قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران بود.در طول جنگ تحمیلی ایشان فرمانده لشکر41 ثارالله کرمان بود. درسال1389به درجه سر لشکری ارتقای رتبه پیدا کردند. وی در سیزدهم دی ماه 1398 توسط حمله راکتی رژیم تروریست پرور آمریکا به شهادت رسیدسرداربزرگ اسلام آسماني شد
میخواهم از تو بنویسم تا نامت، نگهبانِ این پرچینِ خمیده باشد و این درختِ یخزدهی گیلاس از لبانت بنویسم تا بندهای کج و معوجِ این شعر قرار بگیرد از مژگانت بنویسم که چه سیاهاند میخواهم سرانگشتانم را میانِ تارهای مویت ببافم گوشهی دنجی بیابم در گلویت تا آوای لبها نجوای قلبم شود میخواهم نامت را با ستارگان بیامیزم و با خون تا نه فقط با تو که درونِ تو باشم تا هیچ شوم چون قطره بارانی در دلِ شب.
خداوند به خاطر محبتش انسان را آفرید ولی انسان گناه کرد و از ملکوت خدا دور شد و حیات جاودان را از دست داد.
اما خدا یگانه پسر خود را فرستاد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه زندگی جاودان یابد
پس عیسی مسیح به میان انسانها آمد تا محبت خدا را به آنها نشان دهد و دری باشد به سوی ملکوت خداوند. خون او بر صلیب ریخته شد تا گناهان انسان را بشوید.
بر اساس کتاب مقدس هرکس ایمان بیاورد عیسی فرزند خداست نجات و زندگی جاودان می یابد و این خبر خوشی است که به
(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم(ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم(پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم(ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم(ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم(ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم(چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم
نامت چه بود؟ آدم فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت نامت چه بود؟ آدم فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت محل تولد؟ بهشت پاك اینك محل سكونت؟ زمین خاك آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك اعضاء خانواده؟ حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك روز تولدت؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق
اللهم عجل لولیک الفرج امروزتولد زیباترین، مهربان ترین، صبور ترین،عزیزترین.کسی هست که عاشقانه دوستش دارم و همه چیز ام رافدای آمدنش میکنم. امام مهربان و دوست داشتنیم تولدت به اندازه تمام ستاره های دنیا،به اندازه کهکهشان های دنیا به اندازه بزرگی آسمان آبی وزیبایی دنیا به اندازه بزرگی ماه که روشن دهنده تمام تاریکی دنیاس مبارک باشه مهدی نامت را چه زیبا نهاده اند ؛م به معنایی مهربانی ه به معنایی هدایت کننده دبه معنایی دانایی عالم ی به معنایی
می خواهند به فراموشی بسپارمت اما هرگز . هرگز نمیخواهم کنار آمدن با فراموش کردنت کار آسانی نیست اما ممکن است اما من سختی کنارم نبودنت را به جان خریدارم اما هرگز با نبودنت کنار نمی آیم . تو بودی و هستی و خواهی بود پس جاودان بمان در کنارم ، در ذهنم ، در فکرم ، و در قلبم . دلم لک زده برای شنیدن صدایت ، برای حرف زدنت ، برای فاطمه فاطمه گفتنت اما چه کنم که از همه این ها محروم شده ام . پنج روز از نبودنت می گذرد و من روز ها و ساعت ها را بدون تو سپری می کنم .
ای روی تو ماه عالم آرای همه وصل تو شب و روز تمنای همهگر با دگران به ز منی وای به من ور با همه کس همچو منی وای همهای آرزوی گمشده مهمان کیستی درد منی بگو که درمان کیستی دامان من ز اشک ندامت پرآتش است ای نو گل شکفته به دامان کیستی من همنشین درد و غم و رنج و حسرتم ای آرزوی گمشده مهمان کیستی ای آرزوی گمشده مهمان کیستی؟؟؟؟؟نگرفته هنوز برگ عیشی افسوس بهار من خزان شدآن نیم نفس که با تو بودم سرمایه ی عمر جاودان شد
مُهر ولایتت از همان ازل هم بر نام من حک شده بود، دستگیره ی نامت از همان ازل گره گشای من بود از همان زمان که قدمهایم رویِ زمینِ غلطان گشوده شد،همان وقتها که هر قدم زمزمه ی نام تو شد تاب و توانم ،همان وقتها نامت چشمه ای شد، توی دلم جوشیدمُهر تو مِهر کائنات است، چشمِ تو چشمه ی سیرابِ مهربانی هاست نامِ تو تاب و توان زمین و زمان است ، دلت وسعتِ الهی دارد، می تپد برای جن و انس و ملک می تپد برای زمین،می تپد برای مورچه ای که تمام مُلکِ دنیایش پوسته ای
دلم میخواد با تو یه جای دوروی که نباشه هیشکی خودت میدونی که ♫♫الهی کور بشه نبینه اونی که عشق میون ما رو ♫♫اگه دلت بخواد بری نمیذارم اصلا ♫♫عشقم زوریه نمیشه که از من ♫♫دل بکنی بری از همه تو سری ببین کار خدارو ♫♫غمت نباشه من عاشقتم ♫♫حواست به عشقت باشه یکم ♫♫کاریت نباشه تو فقط بخند با تو مجنونم ♫♫چشای تو منو برده تا عشق ♫♫چیکار کردی انقد میخوامت ♫♫زندگیمو زدم به نامت به تو مدیونم ♫♫از تو دور بمونه چشای بد ♫
گاهی اوقات ، در تنگی و سختی که قرار میگیرم صدا میزنم خداوندا مرا از این موقعیت نجات بده گاهی لحظاتی یادم میرود که برای همین زمانها انتخاب شدم تا خداوند مرا رشد دهد تا مرا بنا کند در خودش در قوت ، در صبر ، در ایمان ، در پاکی و سلامتی ، در حکمت و در پیروزی کامل بر شیطان . اما باز بخودممیام و به او میگم خداوندم نه به خواست من بلکه به خواست خودت در من عمل کن و من باعث جلال نامت شوم پس نامت را از طریق من که یه انسان خاکی هستم جلال بده انسانی که ساخت
ولا تحسبن الَّذین قتلوا فی سبیل اللَّـه أمواتا بل أَحیاء عند ربهم یرزقون شهادت سردار سرافراز سپاه اسلام، اسوه ایمان، اخلاص، شجاعت و ولایتمداری، حاج قاسم سلیمانی را به پیشگاه حضرت ولی عصر(عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامی، فرماندهان و همرزمان آن شهید والامقام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دوستداران انقلاب اسلامی در جای جای جهان و همه ملت ایران تسلیت می گویم. اگر رییس جمهور و حاکمیت بدطینت آمریکا تصور کنند با شهادت این سردار شجاع کار به پایا
در این طرح حداقل 5 جلدی، فرهنگ ایران باستان از منظر جاودان خرد برای جوانان غیر دانشگاهی نوشته خواهد شد. جلد اول ان را معرفی کردم. در مجلدات بعدی با طرحی کاملا مشخص ، این یادداشت های مطرح شده تکمیل می شود. مثلا در جلد اول دو یادداشت راجع به کوروش کبیر است که یکی به معرفی و نقد ذوالقرنین( کوروش کبیر) ابوالکلام پرداخته و دیگری به مظهر ایزد مهر بودن وی،در جلد دوم هم یادداشت های راجع به کوروش کبیر هست: کوروش کبیر و شاگردان سقراط و در جلد بعدی به معرف
می آیی ، می روی، رفت وآمد بر برگهای حزان پاییز، صدایش زیباست ، خرد شدنم نا پیدا زیر پاهای تو بودن برازنده من بوده وهست نرسید به دستت تنم روزی که سبز بر شاخه بودم بودم بالای سرت تا سایه سار لبخندت باشم . باشه که سزای عاشقی چون من
اینستاگرام فارسی؛ تولد بانوی جاودان سینما این مطلب گزیدهایست از رفتار سلبریتیهای ایرانی در اینستاگرام، طی یک هفته گذشته. برترینها: این مطلب گزیدهایست از رفتار سلبریتیهای ایرانی در اینستاگرام، طی یک هفته گذشته. جنجالی هفته. جنجالی این هفته ماجراهای قورباغه و پخش نشدن آن است. با وجود اینکه ۲۴ آذر از سمت سازمان سینمایی به عنوان روز انتشار اولین قسمت سریال قورباغه» به بینندگان وعده داده شده بود و بنرهای این سریال در سطح شهر
بار دگر، یاد تو زد آتش به جانمجا دارد از اندوه این دردگر جاى اشك، از دیدگانم، خون چكانماى سوره عشقاى آیه مهراى چشمه نوراى اختر تابنده، اى یاد معطّراى برترین و آخرین پیغام آوراى پا نهاده بر بلنداهاى افلاكاى همنشین بینوا بر بستر خاكرفتى ولى ما را به دست غم سپردىاى خوب . اى پاك!در روزهاى تیره و شبرنگ بطح»در ظلمت كور كویر جاهلیتمشعل به كف، درد آشنا، ره مىگشودىدر اوج خشم و كینه دیرین یثرب»در سینه ها بذر محبّت مى فشاندىپاك و مبرا بودى ا
(شاعروکاتبِ دُر نویس) ای دُر نویس ایلم نامت ملا قپانی لولودرجِ رخشان رفتی توناگهانی علمت طلوع روشن درایل آرپناهی معلِم کتاب بودی،قرآن آسماني شاگرددرس داری، درقوم بختیاری شعرت چراغ آیین عالم زشاعرانی ای گنج درخزائن ای کاخ آن مدائن کج شدستون کاخت خسروکی کیانی این مردباشهامت شیرینِ درلطافت معدن زلطفِ گوهردرخُلقِ مهربانی انسانِ بانِجابت!ای بذرِآن کرامت حاتم وبذربخشش آن خوب گفتمانی حاتم و بذل وبخشش سفره شودعیانی حاکم به تختِ شاهی بهترز هر
باسلام خدمت شمااستادگرامی.بنده دو سوال دارم: آیا دستورالعملی برای ادای قرضها وجود دارد ؟ خواهشمندم دستورالعملی برای ثروتمندشدن بفرمایید.حجت الاسلام و المسلمین جاودان فرمودند: سلام علیکم و رحمة الله،دستور برای پرداخت قرض ختم سوره و العادیات در چهل روز هر روز صد و ده بار است. البته سعی کنید در طول چهل روز گناهی نکرده باشید بد اخلاقی نکنید که دعا قبول شود. این دستور عمومی است.برای ثروتمند شدن ختم آیه و من یتق الله را انجام بدهید به این شکل از
نمی توانم نامت را در دهانمو تو رادر درونمپنهان کنمگل با بوی خود چه می کند؟گندمزار با خوشه اش؟طاووس با دمش؟چراغ با روغنش؟با تو سر به کجا بگذارم؟کجا پنهانت کنم؟وقتی مردم، تو را در حرکات دست هایمموسیقی صدایمو توازن گام هایممی بینند.برای آقا نادر'ی که همه ی زندگیمه❤
نامت در من باران یادت در دل طوفان باتو امشب پایان میگیرم پ ن : بی قرارم ، نمیدونم دیگه چی درسته چی غلط ، چی بایده چی نباید . نمیدونم مسیر خوبه یا بد ، انتخابم مناسبه یا نه . تنها چیزی که میدونم گواه دلمه . دلم فقط یه جاست که آروم میگیره !
نست بر روی دلم داغی از این سنگینتر کرده پیشانی ما را غم تو پرچینتر مالک اشتر ما بودی و رفتی سردار در غمت هست ز ما سیدعلی غمگینتر ای به قربان تو و صاحب نامت، قاسم بودهای مرگ برایت ز عسل شیرینتر خون تو برده سرم را به خدا بالاتر میکشد دشمن ما را به خدا پایینتر قاتلت موش کثیفی است که میمیرد زود میکند مردم ما غم تو را شاهینتر…
ندارم که جز تو . تورا که صدا میزنم با این عمق از درماندگی .تو بگو من همان نامردی هستم که به وقت بلا صدایت میزند . این حرفها به تو نمیآمد و نمیآید.دستم را نگیری شرمندگی خالی دستم را می سوزاند طوری که حتی خاکستری برای باد هم نمیماند.بگیر دستم را بگیر که جان دراز کردنش را هم جز به قدر این لغت ندارم .دوستت دارم و تنها امیدم تویی.
روی زیبای شما با گل لبخند خوش است در بهاری به لب دره دربند خوش است وصل روی تو چو ممکن نشود بر یاران هجر روی مه تو سخت بود بر یاران یاد و نامت همه جا مایه تسکین باشد بوی عطر تن تو بوی ریاحین باشد ای که بر شعر من اقبال نمودی یک دم گل لبخند به لبهای تو آزین باشد 1399.08.26 09:27 "یسار"
قصیده در ستایش چهره انسانی یک پزشک متخصص: دکتر ولی نژاد
آن زمان که آن پیر بلخ
چراغی در دست
در گوشه و کنارشهر
سر به هر کوی و هر برزن میزد
در جستجوی انسان بود
که از دیو و دد ملولم
انسانم آرزوست
تو را نمی شناخت
ورنه نمیشد این گونه ملول
توآنجا
آن زمان نبودی
ورنه دستش را میگرفتم
و تو را نشانش میدادم
و با نیچه همآواز میشدم که :
"اینک انسان!!"
چه جای ملالت است ؟!
ملالت را وداع گوی !!
پس به احترام این انسان
برخیزیم و با ان آسمان همآواز ش
سر سجاده شکر، می نگارم غزلی بهر تو مهر مدام، با صفا اهل دلی معرفت داده به تو، تا خدا در دو جهان بشکفی بر دل ما، مهربان همچو گلی در مناجات و دعا نام و یادت زنده می گشایم لب خود بر دعای ازلی یارب این اوج و فرود، یارب این درد و ملال نبر از جان و تنم، یاد و نامت ابدی بوی گل بوی تنت، رنگ گلها بدنت صوت بلبل سخنت، یا رب ای رب جلی نه که پنهان شده ای ، در پس ابر چنین بارش از لطف تو باد، که شود نور دلی روشن از هر خورشید، در افق رخشان باد نور زیبای تو ای ، خالق ل
چه می شد گر که می شد آنچه می شد . چو باران قطره قطره ، پشت بامت . گهی هم بی بهانه ، همچو باران . چو قطره ، قطره قطره ، زیر پایت . به وقت غربت و در وقت دیگر . چو بارانی زلال ، هم نام نامت . کبوتر واره در هر صبح روشن . بپاشد دانه ی نور در نگاهت . به وقت عصر دلتنگی و ماتم . چو اعجازی به طوُر باشد صدایت . به زیر آتش ِ خاکستری رنگ . جوانه های سبز آرزویت . به خورشید طلایی نیمه ی شب .
در شکفتن جشن نوروز برایت در همه سال سر سبزی جاودان و شادی اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمت های خدادادی و سلامتی پیوسته برای همه مردم دنیا و ظهور آقا امام زمان (عج) آرزومندم. سال نو مبارک ارادتمند محمدرضا قربانی ussd: *6655*1001951#
دیده بینا دل شکیبا از غمت یک نگاهت می نهد دل مرهمت می گشایم بر تو دست و دل چنین با صدایی پر ز سوز و غم حزین می شمارم روز رفته در فراق ماه گشتی ماه رفته در محاق سازم از سودای درد تو نمی اشک ریزم روی گل را شبنمی تا سپارم جان به جانان روز وصل شاد باشی در فراق یار اصل وصل رویت هست جان را مرهمی هست ما را روزگاران همدمی سخت باشد روزهای انتظار یاد و نامت بر دل ما ماندگار 1399.08.26 09:42 "یسار"
نود و هشت برو که بر نگردی نخواستیم خیر، برو تا شر نگردی تو را دیگر نگویم حول و لاحوالنا امیدی بر تو نیست هیچ ، محالنا تو را حق است که نامت خوک باشد نُت سازت چنین ناکوک باشد حلول شد چون بهارت سیل آمد گویی رود بزرگ نیل آمد خوزستان تا به شیراز غرق آب شد که عید آن دو استان هم سراب شد بعد از سیلت به باد دادی تو برجام ترامپ را یاری کردی تو سرانجام بریدی ما را تو از همه عالم شدیم تحریم همه چیز از عوالم به تابستان چزاندی هر ضعیف را چه آزار رساندی هر نحیف ر
حتّی به باران هم حسادت می کنم بی تو با چشم هایم ترکِ عادت می کنم بی تو وقتی تمامِ لحظه ها کوکِ حضورِ توست قطعِ امید از زنگِ ساعت می کنم بی تو صبحانه بی تو "حسرت" و عصرانه بی تو "درد"! "تنهایی"ام را شام دعوت می کنم بی تو این میزها و تیغ ها هم باورم دارند از بس که به نامت محبّت می کنم بی تو از نیمه های گمشده ترسیدم ام امّا این سیب را هم با تو قسمت می کنم بی تو کنجِ اتاقی که پُرست از خالی جایت می سوزم امّا استقامت می کنم بی تو در کافه، موسیقی و.
درباره این سایت