عالم مثال که به آن عالم شهادت ، عالم اشباح، عالم برزخ و اقلیم ثامن نیز گفته می شود مابين دنیا و آخرت است. از جهتی شبيه به این دنیا است زیرا دارای شکل، مقدار و اندازه است و به عالم مجردات شبيه است زیرا عاری از ماده و آثار انفعالی ماده است مانند زوال و فساد. پس موجود مثالی موجودی است که شکل و اندازه دارد ولی ماده ندارد. عالم مثال محیط به عالم ماده است و در حکم باطن دنیاست. عالم مثال به دو قوس تقسیم می شود: 1- نزولی که قبل از عالم دنیا و بعد از عالم مجر
مقایسه تفاوت ها و ویژگی های دنیا و آخرت اسما و صفات دنیا و آخرت دنیا= اول، اُولی، مبدأ، ملک، عالَم شهود، خلق، أرض، طبيعت، میقات، حادثة، عاجلة، عالم سِفلی آخرت=آخِر، اُخری، معاد، مَلکوت، عالم غیب، امر، سماء، قیامت، میعاد، واقعة، ساعة، عالم عِلوی 1. حیات دنیا و حیات آخرت حیاة الاولی= حیات دنیوی(در دنیا) =//= حیاةالاخری= حیات اخروی(در آخرت) 2. عالَم مقید و عالَم مجرد عالم ماده/مادی و مقید (طبيعی= عالم طبع) =//= عالم غیر مادی و مجرد(معنوی=عالم معنا) 3.
دو چشمم گاهی اَبر و گاهی بارانقلب تو هم مثل من هست داغان؟بعد رفتن تو،گفتند بمن دیوانهدگر عاشق مباش و خواهانبه جماعت ِ بي احساسِ عشقنادیدهچه گویم مگر دل کندن هست آسانگفتند خیال پر زدن داشت و پر کشیدگفتم اندرون صدف، دُر هست پنهانگفتند آن دُر، بر گردنی شده آویزانگفتم عشق او می ماند تا ابد جاودانگفتند زعشق چه حاصل جز خوشه غمگفتم وقت برداشت همیشه هست گرانگفتند عشقِ بيمارِ آفت زده نباشد ارزشیگفتم در دل عُشاق بهایش هست یکسانگفتند بعد او خوب ب
زمان گذشته یا حال التزامی؟ در يکي از سایتهای اینترنتی، دبيری مطالبي درباره ی زمانها نوشته بود که بخشی از آن توجه مرا به خود جلب کرد: ((علی به احمد "گفت": هر وقت پدر و مادر "گفتند" به سمت شمال حرکت خواهیم کرد!)) در اینجا زمان افعال "گفت" و "گفتند" ماضی است و "خواهیم کرد" آینده! * پرواضح است که فعل "گفت" ماضی است و اما درباره ی فعل جمع (گفتند!) این درست است که ساختار ظاهری آن مربوط به زمان گذشته است ولی گمان نکنم بتوان فعل "گفتند" را به زمان گذشته نسبت داد!
از آن حرفهای رایج در ادبيات ما که امروزه بيمعني است همین است که: يکي را گفتند عالم بي عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بي عسل! زمانی این حرف درست بوده که مردم نادان بودند و خود نمیتوانستند با قیاس و استدلال منطقی و علمی درستی یا نادرستی حرفی را بررسی کنند، چون اصولاً چیزی به اسم علم وجود نداشته است و لاجرم فقط وقتی حرف کسی را میپذیرفتند که گوینده خود به آن عمل میکرده است. امروزه فقط این حرف فقط در مورد کودکان درست است؛ یعنی کودک به جای حرف
جهان پر درد میبينم دوا کو دل خوبان عالم را وفا کو ور از دوزخ همی ترسی شب و روز دلت پر درد و رخ چون کهربا کو بهشت عدن را بتوان خریدن ولیکن خواجه را در کف بها کو خرد گر پیشوای عقل باشد پس این واماندگان را پیشوا کو ز بهر نام و جان تا بام یابي چو برگ توت گشتی توتیا کو مگر عقل تو خود با تو نگفتست قبا گیرم بيلفنجی بقا کو درین ره گر همی جویی يکي را سحر گاهان ترا پشت دوتا کو به دعوی هر کسی گوید ترا ام ولیکن گاه معني شان گوا کو سراسر جمله عالم پر یتیمست یتی
عرفا مجموعة نظام هستی را به شکل دایره ترسیم میکنند و آن را دایره وجودیه مینامند.(اسفار، ج۷، ص ۱۰۷ و ج ۸، ص ۱۳۲؛ )طبق آیه :إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ» ، نقطه شروع و پایان خداوند است. یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ.یعنی:ای انسان همانا با رنج و زحمت به سوی پروردگارت روانی و (عاقبت) او را ملاقات خواهی نمود.دایره وجودیه به دو نیم دایره یا قوس تقسیم می شود :1- قوس نزول که هستی از مرا
.
روزی به حضرت علی (ع) می گفتند:
شما شایستگی رهبری مردم را ندارید !!
گفته می شد: چرا ؟؟؟
می گفتند : *چون شما در صدر اسلام قاتل کفار و #منافقین بودید و از شما دل خوشی ندارند*
---
.
نگاه خوش بينانه و بدبينانه به عالم محمدامین مروتی می توان دو نگاه به عالم داشت: دنیا جای خوبي است و زندگی نعمتی است که باید شکرگزارش باشیم و شکر این نعمت در این است که برای اصلاح هر چه بيشتر این دنیای خوب تلاش خود را بکنیم. این رویکردی مصلحانه و معقول و امیدوار است. دنیا جای بدی است و زندگی نوعی رنج و مردن تدریجی است. مگر این که از صفر شروع کنیم. عالم و حتی آدم را شخمش بزنیم. زیر و رویش کنیم و بر روی ویرانه های این جهان، عالمی دیگر و آدمی دیگر بساز
علی با اصرار میگفت که مراقب بساطم هست تا برگردم؛ شاید فکر میکرد نمیخواهم زحمت دهم یا نگران جنسهایم هستم اما فقط نگران اعلامیهها بودم. به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت باشگاه خبری فارستوانا»، گفتند، پیرمردیست، انقلابي، بسیجی، رزمنده و جانباز. گفتند، کولهبار خاطرات دارد و حرفهایش گنجینهای است؛ حتی لنز دوربين سید مرتضی آوینی» هم در با من سخن بگو دوکوهه» ثبتاش کرده؛ گفتند مویی سپید کرده و محاسنش را؛ او هنوز هیئتدار است
در دانشگاه خیلی ها گفتند مغروری.زیاد از خود تعریف می کنی.برخی ها گفتند خیلی زر میزنی(بخونید ادعا می کنی)آخر های دانشگاه. خیلی ها می گفتند کینگبرخی ها می گفتند.(اسمش یک رازه بين من و دوستام)شجاع و ریسک پذیری.سربازی روز اول کاری کردم (برای خودم) ، به من گفتند ناخدا.( بيش از 50 سرباز می گفتند ناخدا.) ما هم فکر می کردیم خدایا تو سربازی هم بين چاپلوسا گیر افتادیم. تا امروز دوست عزیزم(همزاد) این آزمون را معرفی کرد. من آزمون دادم. از این آزم
السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک. آنقدر دروغ گفتند؛ و یا نه! بيا خوشبين باشیم! حواسشان نبود و آنقدر ناراست گفتند رقیبان کرسیهای ت که مردممان، ملت خون ِ دل خوردهی خون دادهمان بيتفاوت شوند به ت ِ عین دیانتمان. بيا خوشبين باشیم و نگوییم بيشتر از اینکه شهوت مقام گرفته باشدشان، عروسک خیمهشب بازی بدخواهان بودند برای تضعیف ِ انقلاب. آن ملت جان و خون بر دست، که انقلاب 57 را بر دوش کشیدند یا هنوز هُرم نفسهاشان تمام وجود
کمتر بکن این عشوه و این دلبری ات را پیداست،،، بپوشان بدن مرمری ات را تو مال منی، غیرتی ام، خنده نداریم لعنت به تو، پایین بکش آن روسری ات را ، ای آبيِ من، قهر نکن، من که خرابم دیوانه نکن عاشق خاکستری ات را برگرد و کمی حرف بزن، توی سرم کن آن لهجه ی شیرین و خوشِ آذری ات را آن لشکر موهای تو دیدی که چه ها کرد؟ تقدیر نباید بشود رهبری ات را؟ تو سر تر از هر آدمی و عالم امکان افسوس نفهمیده بُدم برتری ات را بعد از تو شدم بهجت تبریزی تهران با من همه گفتند: چه
ای معجزه بزرگ این عالم توشوریست که داده ای به این حالم تومن معجزه ها دیده ام واما هیچیک چون تو نکردست دل من را گیجتو شور ترین شهدِ خدایی بارانپرنورترین سایه دنیایی جانتو ساده ترین زیور عالم هستیدل سنگ ترین دلبر عالم هستیتو معرکه عشق در این دل هستیتو حوری و نوری که از گِل هستیتو آن نمِ باران که شدی سیلابمآن روز بياید که کنی سیرابم؟!!!؟من مشتعل عشق تو ام بارانمیک روز که زندگی رسد پایانمجز نام تو هیچ با خود نبرمجز عشق دگر هیچ ز دنیا نخرمع
برنامهای که شبکه 4 با این نام میگذاره رو دیدید؟ زندگی پس از زندگی. تجربهی نزدیک به مرگ یک سری آدم که برای دقایقی فوت شدند و چیزایی از عالم بعد از مرگ بهشون نشون داده شده نمیخوام چیزهایی که اونا گفتند رو اینجا بنویسماصلا نمیشه نوشت! اگر ندیدید برید از تلوبيون سرچ کنید و حتما برنامهای که مهمونش محمد زمانی هست رو ببينید مال دیشب و امشبه. ایشون 40 سال پیش تجربهای به دست آورده که توی دنیا معروفه و دنبالش اومدن و ثبتش کردن
آنان که محیط فضل و آداب شدند در جمع کمال شمع اصحاب شدند ره زین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانهای و در خواب شدند! مضمون کلّی این رباعی منسوب به خیّام آشکار است ؛ حتّی عالمان و فیلسوفان بزرگ نیز از شب تاریک این جهان راه نجاتی نیافتند و سرانجام آنان نیز در خواب شدند و مرگ را بهناگزیر پذیرفتند و تنها افسانهای از آنان برجای ماند! امّا رباعی را میتوان مقداری دقیقتر معني کرد و گفت: حتّی آنان که بر همۀ آداب و علوم احاطه یافتند یا محیط = اقیانوس
پرسش : زمانی كه مرده را دفن می كنند شب اول قبر از چه زمانی است و چقدر طول می كشد؟ آیا در آن لحظه كسانی كه در دنیا برای آن مرده ای دعا می خوانند در آن لحظه به او می رسد و از عذاب او كم می شود؟ پاسخ : قبل از هر چیز لازم است چند نكته را متذكر شویم. 1. انسان پس از مرگ وارد عالمی می شود به نامعالم برزخ» حیات برزخ و حقیقت باطن همین عالم دنیاست. دنیا ظاهری دارد و باطنی، ظاهر دنیا كه بدان عالم مُلك گفته می شود همین دنیای مادی كه ما در آن زندگی می كنیم كه خصوصی
چشم حسودان کور باد و گوش شیطان کرتنها تو اُم المومنینی نزد ما ، مادر !بستی دهان هرزه ی یک مشت جاهل راآن ها که می گفتند به خَتم الرُسُل : اَبتَرالسابقون السابقون تفسیر ایمانتای دامنت شان نزول سوره ی کوثراز مال دنیا هیچ کس مانند تو نگذشتایمان که باشد بيشتر،دل هست دریا تر !دست کدامین جاعِل تاریخ پیرت کرددر صورتی که بوده ای هم سن پیغمبر؟کُفو علی زهرا شد و کُفو محمد ، تو !ای جان عالم به فدای مادر و دخترسالروز ازدواج پیامبر و حضرت خدیجه سلام الله
با سلام امروز یه سری از ضرب المثل هایی که درباره تنبلی و پشت گوش اندازیه رو براتون بنویسم 1. به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم ! ( دقیقا بعد از این جمله حال آدم تنبل این شکلیه) 2. فرزند عزیز نوردیده از دبه کسی ضرر ندیده ( همون دبه کردن خودمونه)3.گربه تنبل را موش طبابت می کند 4. تنبل خانه شاه عباسی 5. الهی که آقام آب بخواد
هویّت ذاتی و وجودی همۀ موجودات امکانی، هویّت تعلّقی (آویختگی محض) است که دم به دم از ربّ ودود فیض وجود می گیرند و نسبت به خود، عدم و بطلان محضند. و يکي از بطون معانی قصۀ شیرین عالم ذرّ، همین نکته است که وقتی خدای سبحان، حقیقت وجودی انسانها را به آنها نمایاند و آنها به تماشای خود نشستند و خود را ربط محض به رب یافتند، با زبان وجود که از زبان قال و حال هم گویاتر است، گفتند: "بلی شهدنا".و این عالَم همچنان موجود است و به لحاظ رتبي قبل از این عالم است ن
کفار: خدا کیست و در چه سال و تاریخى خدایت به وجود امد ؟ امام فرمود:خداوند وجود داشته قبل از بوجود آمدن زمان و تاریخ و هرچیزى كه وجود داشته . كفار گفتند: چه طور میشود؟ !هرچیزى كه به وجود آمده یا قبلش چیزى بوده كه از او به وجود آمده ویا تبدیل شده!!امام على (علیه السلام) فرمود : قبل از عدد ٣ چه عددى است ؟گفتند ٢ امام پرسید قبل از عدد ٢ چه عددیست ؟ گفتند ١ امام پرسید و قبل از عدد ١ ؟گفتند هیچ امام فرمود چطورمیشود عدد یك كه بعدش اعداد بسیاری هست قب
پیامبر (ص) بعد از اتمام مراسم حج در آخرین سال عمرش در راه برگشت در محلی به نام غدیرخم در نزديکي جحفه دستور توقف داد، زیرا پیک وحی فرمان داده بود که پیامبر (ص) باید رسالتش را به اتمام برساند. پس از نماز ظهر پیامبر (ص) بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و فرمود: ای مردم! نزدیك است كه من دعوت حق را لبيك گویم و از میان شما بروم درباره من چه فكر می كنید؟» مردم گفتند: گواهی می دهیم كه تو آیین خدا را تبلیغ می كردی» پیامبر فرمود: آیا شما گواهی نمی دهید كه ج
شیخ جعفر شوشتری يکي از علمای معاصر است که علاوه بر تالیف کتاب های گوناگون يکي از اساتید بنام حوزه علمیه نیز بوده است.و منبر او همیشه مخاطبين زیادی داشته است حتی گفته میشود که ناصرالدین شاه نیز با لباس مبدل در برخی از منبر های او حاظر میشده تا خطبه های او را بشنود. کتاب خصائص الحسینیه به قلم شیخ جعفر شوشتری است. قبل از ایشان صدها کتاب در باره عاشورا نوشته شده بود ولی وقتی این عالم بزرگ قلم به دست گرفتند از ویژگی های منحصر به فرد امام حسین علیه ا
عدهای میگفتند که خورشید ارابه طلایی شعلهور است که اسبهای جادویی و پرنده آن را در آسمان میکشیدند و صبحها خدای خورشید در مشرق سوار ارابه میشود و او و اسبهایش به آسمان صعود کرده و هنگام غروب به انتهای غربي زمین میرسند. در تاريکي شب در حالی که از ارابه طلایی شعله ورش هیچ نوری به چشم نمیخورد به مشرق برمیگردد. با وجود داشتن چنین عقیدهای که زمین را مسطح فرض میکردند باز هم سوالاتی در ذهنشان نقش میبست از جمله اگر زمین صافی داری
سطح فکری مشرکان مکه در زمان ظهور دین خدا===============================================================گفتار هرکسو آنچه که می خواهد نشانگر شخصیت اوست .یک بررسی دقیق از آیات قرآن که بخشی از تاریخ نشر دین اسلام را نشان می دهد ثابت می کند که مشرکان علاوه ب غرض ورزی از سطح فکری بسیار پایین نیز برخوردار بودند.آیات ۴ تا ۸ سوره فرقان بيانگر آن خواستهای کودکانه و جاهلانه است! كسانى كه كفر ورزیدند گفتند این كتابجز دروغى كه آن را بربافته چیزى بيش نیست و گروهى دیگر او را بر آن
روزی بود و روزگاری. کلاغ شیطانی بود که دوست داشت همه را مسخره کند. مادرش به او پیشنهاد داد که این کار را کنار بگذارد و همینکار را هم کرد. روزی ننه کلاغ رفت تا غذا بياورد. و به پسرش گفت: در خانه بمان و از لانه دور نشو. ولی جوجه کلاغ به حرف ننه کلاغ گوش نکرد و از لانه بيرون پرید. افتاد در لابهلای تیغ های کاکتوسی و برگها روی او را پوشاندند. کلاغی جوان در نزدیکهای آنجا رفت و آمد میکرد و جوجه کلاغ را دید. کلاغ جوان رفت تا دوستانش را برای کمک بيا
بيستم جمادی الثانی مصادف است با ولادت سعادت آفرین یگانه بانوی عالم بشریت، عطای خداوند رحمان، حضرت زهرا(س) وجود مقدسی که ن و مردان بسیاری در کلاس درسش زانوی ادب زدند و از جویبار طیب و طاهرش جرعه هایی از علم و معرفت و تقوا نوشیدند و کام تشنه خویش را سیراب کردند.
هر که با ما می کند بيگانگیمعني بيگانه می دانیم مانه فلک را گرد آن شمع طرازجوشش پروانه می دانیم مااز دو عالم گر چه بيرون رفته ایمخویش را در خانه می دانیم ماهمچو صائب شهپر توفیق راهمت مردانه می دانیم ماعقل را دیوانه می دانیم ماعشق را فرزانه می دانیم مادست و تیغ عالم خونریز راشیشه و پیمانه می دانیم مااستقامت را . .ادامه دارد
نیایش و آرزوکردن ها وزن روح و هویت حقیقی انسان را با توجه به خواهش هایش برای "قوای فعاله عالم "مشخص می کند قوای فعاله ی عالم؛ چرخه ای از" فعالین هستی" هستند که کارشان گماشتگی برای خدمات دهی به عالمیان به ویژه انسان هاست. قوای فعاله ی عالم؛ فرشتگانی هستند که در لوای عناصر مشخص برانسان گماشته می شوند تا به او خدمت کنند و یا مراقب او باشند و یا نیازهایشان را درچرخه ی حرکت رفع و رجوع کنند. انسان درحال حرکت به سمت بلوغ و پویایی و تعالی؛ انسانی است که
مدتی در فارسی به کامپیوتر مغز الکترونيکي» میگفتند. بعد از ورود این دستگاه به ایران در اوایل دهه ۱۳۴۰ نام کامپیوتر بهکار رفت. واژه رایانه در دو دهه اخیر رایج شده و بهتدریج جای کامپیوتر را میگیرد. واژه رایانه پارسی است و از فعل پارسی رایاندن به معني سامان دادن و مرتب کردن آمده. معني واژگانی رایانه میشود ابزار دستهبندی و ساماندهی.
درباره این سایت