نتایج جستجو برای عبارت :

داستان خرگوش لاک‌پشت

داستان خرگوش و لاکپشت یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه دشت بزرگی بود پر از گل ودرختو چمنزار. توی این دشت قشنگ، حیوانات زیادی کنار هم زندگی می کردنوتوی چمنزارهای این دشت به بازی وشادی مشغول بودن. قصه خرگوش و لاکپشت از این قراره که میون این حیوونا یه خرگوشی بود که به زرنگی و باهوشی خودش می نازید و فکرد می کرد هیچ کس مثل اون نیست و اونه که از همه بیشتر می فهمه و باهوشتره. یه روز آفتابی و قشنگ که همه ی حیوونا با شادی داشتن توی دشت بازی می کردن، خرگو
شیر اندر آتش و در خشم و شوردید کان خرگوش می‌آید ز دورمی‌دود بی‌دهشت و گستاخ اوخشمگین و تند و تیز و ترش‌روکز شکسته آمدن تهمت بودوز دلیری دفع هر ریبت بودچون رسید او پیشتر نزدیک صفبانگ بر زد شیرهای ای ناخلفمن که پیلان را ز هم بدریده‌اممن که گوش شیر نر مالیده‌امنیم خرگوشی که باشد که چنینامر ما را افکند او بر زمینترک خواب غفلت خرگوش کنغرهٔ این شیر ای خرگوش کن مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول
در روزگاران قدیم خرگوشی زندگی می کرد که دم دراز و گوش های کوچکی داشت؛ یعنی همه ی خرگوش ها این شکلی بودند. اما این خرگوش با یک روباه حیله گر دوست شده بود. هر چه قدر همه می گفتند دوستی خرگوش و روباه درست نیست، خرگوش به حرف آن ها گوش نمی داد. چون با روباه بازی می کرد و بسیار شاد بود.روزی از روزها روباه پیش خرگوش آمد و گفت: امروز می آیی برویم ماهیگیری؟خرگوش گفت: چه طوری برویم ماهیگیری؟ وقتی نه قلاب داریم و نه طعمه؟!روباه گفت: کاری ندارد! با هم کنار ساح
آشنایی با نیازهای خرگوش محیط خرگوش همان جایی است که زندگی می کند - نه فقط در جایی که می خوابد ، می خورد ، تمرین می کند و به توالت می رود ، بلکه هر مکانی که به آن دسترسی داشته باشد. محیط همچنین شامل تمام اشیایی است که یک خرگوش با آنها در تماس است و موادی مانند ملافه ، برای سالم ماندن و خوشبختی نیاز دارد. توجه به فضای کافی با تهویه مناسب ، محافظت در برابر شکارچیان و دمای شدید باید در نظر گرفته شود. خرگوش باید به مکانهای مناسب و لوازم مورد نیاز: استر
2 تا بچه خرگوش هم خریدم که خیلی باحالن. چون زیادی بچه هستن یکمی شبیه موشن اولین تجربه خرگوش خریدنم محسوب میشه و خیلییییی باحالن خدایی. یکیشون کامل سفیده با چشمای قرمز و یکی هم قهوه ایی با چشمای سیاه.
کودکان عضو کتابخانه رودبنه در اقدامی خلاقانه، پس از ساخت صورتکهایی از حیوانات، به اجرای یک نمایش آموزنده از مثنوی مولوی پرداختند. اعضای کودک و نوجوان کتابخانه در این نمایش که شیر و خرگوش» نام داشت از صورتکهای کاغذی دست‌ساز خودشان استفاده کردند. نمایش شیر و خرگوش» براساس کتابی به همین نام، نوشته پرویز امینی که از منابع موجود در کتابخانه رودبنه بود اجرا شد. این کتاب بازنویسی داستان معروفی از مثنوی معنوی است.
پیرو پست قبلی باید بگویم همانطور که گفتم نتیجه ی تردستی برای شعبده باز کاملا محرز و آشکار است و این تماشاچی است که با هیجان و گاها با استرس به کیسه مینگرد که آیا شعبده باز از آن خرگوش سفید بیرون میکشد یا سیاه. و آن هنگام که شعبده باز خرگوش سفید را بیرون میکشد دسته ای میگویند خوب شد از کیسه خرگوش سیاه درنیامد چون شقون ندارد. ولی در کل از کیسه همان برون درآید که شعبده باز در آن نهد. و آخر شب بلیطها در جیب شعبده باز جمع میشود و تماشاچی ها که از یک نم
استئوسارکوما در خرگوش نیوزلندی جز تومورهای اولیه ، مهاجم و بدخیم استخوان استو از نظر تاثیر بر ماتریکس استخوان و الگوهای هیستوپاتولوژی طیف گسترده ای را شامل می شود.این نوع تومور تقریبا در همه داران مشاهده شده است.دلیل بروز این نوع تومور نامشخص است ولی دلایل ارثی و حتی التهاب مزمن بافت های اطراف می تواند به عنوان فاکتورهای مستعد کننده نقش در بروز این بیماری داشته باشد.و همچنین این بیماری بیشتر در سنین بالا و متافیز استخوان مشاهده می ش
کلاغی در آسمان پرواز می کرد. به مزرعه ای سرسبز و زیبا رسید. روی شاخه درختی نشست تا کمی استراحت کند. همان طور که به اطراف خود نگاه می کرد، متوجه شد که یک شکارچی به طرف او می آید. کلاغ ترسید، اما بعد با خود گفت: تا زمانی که کبوترها، آهوان، خرگوش ها و دیگر موجودات هستند، هیچ کس به من آزاری نخواهد رساند. بعد آرام نشست و شکارچی را زیر نظر گرفت. شکارچی که متوجه کلاغ نشده بود، تور خود را کمی آن طرف تر از درخت پهن کرد، مقداری دانه پاشید و بعد خود را پشت یک
کتاب شامل 17 داستان کوتاه از 10 نویسنده است؛ سه داستان از ژرمین گریر، دو داستان از فولتون اورسلر، یک داستان از پل ویلیارد، یک داستان از لئونارد مایکل، سه داستان از استفن لیکاک، یک داستان از ویلیام سیدنی پورتر، دو داستان از وندی بره نر، دو داستان از هال پورتر، یک داستان از نرگس دالال، یک داستان از ریشارد کونل. اکثر داستان ها متوسط هستند.
فکر هایم را کرده ام. سوراخ خرگوش هم پیدا شده. فقط باید جرئت کنم و سُر بخورم به سرزمین عجایبی که چند سال بود فراموشش کرده بودم. علت اینکه فرصت را غنمیت نمیشمارم و نمیسُرم این است که نمیدانم دنبال چه چیزی باید بگردم. انگار قرار است به جایی ناشناخته سفر کنی و چیزی را پیدا کنی که نمیدانی چیست. اما اگر جرئت کنم، مطمئنم که چیزی منتظرم است. چیزی که اطلاعی از خوب یا بد بودنش ندارم. مثل جعبه ای کادوپیچ شده و بی نام و نشان که جلوی در پیدایش میکنی. 
قشنگ نیست آیا ، که ساعت دو و نیم بعد از ظهر باشه و تو پاشی بری تو آشپزخونه که چایِ یک ساعت بعد از ناهارت رو درست کنی ، بعدش همینجور لیوان چایی بدست وایستی کنار پنجره و در کنار اینکه از خیلی چیزها خوشحالی هزار و یک فکر ِ با ربط و بی ربط هم بشکن ن بریزن وسط گود ِ ذهنت ، و یهو ببینی یه خرگوش سفید و قهوه ای ِ با مزه از زیر نرده ی محوطه - از شرکت همسایه- بیاد شرکت شما ، و وایسته رو پاهاش و دماغشو چین بده و - شاید- هوا رو بو کنه ، و تو حالت به طرفه العین
عناصر داستان عناصر داستان اجزای بنیادین تشکیل دهنده داستان هستند. هر داستانی برای شكل‌گیری خود از ساختار و عناصری تشكیل می‌شود كه با هنرمندی و خلاقیت داستان‌نویس به صورت یک داستان کامل، ظهور و نمود می‌یابد و داستان‌نویس با كمک این عناصر به آفرینش پیكرهٔ داستان می‌پردازد. داستان كوتاه از عناصر مختلفی تشكیل شده است كه عبارت‌اند از: طرح موضوع درون‌مایه شخصیت و شخصیت‌پردازی زاویهٔ دید پیرنگ صحنه گفت‌وگو لحن فضا زبان زمان مكان حادثه سب
سعی کنیم تکالیفی که برای عید به دانش آموزان میدهیم در قالب داستان نویسی، داستان گویی و داستان سرایی باشد . برای مثال از دانش آموزان بخواهیم خاطرات روز عید و یا سیزده بدر را به صورت داستان بنویسند. و در نهایت داستان خود را به صورت کتابچه تزیین کرده و بعد از عید به کلاس گزارش دهند . نمونه دیگر اینکه یک داستان مناسب با سن خود بخوانند و خلاصه آن را یادداشت کنند و با برای اولیای خود تعریف کنند. 
میخوام یه داستان کوتاه و کوچیک بنویسم،داستان این روزامون؛این روزاتون،داستان اسارت،زندان،درد،سردرگمی،داستان عروسکو خیمه و شبای پر از دست سیاه!صدای سوت و تشویق نخراشیده خیل سیاه و سفید کوچک ها و بزرگ ها،چنان شلاق نامرعی مخمل سرخ فام صفحه را پاره کرد.عروسک های خیمه شب بازی،داستان غم بار خود را با رقصی تلخ شروع کردند
تنهایان مغروق نگار قلندر مردی بی‌نام‌ونشان به موجودی غریب و ناآشنا تبدیل شده. آکسولُتل» داستان مسیر این مسخ‌شدگی است. در ابتدای داستان راوی اعلام می‌کند که حالا یک آکسولتل است و با این جمله دو پرسش مهم را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. آکسولتل چیست و راوی چطور به آن تبدیل شده است؟ نویسنده مسیر پیشرفت داستان را به خوبی طراحی کرده است. او پس از ایجاد تصویری ناملموس در بند اول داستان و برانگیختن حس کنجکاوی خواننده، در ادامه‌ داستان را با تصاو
های گایز یه داستان اوردم توپ خب با افتخار معرفی میکنم داستان مرگ بله درست حدس زدید این یه داستان عاشقانه نیست بلکه یک داستان ترسناک وغم انگیز است خب بریم سراغ معرفی ها نام داستان:داستان مرگ ژانر:غمگین،ترسناک تعداد شخصیت های اصلی:۸تا تعداد شخصیت های فرعی:۱۰تا بیوگرافی ها: نام:مرینت دوپان چنگ سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،شجاع،باهوش،شوخ و گاهی جدی نام:آلیا سزر سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،شجاع،شوخ نام:جنی ویکتوریا سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،خجالتی نام:نل سن:
کتاب آه ای مامان» یازده داستان کوتاه دارد. اکثر داستان های این مجموعه، راوی اول شخص دارند. این کتاب به زندگی آدم هایی که به سر حد جنون رسیده اند و سعی دارند به نوعی به آرامش برسد با زبانی روان کاوانه می پردازد. داستان ها اگر چه ناپیوسته اند اما کودک، مادرها و پدرها در هر داستان گوشه ای از زندگی آدم ها را بازگو می کنند. این مجموعه داستان محتوای ثابت دارد اما در فرم های متفاوت تکرار می شود. که نوعی تنوع به خواننده می بخشد.
سلام دوستان. با عذر تاخیر ، داستان ابر صورتی را بعد از چهار سال دوباره خواندم. راستش بار اول خیلی بیشتر لذت بردم. داستان برای یک بار خواندن خوب است و بار دوم چیز تازه ای را به خواننده نمی دهد. نویسنده به گفته ی خودش در ابتدا می خواسته رمان بنویسد اما بعدن منصرف می شود و داستان بناچار در سطح باقی می ماند و عمق پیدا نمی کند. هرکدام از ما چندین بار بوف کور یا مسخ کافکا را خوانده ایم و هنوز هم می خوانیم.
این داستان یه داستان کاملا متفاوت از یه زندگی متفاوته . شاید همه فکر کنن زندگی خودشون در بدترین حالته اما بدونین شماها همیشه چیزیو دارین که بخایین بهش تکیه کنین اما پسر داستان ما همونم نداره . اینکه پدر و مادر داشته باشی و یه ابجی که هیچوقت ندیدیش و توی پرورشگاه بزرگ بشی و اینکه پدرت موتاد باشه و فقط توی خوشی هاش بیاد از پرورشگاه برت داره و ببره تفریح و تنها خاطراتت ازش فقط اندازه 1 ماه باشه .
 لایدا دیویس را در دنیای داستان نویسان کوتاه‌ترین خطاب می‌کنند چون کوتاه‌ترین داستان‌های کوتاه را می‌نویسد به طوری که حتی بعضی از داستان‌هایش از یک جمله هم فراتر نمی‌رود. از ویژگی‌های برجسته دیویس تعدد کارهای او است و معمولاً داستان‌هایش را در دو یا سه صفحه تمام می‌کند. او تقریباً سالی دو مجموعه کتاب از داستان‌های کوتاه خود منتشر می‌کند و تنها نویسنده زنده آمریکایی است که در کشور انگلیس طرفداران بی شماری دارد ولی خودش در نیویورک ز
به نام خالق هستی. روش چهارم:چگونه یک داستان تخیلی بنویسیم. ________________________________________________________________________________________________________ گام اول: تا می‌توانید داستان‌های تخیلی بخوانید. اگر قصد نوشتنِ یک داستان خیالی حماسی را دارید، خواندن داستان‌هایی از این ژانر، ایده‌ی خوبی است. حاصلِ تلاش برای نوشتن در ژانری که هرگز کتابی درباره‌اش نخوانده‌اید، یک اثر پیش‌پاافتاده خواهد شد و بدون‌شک، خوانندگانِ مشتاق این ژانر متوجه فقدان
این مطلب پیش‌تر در مجله‌ی تهران‌شهر شماره‌ی ۳ منتشر شده است. داستان‌هایی بدون خیابان در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، داستان‌های ایرانی پر شد از فضاهای داخلی، از فضاهای آپارتمانی، و خیابان کم‌تر جایی در این داستان‌ها پیدا کرد. چرا؟ آن‌هایی که رمان‌ها و داستان‌های ایرانی را می‌خوانند،‌ حتماً خواهند گفت چون نویسنده‌گانِ زن زیاد شدند و نویسنده‌های زن هم بیش‌تر تجربه‌ی زیسته‌شان را ـ که درون آپارتمان‌ها می‌گذشت ـ نوشتند.
سلام بچه ها. خوبین؟؟ خوشین؟؟ من اومدم با قسمت اول داستان قشنگم دوباره تابستون شروع شد و داستان نوشتن من هم شروع شد. امیدوارم خوشتون بیاد فعلا رمان در دست نوشتن هست و ادامه مطلب قفله. باید خواننده های داستان زیاد بشه. پس هرکس که دوست داره داستانم رو بخونه کامنت بزاره. مرسی.
ماجرا های پشمک و امیقسمت اول امی : مامانی پس غذا کی حاضر میشه؟الا : حاضره خرگوشکم ، منتها منتظر عمو راشل و فندق هستیم تا بیان و با هم غذا بخوریم.پشمک اخمی میکند و میگوید : چرا ما باید هر روز اون خرگوش بیریخت رو تحمل کنیم؟؟پانی : این اصلا حرف درستی نیست پشمک بابا ، تو نباید راجع به فندق اینطوری صحبت کنی!!امی : یعنی چی آخه؟ این چه وضعیه؟ اون هروقت میاد خونمون علاوه براینکه کلی خوراکی گیرش میاد ، شمام بغلش میکنید و باهاش مهربونی میکنیدالا : دخترم م
ما در کتاب نوشتاری و همین طور بخوان و بیندیش مطالب و سوالاتی داریم که باید عناصر نویسی بشه و برداشت از داستان داشته باشیمعناصر اصلی یعنی شخصیت های اصلی یک داستان عناصر فرعی یعنی شخصیت هایی در ارتباط با شخصیت اصلی که در روند ماجرا تاثیر دارندمکان و زمان داستان که مشخص هست و قابل درکفقط می مونه پیامی که باید درک بشهمثل همین پیام زاغ بور که راحتی و آسایش در وطن بود حتی اگر وطن بیابان باشهوقتی قرار هست هدفی برداشت کنیم یعنی داستان رو خوب درک کر
  آورده اند که :در زمانهای قدیم، در جنگلی، چشمه ای بود که آب خنک و زلالی داشت. عده ای خرگوش در اطراف آن چشمه زندگی می کردند. آنها هر وقت تشنه می شدند، کنار چشمه می رفتند و از آب آن می نوشیدند. خرگوشها زندگی خوب و آرامی داشتند، تا اینکه روزی، گروهی فیل به آن جنگل آمدند. آن فیلها هر روز برای خوردن آب به آن چشمه می آمدند و از آب آن می خوردند. خرگوشها از آمدن فیلها به آن منطقه خیلی ناراحت بودند. چون دیگر نمی توانستند با آسایش خاطر به چشمه بروند و آب بخ
موضوع» داستان مرتبط با مسائل و نیازهای جامعه امروز و علایق مخاطبان تحت پوشش شد . مضمون» و پیام داستان موثر و آموزنده باشد ، مخاطب را دچار انفعال و ددگی نکند به او درس بدهد. متن داستان برای عموم شنوندگان روان و قابل فهم» باشد داستان برای شنوندگان آن کشش و جذابیت» داشته باشد یعنی تحرک و جنبش کافی برای جذب مخاطب داشته باشد . طرح و نقشه حوادث داستان و روند ماجرا منطق قوی و موجه ای داشته باشد متن داستان فاقد بدآموزیهای اخلاقی و فرهنگی باشد .
پیشینیان ما عقیده بر آن داشتند كه هر سال هجری شمسی را یكی از دوازده حیوان (1- موش 2- گاو 3- پلنگ - 4- خرگوش 5- نهنگ 6- مار 7- اسب 8- گوسفند 9- می م ون 10- مرغ 11- سگ 12- خوك) مأموریت دارد كه زمین را بر دوش خود گرفته و آن را حمل نماید . بر این اساس، هر سال را به نام یكی از این حیوانات نامگذاری می نمودند .
فهرست کتاب #عنوان# #صفحه# ----------------------------------------------------------------- پیش گفتار . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 7 داستان اول #رؤیای دیرینه#. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 9 داستان دوم #سرزمین اتوپیا#. . . . . . . . . . . . . . . . . . . 41 داستان سوم #مکتوب مکشوف#. . . . . . . . . . . . . . . . . . 63 پیش درآمد. . . . . . . . . . . . . . . .

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

انجمن علمی