?طالع بینی بوسه متولدين ماه ها??بوسه متولدين فروردین?عشق بخش اصلی بوسه فروردینی هاست . بیشتر متولدين فروردین عاشق پیشه و رمانتیک هستند. بوسه های فروردینی ها اغلب دیوانه وار و اتشین است. ابراز علاقه انها از راه بوسه معشوقه شان میباشد.۴۰%بوسه های عاشقانه?۴۰%بوسه های شهوت?۲۰%بوسه های محبت امیز?? ?.? بوسه متولدين اردیبهشت? اردیبهشتی ها اکثرا کم ولی به موقع میبوسند . بوسه های اردیبهشتی ها اتشین نیست اما دارای نیروی جاذبه برای جنس مخالف میباشد. معمو
اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟ تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه! از دل گنبد تو بانگ اذان می آید تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟ می گدازی و تنت بر بدنم می بارد علت زله هایی و گسل یعنی چه؟ می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب به من آموخته ای رد و بدل یعنی چیه؟ وقتی از گرمی آغوش تو برمی خیزم تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چ
شبیه حس گلبرگیکه جان میگیرد از بوسهدلم تنگ است یک دنیابرای بوسه بارانتعشقم. دوست دارم.
خصوصیات اخلاقی متولدين ماه فروردین خصوصیات اخلاقی متولدين ماه اردیبهشت خصوصیات اخلاقی متولدين ماه خرداد خصوصیات اخلاقی متولدين ماه تیر خصوصیات اخلاقی متولدين ماه مرداد خصوصیات اخلاقی متولدين ماه شهریور خصوصیات اخلاقی متولدين ماه مهر خصوصیات اخلاقی متولدين ماه آبان خصوصیات اخلاقی متولدين ماه آذر خصوصیات اخلاقی متولدين ماه دی خصوصیات اخلاقی متولدين ماه بهمن خصوصیات اخلاقی متولدين ماه اسفند
این قسمت آخر سفرنامه است. این ترانه بابک رجبی هم که آن را از صفحه منصور ضابطیان برداشتهام، تیتراژ پایانی است. به سبک همه تیتراژهای پایانی سریالهای دهه شصت و هفتاد که از خانواده محترم رجبی تشکر میکردند، من هم از بابک رجبی تشکر میکنم. در این ترانه از عشق و بوسه در فضاهای شهری میگوید و ترجیعبندش آب بیا.» میگوید که هر چیزی از آب زنده است»؛ مثل اصفهان که از زایندهرود. شهر باید حس عاشقی را در آدم بیدار کند و دل آدم را برای بوسه به قیل
((آمده ام که سر نَهم))سجده زنم ، ضجه زنمبوسه زنم به در گهتباز رَه خطر زنمآمده ام به زیر لباسم تو را صدا زنمآن بُت گُل روی تو روبه دست کِشم، به سَر بَرمآمده ام که مستِ مستدر پی تو روان شومیا آتش عشق تو رابه جان خَرم به جان بَرمآمده ام که بی خبر راهزن دلت شومبوسه به لب ، جام به دستتو را چو جامه تن کنموگر تو را جدا کنندسَر دَهم و تن ندهم#بهناز خرّم
خشمِ روییده در غیرت می وزانَد به چهره ها عبرت داس از خودش به شرم مرگی کُنَد دِرو در بوسه های داس پرواز دخترک آه ای غریوِ مرگ! اندیشه در کجاست؟ در بازوی خِرَد در مهربان شدن یادم به کِشته ی خویش رفت و چکه های زندگی چه بوسه زار می شود سراینده : سیدعلی اصغرزاده رومینا اشرفی به دست پدرش کشته شد.
دلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بریناز را افزوده ، با نازت توانم می بریسوز دردِ عشق را با غمزه های ناز خودتا ته قلب من و تا استخوانم می بریمی زنی چشمک نهانی، جان تو! جان خودم!با تکان پلک خود تا بی کرانم می بریتا که می خواهم بگویم راز خود را ناگهاندستهای مهربان را بر لبانم می بریمی کنی ساکت مرا با بوسه های بی هواشعر را با بوسه از روی زبانم می بریتو شبیه دلبران هستی ولی جور دگردلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بری.
خدایا!/ چشم، تویی/ گوش، من؟/ پس اعتراضات خیابانی کیست؟/ کیست که راه میرود/ تکههایم را به دیوار میکوبد/ و میگوید/ -زن، یک سکوی نفتی بیشتر نیست-/ خداوندا/ خطر بوسههایش را/ به جان میخرم/ بگو صدایم کند (صفحه48) ای عبارت دیوانه- مجموعه شعر معصومه داوودآبادی. نشر آثار برتر
برادر اسمانی من از غم انگیز ترین روز خدا خاطره ای با من هست که صد ای کاش نبود و صدافسوس که من دیر تو را یافتمت برادرم دل همه جا خانه ی توست لحظه هایم همه ابستن اندوه تو اند کاش می شد که زمان ها به عقب برگردند تا که جبران شود این بی تو بودن تا که با عشق نگاهت بکنم و بگویم برادرم من ندارم دگر این تاب جدایی مان را من تو را میخواهم من دلم میخواهد بزنم بوسه به ان دست نوازش گر تو بزنم بوسه بر ان پیکر تو به خداوند قسم برادرجان از هماندم که تو رفتی همه جا د
ای کوره راه های خطر ما را, از وَرطه ی عبور مترسانید پاهای بوسه داده به تاول را, از راه های دور مترسانید ققنوس های در دل آتش را, ماها, نوادگان سیاوش را خورشید سربریده ی سرکش را, از برق کوه طور مترسانید سیمرغ کوه قاف نخواهد ماند, در دره های جن زده ی متروک شاهین تیز چشم شکاری را, از چند بوف کور مترسانید ما عاشقان سوخته دل هرگز, ترک شراب و شعر نمی گوییم لب های گُر گرفته ی ماها را, از بوسه بر بلور مترسانید ما سربه دارهای سراسر درد, گردن نمی نهیم به هر بند
دلم که مطمئنم بی ثبات خواهد شد اسیرِ حالتِ ناز و ادات خواهد شد "کسی که آمده تا شعر بشنود از تو دوباره عاشق آن چشم هات خواهد شد" بیا که رخ بنمایی و قلبِ عاشقِ من که از نگاهِ تو کیش است، مات خواهد شد که بخوانی تو برایم:"که بی تو سر نشود" و شهر عاشق لحن صدات خواهد شد بیا که پر بکنی خانه را ز عطر تنت که با تو خانه شبیه جنات خواهد شد بیا که زنده کنی با دو بوسه جان مرا که آن لبانِ تو آبِ حیات خواهد شد که ببوسی و مرا تا خودِ جنون ببری که از آن بوسه لبم گیج و م
هیچچیزی نمیتواند دوبار اتفاق بیفتد، در نتیجه، حقیقتِ تلخ این است که: ما بیتجربه و خام به دنیا میآییم، و بیهیچ شانسی برای یاد گرفتن، از دنیا میرویم. حتی اگر کندذهنتر از تو در دنیا نباشد، و تو کودنترین آدم روی زمین باشی، نمیتوانی این کلاس را دوباره بگذرانی، این درس، فقط یک بار ارائه میشود. هیچ روزی، مثلِ دیروز نیست، و هیچ شبی، دقیقا مثل شب پیش نیست، و هیچ بوسهای، مثلِ بوسهی قبل نیست و نمیتواند تو را همانطور از خوشی لب
داستان عکس معروف بوسه که توسط #آلفرد_آیزنشتت گرفته شده و بعدها به نماد صلح تبدیل شد چیست؟ ملوان جوانی به نام #مندوسا پس از شنیدن خبر پایان جنگ در سال 1945 در خیابانهای نیویورک میدویده و هر زنی را که میدیده میگرفته و میبوسیده، برایش اهمیت نداشته زن پیر است یا جوان، چاق است یا لاغر و آلفرد متعجب، دنبال او میدویده و با دوربین لایکایی که داشته چیلیک چیلیک عکس میانداخته و این عکس که از همه بهتر در آمده در مجله لایف چاپ میشود و توسط امریکا
یه شبه مهتابی بود رنگ چشماش آبی بود اما تو چشمای من هرچی بود بی تابی بود هرچی بود بی تابی بود یه پرنده که نگاش پرشه از آرزوهاش اگه بال داشته باشه میتونه وایسه رو پاش مثل آهو توی دشت مه تا مهتابی میگشت که دلم پر زدو رفت روگل بوسه نشست گل بوسه پرکشید توی برکه ماه رو دید مثل جنگ ماه و مهر ماه رو از تو برکه چید دم باد بی کسی تکیه دادن به کسی گل لاله عباسی یه سبد یه عباسی دم باد بی کسی تکیه دادن به کسی گل لاله عباسی یه سبد یه عباسی ترانه سرا : فرهاد شیبا
تمام شب گذشته رو فکر کردم ، با فکر خوابم برد و با فکر بیدار شدم . انگار دریایی از خیالات بهم هجوم آورده بودن ! دلم نمی خواست از رختخواب جدا شم. بدنم ، سرم ، تمام وجودم سنگینی می کرد . هوای بیرون تازه بوی پاییز گرفته بود و آفتاب انه از بین ابرهای تیره سرک می کشید . تمام مسیر رو باز فکر کردم . فکر و خیال تمامی نداره !!! هوا ابری و دل گرفته . از اتوبوس که پیاده شدم یهو یه قطره چکید روی لبم . بوسه ی پاییزی . آخ که چه مستت میکنه این بوسه ها .
نگاهش را به چشمت دوخت زینبز چشمان تو صبر آموخت زینببه لب های تو می زد چوب، بوسهبه پیش چشم تو می سوخت زینب***فدای ذکر یارب یارب توچه اشکی دارد امشب زینب توبه لب آورده جان کاروان رابه هر چوبی که می زد بر لب تو***تمام روضه آن شب بر ملا بودگمانم کربلا در کربلا بودبمیرم بوسه های خیزرانیفقط یک روضه ی طشت طلا بودشاعر:یوسف رحیمی
همه بوسه های آذین بسته به مقدسات یک سو؛
آن چند بوسه که بر پیشانی و دستانت زده ام یک سوی دیگر!
ای مقدس ترین آیت زندگی ام
متبرک شده ام به تقدس دستانت
به تقدس چشمانت
مرا به مهمانی شگرفی فراخواندی
به دیداری باشکوه
و ضیافتی که لایقش نبودم شاید
نازنینم.!
این خود بهشت بود در آغوش تو
خود بهشت برین
***
این کوچه های کوچک تهران، چه بزرگ شده اند حالا.
همان کوچه هایی که حبس کرده بودند مرا در تنهایی چند هزار ساله خود
آنگاه که در آغوش تو بودم، این پس کوچه ها،
روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی كه كمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی روزی كه آهنگ هر حرف، زندگی ست تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جستجوی قافیه نبرم روزی كه هر حرف ترانه ایست تا كمترین سرود بوسه باشد روزی كه تو بیایی،
میگویند ادم امد روی زمینبنظر من ک اشتباه محض استاخر این ادمیان هرچقدرخوب باشند بال ندارند برای پروازهرچقدر هم اشرف خلقیات باشند محدود به بعد جسمانی اند از نظر من خدا امد روی زمین،و افرید افرید افرید تورا،مرا،اورا و.خدا بالهای بعضیمان را گرفت ومثل مجسمه سازی ک با اتمام هنرش نگاهی تحسین برانگیز داشته باشد از خلق بهترین اثرشبوسه زد بر سینه ی فرشته ی بی بال و او را زنده کرد و رهایش کرد و رفتو خدا هرجای این زمین چندین فرشته ی بی بال و بی بوسه
۱. اولین عشق/ بوسه/ لحظهی خاص تو با چه کسی و چه زمانی بودهاست؟ ♥️
ه گزارش گروه وبگردی فارسی خوان شاید شما هم جزء آن دسته افرادی هستید که حداقل یکبار بدنبال اطلاعاتی درباره خصوصیات اخلاقی مشترکتان با افرادی که در ماه تولد شما بدنیا آمده اند رفته اید و یا اصلا برایتان مهم نبوده و این کار را بیهوده میدانید. گروه وبگردی فارسی خوان قصد دارد تا در این مطلب اشارهای به خصوصیات اخلاقی ، طالع ازدواج متولدين اسفند داشته باشد، پس با ما همراه باشید. آنچه در این مطلب میخوانید خصوصیات متولدين اسفند طالع ازدواج متول
به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس .دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه! M نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است,به خیسی چمدانی که عازم سفر استمن از نگاه کلاغی که رفت فهمیدمکه سرنوشت درختان باغمان تبر استبه کودکانه ترین خواب های توی تنتبه عشقبازی من با ادامه ی بدنتبه هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنونبه بچّه ای که توام! در میان جاری خونبه آخرین فریادی که توی حنجره استصدای پای تگرگی که پشت پنجره استبه خواب رفتن تو روی تخت یک نفرهبه خوردن دمپایی بر آخری
۱حال من خوش نیست و . حال بدم را دوست دارماین مسیری که برایت آمدم را دوست دارم۲پر شدم از خواستن تو ، در گذر از این مسیردرد تو بر جان من ، درد خودم را دوست دارم۳من نفهمیدم کجا و من چه راهی میرومهر مسیری که کنارت بودهام را دوست دارم۴هر مسیری که به دنبال تو بودم زندگیستهر طریقی که به همراهت شدم را دوست دارم۵سر به روی شانه و من تکیه کردم بر سرتآن زمان که بوسه بر سر میزدم را دوست دارم۶بوسه بر پیشانی و آن بوسههای دم به دمبوسه بر دستان تو، هر دم
" اینجا بیمارستان سوختگی اهواز است . اکنون کودک شش ساله ای بنام مصطفی با پانزده درصد سوختگی بستری شده است. او با قاشق گداخته و به دست پدرخود سوخته است "
- آهای کودک سوخته ی سرزمین من ! بر بوسه گاه تن نازنین تو بوی بریان توحش ، زخم کهنه ی کینه را باز هم تازه کرد. کودک معصوم این دیار! من با دستی که بی رحمانه تو را سوخت همدستم زانکه در سکوت سوختن تو تنها سر یه سرودن عاشقانه های خود سپرده ام . من از تصویر این همه اسباب و اصحاب خشونت ناتوان اما نقاش چه
یک لب به لب لعل و دست، اندر کمر یارشآتش زده بر عود و چنگی زده بر تارشیک دست به دست یار، دستی به چلیپایشیک چشم، به چشم ناز، چشمی به سراپایشیک لب به جام می، یک بوسه به گیسویشبرقی به همه عالم زد، آن خنده ی نیکویش
بوسه می خواهم من از آن گونه های روشنشیا گذارم عصر یک پاییز سر بر دامنش آنچنان که باد بازی می کند با موی اوفرصتی باشد که من با دکمه ی پیراهنش گرچه پوشیدست و چون هر غنچه دارد او حجابکوچه عاشق می شود از نازو عشوه کردنش آنقدر دارم به او غیرت که حساسم به بادبی هوا شاید شود سرمست از عطر تنش هیچ کس جز او نباشد عامل مرگم ولیآی مردم نیست هرگز خون من بر گردنش مجتبی اصغری فرزقی (کیان)
قطره های باران چه عاشقانه می سرایند.موسیقی عشق را،،،،،،آن سان که نوازش می کنند با بوسه های آتشین خود،پیکر بی جان برگهای ،،،،،،،ریخته شده. بر********سنگفرش#####کوچه های ویران خیالم را.@sohrabipoem#حسن_سهرابی
غافلگیری رسم دنیا شده است !
سرعت غافلگیری اش این روزها گوی سبقت را از همه چیز و همه کس یده
گاه معجزه ای میکند آنچنان باور نشدنی که دلت میخواهد به ناگاه در آغوشش بگیری و دو گونه اش را سفت ببوسی
یک طرف چهره اش را میبوسی وقتی کمی عقب میروی تا گونه دیگر دنیا را بوسه باران کنی میبینی تو ماندی و یک آغوش خالی !
تو میمانی و حسرت همان یک بوسه پوشالی
آری دنیاست دیگر انگار حوصله اش سر میرود از تکرار مکررات !
دنیا برای غافلگیری مان ثانیه شماری میکند .
30 اردیبهشت ( مساوی با ) اردیبعشق ( تولد بهترین بابای دنیا ) کودکی ، دخترکی ، موقع خوابسخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید :زندگی چیست ؟پدرش از سر بی صبری گفت :زندگی یعنی عشقدخترک با سر پرشوری گفت :عشق را معنی کن !پدرش داد جواب :بوسه ی گرم تو بر گونه ی مندخترک خنده برآورد ز شوقگونه های پدرش را بوسیدزان سپس گفت :پدر … عشق اگر بوسه بود …بوسه هایم همه تقدیم تو بادبابا جانشما قلبی به بزرگی دریا و روحی به وسعت آسمانها داریامیدوارم همیشه شاداب، خندان و س
درباره این سایت