دو به شک سفر رفتن بودیم دلم مثل هر سال با تاسوعا عاشورای یزد است. اینجا طاقت ندارم. طاقت این شهر پر صدا، بوق و کرنا، چلو خورش ها، لیوان های یک بار مصرف، گعده های جوان سیاه پوش بیکار، طبل های دل لرزان را ندارم. ابدا ندارم. اما راه زیاد است و پراید شریکی ما خسته. نمیدانم مامان پیام میدهد که تکلیف مشخص کنید. نمیدانم ساعت هفت و نیم شب ندانستن. محمدحسین : حکم اعتراضات کارگری آمد! یخ زده و سکوت میکند.
طاقت ندارم از نگاهت دور باشم یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم. با من بمان هر لحظه می افتم به پایت هر چند در ظاهر زنی مغرور باشم وقتی دلت صیاد این دریاست ای کاش من ماهی ِ افتاده ای در تور باشم بگذار با رویای وصلت خو بگیرم حتی اگر یک وصله ی ناجور باشم آغوش وا کن! حرف هایم گفتنی نیست تا کی فقط در شاعری مشهور باشم؟! پیراهنم ارزانی چشمان مست ات لطفی ندارد عشق اگر محصور باشم! روزی اگر سهم کسی بودی دعا کن ـ ـ من کور باشم ، کور باشم ، کور باشم! زهرا شعبان
ای خدای من! دکتر با دکتر چه قدر فرق دارد؟! دکتر سروش ما با اینکه در خارج زندگی می کند و محبوب آن همه شبکه غربی است و آن همه از معرفت و مبارزه با آفات و خرافات می گوید ولی باز هنوز به پیامبر شدن رغبتی پیدا نکرده است و شکسته نفسی می کند و می گوید طاقت پیامبری را ندارم و حتی ادعای پیامبری هم ندارم! آخر خودش میگوید: والله من پیغمبر نیستم. ادعای پیغمبری هم نکردم … نه پیغمبر هستم، نه ادعای پیغمبری دارم، نه طاقت پیغمبری دارم نه رغبت به پیغمبری دا
نیکان قشنگ و مهربونمامروز بردیمت برای ختنه.خیلی گریه کردی مامان جان خیلی غصه خوردم دیدمت ک تنها موندی رو میز اتاق اون اقایی ک میخواست ختنت کنه جیگرم برات کباب شد خدا میدونه چندین شب بود ک قبل خواب به این کابوس فکر میکردماخ نیکان طاقت ندارم کوچیکترین دردی بکشی اما تنهایی امروزت بیشتر جیگرمو سوزوندخدا رحم کنه به دل من طاقت دوریتو ندارمکابوس واکسن چهار ماهگیت هم با منهمادر بودن سخت ترین کاریه تو عمرم بهم سپرده شده عزیز دلم.اونقدر سخت ک اح
جز مدح تو در هر دو جهان کار ندارمای دلبر من بی تو که دلدار ندارمدارم سخنی همدم هر بلبل عاشقجز عطر تو در خانه و گار ندارمدر خانه ی من عطر دل انگیز تو باشددر خانه بجز عطر تو ای یار ندارمدر سینه من حب رضا هست و دگر هیچدر سینه غم درهم و دینار ندارمهر مصرعی از هر غزلم ذکر تو باشدمداحی اغیار در اشعار ندارمای آنکه تویی در همه دم یار غریبانبیمی به دل از قوم تبهکار ندارمدردی است اگر در تن من در همه عمرحتی گله ای زین تن بیمار ندارمتا دست تو بر سینه من ب
این روزها دیگه نه فکر فاصله سنی با بچم رو دارم نه هیچ چیز دیگه ای این روزها ذهنم خالیه بی هیچ رویایی بی هیچ علاقه درست یا غلطی این روزها منتظر هیچ عشقی نیستم این روزها خودمم و تو خودمم بیشتر از همیشه کمتر فکر میکنم کمتر حرف میزنم هیچ هم صحبتی ندارم تنها هم صحبتم خودمم منه من روحم تنهاتر از همیشه شده فیلم اوکیا دلمو میبره یادم میندازه هنوز قلبم پر از احساسه قلبم دلش میخواد اما من قربونش میرم و میگم نیست و تو باید تحمل کنی باید طاقت بیاری و اون ط
گلو درد گرفتم از بغض.چقدر بیام گله کنم که نیستی و دلم تنگ شده؟اصن مگه خودم همین روزا رو نداشتم؟شبا همش منتظرم بیای فقط یه شب بخیر بگی تا خیالم راحت شه هستی.حال دلم بده.تو میدونی من طاقت دوری ندارم.قبل عروسیت همش سعی میکردم ترساتو ازت بگیرم!ترس دور شدنمون.ترس خونه رفتنت.اما الان انگار همه ی اون ترسا تو وجود خودم دارن خود نمایی میکنن.دبیرستان رو دوست ندارم دیگه!اما الان دلم میخواد فقط دلمو بغل کنم برم یه گوشه ی دنج اونجا بشینم تا تو بیای
سلام به همگی . امیدوارم ایام گرم تابستانی به کام شما شیرین و گوارا و خنک بگذره ، واقعا هوای گرم کلافه کننده ست من که از موقعی که مهراد رو حامله بودم به شدت گرمایی شدم و اصلا طاقت گرما رو ندارم پسرک هم همینطوره به شدت گرمایی هست ، شبها که حتی طاقت تحمل یه ملافه روهم روی خودش نداره و تو ماشینم که هستیم چون فاقد کولر هست خیلی عرق میکنه به همین خاطر تو این هوا بیشتر خونه نشین هستیم . یک هفته ای میشه که صبح ها بعد نماز نمیخوابیم و ساعت 6 میریم ورزش صب
چند ساعتی هست تو فکرمبرقراری رابطه شوهر ، و به تبع اون با بچه هاش.البته که با اصل مشکل ندارم در واقع دوست داشتم رفت و آمد شوهر پا برجا باشه به دلایل روشن.اما با پسرهاش !!!نه از ته دل هر جور فکر میکنم در رابطه با مراسم هاشون بی محل شدمحالا اگه دعوت هم کرده باشند من رویی ،توجهی ، دعوت ویژه ای ندیدم احساس حقارت دارم اگه تن به رابطه بدم صد در صد پشت سرم میگن طاقت نیاورد باز اومد با مابریز و بپاش ها برای اونهاست.برای شو
پای منبر برای عذادارای حسینی ا شک آور زدم، خدا قبول کنه ایشاا. مجلس شوری گرفت که بیا و ببین، بعدشم برای عذادارای طیاره هم یه روضه مفصل خوندم و اشکی گرفتم از جماعت. طاقت دیدن اشک یتیم ندارم. دلا بسوز، که سوز تو، کارها بکندوجود اشک تو این دیار از اوجب واجباته!
نور اور ظلمت قابل موازنہ نہیں اسلام ٹائمز: آج دنیا کی نام نہاد سپر طاقت امریکہ کو اگر ایران رلاتا ہے، اسکی آنکھوں میں آنکھ ڈال کر بات کرتا ہے، اسکی اینٹ کا جواب پتھر سے دیتا ہے، ایک جنرل کی جان کے عوض اسکے بڑے فوجی اڈے پر حملہ کرکے 80 سے زیادہ فوجیوں کو واصل فی النار کرتا ہے تو ایمانی طاقت کی بنیاد پر ہی یہ سب کچھ کرتا ہے، البتہ مادی طاقت کے لحاظ سے بھی ایران بڑا طاقتور ملک ہے۔ توجہ رہے کسی بھی میدان میں کامیابی کے حصول کیلئے کثرت معیار نہیں، کیف
من بیشتر از تو به غم عشق دچارمپنهان شدنت برده دل و صبر و قرارم بعد از تو نمانده نفسی جان به تن منیک لحظه بیا ای گُل نازم به کنارم هم غم شده بعد از توخوراک شب وروزمهم دوری ات انداخت ، شرر بر دل زارم ای جان به فدای تو وفا جای جفا کنمن طاقت بی میلی معشوق ندارم چندی ست که با چشم سیاه و مُژه ی فرمانند اسیری به دو شمشیر شکارم من خلق شدم تا که به دور تو بگردمخورشید تویی ، من قَمَری روی مَدارم
پای تو گیرم من یه چند وقته ツ که بعد رفتنت دریا نمیرم میترسم آخه بی هوا بارون بیاد ツ دست کیو باید بگیرم .هر شب تو رویام من تو رو میبینمت ツ میگی کنارم خوبه حالت میخندی و باز من گلای صورتی میذارم ツ عشقم روی شالت بزن بیرون از تنهایی برگرد کنارم همونم که برای دیدن تو بیقرارم نرو از روزگارم که من طاقت ندارممنم مثل تو به تنها شدن عادت ندارم پس بزن بیرون از تنهایی برگرد کنارم همونم که برای دیدن تو بیقرارم نرو از روزگارم که من طاقت ندارم م
خدای خوبم خودت قضاوت کن اخه فقط تو از دلم خبر داری و بس . تو بگو اخه این رسمشه .یکی بیاد با خوبی هاش با دلبری هااااش با مهربونی هاش همه وجودتو تسخیییییر کنه و بعد بزاره بره اخه مسلمون بخدا این رسمش نیست .بخدا دیگه طاقت ندارم تو بگو چیکار کنم تا کی مث آتیش زیر خاکستر بسووووووزم و ب روم نیارم بابا جان بفهم دلم برات تنگ شده اووونی ک خووودت رو میخواست حالا راضی به صداته
دانلود آهنگ مهدی عسگری به نام دلشو ندارم ترانه سرا : امین علیپور ، آهنگساز : امین علیپور ، میکس و مسترینگ : مصطفی مومنی Download Music Mehdi Asgari – Delesho Nadaram دلشو ندارم بری دلتو ازم دور شه بگو برن همه میخوام چش حسودات کور شه دلشو ندارم که ندارم که ندارم بری میمیره دل برات یه روز اگه مجبور شه می توانید این آهنگ را با کیفیت 128 و 320 دانلود و یا به صورت آنلاین گوش کنید و لذت ببرید به صورت اختصاصی از سایت ام اس بی موزیک
_قانون اول هیچوقت با من قهر نکن چون من طاقت دوری تو رو ندارم بعدش دلتنگ میشم و درنهایت عصبی میشم ! _حتی اگ قهر کردی حق نداری نباشی و خودتو از من محروم کنی:| +واقعا؟ پ.ن. خدایا من نمیدونم کجای کارم خدایا من نمیدونم دارم چیکار میکنم خدایا من نمیدونم قراره چیکار کنم خدایا خدایا خدایا Just save me
خدا جونم خیلی دلم گرفته از آدمات خیلی خیلی، خیلی دلم گرفتهحال گریه کردنم ندارم،حال دعا کردنم ندارم. حالمو خوب کن.میدونی کسیو ندارم.میدونی حتی کسیو. ندارم باهاش حرف بزنم.این همه امتحانم نکن.من همیشه توی امتحاناتت نمره ی ردی گرفتم دیگه بسمه.دیگه صبرم تموم شده.اصن منو ببر پیش خودت.من دیگه نمیخوام اینجا باشم.از ای دنیا متنفرم متنفر.
من تو را دوست ندارم.نه،دوستت ندارم.اما هنگامی که نیستی غمگینم و به آسمان آبی بالای سرتو ستارگانی که تو را می بینند،رشک می برم!تو را دوست ندارم.اما نمی دانم چرا،آنچه می کنی در نظرم بی همتا جلوه می کند!تو را دوست ندارم.اما هنگامی که نیستی،از هر صدائی بیزارم.حتی اگر صدای کسانی باشد که دوستشان دارم!زیرا صدای آنها،طنین آهنگ صدایت را در گوشم می شکند.دوست ندارم تو را ; آه میدانم که دوستت ندارم.اما افسوس که دیگران دل ساده ام را،کمتر باور میدار
بسم الرحمن.
احساس می كنم افسردگی دارم
حوصله انجام هیچ كاری رو ندارم
ناراحتم سرم درد می كنه و حالم خوب نیست
هیچ امید و آرزویی ندارم
شاید یك هفته رفتم سفر تنها كه فكر كنم كه می تونم ادامه بدم یا نه
خیلی خسته ام
حتی حال ندارم اینجا بنویسم
پ ن: می خوام وقت مشاوره بگیرم
جز دعا چیزی ندارم کوله بارم خالی خالیست من هستم و پاهایی تاول زده از راه تاول زده از سنگلاخی راه پر از محنت دل رنجور و پریشان از این همه گناه به درگاهت آمده ام. سرافکنده از پستی یک آدمیم. همانکه آفریدی تا اشرف مخلوقاتت باشد من آدمیت را زیر سوال برده ام. ریا بوده ام و دروغ حریص بوده ام و هیز بد بوده ام و تلخ. من جز دعا چیزی ندارم. جز تو هم کسی را ندارم. دست رد به سینه ام نزن دست رد به سینه ام بزنی به کجا بروم.
به چنگ اورده ام گیسوی معشوقی خیالی راخدا از ما نگیرد نعمت آشفته حالی را خدا را شکر امشب هم حریفی پیش رو دارمکه با او میتوان نوشید ساغر های خالی را مرا در بر بگیر ای مهربان هرچند میدانمندارم طاقت آغوش یک دریا زلالی را ز مستی فاش میگویم تو را بوسیده ام اماکسی باور ندارد حرف مست لا ابالی را من آن خاکم که روزی بستر رودی خروشان بودکنار چشمه بشکن بغض این ظرف سفالی را فاضل نظری
بالاخره عمل پیوند را هم انجام دادم! چه من شجاعی !آن هم نه با بی هوشی بلکه با بی حسی تمام خونم را دیدم وحشتناک بود! دردی که کشیدم غیر قابل وصف است! امروز قرار است برای معاینه بروم فقط امیدوارم کار به عمل دوم نکشد چون طاقت درد کشیدن ندارم وسط درد کشیدن هایم دلداری دادن های جناب جانان هم جالب بود!؟ +عیب نداره بزرگ میشی یادت میره!! _از این بزرگتر +زن تحمل کن _خخخخخخ +دیدی چی شد؟! _چی شد!؟ +دیگه نمیتونم گازت بگیرم!؟ کلی با خدا قول قرار گذاشتم اگر بعد هفت س
این بار دیگه طاقت نمی آرم اگه قرار نیست بشه دوباره همه ی وجودم رو با خودت نکشونشاید قراره این دفعه هم مثل همیشه جوابمو ندی و بگی امتحانت کردم قبول نشدی تا تو رو تو آغوش بگیرم .ولی با همه ی سختی همین خیالش هم شیرینهولی نذار این بار هم فقط یک خیال باشهبزار در آغوشت بگیرمفقط برای چند ثانیه.لیاقتش رو ندارم؟
خفاش ها را طاقت نـــــــــــــور شما نیست یعنی که شیطان را رهی هم بر خدا نیست پیغمبر ما حضرت احمد ، محمــــــــــــد(ص) چون او به نزد حضرت حــــــق آشنا نیست شب کـــــــــــــــــی تواند نور یزدان را بد نـور ش همیشه هست و او هم در فنا نیست بر عالم و آدم توئی اشـــــــــــــرف ، شریفی برتر ز تـــــــــــــــو در عالم و آدم به پا نیست توهین بر نام تو و هـــــــــــــــــــــم بر کتابت از کهنـــــــــــه دوران بوده و از تازه ها نیست آقا
درسته که هیچ کاری به کارم نداره اما خوب شناختتم میدونی هیچ درمونی برام مثه تنهایی نیست چنده سال از وقتی فهمید نمیتونه باعث آرامشم بشه تو اوج بدبختی و ناراحتی و گریه و تنهام میزاره بدون هیچ حرفی! من که دیگه ازش توقعی ندارم و از تنها گزاشتناش ناراحت نمیشم تازه اکثر اوقات از اینکه نیست جلو چشمم تا بیشتر حرص بخورم هم خوشحالم اما تمام مدت این تنهایی به این فکر میکنم که اگه تو بودی چیکار میکردی؟!ولم میکردی تا آروم شم ؟! نمیدونم دوست دارم به همه د
دوست ندارم عنوان بنویسم خب سه ساعت روش موندی که چی؟! بله م و اعصاب ندارم :/ رابطه مون به جایی رسیده که نه من پیم میدم نه اون گرچه انتخاب خودم بوده همچین چیزی چند روز پیش گفت بیام ببینمت کاش یادش بره چون نمیخوام ببینمش امتحانمم که تموم شد صبح بسیار زیاد خوشحال بودم ولی دیگ مهم نیس :) حوصله خودمم ندارم حتی
سلامامشب تنهاییم من و نیکانب شکل وسواس گونه ای دچار حساسیت ب نیکان شدمب واکسن چهار ماهگیش فکر میکنم، ب ختنه کردنش، به اینک خدای نکرده اتفاقی بیفته براش، به اینکه حتی طاقت ندارم ی لحظه ناراحت باشه یا مریض بشهاین فکرا واقعا اذیتم میکنه و نگرانمب این فکر میکنم ک اگ نیکان چیزی بشه من چیکار کنممیدونم ک این فکرا افکار شیطانیهاز طرفی میگم خب حتما همه مادرا این حس ها رو دارن یا نکنه من وسواس فکری گرفتماه نیکان یه تیکه از وجودمیانگیزه نفس کشیدنی ع
دلنوشته خانم عارفه وحدتی : یا امام غریب سلام ای پناه دهنده خستگان سلام ای کسی که هیچوقت دوستدارخودت تو نا امید نمیکنی سلام یا امام رضا دلم گرفته خیلی از زمانه تو خواب بهم گفتی از رحمت خدا نا امید نشم نشدم ولی بی قرارم نمیدونم میدونم شاید کاری بدی میکنم که بی قرارم یا امام رضا نور خدا رو بدلم بتابون از خدا بخواه صبرمو در مقابل تقدیرش زیاد کنه تا بی طاقت نشم نا امید نشم یا امام رضا تو میدونی که غیر از تو وخدا هیشکیو ندارم امیدم به شماست که پیش خد
هر شب به این امید میخوابم که صبح بیدار نشم و هر صبح با ناامیدی میبینم که هنوز نفس می کشم. نای کار کردن ندارم، نای ت خوردن ندارم، نای تظاهر کردن ندارم، از هرچی که عمرمو کم کنه استقبال می کنم، سیگار، چربی، شیرینی، حتی بیماری ولی چرا تموم نمیشه؟ بقیه عمر من ارزونی اونایی که دو دستی به زندگی چسبیدن، من فقط یه خواب طولانی میخوام، یه خواب طولانی و بدون کابوس و رویا
خداوندا! بارالها!باریتعالی! معبود من! عزیزم ! عشقم! باباجان! من طاقت اینو ندارم که صبح همکار شاد و شوخ و شنگم بعد اینهمه مدت که نگرانش بودم و گشتم واسش دکتر پیدا کردم و التماست کردم که خوب بشه، بیاد دست و پاشو نشون بده که ورم کرده و کلیهاش خوب کار نمیکنه. بعد از ظهر یه رفیق مجازی که خیلی آدم با استعداد و دوست داشتنی و تحصیلکردهایه رو بفهمم بیکاره مدتهاست و شب خبر برسه رفیق دانشگاهم که دو روز پیش عروسی برادرم شرکت کرد بیماریش عود کرده و پا
درباره این سایت