نتایج جستجو برای عبارت :

پیام صدای زاغ بورها سکوت کویر را شکست

عزیزترینم ، با ارزش ترین حس زندگی ام ، سکوت فقط صحبت نکردن نیس ، سکوت فقط آروم بودن نیست ، سکوت فقط نگاه کردن و دم نزدن نیست گاهی سکوت را صحبت عقل بدان ،  بعضـى ها گــریه نمى کنند اما از چشم هاش معلومه که اشــکى به بزرگى یک سکــوت ، گوشه چشماش به کمــین نشسته نفسم ، گاهی دلت اونقدر میگیره که مجبوری تمام بغضت رو با سکوت دفن کنی و این شده یکی از اصلی ترین کار این روزهای خاکستری من ،،،،،،، فرزانه ام ، نازنینم ، ای همه ی ناز من ، جانم به فدات ، در
1     ( جاودانه + ی ) چگونه نوشته می شود ؟ الف ) جاودانی                 ب ) جاودانه ی                پ ) جاودانگی                  ت )جاودان 2    با حروف ( ع ، ل  ، ظ  ، ت  ، م  ، ن ، د ) پنج کلمه ی معنی دار بنویسید .3      به نظر شما جمله ی > چه پيامی را می رساند ؟4    جاهای خالی را با حروف ربط ( اما ، نیز ، هم ) کامل کنید .بازرگان زندگی خوب و آرامی داشت. فرزندان در کنار پدر و مادر، فضای گرم و پُرمهری داشتند.  مریم گفت: آنها از تدریس آموزگار خود لذِّت می برند
یکی از بهترین راه های پيام رسانی در سکوت جلسات است متاسفانه شاهد صحبت اعضا در زمان برگزاری جلسات هستیم علت در چیست عدم آگاهی از این موضوع که سکوت بخش مهم و ضروری فضای در جلسات است کوچک بودن فضا و نشستن افراد در نزدیک هم وسوسه صحبت با دیگران را تشدید میکند عدم استفاده از سخنران در مورد وم حفظ سکوت در جلسات بهر روی جلساتی که سکوت در آنها برقرار است محیط بهتری برای تازه واردان خواهد بود امید است که اعضا بیشتری جهت انجام دعا و مراقبه به
 به گزارش جهان نیوز، دارایی‌های دلچسب این سرزمین، "کوير"  همیشه در گوشه‌ای از ذهن ایرانی‌ها جا خوش کرده است. چند صباحی است این داشته ناب، مطلوب گردشگران شده، و از آن پس سکوت در تنهایی کويرهای ایران شکست. ابتدا پای گروه‌های نجوم و ستاره‌شناسان به کوير باز شد، ‌کمی بعد از ورود اتومبیل‌های عظیم الجثه به کوير خبرهایی به گوش رسید و کم‌کم تب سافاری و سپس هم آفرودسواری در کوير داغ شد.این چنین بود که سکوت و آرامش کوير از بین رفت و جای خود را به
کنارمی و من بی تاب نزدیکی و من دور را میگردم در بینابین این فیلم که میبینیم من فقط غرق آن نقش تیره هاج و واج میشوم و اصلا نمیدانم چه شد داستان خود ما از آن ندای فال ما از تپش های پی در پی از صداي ساز تو از سکوت زیر نور ماه از آن عشق داغ چه ماند
دل که شکست تاب و توان داشتن چه سود رویای برگ و بارِ گِران داشتن چه سود دل که شکست ، مابقی عمر ، نزد خویش شرمندگی به قیمت جان داشتن چه سود یک لقمه نان سواره و آدم پیاده است نام آوری چنین و چنان داشتن چه سود هی اشک پشت اشک دلی وا نمی شود بغضی به قدر هر دو جهان داشتن چه سود در جنگ نابرابر احساس بی دریغ با دست خط عقل، امان داشتن چه سود تنها سکوت مانده و زخم نبود تو . دیگر ، هزار سال زمان داشتن چه سود #سید_مهدی_نژاد_هاشمی
طلوع و غروب در کوير ، آسمان پرستاره و سکوت کوير، موزاییک‌های شنی، کریستال‌های نمکی و شهرهای خیالی از جمله مواردی است که در کوير‌های ایران برای گردشگران جذاب و دیدنی است بیابان به ظاهر دارای طبیعتی خشک و خشن و زیست بومی شکننده و ناپایدار است ولی در نهان خود زیبایی‌های منحصربه‌فرد و بکری دارد که البته ناشناخته و مهجور مانده است و این در حالی است که وسعت کويرهای ایران و ویژگی‌های آن، کشورمان را به یکی از معروف‌ترین مناطق خشک جهان تبدیل کر
ترجیح میدم سکوت کنمببینم چیکار میکنیتو نبودی من چ رفتاری کردممن نیستم ببینم تو چ میکنیسکوت میکنمببینم دیگه چیا میخای بگیببینم تحملتوببینم کاراتوببینم اخلاقتوسکوت گاهی خوبهتا ببینی طرفت چند مرده حلاجه
۱۰ دلیل که چرا باید عاشق شکست باشیم! موفقیت بی‌نظیر است، اما شکست‌ هم فواید قابل توجهی دارد. فهرست زیر بر اساس گفت‌وگو با یکی از برترین سخنران‌های انگیزشی و نویسنده‌ی شهامت شکست‌ آرت مورتل، تهیه شده است. ۱. شکست‌ بیش‌تر از موفقیت به شما درس می‌دهد، به ویژه درباره‌ی خودتان. ۲. شکست‌ فروتنی شما را تجدید می‌کند و هدفمندی‌تان را تقویت می‌کند. ۳. شکست‌ بهترین فرصت را فراهم می‌کند تا ایده‌های جدید را امتحان کنید.
 مهر رفت. ابان رسید مهر مهر مرا یاد حرفت می اندازت میگفتی مهربان مولی مهربانویم نشدی!! نشدی.!اما هنوز .نهابدی مهرت به دل دارم تو سکوت میکنی چشم هایت ولی با من چقدر مهربانندتو سکوت میکنی ولی لبانتحرف ها دارند تو سکوت میکنی اما ضربان قلبت اهنگ مهر مرا دارند تو سکوت میکنی موهایت اما دستانم را فریاد میزنندتو سکوت میکنی صدايت اما مرا به کنارت میخواند تو سکوت میکنی اما دلت سکوتم را میخواهد به وقت نفس کشیدن در کنارت تا نسیم دلنوازت ر
صد ها سال پیش مردی زندگی میکرد او از خدا و شیطان ناراحت شد بنابراین به خدا گفت من نه راه تورا میروم نه راه شیطان را تنها راه خودم را میروم شیطان و خدا با یکدیگر متحد شدند تا او را از این تصمیم باز دارند اما هر دوی آنان هر بار شکست میخوردند آن مرد بیشتر وقت ها در سکوت بود مردم اهالی شهر او را به عنوان یک مرد افسرده میشناختند اما خودش اینگونه فکر نمیکرد و فکر میکرد خوشبخترین انسان است حتی با اینکه یک زندگی بسیار معمولی داشت شبی با صداي بلند وارد ک
آواز عاشقانهآواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد ای وای ، های های عزا در گلو شکست آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست " بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت " آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند نفرین و آفرین
تنها بودیم در دورترین نقطه شب بسیار دیدیم، بسیار گذر کردیم، بسیار بودند. اما هیچ! سکوت بود و سکوت بود و سکوت و تنها نور! پس از آن بسیارها؛ یک صبح چشم گشودیم و اینجا بودیم! حالا اما دلمان برای سکوت تنگ می‌شود، برای نور، و برای هیچ! اما از همیشه تنهاتریم!
به درجه ای رسیدم ک از حرف زیاد فقط سکوت میکنم سکوت سکوت سکوت باورم نمیشه منی که معروف بودم ب پرحرفی و اینک هیچ وقت حرفام تمومی نداره، حالا دیگه حوصله ی کلمه حرف زدن یا نوشتن رو ندارم  چه تلخچه روزگاریع واقعنگاهی فک میکنم نهایتش اینه که چار روز دیگ میمیریم حالا مگ مهمه ب عشقت برسی یا ن  امشب از بس گریه کردم و هی خواسم خودمو کنترل کنم و اشکامو سریع پاک کردم، رفتم جلو آینه دیدم چقدر پشت چشمم و دور و پایین چشمم وحشتناک خون مرده و سیاااااه شده حا
شب نهان عجیبی دارد در هزارتوی سکوت خویشتنی دارد سپید شب پاسبانهایش گامهی کشدارو صدايی پژواک وار دارند شب گلویش از خواندن خطوت سکوت درانتهای سرک کشیدنهای ستارگان دورگه میشود شبها وقتی به نیمه میرسد حتی صداي سگها هم دورگه میشود صداي روباه ها فرجام مرغ هارا به چالش میکشد فاراب خ-ق
سکوتتو را انسی عجیب است با سکوت!!آنوقتها سکوتت را نشانه ی رضا میدانستم! سکوتت نشکست ، امّا با رفتنت من شکستم .حالا ،تو فقط در رویاهای شبانه ام حضور داری ،نمیدانم چرا در رویاهایم هنوز سکوت بر لب داری ؟!
نگاه‌ها چه ظالمانه جای کلمات را گرفته اند سکوت چه قدر جای صدا را هنوز نگفته ام دوستت دارم نگاهم اما به عربده گفت عربده ای که نرگس حافظ راپژمرده کرد هنوز نگفته ای دوستت دارم سکوتت اما بارانی شد و دل صنوبری خشکم را خرم کرد در این تابوت آرواره ، سروی به شکل دل آدمی بود سروی مرده در خشکسال مهر از مژگان میترائی تو آفتابی جاری شد مرده بیدارشد و تابوت را شکست و شلنگ انداز خیابان ها را باغ سرو کرد سکوت چه قدر جای صداها را می گیرد هنوزنگاه چه ظا
سکوت غیر دلالت کننده بر تقریر سکوت غیر دلالت کننده بر تقریر در مواردی نیز سکوت، دال بر رضایت نبوده و مجوز عمل انجام یافته محسوب نمی شود؛ از جمله جایی که سکوت همراه با اظهار علایم نیتی مانند رنجش و ناراحتی و خشم و کراهت بوده و با به دلایل دیگری سکوت صورت گرفته باشد.
زیبای های خاص کوير و شب های پر ستاره اش، گردشگران بسیاری را مجذوب خود کرده است. به جرات می توان گفت زیباترین کويرهای جهان در ایران قرار دارد، اما این جاذبه ی طبیعی زیبای کشورمان در سال های اخیر مورد توجه مردم قرار گرفته است. متقاضیان سفر به دل طبیعت بارها و بارها به کوير سفر  می کنند روی شن های داغ و روان کوير راه می روند و به سکوت دلپذیرگوش جان می سپارند و شب های پرستاره اش را نظاره می کنند و بار دیگر مشتاق تر به سمت می آیند.کوير همیشه با آغوش ب
عروسک قصه ی من گهواره ی خوابت کجاست ؟قصر قشنگ کاغذی پولک آفتابت کجاست ؟بال و پر نقره ای کفتر عشقمو کی بست ؟آینه ی طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست ؟عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنتبمیرم ای شکسته دل چه بی صداست شکستنتصداي عشق من و تو که تلخ و گریه آورهتو این سکوت قصه ای شاید صداي آخرهبعد از من و تو عاشقی شاید به قصه ها برهداریوش عروسکشاید با مرگ من و تو عاشقی از دنیا برهعروسک قصه ی من سوختن من ساختنمهتو این قمار بی غرور بردن من ، باختنمهعروسک قصه ی من
سکوت اگر به سخن در بیاید همه چیز تغییر می کند، من از مستبدها و زورگوها به مراتب کمتر از کسانیکه که از روی ترس سکوت می کنند، می ترسم، ترس ابتدا حرکتی از روی نا آگاهی و نشناختن بوجود میاد و در صورتی که ادامه پیدا کند تبدیل به یک رفتار و در پایان به خرافه و جهل تبدیل خواهد شد و جاهل و نادان ابزاری می شوند در دست زورگوها، ترسوها اگر با ترس خود در بیفتند و به سخن درآیند همه چیز تغییر می کند، در درازای تاریخ برج و بارو و کاخهای بلند فرو ریختند چه رسد ب
داره میخونه وقتی میسوزم من تو عادی شدن، حالمو شمع ، میفهمه هنوزم میترسم از صداي قطار . منم مینویسم مثل ترس اولین‌بار که تنهایی سوار اتوبوس شدیم لذت اولین حقوقی که گرفتیم، مثل پُز اولین گوشی موبایلمون، گریه ‌های اولین شکست عشقی، مثل تموم این مزه‌ها، صداها و خاطره‌ها، موندی ته ذهنم، هستی، چشیدمت،میشناسمت ولی خیلی دوری، خیلی دور. دوباره میخونه. رفتی از ذهن این خیابون تو گریه های بارون من میمردم چیزی نگفتم از این سکوت به اون که خو
استاد سعید نوروزی در تاریخ۷۷/۸/۵ در خانواده ای مذهبی و آبرو دارچشم به جهان گشود وی درسال۸۳تحصیل را آغاز کرد. ایشان الان دردانشگاه تبریز در حال تحصیل در رشته زیست شناسی است. وی نقاشی چیره دست است که دستی به قلم نیز دارد که آخرین شعرشان به مناسبت شهادت حضرت صدیقه ی کبری فاطمه زهرا(س)است. در خود شکست حیدر وقتی شکست پهلو شرمی نشست بر در وقتی شکست پهلو چشمان خیس مولا تنها تر از همیشه بغضش شکست آخر وقتی شکست پهلو شهر نبی ست آری در دست نانجیبان کو سنت
داگ جونز د مکرات در انتخابات در  ایالت آلا با ما  . جنوب امریکا . برابر روی مور جمهوریخواه پیروز شد.  . دونالد ترامپ از  مور  حمایت کرد بود    و این یک شکست  سنگین  برای ترامپ است   شکست ترامپ
ادیسون یک مثال عالی برای فردی است که به حرف دیگران گوش نکرد و اسیر شکست شد.ادیسون هنگامی که درباره شکست هایش از او سوال کردند .چنین گفت: من شکست نخوردم ،من فقط هزار راه پیدا کردم که به موفقیت ختم نمیشد.
آمده بود. آمده بود همین حوالی و نیامده، نرسیده بار و بُنه را جمع کرده بود که حسادت بیخود، که نتیجه‌گیری‌های بی‌حاصل که دیدم باز همان حدودِ هیچ و پوچ داشتم پرسه می‌زدم. که باز داشتم سردرد می‌گرفتم و با تیک گرفتن‌ها مردمک چشم در حدقه می‌چرخاندم. و از آن‌ها که نباید عصبی می‌شدم. سکوت می‌کردم و سکوت می‌کردم‌. وعده‌ام پوست لب شده بود و خونِ جگر. آهِ فراوان و آخِ گیرا. جدول مندلیف و لغت‌نامه دهخدا. سبک تو و راه من. نازِ تو و عشق من. درد تو و در
شکست در کسب با کار به دلیل ترس جدید
 
شکست در کسب با کار به دلیل ترس جدید


افرادی که در زمینه تجارت و کسب و کار مشهور و موفق هستند همواره بر غلبه به ترس و قدرت ریسک پذیری در کار تاکید می کنند،دکتر سلام در این مقاله شما با عوامل شکست در کسب و کار بیشتر آشنا می نماید.
شکست و ناکامی در تحقق اهداف به‌ویژه در دنیای امروز برای اغلب مردم یک تابو به شمار می‌رود و هیچ‌کس دوست ندارد حتی یک بار هم شکست را تجربه کند؛ این در حالی است که همه می‌دانند تجربه ش
دیروز برای اولین بار بعد از قرنطینه الف و هلیوم رو دیدم. الف یه جورایی صمیمی ترین دوست منه و هلیومم از اون دوست عزیزاس برام. راستش دلم خیلی تنگ شده بود برای خودمون. برای اینکه باهم حرف بزنیم، یا حتی حرف نزنیم ولی از سکوت بینمون معذب نباشیم. دیدین؟ آدمای کمین که آدم میتونه از سکوت باهاشون لذت ببره. من از سکوت بینمون لذت میبرم. از اون لحظاتی که باهم حرف میزنیم راجب چیزای عجیب جدید و هرکدوم چند ثانیه بینش به فکر فرو میریم.
انشای کسی در سکوت فریاد می‌زند تقدیم به شما عزیزانکسی در سکوت فریاد می‌زندای غصه مرا دار زدی خسته نباشی آتش به شب تار زدی خسته نباشیای غصه دمت گرم که در لحظهٔ شادیبا این رگ من تار زدی خسته نباشیای غصه عجب زخم زدی بر دل زارمبا شوخی و با خنده زدی خسته نباشیای غصه عجب.این عجب نیست. چه عجب؟!عجب آن است که چش بیند و دل باور نکند.عجب آن است که دل بشکند و یار باور نکندوبلاگ HAKIMAN
دو روز مانده به پایان جهان
تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است تقویمش پر شده بود و تنها دو روز
تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پریشان شد و آشفته و عصبانی
نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد.
داد زد و بد وبیراه گفت ،خدا سکوت کرد
جیغ کشید و جار و جنجال راه انداخت
خدا سکوت کرد
آسمان و زمین را به هم ریخت
خدا سکوت کرد
به پر و پای فرشته ها و انسان پیچید
خدا سکوت کرد
کفر گفت و سجاده دور انداخت
خدا سکوت کرد
دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد
خدا سکوتش
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

دل نوشته ها