاه شریعتی در تهران پشت سیستمی که با خودم اوردم دانشگاه نشستم.امروز شنبس. اول هفت و خب من با اینکه اول هفته هستش به شدت ستم . بعد از کلاسم میخوام برم ختم. ختم مادر استادم محمد زاده. دل خوشی از استادم ندارم چون به شدت اهل و لمس به منظورهای جنسی هستش . ایو من تاحالا نگفتم به هیچ کس ولی به شما میگم چندباری به بهنه های مختل بدنمئ لمش بغل و حنتی بوسیدتم که من در تمام اینها پر از نفرت بود
نظرتون راجب من چیه؟فکر میکنید من چجور آدمیم خوب یا بد!اگه صفتی هست که دوست دارین بهم بگین.//انتقادی پیشنهادی نصیحتی ؟؟هر چیزی که دوست دارین راجبم بگین.هرحرفی؟اگه منو نمیشناسین یکمی وبلاگمو زیرو رو کنید میفهمید.اگرم سوالی دارین (حالا هر چی باشه)حتما بپرسین چون بدون شک جواب میدم:)) خلاصه اینکه راحت باشید چون به نظر خودم خیلی انتقاد پذیرم.
از قافیه ها خسته ، از بحر و هجا خسته .شعرم به چه کار آید، وقتی ط و نمیخوانی وقتی که نمی آیی در درد و بلا غرقمهمچون شبهی دلگیر در یک شب طوفانیحالم به خزان مانَد ، پاییزی و  ظلمانیگفتم که بدانی تو ، شاید که نمی دانی!تا بر سر تو سر بود ،دربین سران بودماما نپسندا مَه ، این بی سر و سامانیهی آمدی و رفتی ، من را  تو بنا کردیدانم که زنی تیشه ، دانم که نمی مانیجانم به لبم آری ،جان دادی و جان گیرییک روز دُر اَفشا‌نی ، یک روز تو ترسانیخندان به لبت بودم
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شدیه بغض شکسته رفیق گلوم شدتو بارون که رفتی دل باغچه پژمردتمام وجودم توی آینه خط خوردهنوز وقتی بارون تو کوچه می بارهدلم غصه داره دلم بی قرارهنه شب عاشقانه است نه رویا قشنگهدلم بی تو خونه دلم بی تو تنگهیه شب زیر بارون که چشمم به راههمی بینم که کوچه پر نور ماههتو ماه منی که تو بارون رسیدیامید منی تو شب نا امیدی.
لازمه یه دفتر جدید باز کنی برای ادمای اطرافت 
اگر باعث حال وهوای بد شدن برات بنویسی
اگرم حس خوب دادن بهت بنویسی
باید بنویسی، 
تمااام احساس و حال و هوایی ک میگیری ازشون.
نه برای اینکه یه کلکسیون حال بد و حال خوب جمع کنی 
برای اینکه اگه وقت تصمیم  شد برای نگه داشتن یا از دست دادنشون
دس و پای دلت نلرزه.
به وقتش
باید بشماری
مقایسه کنی 
چقد حس بد دادن بهت چقد حس خوب
اون وقته که اگه دو دو تا چهارتا میکنی
وعقلت تصمیم میگیره 
کی بمونه و کی بره
#تولد_دف
ای که برداشتی از شانه ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر ِ من برداریظاهر آراسته ام در هوس وصل، ولیمن پریشان تر از آنم که تو می پنداریهرچه می خواهمت از یاد برم ممکن نیستمن تو را دوست نمی دارم اگر بگذاریموجم و جرأتِ پیش آمدنم نیست، مگربه دل سنگ تو از من نرسد آزاریبی سبب نیست که پنهان شده ای پشت غبارتو هم ای آیینه از دیدنِ من بیزاری؟*فاضل نظریمن از قیدت نمیخواهم رهایی .چقدر دلم میخواد دوباره عکاسی رو شروع کنم.چی میشد تمام سال پاییز بود؟
یه وقت هایی یک مشکل یا شرایط مسخره تو زندگی طولانی تر از حوصله میشه اوایل همه دقت و توانم رو میگذارم روش بعدش یکم بیخیال میشم میگم شاید کل عمرم یا بازم مدت طولانی تری بگذرهپس بیخیال باید بهش عادت کرد اماا همونجوری که بار ها به خودم گفتم هیچ عادتی توجیهه کننده نیستاگر سختی و بدیه که نباید عادت کرد باید تغییرش داد اگرم نیکی و خوبیه که باطم نباید عادت کرد باید هر بار همون شوق و لذت اولیه رو داشت که طعمش به دل آدم بشینه و
سلام دوستان میخواستم بگم که من هیچ وقت به هیج وجه کپی نمیکنم اگرم کنم با اجازه هست و منبع می زارم لطفا بعضی کاربرد تهمت نزنن که من کپی کردم و تهدید نکنن میرن بهشون میگن من خودم برا اون چالش از ساینا جان اجازه گرفتم اگه باور نمی کنید هنوز تو نظرات مال خودش هست برید ببینیدو این چالش هم ساخت خودم هیچ  یک از سوالات کپی نیس و همین الان به ذهنم رسیدناگه شباهتی بود حتما حتما تصادفیه و سعی کردم مث مال ساینا نباشه برا ورود به چالش بکلیک اگه میخواین ک
سارا می‌گه دیروز رفته کلاس نقاشی و لادن نبوده واسه همین خانوم وحیدی بهش گفته حضور غیاب رو اون بزنه ساراهم یواشکی دفتری که مال مشخصات بچه هاست برداشته و شماره طاهارو کش رفتهاز عصری دارم سر همین باهاش کل کل میکنمداره دروغ میگه از نظرم اگرم دروغ نگه که انشاءالله به قول شیبا خدا بزنه تو شوناش از وسط نصف شهالان کلا درگیر همین مسئله کوفتی شدم عمرا دیگه بتونم بخونم:/منم که دیگه دیدم دارم خیلی وا میدم خودمو جم کردم گفتم من خیلی هم ازش خوشم نمیاد و ا
از آخرین باری که کسی رو دوست داشتم چیز زیادی یادم نیست، از آخرین باری که کسی دوست داشتنش، دلخواهِ من باشه هم همینطور! خب مهمه! یکی که بلد باشه آدمو!دوس داشتنش به دلت بشینه. حرف زدنش، نگاهاش، بوی عطرش‌‌‌خلاصه یادم نیس دیگه!میدونی؟ حس می‌کنم یه آدم هزار ساله‌م که اوایل جوونیش یکیو دوس داشته، بعدم هیچی به هیچی، فکر کرده حالا اگرم نشد، نشد. فکر کرده حالا یکی دیگه میاد به جاش، ولی نیومد؛ همین شد که دیگه حالمون خوب نشد، دیگه تنهای تنهای تنها م
خب من پیج RealMehrdad رو دیدم که فک کنم دو تا دوست یا برادر هستن که باهم ویدیو طنز میسازن و خیلی هم خوشم میاد از کارشون (با اینکه لوس بازی هم دارن اما باحالن) و خلاصه میخوام اول از پیج اون دوست یا برادرش تبلیغ بگیرم (اسمش میلاده) فک کنم 120 هزار فالوور داره و گفت بازدید استوریش 20 هزار تاست.قیمتش 200 هزار تومنه، میخوام لنیز رو تبلیغ کنم، اگر بازدهی بده درآمدم رو میتونم توی همین سال 10 برابر کنم!!! اگرم بازدهی نده باید ببینم مشکلات کجا بود و بعد هم بیشتر راج
ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا شروع شده و در جریانه !!از اوائل مهر ماه شروع شده و تا 15 آبان ماه هم ادامه داره و ممکنه تا آبانم باشه.چند ساله که هر سال حدودن 4501 نفر از ایران اسمشون درمیاد چون کلا 50 هزار نفر رو هر سال میگیرن که امسال شده 55 هزار نفر.اگه اسم کسی در بیاد میتونه با 330 دلار بپره بره آمریکا و کارت شهروندی دائمش رو طی پروسه معلومی بگیره و حالشو ببره البته ممکنه (در ابتدا نه) ولی به مرور یه چند میلیون تومنی(زیر 5 میلیون) لازم داشته باشه
سوال :::::::::::::  سلام.من آروین هستم.میخوام اگه میشه ازتون کمک بگیرممن الان 24 سالمه و دانشجوی ارشدم.حرفه ی خاصی بلد نیستم.درسم هم زیاد خوب نیست (البته قبلا درسم خوب بود) که بتونم کار خوبی پیدا کنم.کلا انگیزه و هدفم برای درس خوندن کم شده و اگرم درسم تموم بشه نمیدونم میتونم کار مناسبی پیدا کنم یا نهاز لحاظ عاطفی هم به شدت احساس تنهایی میکنم و چند ساله ذهنم درگیر این مساله بوده و هست و تا حالا نتونستم شخص مناسبی رو پیدا کنم یا واضح تر بگم تا حالا کسی
هجده سالشه. نمی دونم چی شد و چرا اصلا بحث رو شروع كردم ولی بهش گفتم نور نیست، یعنی وقتی خیلی دقیق فکر می کنم می بینم که هیچوقت توی این ٢٧ سال نور رو حس نكردم.» گفت امكان نداره، حتما بوده ولی چون نور میاد و بعد میره، آدم فراموش می كنه.» گفتم اگرم نوری بوده، در حد گذران زندگی بوده كه بتونم با تاریكی های موجود كنار بیام ولی خب آره، بدی نور همینه. توی تاریكی مطلق یه نور ضعیف وارد زندگی ت میشه كه دیگه نمی ذاره به تاریكی عادت كنی.» گفت برای من نور ب
سلام 
آقا نگاه کن فکر کنیم البته واقعا هست . هر بسته خوب سوالات برنده باش 10000 تومن بشه لاقل یک ملیون بار خریده میشه اون بسته در یک هفته پس 1000/000 اگه در 10/000 ضرب بشه میشه 100/000/000/000 که میشه صد میلیارد تومان  خب تکرار میکنم صد میلیارد تومان در هفته درمیاره این برنده باش 
بعد از این صد میلیارد در هفته فقط دویست میلیونشو میده جایزه که خیلیا برنده نمیشن :) اگرم بشن تو کل قسمتاش فکر کنم سر جمع 500 میلیون داده و اگه  10 قسمتم پخش شده پس تا الان درامد مساب
مرغکی ناله کنان میل پریدن داردرخ یوسف اگرم هر چه که زیباست ولی چهره نه، نام شما دست بریدن داردمن شفا یافته ی لطف شما هستم وبسشکر " با ذکر #حسین " قلب، تپیدن داردهمه زوار تو بی دلشده بر می گردند دل بی دلشدگان به چه خریدن دارد هر کجا می نگرم عکس حرم میبینماین ره خانه عشق است، دویدن دارد دم م که حسین بن علی وارد شد حال و روز دل عشاق، چه دیدن دارد اسلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
قبل از هر چیز ابتدا لازمه اشاره کنم ، ازین پست بهیچ وجه قصد توهین و یا بی ادبی به هیچ کسی رو نداشته و ندارم . بدون تعارف و بی رو دروایسی؛ (( . در زندگی خیلی وقتها هست که، برای آدم بودن، حتما باید خر باشیم ! )) برای اثبات این مطلب تا دلتون بخواد دلیل و مصداق موجوده ، اگرم لازم باشه میتونم بعدا درباره ش پست دیگه ای هم بزارم ، و لازم میدونم حتما این پست رو تقدیم کنم به پسردائی خوبم آقای فرهاد قیصربیگی ، چون یقین دارم با موضوع این پست کاملا موافقه
گفتار هم مثل راه رفتن یه رفتاره . رفتاری که اشتباهی در یادگیری اون رخ داده و باید اصلاح بشه . درست مثل بچه ای که تازه راه رفتن رو یاد گرفته و مرتبا زمین می خوره که در نهایت یاد می گیره که چه طور روی پاهاش وایسه و این توانایی رو کسب می کنه که راه بره و همیشه باید مراقب راه رفتنش باشه که زمین نخوره و اگرم خورد بلند بشه ، تا جایی که این رفتار عادت بشه براش ‌.شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشه که وقتی چشم و گوشمون رو می بندیم و حرف می زنیم لکنت رخ نمی
ضدحال ینی جایی دعوت باشی لباس نداشته باشیو تو خوشحالی که به بهونه کلاس میتونی بپیچونی ولی کلاست کنسل بشه :/چقدر دختر بودن سخت است -_-حالا منم ازونا نیستم که برا هر مراسم و مهمونی یه لباس بگیرممثلا همین لباس موردنظرو بالغ بر ۱۰ بار پوشیدمیا اون یکی لباسو خیلی زیاد بار :))))نداشتن لباس هم سه علت بارز داره ۱. لاغرم ، ۲. تنبلیم میاد برم خرید ، ۳. اگرم تنبلیم نیاد و سایزم پیدا کنم خعیلی گروووونه -_-یه شومیز ساده ولی خیلی قشنگ دیدم که اندازه ام بودحال
تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ی درخت می نشینمبا تو تمام خستگی هایم را از تن بیرون می کنمحتی بر زانوان تو به خواب می رومراه که تمام می شودباز هم دلتنگ توامدلتنگ تمام آسمان و درختدلتنگ تمام پرنده های جهاندلتنگ بال های خیالیکه تو را به منکه مرا به تو می رساند.
اخرش همه تمام میشویم/تمام خواهیم شدتمام شده بودیم/  وسط یک آهنگ/ یک بوسه/یک خیابان باریک /چند پله /زنگ خانه ای /دفتر کاری /یک فنجان چای دو نفره ای /سکوت بعد از / یک آغوش یا عطر کلمات کوفتی خاطره انگیز /برق چشمهایی مست /تمام مست ایستاده /مثلا خود من که تمام شده ام ماههاست /روح شده ام /یک روح سرگردان/ سرکش /کمی مست نیم مست /گیج /لای پتوی دو نفره ای/هنزفری به گوش/شجریان بزرگ میخواند عالیجناب/به جان دلبرم /به جان دلبرم /کز هردو عالم/بیا ای مه جبین /ارا
دختر نازنینم امروز من و بابات بحثمون شد اتفاقا امروز داییت برای پسرش میخواست شام بده چون تازه به دنیا اومدهو توی مسیر رفتن به سعداباد بودیم که من گفتم برمی گردم خونهبابات متاسفانه دوست و رفیق های سالمی نداره ، و من با این مسایل مشکل دارم و نمیتونم باهاشون کنار بیاممتاسفانه جدا از اینکه خودش باهاشون بیرون میره به من میگه که منم باهاشون برم الان من وسایلم رو جمع کردم و فردا میرم خونه چند روزی از اینجا دور میشم ،میخوام بهش بگم به همههه دوستا
یه سری از دوستان بهم پیام دادن ودرمورد نیاز فیزیکی انتقاد های زیادی داشتن که اگه خدا قرار نداد و موقعیتش هیچ وقت پیش نیومد چی دوستان عزیزم من اینجا نظر شخصی خودم میگم و اگه دوست داشتین ازش استفاده کنید اگرم قبول ندارید خیلی ممنون که وقت میذارید و میخونید  بچه ها مسلما نیاز جنسی یه نیاز قوی توی هر آدمی چه خانم و چه آقا اما یه مسئله ی مهمی وجود داره اونم اینکه اگه عادت کنیم که به هر روشی و شده به هرقیمتی برطرفش کنیم پس ما چه فرقی با حیوانات داری
به نام خالق هستیسلامممبر ما مباد فراموشی بلاگفابرما میاد بد اخلاقیبر ما میاد عقده ای زیستنبرما مباد  فراموشی خدابرما مباد لج بازی بر ما بود نیش بازبر ما بود مهربان بودن چطورید جیگرا؟ احوالات دخترا پسرا؟ چندسالتون شدهزن شور گرفتید یا طلاق دادید فارغ التحصیل شدین یا نههرکاری کردید خوب کردید ماچ به لپ همتون بیایید بغل عمو ، عمو سفت سخت بغلتون کنه سختی و خستگی هاتون برررررهههه ×+خودتون دوی داشته باشید ، خودتون بغل کنید خودتون ببوسید اگرم
سلام به گرمی بوی خوش تن و روح اقا جانم  علی بن ابی طالب  سلام به بزرگان  غریبانه به دلیل خرابی  لب تابم  مجبورم  با  موبایل  پست  بذارم خدا رو شاکرم خداوند  توفیق بهم داد زنده  موندم و دوباره  تونستم  ایام  ولادت  اقا جانم  علی  بن ابی طالب رو درک کردم ایام  اعتکاف ایامی که  بوی  خوش  خدا و چهارده  معصوم  همه جا پیچیده ببینید رفقا  شما  میدونید  من هم  میدونم  ما  تو بد زمونه  ای داریم  زندگی  میکنیم  متاسفانه  دیگه  ادما اون ادما
مواد لازم:یک و نیم پیمانه آرد برنجدو قاشق غ گلابپودر قند نصف پیمانهروغن جامد دو سوم پیمانهزرده تخم مرغ یک عددپودر حل یک دوم قاشق چایی خوریطرز تهیه:دوستان توجه کنن بعد از مخلوط کردن مواد فوق با هم فقط چند دقیقه ورز دهید نیاز به ورز دادن زیاد نیست حدودا پنج تا ده دقیقه.بعد از تهیه خمیر بهتره که خمیر رو حدود 10 ساعت توی محیط آشپز خونه بمونه اگرم عجله داشتین حداقل یک ساعت بزارین باشهخب حالا بریم سر اصل مطلب:بچه ها بهترین روش واسه تهیه یک شیرینی خو
تمام دنیا هم که بروند                                                            تمام دنیا هم که نباشند                                                  تمام دنیا هم که مرا نخواهند                                     تمام دنیا هم که آوار شود بر سرم                     تمام دنیا هم که دل خراب مرا خرابتر کنند !!! تو هستی.آغوش تو باشد ، بوسه‌‌های تو باشد ،        
                     همین برای یک عمر زندگی‌ کافیست.       
این یه تکست بود تو سیستمم. عالی نیست ولی دوستش دارم به خاطر صداقتی که توش بود می شه گفت حس کرم ریختنی که تو نوشته داد می زنه ی قسمت از زندگیم شده بود که چسبوندمش به این حالا که بنا بر رسیدن نیست باید تمام جهان به درد ما دچار شود می خواهم تمام میوه های نرسیده را از درخت جدا کنم نمی گذارم هیچ مورچه ای به خانه اش برسد روی تمام جاده ها سنگ می ریزم جعبه ی سیاه تمام هواپیماه ها را سفید رنگ می کنم و چرخ همه ی قطارها را پنچر می
من از جهان دیگری به سمت ات آمده امو هر چه را که نام عشق بر آن استبرای ات آوردم .تمام آن چه که غیر از تو بود سوزاندمپس از تمام سال های عذاب و شکخدای عشق مرا برگزید تا با توخمار خواب خراب تمام مردم رادر آفتاب خنده های رهای توتمام کنیم .
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

پوشاک من - پوشاک مردانه، زنانه و بچگانه حصار سکوت