نتایج جستجو برای عبارت :

میسترس میخوام

من نمیدونستم چی بگم واقعا خوشحال بودم بالاخره یه ميسترس همسنم پیدا کرده بودم و تصمیم گرفتم بگم: آره معلومه که دوست دارم بعد گفت: خوب شروع کن،پای اربابت رو بلیس من شروع به لیسیدن کردم پای ارباب واقعا طعم خوبی داشت،اما بعد از مدتی این پاشون رو کشیدن و گفتن: خوب حالا چهار دست و پا شو منو ببر سمت مبل منم همین کار رو کردم بعد گفت: حالا دراز بکش زیر پاهاممن هم خوابیدم.بعد از یه مدت کارتون دیدن گفت:برو جوراب های کثیفم رو بیار.من هم رفتم و اوردم.وقتی او
تا اومدم بگم از اتاقم برو بیرون به سرعت یه لگو دختر ساخت و گفت: این لگو رو هم وارد بازی کن. اون لگو واسم آشنا بود مشخصات لگو:لباس سیاهی که از لگوی بلک ویدو(بیوه سیاه) برداشته بود،شلواری که فقط مایو داشت و انگار در ساحل بوده،مو های سیاه و یک شلاق که از لگوی کت وومن(زن گربه ای)برداشته بودمن میخواستم بگم که نمیشه اما یاد حرف مادر و پدرم افتادم که گفتند (آدم باش)و گفتم :باشهبعد به سرعت پرید روی تخت جوراب نپوشیده بود و در همون دو ثانیه مجذوب پاهای زیب
بسم الرحمن.
امروز بعد از مدت ها ساعت ٧ صبح رو دیدم 
صبا رو بردم دانشگاه و خودمم اومدم كتابخونه میرزا نشستم پای كارام
هنوز گیج و گنگم اما دارم خودمو جمع می كنم
ميخوام كار كنم فعال باشم مفید باشم 
اما فكر كنم دیگه نمی خوام برای زندگی برم خارج از كشور اما ميخوام تمام تلاشمو بكنم كه صبا و صاحبه رو بفرستم فكر كنم كار درست تریه
اما هنوزم دلم ميخوام اگر قراره بچه ای داشته باشم جایی كه بهش پاسپورت دیگه ای هم بدن به دنیاش بیارم تا برای فرداش فرصت های ب
سلام من ميخوام اولین داستان ميسترس و اسلیو بچه رو بنویسم فقط یادتون باشه این داستان ساخته ذهن من هست و واقعی نیست و این داستان از زبان اسلیو گفته شده(مثلا)خوب بریم سراغ داستان۰  مادر و پدرم میخواستن با دوستاشون بیرون بیرون برن و دوستای اونا دخترشون رو به خونه ی ما اوردن من داشتم با اسباب بازی هام بازی میکردم مثل همیشه لیگ عدالت و انتقام جویان با هم متهد شده بودنند تا جلوی جوکر و الترون،بیزارو و لوکی یا ونوم و دث استروک رو بگیرند اسباب بازی ه
 قبل از این که بخوای در مسیر پولدار شدن گام برداری، اول با خودت بررسی کن که این ثروت رو ميخوام باهاش چکار کنم و چرا ميخوام پولدار بشم؟باهاش سفر خارجی برم،ميخوام مقداری به نیازمندان کمک کنم،ميخوام بچه هام در کلاس های مختلف شرکت کنند و عقده ی چیزی رو نداشته باشن،ميخوام همیشه وسایل خونه ام بهترین ها باشند،ميخوام هر روز خودم از روز قبل یه پله جلوتر باشم، ميخوام، دست چند نفر رو بگیرم بیارمشون سر کارميخوام به سلامت خودم و خانوادم کمک کنم و در به
خدایا سرده این پایین از اون بالا اگه میشه نگام كن یه كاری كن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها كن خدایا سرد این دستام از اون بالا خودت ببین میلرزه مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه تمومش كن دیگه بسته شدم از زندگی خسته. یه زخمی دارم ازدردش میسوزم و ميخوام . ميخوام بمیرمهنوزم كه هنوزه میسوزمو میسازم خدایا من دارم میام یه كم با من مدارا كن. شنیدم گرمه اغوشت اگه میشهمنم یه گوشه جا كن
اون گفت:آره،یعنی تو هم میدونی دهنم باز مونده بود،نه از تعجب بلکه از شکل زیبای پا های اون اما اونقدر حواسم پرت نشده بود که صداشو نشنوم و گفتم:معلومه میدونم! اگه نمیدونستم چطور از تو پرسیدم ؟خندید و گفت: حواسم نبود
عینِ ماهی از دستم لیز میخوری میری تا ميخوام داشته باشمت میبینم كه نیستی خب این چه کاریه که میکنی؟ این همه نبودنت رو به رخم میکشی که چی بشه؟؟ به چی میخوای برسی؟؟ کم بدبختی و نا امیدی تو این مملکت رو سرمون آوار شده تو هم هی نباش هی نباش هی نباش خودت خسته نشدی از این بازیات؟؟ دوستت میگفت میخوای بری هلند.خب برو.من اگه اون موقع میگفتم نرو بخاطر خودم که نبود بخاطر خودت بود.تو مملکت غریب بری با کی حرف بزنی؟؟ کی حرفتو میفهمه؟؟ کی میفهمه تو دلت چه خب
ميخوام یه قلک بسازم از دلم ميخوام یه قلک بسازم از دلم mikham ye ghollak besazam az delam حواسمو جمع کنم havasamo jam konam و یه روزی به وقتش o ye rozi be vaghtesh که پر شد ke por shod بشکنمش و آبروی عشقو بخرم beshkanamesh o aberoye eshghamo bekharam ميخوام یه قلک بسازم از دلم mikham ye ghollak besazam az delam که وقتی که صبح شد ke vaghti ke sobh shod که رد شد تمام بد دلیها تمام دلخوریها تموم لحظه هایی ke rad shod ta bad deli ha , ta delkhori ha
حرم تو دورترین نقطه ی دنیا باشه میاممگه من جز زیارت تو از دنیا چی ميخوام؟فقط بگو کجا بیام؟!؟فقط بگو چیکار کنم؟ميخوام این زمستون روکنار تو بهار کنم
مثه چشمامی مثل نفس کشیدن شدی برام هوامی برو به هر کی پرسید ازت چرا باهامی بگو خدامی تن تو داغه تو توی هر یه پلکی که میزنی اتفاقه تو که تو خونمه کل این جهان به چشمم همین اتاقه مثه قلبم مثه ر ویام مثه جونم مثه چشمام میدونم باورش سخته همینجوری تو رو ميخوام همینجوری تو رو ميخوام تو همه لحظه هام من از وقتی تو رو دیدم زمان یک ثانیم نگذشت مگه میشه تو رو دیدو به قبل دیدنت برگشت مگه میشه تو رو دیدو از این رویا گذشت تو یه پناهی تو مثل فرصت آخری تو ته راهی و
اس ام اس عاشقانه , اس ام اس خنده دار *یکی از لذت هایی ک دگ نیس.
بهت بگم شب خوش
بگی میخوای بخوابی؟
بگم
نه؛ ميخوام خوابیدن تورو تماشا کنم
لایک‏=‏ لذت بخش ترین آرامش دنیا اینه ک آروم خوابیدنشو تماشا كنی. *فال حافظ , فال تاروت , فال انبیاء
من گفتم: عالیه ارباب ارباب گفت: حالا بیا دستشویی دارم من رفتم.نشست رو کمرم و توی راه ش رو در اورد و گذاشت تو دهنم و وقتی رسیدیم به حموم از دهنم درش اورد و گذاشت رو زمین.بعد طنابی که با اون من رو بسته بود کشید و منو به حموم برد و توی دهن من دستشویی کرد هم گه هم شاشبعد از زبونم برای تمیز کردن خودش استفاده کرد برگشتیم و دوباره روی مبل نشست  من رفتم و زیر پاهاش خوابیدم و اون انگشت هاش رو کرد تو دهنم و فیلم نگاه کرد    ادامه دارد….….…………
الان ساعت چهارو نیم صبحه و من نخوابیدم، افکار مختلفی فکرمو مشغول کرده. نمیتونم برا خیلی از سوالای تو ذهنم جواب پیدا کنم. راستش ميخوام یه چن وقت این سوالا رو بریزم دور، ميخوام قراری بزارم بین خودم و خدای خودم .یا رفیق من لا رفیق له . تو رفیق کسی هستی که رفیق نداره . رفیق ميخوام دردودل کنم باهات.دلشکسته م . حیرانم . سرگردانم .وضعیت خانوادم،مادرم، خواهرام، رفتارهای عجیب آدمای دوروبرم، وضعیت درسم،وضعیت زندگی خودم،منو حیرت زده کرده‌ . رفی
ميخوام یادم بمونه روزای خوبی رو که
حواسم اصلا بهشون نبود
ميخوام یادم بمونه
آرزوهای قشنگی رو که داشتم
ميخوام یادم بمونه
رفیقای دنیای واقعیمو
ميخوام یادم بمونه
رفیقای مجازیمو
ميخوام یادم بمونه
اون لحظه ای که دیدمت
ميخوام یادم بمونه
اون حرفایی که زدی
ميخوام یادم بمونه
اون متانت روز اولت
ميخوام یادم بمونه
که چی پوشیده بودی
ميخوام یادم بمونه
اون قرار های قشنگو
ميخوام یادم بمونه
اون دوست دارم گفتناتو
ميخوام یادم بمونه
هر چی که به توربط د
من اقا انوری بعد از فرایند های یادگیری زیاد الان درست جایی هستم که ميخوام به زندگیم رنگ بپاشم بعد 8 سال جریان یادگیری بعد از 1 سال فرایند کوچینگ العان روی تولید محتوای 6 ماهه که بدون توجه به مخاطب هست ميخوام تمرکز کنم انوری از تولید محتوا لذت میبره و یاد میگره و برون ریزی های ذهنی بهش کمک میکنه یادگیری این مهارت رو من مدت هاست شروع کردم - حالا ميخوام در حد اینکه لذت بخش باشه رشدش بدم
سلام به تك تك شما عزیزان فكر كنم ٢ سالی گذشته از آخرین سفرم با دوچرخه . اصلاً دوست نداشتم كه اینطوری میشد و تا این حد از سفر دور میشدم ولی بخاطر مشكلات كه پیش اومد مجبور شدم سفر با دوچرخه رو بزارم كنار و یه دو سالی خودم رو درگیر كنم كه این درگیر شدن هم خوب هست هم بد خوب بخاطر اینكه به یه جای برسم كه بتونم سفر رو بهتر انجام بدم بد بخاطر اینكه دوسال از عمرم گذشت بدون اینكه بتونم چیز جدیدی از این دنیا . مردمانش . طبیعتش و. یاد بگیرم دوسال  به بازنشس
از طرف خودم به عنوان یک هشت میلیاردم جمعیت زنده انسانها و یک نمیدونم چندم جمعیت انسانهای زنده و مردهاز تمام اونهایی عذر ميخوامکه سختی های دنیا رو دارین تحمل میکنین.و شب و روزتون انقدر دوپاره ان که صبح هارو به سلامت طی میکنید و به شب و تاریکی که میرسه تمام فشار دنیا روتون خالی میشهاز تمام اونهایی عذر‌ ميخوام که هر اتفاقی میفته مستقیم پتک میشه رو سرشون و روانشون رو بی اینکه اونقدر فشار حقشون باشه و مقصر باشن، آشفته میکنه.از تمام اونهایی مع
ميخوام از سر بگیرم نوشتنو . ميخوام دوباره برات بنویسم . این سری هستی . هستی و ميخوام برات بنویسم چیزایی که الان موقع گفتنشون نیستو . میدونی ففل . تو ایده ال ترینی برام . همه چیزتو عاشقانه دوس دارم هر چند بعضی کارات خریت و دیوونگی محضه . همین که مثلا یهو نیست میشی و هیشکی به هیچ جات نیست  :)) ولی دوستت دارم . بعد سه سال جرئت ندارم بهت بگمش . منتظرم این سری تو دیوونه ی من باشی . کاش تو ایده ال همیشگی من باشی و برای من باشی . کاش همه ی حرف قشنگات نوید یه آ
روزا قوی ترین آدم دنیا:) ولی شبا. نمیگذره خـــــدامن فقط یه جمله ميخوام بهش بگم! فقط یه جمله! میشه؟؟؟آهنگ گوش میدم اون میاد جلو چشمم فیلم میبینم اون میادمیخندم اون میاد من عکسشو نميخوام تصویر مبهمشو نميخواممن خودشو ميخوام
مهتاب جان می نویسم تا بدونی, تو رو ميخوام عزیزم می نویسم تا بفهمی, تو رو دوست دارم عزیزم که بگم, تو رو ميخوام تو همیشه باش تو قلبم عشق من هنوز تو هستی سر نوشته من تو هستی دوستت دارم به همین واژه عاشقانه قسم دوستت دارم به همین قلب گرفتار قسم دوستت دارم به تو و لحظه ی دیدار قسم دوستت خواهم داشت به همین لحظه ی اقرار قسم دوستت دارم به تو آری ، به تو بسیار قسم دوستت دارم ………………………………… . . . . . . هیسسسسسسسسسسسسسسسسسس … دنیا رو ساکت کردم که بگم خیل
سلام من فاطمه ام و امروز ميخوام انتخاب واحد بکنم ميخوام بهتون بگم که همیشه کارا اونطوری که ما دوست داریم پیش نمیره. همیشه یا یه چیزاییو نمیدونیم یا مثلا بدونیمم عوض میشه دایما پس چه فایده داره دونست ما ؟ اگه چیزی عوض شد و اونجوری که خواستین نشد ادامه بدین عقب نشینی نکنید .
سلام:]
همه ش تقصیر مهدیس عه.تقصیر من نیست كه دو ماه مونده به كنكورم اومدم دارم وب میگردم:))
اصلا كسی دیگه میاد وب گردی؟ منسوخ نشده؟
ولی خب من تازه فهمیدم اون چیزی كه من ميخوام دقیقا همین وب عه^__^ اینستا نیست:> دلیلشم واضح و مبرهن عه:-"
ولی خب كلی خندیدم به پستای قبلی.
داشتم فك میكردم كه عاقااا!! ٧ سال گذشتاااا!! الكی الكیاز روزی كه وارد مدرسه ی فرزانگان شدم! راهنمایی فرزانگان یك تهران!! یا حتی از قبل ترش. دقیقا از اون روزایی كه میگفتم من كه عمرن اگه ف
سلااام وقت بخیر من به كمك معلممون یه ویدیو از بچه ها گرفتیم وقتی نظرشون رو درباره اینكه چجوری یك كلاس دینی جذاب داشته باشیم پرسیدم!حالا براتون میگم چرا!؟ چون ميخوام همون ارامش كه حرفشو زدیمو تو حرفای بچه ها پیداش كنیمراه نفوذ قشنگش و بفهمیم اون وقت رفیق های خوبی كه شدییییمبقول خانوم رویین تن: كار بستَس رفیق
سلام سلام خوبین ميخوام براتون یه مسابقه بزارم جایزشم عکس با شیپ مورد علاقتونه خوب مسابقه این جوریه که من یه عکس میزارم شما باتوجه به عکس یه متن رومانتیک یا گریه درآور مینویسید توی نظرات لازم نیست تو خوصوصی بفرستید چون ميخوام بقیه هم بخونن خوب عکس توی ادامه نوشتست هرکی میخواد شرکت کنه بره ادامه
از امروز‌ رسما استارتش رو زدم، صبح های زندگیم‌ رو ميخوام بخرم، توی این ماراتن چند تا چیز رو‌جا دادم، نماز صبح، کتاب خوندن، رسیدگی‌ به کارها، خوندن برای مصاحبه. ميخوام چهل روز ادامه بدم ببینم اصلا اینکه میگن اگر چله ی کاری رو انجام بدی تبدیل به عادت میشه یا نه؟! این مورد هایی که من قراره انجام بدم عالی ان، برای عادت شدن چی بهتر از اینا؟ از خدا کمک ميخوام برای این چهل روز. میریم که به امید و لطف‌ و کمک خدا و تلاش خودم عملیش کنیم.اسم کتاب برا
- امید رو ميخوام بهش برسم، از امیر غافل میشم - به امیر ميخوام برسم، از امید عقب می مونم - درس که هیچی- تعطیله - شوهر هم که کلا ول کردم فی امان شیطان - از هر طرف نرفته به بن بست می رسیم / لعنت به روزگار من و روزگار من و باز هم روزگار من
-دل با صفات كه حسینیه هم عالمهزَ.ر:اوه, دیگه واقعا از حسینی بودن من فقط یه لفظ مونده!!!! ولی حب الحسین! همواره نجات دهنده س.امید دارمهموارهدیروز توو خمچمحمومبا گریه بهش گفتمدوباره بهت چنگ میزنم و دست از دامنت برنمیدارم امام حسیندوباره شفا ميخوامدوباره درمان میهوامميخوام 
امروز سه روز بیخوابی رو جبران کردنبعد از ظهرم با سوگند(همکلاسی تو کلاس خیاطی) رفتیم یه کافه از همه چی گفتیمدلم خیلی تنگ نشده بود ولی دوست داشتم این یهویی دیدنا رو.از امروز خیللی یادم نیست ولی الان که ساعت 4 صبحه یه چیزی خیلی تو مخمهميخوام موهامو بزنم
ميخوام برم راهو خودم تنها.نه کسی اسممو بدونه.نه انرژیمو بدم کسی نميخوام باشم یه آدم عالی و نمونهنميخوام با کسی بجنگمنه دیگه الکی بخندمنباشم اونی که همه میخوان باشم کسی که وقتی تنهام پیشم میمونهميخوام برم سمت فردا آرامشو ميخوام مثل ساحلو دریاحیفه برسم بهشو خالی باشه دستاماما همه آدما میمیرن یه روز تنها. "پارسالیپ"کاش قبل اینکه بدجوری به آدما دل ببندم این آهنگو میشنیدم   

آخرین مطالب

پرسش طرح مهر جایی برای نوشتن و ثبت خاطرات مدرسه ی شاد