نتایج جستجو برای عبارت :

منادی شرع در خروش است

ای مسلمانان! هر که را در سر سودایی است، بداند که امروز را فردایی است. بدان که خدای که این افلاک را بر پای بداشت و این املاک را بر جای، که هر حسنه را مکافاتی است و هر سیئه را مجازاتی. هر حلال را حسابی و هر حرام را عذابی، و هر یک را مرجعی و مآبی. مرگ جوانان تازه تان در جوانی پند بداد و سودمند نبود، و موکل پیری تان بند بر نهاد و گزند نکرد. پندارید که این عیش طیش به آخر نخواهد رسید و لباس عمر به فرجام نخواهد درید. کلا و حاشا و لکن لای الا کما یشاء. م
وعده جایزه رئیس‌جمهور دادند، به نام نامی بچه‌های جنگ، غریب ایستادم و جلو نیامدم خبرگزاری تسنیم: غیبت معنادار ابراهیم حاتمی‌کیا در اختتامیه جشنواره فجر، امروز در دانشگاه تهران معنای دیگری به خود گرفت. حاتمی‌کیا دوباره سکوت رسانه‌ای اش را شکست و خروش کرد. مراسم تقدیر دانشجویان دانشگاه تهران از فیلم چ با حضور مهدی چمران، مریم کاظم زاده، همسر شهید وصالی، ابوالقاسم طالبی و عوامل فیلم چ» ابراهیم حاتمی‌کیا، مریلا زارعی، پژمان لشگری پور و
سال 1398 مبارک باز خروش می کنم باده ای نوش می کنم بر خلف فسرده ها جنب و جوش می کنم هستی ام تازه شود شور بی انداره شود سرور گم گشته ها باز پر آوازه شود مست و مستور می شوم در پی نور می شوم در هوای نو شدن جور و واجور می شوم مصطفی کریمیان مقدم مردقلم
مرحبا سپاهی مرد شرزه شیرکرمانی داو برد دیو اوژن قاسم سلیمانی‌ ای جبال بارز را خود نمون‌های بارز در خروش رودارود با شکوه و طغیانی حبذا یل ناورد‌ای حماسه طوفان مرد از تو می‌شود آرام این کران طوفانی جنگ اگر که خون افشان، دست از آن نمی‌شویی خصم اگر چه رویین تن، روی از آن نگردانی تیغ مالک اشتر، زهد مالک دینار اول صف پیکار، آخر مسلمانی !‌ ای دل مسلمانان، در پناه نامت گرم خاطر بداندیشان، از تو در پریشانی هار اگرسگ داعش بر جگر نهی داغش فیل فحل تک
شه چو عجز آن حکیمان را بدید پا جانب مسجد دوید رفت در مسجد سوی محراب شد سجده‌گاه از اشک شه پر آب شد چون به خویش آمد ز غرقاب فنا خوش زبان بگشاد در مدح و دعا کای کمینه بخششت ملک جهان من چه گویم چون تو می‌دانی نهان ای همیشه حاجت ما را پناه بار دیگر ما غلط کردیم راه لیک گفتی گرچه می‌دانم سرت زود هم پیدا کنش بر ظاهرت چون برآورد از میان جان خروش اندر آمد بحر بخشایش به جوش درمیان گریه خوابش در ربود دید در خواب او که پیری رو نمود گفت ای شه مژده حاجا
فریاد خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود من به هر سو می دوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد از دورن خسته ی سوزان می کنم فریاد ، ای فریاد ! ی فریاد خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم همچنان می سوزد این آتش نقشهایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم در و دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من ، سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم به دشواری در دهان گود گلدانها روزها
چرا رفتی، چرا؟ من بی قرارم به سر، سودای آغوش تو دارم نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟ نه هنگام گل و فصل بهارست؟ نه عاشق در بهاران بی قرارست؟ نگفتم با لبان بسته ی خویش به تو راز درون خسته ی خویش؟ خروش از چشم من نشنید گوشت؟ نیاورد از خروشم در خروشت؟ اگر جانت ز جانم آگهی داشت چرا بی تابیم را سهل انگاشت؟ کنار خانه ی ما کوهسارست ز دیدار رقیبان برکنارست چو شمع مهر خاموشی گزیند شب اندر وی به آرامی نشیند ز ماه و پرتو سیمینه ی او
 برگرد ای توسل شب زنده دارهاپایان بده به گریه ی چشم انتظارهااز یک خروش ناله ی عشاق کوی توحاجت روا شوند هزاران هزارها»یک بار نیز پشت سرت را نگاه کندل بسته این پیاده به لطف سوارها.ما را به جبر هم که شده سربه زیر کنخیری ندیده ایم از این اختیارهاباید برای دیدن تو مهزیار» شدیعنی گذشتن از همگان محض یار»ها.یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبوداما مسیر تو به من افتاده بارهاشب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اندبرگرد ای توسل شب زنده دارهااین دست ها به لطف تو ظر
دردی طاقت فرسا وجودم رافراگرفته ودلم بیتاب شده است !دیگرنمیتوانم ساکت وآرام بمانم ، چون صدای شیپور دشمن وفریاد جنگ درگوشم طنین افکنده است .خرابی ازپی خرابی فرامیرسدتا سرزمین مارابکلی ویران کند، ناگهان ،دریک چشم برهم زدن ، تمام خیمه ها غارت میشوند وخانه ها به ویرانه تبدیل میگردند. این وضع تابه کی طول میکشد؟ تابه کی باید خروش جنگ وصدای شیپورجنگ رابشنوم؟ خداوند درجواب میفرماید: "تاوقتی که قوم مندر حماقتشان بمانند!چون ایشان نمیخواهندمرابشن
 
نامه‌ها» (از دکتر عبدالسّمیع حامد به صالح‌محمّد خلیق)، گردآوری پیمانه خلیق، کتابی است که با پشتی رنگی و در 64 رویه به قطع رقعی به تازه‌گی، در پاییز سال 1396 خورشیدی، با شماره‌گان 2000 نسخه از سوی حوزۀ انتشارات شمال افغانستان به رهبری عبدالغفّار ریعان شمالی، در چاپ‌خانۀ صورت‌گر در بلخ به چاپ رسیده است. کار رایانه و برگ‌آرایی این اثر را سیّد علی کوروشیان و طرّاحی روی جلد آن را محمّدصمیم صورت‌گر ‌انجام داده اند. این کتاب دربرگیرندۀ ی
شما صحبت می کنید، آبشار کلمات به آرامی در جریان است و هر لحظه ممکن است با یک واژه تازه خروش کند. الان انگار بالاخره حس کرده اید که قادر شده اید سر صحبت را باز کنید، وارد یک گفتگو شوید و آن مکالمه را تا چند دقیقه به خوبی و خوشی حفظ کنید. همه چیز به خوبی پیش می رود تا این که به دقایق حساس نزدیک می شوید. حالا وارد دقیقه وحشتناک دهم شده اید اما دیگر نه خبری از مخاطب است و نه خبری از آن گفتگو گرم و صمیمی! همه چیز در سکوت مطلق فرو می رود.
می دانید که راز ماندگاری شیعه چیست ؟گریه ها و ماندگار نگه داشتن خون شهدای کربلا است آیا گریه های امروز مردم ایران وجهان در سوگ مالک اشتر زمان یاد و خاطره ی او را زنده نگه نمی دارد ؟ مطمئن باشید که یاد او همیشه زنده است . ولی آیا این گریه ها به خروش نمی انجامد ؟ جهان منتظر باشد خون ایران در حال جوشش است . جهان مقاومت آتش در حال گر گرفتن است . یاد سردار شهیدسپهبد سلیمانی گرامی و خونش منتقم باد.
هفته دفاع مقدس همچون نگینی تا همیشه زمان، بر تارک تاریخ حماسه و ایثار و پایداری آزادگان جهان می‌درخشد، تاریخ ۸ ساله دفاع مقدس که پر از عشق و ایثار و مقاومت است و دعای شبانه پرچمدار وادی عشق و یاور بسیجیان و رزمندگان حضرت امام (ره)، خروش سپاهیان، بسیجیان، ارتشیان و پشتیبانی خالصانه پیر و جوان، مرد و زن را در دل خود دارد، همواره در سینه تاریخ خواهد ماند. ذکر فداکاری و مجاهدت رزمندگان دوران دفاع مقدس موجب زنده نگه داشتن و پویایی اسلام و انقلاب
خمیده ام زیربارعشقی که ازدل من خبر نداردبه خاک مرگم نشانده اما در او نگاهم اثرنداردخبر ندارد که شاعری از دیار زاینده رود  هردمدلش پر ازشعر عاشقانه ولی سرش شور وشرنداردنه آب می خواهم ونه دانه،درآرزوی فقط نگاهش نشسته ام تا مگر بیاید ولی به اینجا گذر ندارددلم گرفته چه جای صحبت ، به او بگویید  بی توهیچمبیاکه دیگرجهان برایم ، به جزسیاهی هنر نداردچه کرده ای با بهار جانم ،که شبنمی بردلم ندارمگلی نرویدبه باغ زردم ، زمین خشکم ثمر نداردبه عمق چشما
آیت الله تسخیری منادي وحدت در جهان اسلام ارتحال عالم ربانی، مجاهد نستوه، آیت الله محمد علی تسخیرى ضایعه بزرگی بود براى مجامع بین المللى جهان اسلام و چهره برون مرزى انقلاب اسلامى ایران. او حقیقتاً براى حقیر، سرور و دوست صمیمى اى بود كه ١٠ سال در كنارش در معاونت بین الملل سازمان تبلیغات اسلامى (از سال ٦١ تا ٧١) كار كردم و بعد هم در دوران 7 ساله اقامت در آلمان، كه وی متصدى ارتباطات بین الملل دفتر مقام معظم رهبرى (دام ظله) بود با ایشان هماهنگ بودم.
می توان مدرسه ای شاد داشتمدرسه ای پر از عشق و امیدمدرسه ای که دانش آموزش با عشق و امید و با لبخند هر صبح بر می خیزد تا آن را شروع کندمی توان مدرسه ای داشت که معلمین آن را زغبت هر روز وارد آن می شوندمی توان جنب و جوش و خروش را در مدارسمان ببینیممی توانیم موج رقابت و پیشرفت را ، موج تحصیل علم را ، موج فراگیری هنر را و حتی موج تدریس عشق را در مدارسمان ببینیمآری. می توان  مدسه ای شاد داشت زمانی که چارچوبها حفظ شودمعلم در مقام معلم و دانش آموز نیز در
درود بر برادر ارتشی»پدیدآور: حمیدرضا شاه‌آبادی؛ ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ تعداد صفحات: ۳۲سحرگاهان ۲۲ بهمن خبرهای مأیوس کننده برای ارتشبد قره‌ باغی ارسال می‌شد. اخباری حاکی از این که کلانتری‌ها یکی پس از دیگری در حال سقوط‌ اند، سربازان به مردم می‌پیوندند. همافران، گاردی‌ ها را شکست داده‌اند، مردم اداره تسلیحات ارتش را به محاصره خود درآورده‌اند. نیروهای هوانیروز از فرمان سرپیچی می‌کنند و حاضر به اطاعت نیستند، سرلشک
درود بر برادر ارتشی»پدیدآور: حمیدرضا شاه‌آبادی؛ ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ تعداد صفحات: ۳۲سحرگاهان ۲۲ بهمن خبرهای مأیوس کننده برای ارتشبد قره‌ باغی ارسال می‌شد. اخباری حاکی از این که کلانتری‌ها یکی پس از دیگری در حال سقوط‌ اند، سربازان به مردم می‌پیوندند. همافران، گاردی‌ ها را شکست داده‌اند، مردم اداره تسلیحات ارتش را به محاصره خود درآورده‌اند. نیروهای هوانیروز از فرمان سرپیچی می‌کنند و حاضر به اطاعت نیستند، سرلشک
درود بر برادر ارتشی؛ پدیدآور: حمیدرضا شاه‌آبادی؛ ناشر: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان؛ تعداد صفحات: 32سحرگاهان 22 بهمن خبرهای مأیوس کننده برای ارتشبد قره‌باغی ارسال می‌شد. اخباری حاکی از این که کلانتری‌ها یکی پس از دیگری در حال سقوط‌اند، سربازان به مردم می‌پیوندند. همافران، گاردی‌ها را شکست داده‌اند، مردم اداره تسلیحات ارتش را به محاصره خود درآورده‌اند. نیروهای هوانیروز از فرمان سرپیچی می‌کنند و حاضر به اطاعت نیستند، سرلشکر نشا
 درود بر برادر ارتشی؛ پدیدآور: حمیدرضا شاه‌آبادی؛ ناشر: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان؛ تعداد صفحات: 32سحرگاهان 22 بهمن خبرهای مأیوس کننده برای ارتشبد قره‌باغی ارسال می‌شد. اخباری حاکی از این که کلانتری‌ها یکی پس از دیگری در حال سقوط‌اند، سربازان به مردم می‌پیوندند. همافران، گاردی‌ها را شکست داده‌اند، مردم اداره تسلیحات ارتش را به محاصره خود درآورده‌اند. نیروهای هوانیروز از فرمان سرپیچی می‌کنند و حاضر به اطاعت نیستند، سرلشکر نش
22 بهمن22 بهمن روز از جان گذشتن22بهمن روز شکوه میهنروز پیروزی خون      روز شکست دشمن روز شکفتن عشق   در انقلاب میهنروز طراوت گل  در زمستان و بهمنروز بهادر خفته   در انقلاب جانان روز سبزی و جوان   میان جوانان میهن روز از خودگذشتن  روز امید روشنروز شکوه ایمان   روز خروش آئینروز رسای الله   روزی صدای مردمروز تمام شب ها  روز طلوع فرداروز مرام مردم   روز نجات هر جان روز سپهر ایران  روز ثنای رهبرروز عزیز ملت روز طلوع خورشیدروز غروب سختی  روز شف
1- در نهایت، مرگ به سراغ شما نیز خواهد آمد و رونق و شکوه دوران شما نیز به پایان خواهد رسید. 2- محنت و سختی، جغد شوم ویرانگری است که به ما بسنده نمی­کند، شما را نیز خانه­خراب خواهدکرد. 3- مرگ که نابودکنندة خاص و عام است، روزی شما را نیز نابود خواهدکرد. 4- وقتی که عدل و انصافِ انسان­های عادل در جهان باقی نماند، ظلم و ستمِ ظالمان نیز یقیناً از بین رفتنی است. 5- وقتی که بانگ و خروش انسان­های شجاع، گذشت و رفت؛ این صدای گوش­خراشِ شما انسان­های پست نیز یقی
خانه ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوزهر طرف می سوزد این آتشپرده ها و فرشها را، تارشان با پودمن به هر سو می دوم گریاندر لهیب آتش پر دودوز میان خنده هایم تلخو خروش گریه ام ناشاداز درون خسته ی سوزانمی کنم فریاد، ای فریاد! ای فریادخانه ام آتش گرفته است، آتشی بی رحمهمچنان می سوزد این آتشنقشهایی را که من بستم به خون دلبر سر و چشم در و دیواردر شب رسوای بی ساحلوای بر من، سوزد و سوزدغنچه هایی را که پروردم به دشواریدر دهان گود گلدانهاروزهای سخت بیماریاز فر
بلاغت نگاهتمرا شرمنده میدارد وفایش ز چشم بد نگهدارد خدایش نگاهش صد زبان دارد - تو گویی-بلاغت میچکد از چشمهایش!                                                                           مهدی سهیلی آوای سروشیک زمان گفتم به دل : خاموش باشلب فرو بند از سخن ها ، گوش باشناگهان از جان برشند خروش:هان! منم پژواک آوای سروش»من نی خاموشم و آوا از اوست»قطره ناچیزم و دریا از اوست»آنکه میگوید : بگو ، خود دیگرست»باده از ساقی و از من ساغرست»صید
راهپیمایی اربعین دوش در خانه قیل و قالی بود سربسر وجدوشور و حالی بود حال و احوال جمله عالی بود و از این رو مرا سئوالی بود که بپرسم چه می شود اینجا گفت ما میرویم کرب و بلا اربعین است و جمله در راهیم. همگی میهمان اللّهیم  عاشق و بی قرار آن شاهیم  از خداوند مسئلت خواهیم همه سالم به کربلا برسیم. خدمت شاه سر جدا برسیم همه داریم رو به کوی حسین. پر گشوده همه بسوی حسین دلگرفته است رنگ وبوی حسین بوده در سینه آرزوی حسین بارالاها چه می شود ا
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف خیمه عزا برپاست
قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستى سیه پوش عزاست
ماه خون و خروش و ماتم شد / ماه خون خدا محرم شد
 **فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می نماییم**
پدیدآور: حمیدرضا شاه‌آبادی؛ ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ تعداد صفحات: ۳۲سحرگاهان ۲۲ بهمن خبرهای مأیوس کننده برای ارتشبد قره‌ باغی ارسال می‌شد. اخباری حاکی از این که کلانتری‌ها یکی پس از دیگری در حال سقوط‌ اند، سربازان به مردم می‌پیوندند. همافران، گاردی‌ ها را شکست داده‌اند، مردم اداره تسلیحات ارتش را به محاصره خود درآورده‌اند. نیروهای هوانیروز از فرمان سرپیچی می‌کنند و حاضر به اطاعت نیستند، سرلشکر نشاط فرمانده گارد جا
۲۲آبان۹۵ پاسدار فیروز آبادی به خیال خام خودش در حمایت از رهبر ساندیس‌خوران جهان، جمله‌ٔ سنگینی گفت که هرگز گمان نمی‌کرد روزی همین حرفش مانند خنجری به کمر ‌ای خواهد نشست. وی در گفتگو با خبرگزاری حکومتی تسنیم گفت:              . شلیک موشک بدون اجازه مستقیم فرمانده‌کل قوا امکان ندارد.»اما همین مهره‌ٔ جنایتکار در توضیح درباره‌ٔ سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی می‌گوید که سپاه این هواپیما را با کروز» آمریکاییها اشتباه
 
 
بیا و زمزمه ی آب را تماشا کنخروش چشمه بی تاب را تماشا کن
برای تازه شدن، همنشین شبنم شودرون آینه ی آب را تماشا کن
شبیه حادثه رود و چشمه جاری شوبچرخ در خود و گرداب را تماشا کن
سلام کن به خدایی که پشت دریاهاستصدای روشن سهراب» را تماشا کن
به باغ وسوسه شاپرک قدم بگذارشکوهِ رنگی این قاب را تماشا کن
به کوچه باغ شکفتن سری بزن، ای خوب! بهار و چلچله، این باب را تماشا کن
خیال پنجره ها را به باغ گل بگشاشکوفه، این غزل ناب را تماشا کن
بهار، بوی معاد است و
حماسه 9 دی ، نماد عزّت، استقلال و بصیرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمان‌های انقلاب ایستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دین آنها بایستد در برابرتمام دنیای آنها خواهند ایستاد.روز نهم دی ماه در تاریخ انقلاب اسلامی با عنوان روز بصیرت» تبدیل به یوم الله و ماندگار گردید. در این روز ماندگار و تاریخی ملت همیشه در صحنه ایران اسلامی، حماسه ای دیگر آفرید و دشمنان خدا و دینش را مأیوس و ناامید ساخت و قلب امام زم

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تدریس مجازی ویژه ایام قرنطینه کشــــــــــکول