نتایج جستجو برای عبارت :

روستای آقچه خرابه رزن

نظری به سیلاب خیزی دریای آقچه! دریای آقچه شاخه ئی از هژده نهر محسوب میشود ، قرن ها ست که این دریای کهن با آب زلالین بهاریش مزارع توابع خطه ئی آقچه زمین را مرفوع نموده و ساکنین آنرا آب مصفا بخش یده است ، اما در جریان سه دهه اخیر این دریا حجم هنگفت آب را در بطن خویش جای داده نتوانسته ، باعث تخریب مساکن و مزارع ماورای خویش میگردد. بزرگان چیز فهم منطقه که سالهاست در این خطه بود و باش دارند شاهد چون سیلاب خیزی های دهشت آور امثال سه دهه اخیر نشده اند ب
قدمت این دهات: بنا به اعلام سازمان میراث فرهنگی،در بخش سردرود(که این روستا از قدیم الایام،جزو لاینفک این بخش بوده است) "بیست و پنج" اثر تاریخی یافت شده که قدمت برخی به دوره ی قبل از هخامنشیان می رسد. اینکه چه کسانی و در کدامین قرن از اعصار تاریخ،برای اولین بار قدم در این روستا گذاشته و این نقطه از کره ی خاکی را به عنوان محل ست خود برگزیدند،مستند صد در صدی تاریخی و کتبی وجود ندارد. لیکن از طریق شواهد تاریخی و نقل قول های شفاهی می توان قدمت این
از گذشته و دیرینه ی تاریخی این دهات وچگونگی پیدایش آن مثل اکثریت دهات های ایران عزیزمان،سبقه ی روشنی در دست نیست. با این همه،آن قدرها هم سابقه ی تاریخی این دهات،تاریک و غیر مبهم نیست و با تحقیقاتی ک صورت گرفت،مطالب ارزشمندی بدست آمد. که با دقت بر روی این مطالب ک در پست ها و بخش های مختلفی آورده میشود،میتوان نکات ارزشمندی را بدست آورد. نام دهات: مطلبی که،اگر چه نمیتوان استناد یقین آور به آن داشت،اما بسادگی هم نمی شود از کنارش رد شد،گفته ی یکی
روستاهای شهرستان رزن روستا مرکز دهستانهای رزن آ آب‌باریک (رزن) آرپادره( سردرود علیا) آقچه خرابه( سردرودعلیا) آقچه لوچه( سردرود علیا) ا اجاق ( سردرودعلیا) احمدآباد (درجزین سفلی) اغچه خرابه( خرقان) اق چای( خرقان) اقکند (رزن) امامزاده اسماعیل (سردرودعلیا) امتلر (رزن) امیرآباد ( خرقان) امیریه (رزن) اورته قمیش( بغراطی) ب بابانظر (بغراطی) بادکوه( خرقان) بهکندان ( درجزین سفلی) پ پاینده( سردرود سفلی) پشتجین ( درجزین سفلی) پلیکان (درجزین علیا) پیربگ (درجزین عل
فصل سه: صدای زن:هی پسر بلند شو من با اینکه خیلی از این صدا تعجب کردم چشمام رو باز کردم و دیدم که یه جای سر سبز و با یه رودخانه بود و روی یک تنه یه درخت که افتاده بود یه زن با مو های سفید نشسته بود اون خیلی جوون بود و من با دیدن قیافه ی اون تعجب کردم من:من کجا هستم زن:تو هستی توی فکرت من:تو توفکر من هستی زن:راستش نه من تورو آوردم اینجا تا بهت یه چیزی بگم من:چه چیزی؟؟ زن:تو بخواطر اینکه به اون خرابه ی نفرین شده رفتین باعث شد که بعضی از افراد اون خرابه به
سازمان بهداشت جهانی wHO،شهرستان ساوه SAVEH را شهر ساوه و روستاي الویر سالم را انتخاب کرد هماهنگ کننده شهرسالم روستاي سالم ساوه .مهندس محمد شرافت شنبه 6مهر ماه سال1381 بهداشت جهانی ، شهر و سازمان بهداشت جهانی wHO،شهرستان ساوه SAVEH را شهر ساوه و روستاي الویر سالم را انتخاب کرد روستاي سالم را انتخاب کرد سازمان بهداشت جهانی wHO،شهرستان ساوه SAVEH را شهر ساوه و روستاي الویر سالم را انتخاب کرد آشناگر، فرماندار ساوه و رئیس ستاد پروژه شهر سالم و روستاي سالم
بسم الله الرحمن الرحیم بابایی بیا دورت بگردم چن روزه عمه مو خسته کردم مثل گل خزون شدمو زردم میدونی اسیر رنج و دردم بابا تویه خرابه شبی بریدم سرتو دیدم باید بگم برا تو چه ها ندیدم سرتو دیدم غم تو رو بابایی به دل سپردم به جون خریدم قسم به مادرم من به جون رسیدم سرتو دیدم بابایی تو رفتی موندم تنها تو غارت شدم شبیه زهرا روخاکا خار روی سینم جا شد پهلوهام پهلوهای زهرا شد بابا تویه خرابه شبی بریدم سرتو دیدم باید بگم برا تو چه ها ندیدم سرتو دیدم غم تو ر
روستاي سورک چشم همیشه بیدار چهارمحال و بختیاری
روستاي سورک از توابع بخش فرحشهر شهرستان شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری می باشد.
این روستا که به دلیل وجود قبر شریف امامزاده عبدلله که از نوادگان حضرت ابوالفضل عباس(ع) علمدار کربلا و قلعه فریدون خان بختیاری در منطقه مورد شناس عام و خاص است، ازجنوب به کوه کره احمد و امامزاده شاهزاده عبدلله و از شمال به کوه برآفتاب و از شرق به روستاي دهنو(از توابع شهرستان بروجن) و از طرف غرب به روستاي ایرانچه(
موقعیت جغرافیایی وطبیعی روستاي كندوان روستاي تاریخی كندوان طبق آمار میراث فرهنگی در 22 كیلومتری جنوب اسكو در دامنه ی سر سبز كوه سهند، 50كیلومتری جنوب غربی تنبریز در میان دره ای با صفا كنار رود خانه ا ی پر آب به همین نام واقع شده است . قدمت تاریخی روستاي كندوان در مورد قدمت این روستا تاریخ دقیق و مستندی وجود ندارد عده ای آنرا متعلق به قرن هفتم هجری می دانند و برخی از باستانشناسان قدمت این روستا را به دوره های پیش از اسلام نسبت می دهند .
[Forwarded from شهرساوه | SaVeH CitY][ Photo ]
         خبر--->گزارش--->گفتگو--->تحلیل--->ترجمه----گزارشگفتگو---->تحلیل----> ترجمه--->چندرسانه‌ا----ن جوانان-----> انتخابات-----> گوناگونموضوعات داغطالبان                افغانستان جنگ افغانستان                                 مجلس نمایندگان نیروهای امنیتی افغانستان , خبر پنج شنبه ۹ عقرب ۱۳۹۸دوستم: با تمام توان آماده‌ام که در برابر  طالبان مبارزه کنمدر این اعلامیه آمده است که در راه سفر به آقچه، کاروان معاون اول ریاست‌جمهوری با کمین طالبان روبرو شد،
 
آهنگ جدید بی خبر از تو از حجت اشرف زاده
 
بی خبرم از تو و من تاب ندارمبعد تو خود را به که باید بسپارماز دل من کم نشده مهر تو ماهمدلبر من غیر تو دل یار نخواهممست و خرابه عطر گیسوی توامعاشق تاب و گره موی توامرفتی و یک روز دلم بند نشدهبعد تو این بغض که لبخند نشدمست و خرابه عطر گیسوی توامعاشق تاب و گره موی توامرفتی و یک روز دلم بند نشدهبعد تو این بغض که لبخند نشدجز تو ندارم به خدا یار عزیزیتا که از این عاشق تنها بگریزمباز اگر سر به بیابان بگذارمعش
 این مطلب در مجله ایرانیکا انتیکوا   pp: 55-76,20, Volume 53 Iranica Antiquaبا همکاری کیومرث حاجی محمدی و روبرتو دان منتشر شده است.
فیروزیان یكی از روستاهای دهستان مرزی برادوست به مركزیت روند سفلی از توابع بخش صومای برادوست شهرستان ارومیه است كه در 27 كیلومتری شمال غرب شهر سرو، مركز بخش صومای برادوست  و در موقعیت پایكوهی قرار گرفته. به فاصله حدود یك و نیم كیلومتری جنوب شرقی روستاي فیروزیان، و در دامنه نسبتاً مرتفع كوه میدان و كوتول، صخره ای بزرگ، بلند و دژ
حال دلم انقدر خرابه ک نگووو.انگار سریال بدشانسی های مامان تمامی نداره. بعد از همه ی اتفاقات نکبت بار بعد از عملش، حالا سپسیس شده ( عفونت خون) استیومیلیت شده ( عفونت استخوان) اونم توی چندتا استخان همزمان.
سلام
داغان ماغان که میشم میام اینجا، خوبین؟ من خوبم ولی عصبی ام. بوی آب گندیده ی سبزه پیچیده تو دماغم، صدای تلویزیون رو مخمه، استرس ملو هم دارم
 
فحش و بد بیراه بنویس سبک شی! نسخه ی شخمی! 
هی فرت و فرت و فرت و فرت و فرت مسیج نده، همه رو تو یه جمله بنویس، اونم وقتی میدونی حالم خرابه اصن ننویس، خدافظ
عقلم میگه دلم نباید برات تنگ شه. نباید یادت بیفتم. نباید دوباره آرزو کنم که ببینمت. نباید بهت بگم حالم چقدر خرابه. دلم هی می‌شکنه. هی مچاله میشه. نفسام کوتاه میشه. فایده‌ای نداره. دنیا خیلی بی‌انصاف بود که ما رو گذاشت تو این دوراهی.
سال ها بود دل م تنگ ه صدایی بود که دل م را بردارد ببرد حوالی ه حضورت و آنچنان آشوبم کند که بر خرابه های دلم بنشینم و یک دل ه سیر ببارم و‌ دل م را خالی کنم از دغدغه های دنیایی که چرا دیر رسیدم به تو ! که چرا دیر شد دوست داشتنم ! که چرا چشمم دیر ترا دید! که چرا قلبم دیر ترا طلب کرد! اما حال که هستی نگاه ت نور پاشید به جهانم و اجابت شد آرزوی م. امشب ندایی آمد و صدایی بلند شد و طنین ه دلنشین صاحب ش مرا تا آنسوی جهان ت برد و بعد از گردشی دلبرانه به دور ه تو و
ما یکدیگر را نمی‌فهمیم؛ گفتگوی‌مان کج میرود و راست گویی چپ‌مان می‌کند.تو از جایی سخن می‌گویی که من نرفته‌امو من هنوز آنجایی‌ام که سخنانم می‌آیند.یا تو در راه دیگری هستی یا من تو را در این راه نمی‌بینمترجیحم این است دنبال هم نگردیم؛چرا که نه با من همسفـری، نه قصد سـفر داریتــو در خرابه‌ات بمـان و بگذار مــن نیز به سفر آواره‌گی‌ام برومشاید که لبخند برایت سوغاتی‌ام باشد.
تركمنهای ایران (2)در مقاله تركمنهای ایران» كه در شماره چهل و دوم مجله هنر و مردم» به طبع رسیده بود، از دهكده اینچه برون Ince Burun نیز كه در دشت گرگان» (تركمن صحرا) و كنار رودخانه اترك» قرار دارد توصیفی شده بود. اینك در مقاله حاضر پس از مقدمه ئی درباره دین و مذهب مردم اینچه برون و طلبه های دینی و مساجد آن، موضوعهای زیر هم به ترتیب توصیف خواهد شد:مراسم مذهبی ـ مراسم تدفین و سوگواری ـ تقسیم ارث و تملك طایفه بر زمین ـ زیارت اهل قبور، قبرستان و سنگ ق
سلام بر همگی میرم سر اصل مطلب اری من نویسنده جدیدم ^-^ ممنون از درسا جون که مرا نویسنده فرمودند اسمم اسنو استاره ادیتورم کد نویسم ارتم میکشم البته گه گاهی از هرچی خواستین براتون میتونم درست کنم ^-^ بیوگرافی اوسیم هم بعدا میگم چون گوشیم خرابه با مال بابام اومدم :( خیلی خب من فعلا کلاس دارم خدافظ ^-^ (عصر میام میفعالم) و بای
تنور درون عارفی از شعله های عشق چون چشمه ها ی آب گرم فوران می کرد و او درمیان این همه تب و تاب و گرمای درونی بر سفره ی زمین نشست و از استنشاق هوای آغشته به عطر یار و گل های رنگارنگ یاس و توسل دست به دامان سجده گاه خاک شد تا دمی در آن حال و هوا به راز و نیاز با معشوق پردازد . هوا سرد بود و بارش برف و باران آرام آرام آغاز شده بود و او همچنان سر بر سجاده عشق هوا را در حنجره ی خویش به حرکت در می آورد وجملاتی که تنها او می شنید و معشوق،  بر زبان می راند. برف
ای علی . پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله : یا علِیُّ! لَولا أنتَ و شیعَتُكَ ما قامَ لِلّهِ دِیِنٌ؛ اى على ! اگر تو و شیعیانت نبودید، دینى براى خدا پا برجا نمى‏ ماند. بحار الأنوار: ج 39، ص 307 ------------------------------------------------------------------------- روستاي نوکیان ، روستاي نیکن ، نوکیان ، نیکن ، روستاي سیاه ورود ، روستاي سیاورو ، روستاي سیاهورود ، سیاورود ، سیاورو ، روستاي گندم اباد ، روستاي گندم او ،گندم آباد ، گندم آو ، روستاي قوهیجان ،
امروز سه شنبه 24 اردیبهشت ماه 1398 تصمیم گرفتم به امامزاده عبدالله شهر ری بروم و از آرامگاه هنرمندان و مشاهیر فرهنگ کشور که در انجا آرمیده اند گزارشی تهیه کنم. هوا به شدت گرم بود، دمای هوا به چهل درجه می رسید. من هم که سرم را تراشیده بودم، آفتاب مثل عدسی میکروسکوپ داشت مغز سرم را آتش میزد. اما با این حال شور و حرارت عشقی که به پیدا کردن مزار بزرگان بی جانشین موسیقی و ادب ایران داشتم تحمل این گرما را بر من آسان کرده بود. رسیدم آنجا دیدم درب ورودی تم
دنیا شده خرابه و خُرد و خمیر چینمُردند مردمان همه با هفت تیر چین راهی است منتهی به جهنّم،قبول کنهرگز مرو به سوی بهشت از مسیر چین بی معنی است و پوچ و چرند و مزخرف استشعری اگر که بشنوی از شکسپیر چین هرگز منوش و تکیه به گفتار او مکنافتاده موش داخل وجدان و شیر چین خفّاش خوار لعنتی اند و پلشت و بدلعنت به خوب و زشت و صغیر و کبیر چین از چین دفاع می کنی و حق به جانبیپوشیده ای چرا که کتان و حریر چین خوشحال می شوند کسانی که کاسبندگردد کویر لوت اگرکه کو
دانلود بازیLast Day on Earth: تیرانداز بقا آخرین روز بر روی زمین است در یک پست جهان آخرامانی مجموعه: در سال 2027 جهان شاهد شیوع عفونت ناشناخته است که نابود تقریبا همه نژاد بشر است. و آن را متوقف نمی وجود دارد. همه کسانی که مرده آغاز شده تبدیل به زامبی و کسانی که چند بازماندگان که مقاومت در خون خود در حال تلاش برای زنده ماندن در خرابه های جهان یک بار بزرگ است.
به نامِ عشقبه نامِ عشق! به نامِ خدا!به نامِ رقیّه!دوباره شد قلمِ شعر وقفِ عامِ رقیّهاراده کرده غزل تا برایِ او بنویسمبخیز حسِّ تَغَزُّل به احترامِ رقیّه!کم اند جمله ملائک اگر حدیث بگویندبرای گفتن یک شَمّه از مقامِ رقیّهدلت که خواست شود پر ز شور و عشقِ حسینیبیا بنوش فقط جرعه ای ز جامِ رقیّه!بگو حسین دمِ صبح و دل بده به دلِ اودلِ تو میشود آباد عینِ شامِ رقیّهبه راهِ عشق بده جان!نگو ز غصّه ی هجرانکه راهِ عشق همین است این مرامِ رقیّهکجاست منتقمِ
اگه کسی دوست داره من این کد ساده رو نوشتم برای تولید یک فایل tcl که با اپن سیس بازش میکنین و تحلیل IDA انجام میده. ههه. یه تاریخچه ی شتاب پیش فرض هم گذاشتم که اگه کسی دوست داشت می تونه عوضش کنه به راحتی. مربوط به زله ی طبس هست کرتسی اف کتاب آقای نادر فنایی. ههه.کد در ادامه ی مطلب. شاید ان شاءالله بعدا فایل بهترش رو قرار بدم.الان که پرشین گیگ خرابه دوباره!
این روزها یک قاب عکس خالی ام خالی ام نمیدانی چه حالی هم عالی ام درست مثل یک دیوانه دیوانه چرا رفتی ازاین خانه نمی دانم بعد رفتنت چی شد حتی آسمان ابری شد می دانم بر نمیگردی ولی ای کاش میشد بعد تو حال دیگه حال من فقط گریه و اضطرابه نبودی که ببینی که ببینی که چقدر حال من خرابه بگو بگو هنوزم اسمم رو یادته شبا صدا م توی خواب است بعد تو همه اش بی تابم و شب ها نمی خوابم!
درد، این حجم موهوم درد، که حتی نمیشه روش انگشت گذاشت تا مرهمی شاید بشه
شکستیم، همه چیز در هم شکستهشدیم آواره‌های بعد از طوفان که لابه لابه لای خرابه‌ها دنبال یه رد می کردیمردی از آرامشی که قبلا اسمش زندگی بود
 
از همه ور، درون و بیرون یهم سفارش می کنن که دراما نسازم از حقیقتی که هست، ولی تو به من بگو اگه این دراما نیستاگه نفس نکشیدنو نخواستنش حتی، دراما نیست، پس چیه.
نگو از این بدتر می‌تونست یشه که نخ نما شده بس که بهش چنگ انداختم.‌
و
دیگه این تخم مرغا هم واسه ما کلاس میزارن!خوب معلومه وقتی مادرشون کیلویی فلان قدرهامرو نهار نداشتم خاستم غذا بپزم همه ی مایحتاج پزیده شدن الا این مرغانه!ساعت 4 غذا حاضر بود اما تخم مرغ از 3.45 تا 4.45 جوشیدو جوشیدو آخ نگفت.گفتم شاید تخم مرغش خرابه انداختمش دور بعدیو گذاشتم این یکی هم از 4.15 تا الان که 5.15 داره میجوشه!دیگه تصمیم گرفتم به روش سمندون برم نپخته بخورمش.بابا تخم مرغ جون به چه زبونی بگم من گشنمهههههههههههههههههههه

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

کتابخانه عمومی خواجه نصیرالدین طوسی یا صاحب الزمان