نتایج جستجو برای عبارت :

بود رضای خدا در رضای تو

به نام خدا گفتم خدایا راضی ام به رضاي تو، قبول، اما خدا اجازه هست کمی دلتنگی کنم؟ خدایا می شود کمی غصه بخورم، بی تابی کنم، زانوی غم بغل بگیرم؟ خدایا می شود ابری شوم، طوفانی شوم، ببارم؟ می شود خدایا؟ خدای من، از من دلگیر نشو، گفتم راضی ام به رضاي تو، اما تمنا می کنم بگذار کمی ابر چشمهایم ببارند، سبک شوم!! خدایا می دانم که مادرم می بیند، می شود گاهی اوقات حواسش را از من پرت کنی، اشک بریزم؟ خدایا، وقتی می بارم، مادرم را میهمان سفره ی بانوی دو عالم
عید قربان در ایران عید قربان جلوه گاه تعبّد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است، و فصل قرب مسلمانان به خداوند، در سایه عبودیّت. عید قربان فصل قربانی کردن عزیزها در آستان عزیزترین» یعنی خداست. عید قربان مجرای فیض الهی و بهانه عنایت رحمانی به بندگان مؤمن و مطیع است. و هر کس بتواند رضاي خویش را فدای رضاي حق کند، از خواسته دل در راه خواسته خدا چشم بپوشد، و از داشته ها و خواسته ها بگذرد، به مرز عبودیت می رسد.
عید قربان جلوه گاه تعبّد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است، و فصل قرب مسلمانان به خداوند، در سایه عبودیّت. عید قربان فصل قربانی کردن عزیزها در آستان عزیزترین» یعنی خداست. عید قربان مجرای فیض الهی و بهانه عنایت رحمانی به بندگان مؤمن و مطیع است. و هر کس بتواند رضاي خویش را فدای رضاي حق کند، از خواسته دل در راه خواسته خدا چشم بپوشد، و از داشته ها و خواسته ها بگذرد، به مرز عبودیت می رسد. قربانی» وسیله قرب به خداست و عید قربان روز تقرّب به پروردگار است
امشب‌ كه‌ شعله‌ می‌زندم‌ ماجرای‌ تو بر این‌ سرم‌ كه‌ سر بگذارم‌ به‌ پای‌ تو بی‌تاب‌ و بیقرارم‌ و بی‌واهمه ولی‌؛  جز حرف‌ عاشقانه‌ ندارم‌ برای‌ تو امشب‌ هزار مرتبه‌ بی‌ تو دلم‌ شكست‌  یعنی‌ هزار مرتبه‌ مردم‌ برای‌ تو من‌ راضی‌ام‌ به‌ این‌ همه‌ دوری‌ ، ولی‌ عزیز!  راضی‌ترم‌ به‌ اینكه‌ ببینم‌ رضايتو حالا درخت‌ و جاده‌ به‌ راهت‌ نشسته‌اند حالا سكوت‌ و سایه‌ پر است‌ از صدای‌ تو 
 1- راضی به رضاي خدا باشیدیکی از مهمترین و بهترین راهکارها برای داشتن یک خانواده شاد و پرنشاط این است که والدین از هر اتفاقی که به خواست خدا برایشان روی می دهد، راضی و خرسند باشند و از بچه ها هم بخواهند حقیقت را بپذیرند چراکه رضايت به قضا و قدر الهی، چنان آرامش و نشاطی در خانواده به وجود می آورد که همه اعضای آن خانواده احساس خوشبختی کنند. در غررالحکم روایتی از حضرت علی (ع) نقل شده که فرموده اند: اگر به مقدرات الهی راضی شدید، زندگی شما شیرین
تحلیل شعر ای مادرقالب شعر: غزلای مادر عزیز که جانم فدای تو (باشد)                           قربان مهربانی و لطف و صفای تو (باشد)  ( 3 سه جمله) (جانم )نهادمعنی: (خطاب به تو هستم) ای مادر عزیزم که جانم را فدایت می کنم، جانم را فدای مهربانی و محبت و صفای تو می کنم.حرف ندا: ای               منادا: مادرردیف: تو/ تو                قافیه: فدای/ صفایآرایه: تناسب (مهربانی، لطف، صفا)ترکیب وصفی: مادر عزیز              ترکیب اضافی: جانم / فدای تو / قربان مهربانی / صفای توهرگز
حمد  و سپاس‌ سزاوار خداست‌. آنچه‌ را که‌ خدا بخواهد خواهد شد؛ و قوّه‌ و قدرتی‌ نیست‌ مگر به خدا؛ و درود بر رسول‌ و فرستاده‌ او باد! مرگ‌ بر فرزندان‌ آدم‌ به‌مثابه‌ گردنبند بر گردن‌ دختر جوان‌ کشیده‌ و بسته‌ شده‌ است‌؛ و من در آرزو و اشتیاق‌ ملاقات‌ و دیدار رفتگان‌ از خاندان‌ خود هستم‌، همانند اشتیاقی‌ که‌ یعقوب‌ به‌ دیدار یوسف‌ داشت‌؛ و برایم‌ جایی‌ معین‌ و انتخاب‌ شده‌ است‌ که‌ باید پیکرم‌ در آنجا بیفتد و من‌ باید به
این مجموعه با كمك خیر محترم آقای غلامعلی عروجی فرزند حاج عبدالله عروجی كه باوتشویق وتوصیه حاج آقابه آقا زادهاش مبلغ 5 میلیون تومان با این امر مهم اختصاص یافت ومصالح  لازم برای اجرای كار فراهم وبه محل اجرا آورده شد و كار با توجه به حساسیت موضوع توجیع شد وكار  را شروع چون مسجد مال خداست وكار هم برای رضاي خداست انشالله بی عیب ونقص انجا م خواهد .شد. فقط از خیرین ومومنین در خواست مساعدت برای تكمیل بنا را دارد امیدواریم اهالی محترم مساعدت فرموده م
دیروز خبری در دنیا پخش شد که نفس را در سینه هر مسلمانی حبس کرد.خبر شهادت سردار رشید و پرافتخار اسلام حاج قاسم سلیمانی که برای خیلی از ماها باور کردنی نبود و دلمون میخواست بفهمیم خبری دروغ بودهدلم خیلی گرفت و ناراحت شدم من ک روز قبلش نفس تنگی گرفته بودم و شبش حالم ب شدت بد شد و روانه بیمارستان شده بودم صبح وقتی خبر شهادت حاج قاسم را شنیدم شوکه شدم و حالم بدتر شد.روحش شادو یادش گرامی.با خودم فکر کردم چقد این مرد بزرگ بود و با عزت زندگی کرد و چ ع
 فاطمه جان نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه حق و شفیعه ی ، پدر و مادرم فدای دست های مهربانت باد. تو محور آسمان ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت؛ به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمای
زل می زنم به قفل در،شاید بیاییلیلای ذهن خسته ام آخر کجایی؟کی تو طلوع می کنی مانند خورشیدبا چشمهای آبی و موی طلاییاین روزها برای تو دلشوره دارمرنگ دلم چه می پرد با هر صداییدنیا بدون چشم تو یعنی سرابییعنی جهنمی پر از دیوانه هاییبا این امید زنده ام که لحظه ای تومحض رضاي گریه ام از در دراییبا این همه مرارت و چشم انتظاریترسم تو هم خدای ناکرده نیایی
❓حرص ممدوح و مذموم کدام است؟ ✍ حرص مانند سایر صفات انسانی یک سرمایه الهی است که در وجود انسان قرار داده شده است تا در مسیر کمال یاری اش کند. این حرص به دو گونه است: گاه صفت حرص در مسیر صحیح استفاده می شود و باعث می شود انسان از کار خیر سیر نشود و برای کسب هر چه بیشتر رضاي الهی نهایت تلاش خودش را به کار گیرد که این نوع حرص ممدوح است.
معنی عبارات و کلمات مشکل این حکایت :بخسب:بخواباز نماز شب بازماندم:نتوانستم نماز شب بخوانمخون اندر آن خشک شده بود:بی حس شده بود(کنایه)اندر:در قدیم به جای حرف اضافه "در"به کار می رفت.ای تن رنج از بهر خدای بکش: ای جسم من،این سختی را برای رضاي خدا تحمل کندرجت:مقام اولیا:دوستان خدامستجاب:برآورده شدن دعا
فاطمه جان نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه  حق و شفیعه ی ، پدر و مادرم فدای  دست های مهربانت باد. تو محور آسمان ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت؛ به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حما
مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد.قصد خود را خالص کند و تنها برای رضاي خدا اقدام کند و عمل خود را از هرگونه برتری جویی پاک گرداند.خود را پاک و منزه نداند، چه بسا همان که اکنون از او خطایی سرزده است، دارای صفات پسندیده‌ای باشد که مورد محبت الهی است، هرچند این عمل او هم‌اکنون ناپسند و مورد غضب الهی باشد.
عطر حضور پیشکش به امام رضا(ع) تو طلایه دارِ نوری من دَخیلم به حضورت تو به قرآن زده بودی دلُ همرنگِ عبورت تو که معنای عبورت دل بریدن از هبوطه این شهادتُ به پا کن من که فریادم سکوته تو بِهِم نشونه دادی تا که راهی خدا شم ضامنم شو از خود من مثِ یه آهو رها شم یه نگاهِ تو میتونه از دلم کعبه بسازه مزه کردنِ نگاهت واسه من عینِ نمازه تُو حرم پَر زده بودم دلم از نگات صدا شد دلِ من تو رُ ندیده به رضاي تو رضا شد مستم از عطر ِحضورت منُ زنده کن به مرگم مث یه درخت
سخن خدای کریـم  در ،سخن  رسای محمَّد استسخنــان  مهدیِ منتَظَر ،سخن خدای محمَّد استبه صفنــد جملهٔ  انبیــا ، به  درش  تمامیِ  اولیــاکمــرِ   ارادتِ  اوصیــا ، به در سرای  محمد استملِک و وزیر وشَهَنشه اش،به گدایی آمده بردرشبه امیدقطره ای از یَمَش،به درِ رضاي محمّداست.شده هست کلِّ جهانیـان ،بوجـود اقدسِ مهربـانصلواتِ جملهٔ عرشیان، رخ  با  صفای محمّداست                                      "وامق كبودراهنگی".
سلام برحضرت عشق میدونم که سرت حسابی شلوغه اما این کلاغ روسیاه هم دل داره .تولدت مبارک امام رضاي من امسال توی دوتامجلس پرچمتو لمس کردم بابت مهربونیات ممنونمکناربسته های شکلات تولدت شمع روشن کردم و نشستم یعنی میشه یه سال تومشهدت تولد بگیرم برات؟!هزاران بار میگم تولدت مبارک شاکرخداهستم که اومدی ایران والهی شکر منم ایرانی ام .رایگان است برایم سفر مشهد تودل من پر زده صد بار همین هفته فقط
نمیدونم بخوام بشه یا نشه.هرچند که گاهی فکر میکنم انگار دست خود آدم نیستتقدیرهقسمتهبیاد ایران بمونه.بمونه.باشه.باشی.بمونی .بعد.دلم نمیخواد بگم بعد رها بشیچون دربندی. در بند میمونی.خدایا هر چی خودت مصلحت میدونی. راضیم به رضاي تو.خدایا این چند روز هر کی اومد واس تدریسباهاش راه اومدم گفتم گره از کارشون باز کنم تا خدا گره گشای من باشه.خدایا میدونم همینطورهمیدونم دوستم داریدوستت دارم خدا
امروز از اون روزای حیرت برانگیز بود برام. از این جهت که دو رویی رو برای اولین بار در محیط کار تجربه می کردم و چه احساس ناخوشایندی داشت برام. شاید امشب تنها باید این تصمیم رو بگیرم که من تنها و تنها برای رضاي محبوب حرکت می کنم و تنها تایید خودش را می خواهم ولا غیر.خدایا من رو به حال خودم واگذار نکن. این روز ها من به شدت تنهام و تنها یاورم خداست. در درست رفتن و درست عمل کردن یاری ام کن محبوب.
گفتن مرد گریه نکنه؛ دختر پیشنهاد شروع رابطه رو نده، پسر ابراز علاقه نکنه، دختر بلند نخنده آخرش که چی؟ مگه اونایی که اینکارارو نکردن به کجا رسیدن؟ محض رضاي خدا تموم کنید این حرفارو! احساسی که ناگفته بمونه و غصه‌هایی که اشک نشه؛ خنده‌ای که پنهون شه و علاقه که پنهون بمونِه، همش میشه درد که بالاخره یه روزی، یه جایی آدمو از نفس میندازه‌ پ ن :شازده‌کوچولو گفت:چرا خاطرات خیلی بی رحمن؟روباه گفت:چون دستتو میگیرن و میبرن به روزایی که هیچوقت بر نمی
روز عاشورا در شهر ما ،همچون دیگر شهرهای ایران روزی خاص و دیدنی  با مراسمی ویژه برای شهادت امام حسین علیه السلام و فرزندانش و یاران با وفایش بود. روزی که نشان می داد بسیاری از مردم برای خدمت به همنوعِ عزادارِ  مسلمانِ خود و جهت رضاي خداوند واین  امام همام برنامه دارند. روزی که نشان می داد که پیر و جوان ، دارا و ندار و هر کسی که اعتقادی دارد ،  مشغول تلاشِ خستگی ناپذیری بودند تا به همدیگر به نوعی کمک کنند تا شریک در ثواب عزاداری باشند.
 
به هنگام گرفتاری توکل بر خدا عشق استگره ها را سپردن دست یار آشنا عشق استبیا تسلیم حق باشیم و راضی بر رضاي اوکه در سیر اِلیَ اللّهی توسل بر رضا عشق استتفال زد برایم پیر راهی از کتاب عشقدر آمد ایهاالعالم علی موسی الرضا عشق استزیارت می کنم قبر شریفش را که این آقابرای دیدن زائر بیاید در "سه جا" عشق استبیاید وقت میزان و صراط و نامه ی اعمالبگیرد پیش چشم منکران دست مرا عشق استگدایی از کسی جز حق خجالت آور است امااگر سلطان رضا شد تا ابد باشم گدا عشق است
سلام حضرت عشق آقا تولدت مبارکمون باشه الهی مهربونیت مستدام باشه برا عاشقات من بگردم دور صحن چهل چراغ و خلوتت ممنون که امام رضاي مایی ممنون که سنگ صبورمی امروز تولد منم هست و من چقدر خوشبختم که دارمت چقدر نقشه کشیده بودم برا تولد امسال،گفتم تولد منم هست میام مشهد میام حرمت شب تولد هر دومون چه حال و هوایی شود ولی نشد که بشه آقا برات شکلات گرفتم‌ با عشق تقسیم کردم برات چقدر صحن و سرات خلوت و غریب شده و من بیقرار و گله مند از فاصله ها و جاده ها،ای
بسم الله الرحمن الرحیم,با توکل به خداوند. چند ثانیه سکوت میکنم بغضم را فرو میخورم و ادامه میدهم با اجازه از روح پدرم و همه ی بزرگترها بله صدای گریه ی مادرم را میشنوم  حال دلم خوب نیست  دلم هق هق گریه می خواهد  ذلم . به جمع برمیگردم و از خدا کمک می خواهم  آری من صبورم و راضی به رضاي خداوند +چقدر ما انسان ها حقیریم در برابر اراده ی بی انتهای خداوند .  +آقا سعید بوی سبزی دارد پر از آینده و امیدواری است ,اخم هایم را میبخشد و مهربان است ,ا ن ش
دارم به این فکر میکنم که چرا در سالهای پشت سرم هیچ وقت و موکدا هیچ وقت دیوانگی نکرده ام. فرزند آرام و سر به زیر خانواده بودن برایم هیچ خاطره خوشی نداشته.در تمام سالهایی که بابت آرام و سربه زیر بودنم، بابت درس خوان بودنم تشویق میشدم دوستانم داشتند از زندگی شان لذت میبردند . هیچ کدام از آن نمرات مرا امروز آدم بهتری نکرده ست.هیچ گاه در زندگی ام دیوانگی نکرده ام.محض رضاي خدا یک بار چیزی را برای خودم نخواستم. چه شد آن آرام بودن ها،آن نمرات، آن هیچ چ
https://www.aparat.com/v/Rvwyx جهت مشاهده ی کلیب آلبوم مصور شهید محمد قربانی بیزحمت روی همین مطلب یــا روی تصـــــویــــر شهــــــید کلیک کنید. ره یافتگان وصال شهید ، محمد قربانی قرازکی تاریخ تولد :1/1/1345 تاریخ شهادت : 25/1/1365 محل شهادت: منطقه عملیاتی فاو بخشی از وصیتنامه شهید سعد،محمد قربانی: ای عزیزانم ما برای رضاي خدا و برای اسلام و نابود کردن مزدوران بعثی به جبهه نور علیه ظلمت میرویم. هدفمان از جبهه رفتن فقط پیروزی ظاهری نیست بلکه برای ادای تکلیف
با وبلاگ دلنوازان همراه باشید عناوین ما دلنوازان قدیم و دلنوازان اصلی و بزرگ است.مقاله احترام به مادر برگرفته از زندگانی بایزید بسطامیاز نکاتی که در زندگانیبایزید بسطامی مطرح است ارتباط تنگاتنک وی با مادر است، و مراقبتی که هر دو نسبت به هم داشته اند.بایزید مادر خود را بسیار احترام می کرد و نسبت به وی حسّ خاصی داشت و از سر تکریم و بزرگداشت او علی الظاهر آن چنان که از خود وی نقل شده است به جاهایی رسیده است در یک عبارت گفته است: هرسعادتی ک
همیشه اینگونه نیست که اگر بخواهی،بتوانی حرفهای گفتنی ات را بنویسی! 
در درون من چیزی است که مرا می نویسد!
و این دقیقا همان چیزی است که گاهی خیلی به من سخت می گیرد و می گوید هر کلید کیبورد را با سرانگشت تدبیر نمی کوبی!
شاید جالب باشد اگر بدانید او طفل نوپای چند ماه غذاخور شده ای بیش نیست که این چنین مرا فرمانروایی می کند.
برخلاف رقمِ عمری که اتفاقا از خودِمن هم آن را گرفته،خیلی چیزها را خوب می فهمد.
مثلا اینکه خوب بنویس تا حداقل خوراک فکری خودت و
 یکی از تفریحات بانمک کائنات اینه که یه قلیونی چاق میکنه، میشینه روی تخت مفرشش، لم میده به متکا و همینجوری که داره دودی میکنه آسمونو، سر به سر یه عدد باغبان نحیف مسکین مستکین خسته میذاره!!دیروز کل حیاطو‌ جارو زدم پر از برگ خزان بود، محض رضاي خدا حتی نسیم هم نمیوزید! دقیقا لحظه ای که اخرین برگو برداشتمو کمرمو راست کردم، بادی وزیدن گرفت و حیاط دقیقا به شکل کما فی السابق رجعت کرد!!آخه خدایی این باغبان زدن داره؟!
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

مجله پرنیان THERMO COOLING