نتایج جستجو برای عبارت :

زاری لیلی به تنهایی

به مجنون گفت روزی عیب جوییکه پیدا کن به از ليلي نکوییکه ليلي گر چه در چشم تو حوریستبه هر جزوی ز حسن او قصوریستز حرف عیب‌جو مجنون برآشفتدر آن آشفتگی خندان شد و گفتاگر در دیده‌ی مجنون نشینیبه غیر از خوبی ليلي نبینیتو کی دانی که ليلي چون نکویی است؟کزو چشمت همین بر زلف و رویی استتو قد بینی و مجنون جلوه نازتو چشم و او نگاه ناوک اندازتو مو بینی و مجنون پیچش موتو ابرو، او اشارت‌های ابرودل مجنون ز شکر خنده خونستتو لب می‌بینی و دندان که چونستکسی کا
خـدا مشتـی خاک را برگرفت. می خواست ليلي را بسـازد، از خود در او دمید. و ليلي پیـش از آنکه با خبـر شود ، عاشق شد. سالیـانی ست که ليلي عشـق مـی ورزد. ليلي باید عاشـق باشد. زیرا خدا در او دمیـده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق می شود. ليلي نام تمـام دختـران زمیـن است؛ نام دیگر انسـان. خدا گفت: به دنیایتـان می آورم تا عاشق شوید. آزمونتـان تنهـا همیـن است: عشـق. و هر که عاشق تـر آمد، نزدیکتـر است. پس نزدیـک تـر آیید ، نزدیکتـر.
سر ظهری ليلي اومد به خوابم؛خیلی تغییر کرده بود، نه چشماش مشکی بود و نه ابروهاش کمون؛ابروها تتو، چشما لنز، پوست برنز، موی‌ بلوند، لب پروتز! اول فکر کردم اشتباهی اومده تو خواب من، بهش گفتم خانم فکر کنم طبقه را اشتباهی اومدید، طبقه بالا پسر جوون دارند.اما خندید و گفت: منم ليلي؛ ليليِ مجنون!گفتم وای‌ ليلي تویی، چقدر عوض شدی دختر! مجنون خوبه؟ آقا خوش به حالتون چه عشقی داشتید شما، همه‌ی جهان به عشق شما حسودی می‌کنند.
دوست داشتم توی عروسیش بتركونم دختر دایی عزیزم ( یكی از ٤تا صمیمی ترین هام) امروز عروسیش بود!در واقع عروسی ك نه!یه مهمونی بیست سی نفره ب علت كرونا. و من نبودم! نبودم ك خودمو با ذوقمرگی و مسخره بازی و ليلي ليلي گفتن خفه كنم نبودم ك نقش فامیل نزدیك عروسو اجرا كنم هعی ظهر توی خواب دیدم توی عروسیش حضور فعال ب هم رسوندم با همون اكیپ دختر داییام ك همیشه كنار هم بودیم توی مهمونیا كلی داشت خوش میگذشت. حیف ك خواب بود تك تك سلول های بدنم اونجا بودن رو فری
گاهی نمی شود كه نمی شودمی خواهی و نمی شوددوست داری و نمی شودحتی عاشقی و نمی شودهمان روز كه می بینی دیگر  نیست نگاه مشتاقی روی صورتشهمان دم كه می فهمی دیگر نیست شاد كردنت دغدغه اشبی تو خندیدن را یاد گرفته و تو بی او ماندن را نیاموختیمی شكند دلت در سكوت  و تو چه خوب می شنوی صدای شكستنش رامی بری و بریدن چه سخت است در عین عاشقیمی روی و رفتن چه سخت است با حال عاشقیعادت به تنهايي نداری و تنها می شویچه می كند گردش این چرخ گردونچرا فراموشم نمی شود حرفه
 ای دلِ دیوانه! دلِ من … لبریزِ بهانه؛ دلِ من…در خلوتِ خانه دلِ من؛ از تنهايي گریه مکن…از تنهايي گریه مکن… از تنهايي گریه مکن…از تیرگیِ زندگی ام؛ چون سرشار از خستگیماز عادتِ دلبستگیم؛ از تنهايي، گریه مکن…از تنهايي گریه مکن… از تنهايي گریه مکن…می آید آن رفته ی من؛ با آغوشی همچو وطن!حرف از سرگردانی نزن…  از تنهايي، گریه مکن…از تنهايي گریه مکن… از تنهايي گریه مکن…باید دلگیرم نکنی ؛ از دنیا سیرم نکنی●چون گریه زنجیرِ غم است؛ بنده ی زنجی
از روزی که تو رفتی پریده رنگ شادی اما خورشید میتابه مثل یه روز عادیچطور هنوز پرنده داره هوای پرواز چطور هنوز قناری سر میده بانگ آوازمگر خبر ندارن تو رفتی از کنارم چرا بهت نگفتن بیتو چه حالی دارمبه چشم خسته من آسمون از سنگ شده لعنت به این تنهايي دلم برات تنگ شدهآفتاب نشسته روی گلهای سرخ قالی خیال تو کنارم تو این اتاق خالیعطر تنت پیچیده توی اتاق خوابم با تو چه جون گرفته ترانه های نابماز تو هزارتا قصه چه جاودانه ساختم قلب پر از غرورو چه عاشقانه
دلی که خانه ليلي بوَد آن مرنجان و میازار و مسوزان نشان بر باغ آن دل یک گل یاس به اشک دیده و باران برویان بشوی از روی او گرد غریبی به دامان گل سوسن تو بنشان اگر باشد وصالش بر تو ممکن تمام راز عشقق را بپوشان ۱۳۹۹.۰۸.۲۲ ۱۲:۴۲ "یسار"
همش این آهنگ رو گوش دادم ک وبلاگ رو مرور میکردم و میخوندم : این همه حرف در اومده بگو دروغه اینا بگو لیلا همه الان مجنونن و مث من میشه پیدا کی میشه لیلا لیلا من بد زخمی شدم من همون حرفی شدم که توی سینه یه آه موندش و لب تر نکردم دلم تنگه خیلی آخ ليلي ليلي میخوام بازم صدام کنی تو خونه جون ليلي لیلا دارم صدات میکنم دیگه نیستی بهم بگی جون لیلا توی این شهر دیگه مثه تو واسه من از کجا میشه پیدا لیلا دارم صدات میکنم دیگه نیستی بهم بگی جون لیلا ای وای توی ای
بمجنون کسی گفت ای نیک پی چه بودن که دیگر نیایی بحی؟ مگر در سرت شور ليلي نماند. خیالت دگر گشت ومیلی نماند چو بشنید بیچاره.بگریست. که ای خواجه دستم به دامن بدار مرا خود دلی درد مند است ریش. . تو نیزم نمک بر جراحت مریش. نه دوری دلیل صبوری بود. که بسیار دوری ضروری بود بگفت ای وفادارانه خوی. پیامی که داری به ليلي بگوی بگفتا مبر نام من پیش دوست. که حیفیست نام من آنجا اوست
بارون میاد از آسمون چیكه چیكه چیكه چیكه میشینه رو شونه مون می خونه قصه برای دلای شكسته مون یكی بود – یكی نبود زیر گنبد كبود توی آسمونی اون خدائیكه همه مون دوستش داریم یه دونه ابر بود که تنها بود همدم تنهايي هاش باد بود بیچاره غصه می خورد چون كه باد همیشه پیش اون نبود یه روزی نسیم كه برگشت پیش اون یه خبر داشت براش ((اون دورا، خیلی دورا یكی هست مثل توئه غصه تنهايي داره مثل تو می برمت پیش اون)) ابر تنهای قصه مون خیلی خوشحال شد از حرف اون شاد و شنگول
سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین، در این کتاب به عروسک ليلي دستی در مناطق مختلف لرنشین اقوام لر پرداخته شده است.کتاب "ليلي و ليلي‌بازی" از دو فصل "عروسک" و "عروسک ليلي (ليلي دستی)" تشکیل شده است. "عروسک"، "عروسک‌های دست‌ساز سنتی ایران"، "جنبه بازی و آیینی"، "عروسک ليلي"، "گلین"، "عروسک بیگ، برازجان بوشهر"، "عروسک بیگ(اردبیل)"، "ليلي شکلی از زن و عروس"، "بازبازک"، "ليلي کازرون"، "عروسک ليلي(به روایت بوشهر)"، "ارتباط ساختار رقصان و متحرک عروسک ليلي با رق
عنکبوته قرص اکس می خوره پتو میبافه . یه روز یه مرغ وخروسی میرن مغازه تخم مرغ بگیرن. مغازه دار میگه چرا خودت تخم نمی زاري میگه اخه ما هنوز نامزدیم. غضنفر پشت در اتاق عمل بود ، پرستار صدا می زنه: همراه مریض .
خدا مشتی خاک را بر گرفت. می خواست ليلي را بسازد، از عشق خود در آن دمید و ليلي پیش از آن که با خبر شود عاشق شد. اکنون سالیانی است که ليلي عشق می ورزد، ليلي باید عاشق باشد. زیرا خداوند در آن دمیده است و هرکه خدا در آن بدمد، عاشق می شود. ليلي نام تمام دختران زمین است، و شاید نام دیگر انسان واقعی !!! ليلي زیر درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ ،گلها انار شدند، داغ داغ، هر اناری هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، بی تاب بودند، توی انار
وصله ی نخ نما دوران شده ایم در این وادی شوق شفا نیست تا هست در خفا جفا درو می کنیم .ملازم زخم و در حسرت رحم مانده ایم. عرصه طغیان پر طمطراق و بساط عیش مسطاب . ملجع نوش ما زهر آگین و سبو آغشته به سراب . مستغرق ذلت و در آشوب لذت  فریاد نجات سر می دهیم در حد نعل و نعلین سخنوریم و به هر چه می پنداریم می تازیم و بازی نکرده را بازنده ایم ! ای رهگذر برای تعزیه ای که آغاز نشده زاري نکن .
مرا به هرشبت بخوان که آسمان تو پر از ستاره استنگاه تو کجاست ببین نبودنت غمی دوبار استبگو چرا نگاه من به باد میدهی هوای خانه رابه گریه گفتمت کنار من بمان تو میروی کجادل از دل من نکن به چشمانت قسمکه بی تو در این جهان به تنهايي قسمنفس نفسم تویی نگیر جان مرانبود تو میکشد مرا آخر به خداليلي دیوانه ام جان من بمان و حرف دوریت را نزنعشق زیبای من وای من دل ندهی دست رقیبان منماندم در این قفس همنفس هرجا روم از تو هزار خاطرستای حرف آخرم دلبرم هوای تو نمیر
دانلود آهنگ داره میریزه علیرضا روزگارپس از استقبال و فراگیر شدن از مداحی داره میریزه با صدای جواد مقدمعلیرضا روزگار با انتشار پستی در صفحه رسمی خود در اینستاگرام خبر از ی ادبی از ترانه ای به اسم عشقای امروز ( همه میدونن قصه ليلي و مجنون ) که شش سال پیش منتشر شده و هیچ اسمی از خواننده اصلی این ترانه نشده ، داده است .در ادامه میتونید فایل صوتی اهنگ عشقای امروز همه میدونن قصه ليلي و مجنون ( داره میریزه ) علیرضا روزگار به همراه فایل تصویری صحب
اصرار داشت که چن تا کرم گنده ی گرسنه افتادن به جون سیم کشی های مغزش و دارن گذشتشو میخورن ازش پرسیدم حاج اقا اسمت چیه؛گفت علی پیرمرد اسم بچه هاشو درست یادش نمیومد تقریبا هیچی یادش نبود بجز یک چیز،ليليش انگار که یه گرامافون نیم سوز تو مغزش گزاشته باشن که گهگداری صفحه ی خاطرات ليلي با صدای خشن تو مغزش پخش میشه ليلي یا همون رویا همسایه ی قدیمیش بود،دیوار به دیواری که مرز حیاطاتاشون فقط چند تا درخت گیلاس بود روز تولد رویا اوایل تیر بود،دقیقا وقت
وقتی با شوق دورهمی ِ دعوت ِ اندیشه فولادوند تعریف می کردم و حرف هاش بازگو، می گفت تو از خودت جدا شدی همین جدا شدن و دورشدن هست که آزارت میده و غمگینت می کنه، ببین چه با اشتیاق از این دعوت صحبت میکنی، چیزی این بین داره که تو رو به خودت میرسونه.! مدت ها پیش وقتی مرجان محتشم دعوت گرفته بودند، پیام دوستان بود که ليلي چه قدر این مرجان محتشم دیدیم گفتیم این ليلي ِ. چه قدر همه ی ما شبیه هم هستیم و چه قدر از هم دوریم و متفاوت.
دوباره تنها شده ام، دوباره دلم هوای تو را کرده. خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم. به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم. دوباره می خواهم به سوی تو بیایم. تو را کجا می توان دید؟ در آواز شباویزهای عاشق؟ در چشمان یک عاشق مضطرب؟ در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟ دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند، برای تو نامه بنویسم. و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی. ای کاش می توانستم تنهاييم را برا
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این كه متوجه شود از بین او و مُهرش عبور كرد. مرد نمازش را قطع كرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی. مجنون به خود آمد و گفت: من كه عاشق ليلي هستم تو را ندیدم، تو كه عاشق خدای ليلي هستی چگونه دیدی كه من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟ نماز موضوعی است که متدیان، بسیار با آن سر و کار دارند اما مواجهه‌ی افراد مختلف با آن متفاوت است. نماز برای بسیاری دغدغه‌ است اما دغدغه‌ای آزار دهنده که ت
سال نوتون جدید ما تو دوری کرونایی هستیم نه دری به رومون بازه، نه دستی دستمونو میفشاره نه چشمی به روم لبخند میزنه نه آغوشی برامون بازه تنها بودیم تا یه مناسبتی بشه جمع شیم ددر همین خاله دایی با چار نسل و اعتقاد و باور فاصله که اونم ممنوع شد حالا منم ليلي و سال نو این درو دیوارای سبز خونه منم و دل گرفته منم تنهايي همیشگی یه وقتایی مومن درونم می‌بردم حرم،. حالا درحرمم بستس تو حصار مرگ تنهام
#فارسی_یازدهم#درس۶#پرورده‌ی_عشقشعر پرورده ی عشق از مثنوی عاشقانه " ليلي و مجنون " اثر " نظامی گنجه ای " ، شاعر قرن ششم و اوایل قرن هفتم انتخاب شده است .قالب شعر : مثنوینوع ادبی : غناییمحتوا : عاشقانهوزن : مفعول مفاعلن فعولن(هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف )❇️ بیت اولچون رایت عشق آن جهان گیرشد چون مه ليلي آسمان گیر
به نظر می رسد بیت فوق تفسیر وشرح دعای سلامتی امام عصرعج» باشد.خداوند صاحب اختیار انسان کامل ليلي» است که صاحب اختیار اوست و او امر می نماید که مهد و گهواره آن(ماه) وجود نازنین در کجا مستقر شود.ای خدای قدوس در دل او انداز تا بر شیفتگان و عاشقان کویش گذری نماید. مُحَمَّدُ بْنُ عِیسى‏ بِإِسْنَادِهِ:عَنِ الصَّالِحِینَ‏ 1 عَلَیْهِمُ السَّلَامُ، قَالَ: تُكَرِّرُ فِی لَیْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هذَا الدُّعَاءَ سَاجِ
یاد باد شیرینی لبخند دوست            هر چه در دل دارم از آن اوستچو شادی گل بعد باران است            ابرویش به زرنگین کمان استشادیش هویدا ز رخسار است           چون شبنم در بیشه زار استرویت رویش چه دیدنی است             لسانم قاصر از وصف روی اوستهر چه گویم  باز هم کم است            وصف یارم در کلام ناممکن استمستیم  از اختیار خارج است               سیل اشکم زوصل دیدنی استتوصیف وقت دیدار بشنیدنی است        ناتوانی ز حجر،باور کردنی استحب
ای که می گویی مسلمان باش و می خواری مکن ای که خود گفتی مکن می خوارگی ،آری مکن هرچه میخواهی بکن , اما ریا کاری مکن می بخور منبر بسوزان ،مردم آزاري مکن مردمان را غرق اندوهی که خود داری مکن خود گرفتاری و مردم را گرفتار ،گرفتاری مکن گر نمی خواهد پریشان باشد ،اصراری مکن من خوشم، شادم نمی خواهم، جز این کاری کنم من نمی خواهم بجای خوش بودن ،زاري کنم سر خوشم ،تا مهربانی در دلم ،جاری کنم زاهدا خوش باش و خندان , پیش ما زاري مکن می بخور منبر بسوزان مردم آزا
آمدی وشعله های عشقت راروشن کردی ووجودم راسوزاندی ودرمقابل فقط میگویی سکوت سکوتقبول ندارم عادلانه نیست معمای یک طرفه طرح میکنی وجواب میدهی ومراپشت دیوارهای پرازچراتنهامیگذاری؟!!!!رسم عشق وعاشقی این نیست که مجنون بیایدودل ليلي راهمراه کندودرکوره جاده های تنهايي رهایش کند!!!پرازدردم،طوماری ازگفته های مبهمت رابردوش میکشم وتودرمقابل همه اینهافقط میگویی.نقطه برای من جواب نیست
واسه اون گریه نکن اون دیگه مال تو نیست تو داری تموم میشی توی این چشمای خیس چه روزایی که به پاش موندی چشم به راه اون قلبتو شکستو رفت دلت موند بی همزبون چه روزایی که دلت جلو چشماش می شکست گم شدی تو وعده هاش خیلی حرفا زد و رفت دلمو می سوزونی قلبو آتیش می زنی بی وفاییشو دیدی دل ازش نمی کنی بی قراری میکنی گریه زاري میکنی ببین اشکاتو چطور داری جاری میکنی اشک چشماتو نریز واسه اون دل نسوزون اون دیگه رفتنیه قدر اشکاتو بدون حالا فهمیدی چرا دلت عاشق شدو م
من به جاده ای لطیف وباران خورده می اندیشمبه سبزه زاري که درکنار آن روییدهبه نغمه های گوشنوازی که درمسیرش می شنومبه خورشیدی که در انتهای جاده غروب خواهد کردبه تاریکی آرامش ودامن ستارهبه یک آغاز دیگر یک روز دوبارهبه مهری که پرورشگاه بشر استزمینی که خاکش پراز رویش وزندگیستمن به خدا می اندیشم
از یک روز به آنطرف تربه یقینِ تنهايي میرسی وبرآورد میکنی کمّیتِ آدم های دور و برت را کههر چه بیشتر باشند،کیفیتِ تنهايي ات اعلی تر میشود
یقین تنهايي یعنیبی کسی ات را در پستوی ذهنت پنهان میکنی تامبادا احدی بویی ببرد کهپشت لبخندهای شیک و تمیزت،چه زهرِ خنده هایی خاک می خورند کهخوب میدانیهیچ کس هنوز آنقدر عینی نشده تاتو را از ذهنیتِ تنهايي ات، بیرون بکشد

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

جذب و ارتباطات به خاطر تو