هرکه پیشانیه او زخم شده مومن نیست
مومن واقعی آن است که الگو باشد
آن زبان درخور ذکر است که حقگو باشد
هرکه پیشانیه او زخم شده مومن نیست
پیروادی شدن ای دوست! به سال و سن نیست!
دین تسبیح و مناجات و محاسن دین نیست!
به خدای تو قسم پیرو دین خودبین نیست!
دین کجا گفته که همسایه ی خودرا ول کن؟
دین کجا گفته که دل راز خدا غافل کن!؟
دین کجا گفته که چون کبک ببر سردربرف؟
دین کجا گفته فقط مغلطه باشددر حرف؟
یادداشت/ حسین شریعتمداری هرکه بیروزی است روزش دیر شد
چرا امام راحل ما در اوج اقتدار بلوک کمونیستی شوروی سابق خطاب به گورباچف میفرمود از این پس كمونیسم را باید در موزههای تاریخ ی جهان جستجو كرد» یا این قرن، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران است» و. کدامیک از پیشبینیهای خمینیکبیر تحقق نیافته است؟ و کدامیک را از پیش خود گفته است؟!
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را رسیده است به جای کار که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردو تفو . به کام تو گردد سپهر بلند دلت شاد بادا تنت بی گزند . توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر ، برنا بود
با صدای بلند زندگی نکنید.مدت زیادیست از فصای مجازی به خصوص اینستاگرام تنفر زیادی دارم، دوست ندارم نه پستی بگذارم و نه پستی را ببینم.البته پست که چه عرض کنم، بهتر است بگویم مانور تجملگرایی.مانوری که هرکه بیشتر عکسهای لاکچری بگذارد برنده است، هر که بیشتر از لحظات خصوصی اش پست بگذارد برنده است، هرکه بیشتر دل بشکند و آه مردمی را دراورد برنده است.نمیدانم هنگام گذاشتن این پستها و عکسها کمی فکر میکنند که این عکس گذاشتن از سفره و شب یلدا و مساف
1-هرکه بگشاید این معما را رخش ازآب دیده گردد تر ؟ 2- آن چیست که آسمانی سبز ،شهری قرمز وآدم هایی سیاه دارد ؟ 3- عجایب صنعتی ، زرد است وبی جان دواسم زنده دارد ازدوحیوان؟ 4- نه درزمین نه درهوامثل عقیق کربلا ؟ 1-پیاز 2-هندونه 3-خربزه 4-گیلاس
#معرفی_کتاب كتاب دا روایت خاطرات سیده زهرا حسيني است كه در مورد جنگ ایران و عراق و به اهتمام سیده اعظم حسيني نگاشته شده . دا، در زبان كردی به معنی مادر است و زهرا حسيني كه خود یكی از كردهای پهله زرین آباد استان ایلام است با انتخاب این عنوان سعی كرده به موضوع مقاومت مادران ایرانی در طول جنگ ایران و عراق بپردازد. به اعتقاد بسیاری از كارشناسان، این كتاب مهمترین و تاثیرگذارترین كتاب در زمینه خاطرهنگاری جنگ هشت ساله ایران و عراق محسوب میشود.
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را.
میگویند که در روزگاران قدیم پادشاهی بود که در اثر بیماری در می گذرد. قبل از مرگ وصیت میکند چون وارث و جانشینی نداشته، فردای آن روز اول کسی که وارد شهر شد را بر جایگاه قدرت بنشانند و او را پادشاه جدید شهر معرفی کنند. فردای آن روز مردم و امرا دستور شاه درگذشته را بر سر میگذارند و گدایی را که در تمام عمر تنها اندوختهاش خرده پولی بوده و لباس کهنهای، به عنوان شاه معرفی میکنند و او را بر تخت پادشاهی مینشانند. روزها میگذرد و این گدا که ح
دل مرنجان که ز هر دل به خدا راهی هستهرکه را هیچ به کف نیست به دِل آهی هستمولانا ماه و خورشید است در ادبیات فارسی و تاریخ عرفان و آگاهی بشر. مولوی مثنویها ساخت از ناگفتهها اما در نهایت میگوید: من ز بسیاری گفتارم خمش» چرا که نرسد صدای سروش به گوش نامحرم. ۸مهر، روز بزرگداشت مولانا (جلال الدین محمد بلخی ) شاعر و عارف نامی ایرانی گرامیباد
خسته ام خسته مثل مردی کهزنده برگشته از نبردی کهآخرین تیر مانده در سینهرد خونین نعش سردی کهروی دوش زمین کشیده تو راباد و باران نشسته گردی کهتلخ سیگارهای خاموشمناتوان از شکست دردی کهکشته در من امید روییدنشعله پایان برگ زردی کههرکه بازنده بود می افتدتاس تنهای تخته نردی که.
درود بر تو ای مولای من درود بر تو که معنای عشقی یا فارس الحجاز یا اباصالح المهدی یا ابالقاسم الغوث الغوث انی عاجز ذلیلمن چه بگویم و از چه بگویم که تو خود همیشه حاضر و ناظری و من غافل و عاصی . خواستم عشق ترا نهان دارم وای بر من غاقل که عشق تو عیان است و من در خفامگر میتوان آفتاب را انکار نمود مگر میتوان خورشید را تهان کرد تو بر ما ببخش همه عمر برندارم سر ازین خمار مستی که هتوز من تبودم که تو در دلم نشستی بگو ای مولای من کی صوت حجاری ت
پدر و مادر مشکل دار، آدم را دچار آسیب می کنند. چرا هیچ عشق دوطرفه ای در زندگی ام نداشته ام؟ چرا هرکه را دوست دارم و تمام محبت و توجه ام را به پایش می ریزم، مرا طرد می کند؟ هر وقت مادرم را می بوسیدم، می گفت نبوس! بدم می آید! هر وقت بغلش می کردم یا می خواستم کنارش دراز بکشم، می گفت برو کنار گرمم میشه! باید به زور دستش را می گرفتم و روی سرم می کشیدم تا مرا نوازش کند!! وقتی یک عزیزم یا جانم به من می گفت، از خوشی بال درمی آوردم و روی ابرها می رفتم و با ذوق م
*به قربون وفایت یار برگرددلم تنگه برایت یار برگرد.پ ن: با حساب دودوتا چهارتایی که می کنم اصلا جور در نمی آید که پیرزنی را ببینم درحالیکه سالهاست حتی اسم خودش را نیز به خاطر نمی آورد. اما این روزها هرکه به دیدنش می رود این شعر را می خواند مادربزگی که تا پیش ازین این شعر را می خواند*دوتا یاریم با هم قرینهدوتا خال سیاه داریم به سینهخدایا داغ یکدیگر نبینیمگلی خرمن کنیم سایش نشینیم
تنها خدا میداند یا بعضی از انسانها هم میدانند؟ مشخص یا غیر قابل درک؟قرآن به زبان عربی روشن است» (سوره 16 آیه 103) اما هیچ کس نمیداند تفسیر آن چیست جز الله (سوره 3 آیه 7). و انسانهای اهل فهم نیز میدانند (سوره 3 آیه 7). عیسی در جواب او گفت: هرکه مرا دوست دارد مطابق آنچه میگویم عمل خواهد نمود و پدر من او را دوست خواهد داشت و ما نزد او آمده و با او خواهیم ماند.یوحنا 14:23
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنهتیرم به خطا می رود اما به هدر، نه!دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ استسرخ است ولی سرخ تر از خون جگر، نهبا هرکه توانسته کنار آمده دنیابا اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!بد خلقم و بد عهد زبانبازم و مغرورپشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟یک بار به من قرعه عاشق شدن افتادیک بار دگر، بار دگر، بار دگر. نه!"فاضل نظری"
قسمت این بود که من عاشق و شیدا باشم قصه گو گفت که من شبیه لیلا باشم دل من نقش تو را شبیه مجنون که کشید تو بریدی و دلم خواست که تنها باشم دلم از بخت بدش بود که بی تابت شد قسمت این شد بروم عازم دریا باشم لیلی ات بغض شد و گریه اسیرش می کرد مادرم خواست کمی به فکر فردا باشم قصه عشق مرا هرکه به یادت آورد تو فراموشش کن، بگذار که رویا باشم گلی.
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسيني، ایام شهادت فرزند پیامبر، سالار آزادگان جهان و سید و سرور شهیدان اسلام، امام حسین علیه السلام و علمدار با وفایش حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام را به محضر پیروان راستینش تسلیت عرض می نماییم.
*** طرفه حالی ست که در راه سبکبارتر است هرکه دل بیشتر از عالم فانی برداشت تنهای قمی *** مستان عشق تن به نصیحت نمی دهند از خویش رفته را عبث از پی صدا مزن تاثیری تبریزی *** ما را به مهربانی صیاد الفتی ست ورنه به نیم ناله نفس میتوان شکست درکی قمی *** هرچه می آرد به کف، صرف حریفان میکند بزم دوران را سخاوت پیشه ای چون جام نیست اوجی نطنزی *** درین بازار بشکن قدر خود را که گیتی جنس ارزان می پسندد تنهای قمی *** از خجالت چون توانم سر برآورد از جنون؟ رفتی و در گردن
وه چه کورند بزرگان! همچون ابدیت می آیند و می روند از سرهای خم شده، خود را بزرگ می پندارند و به مشت های مزدور، اعتماد میکنند و به نیروی زور خود که زمانی چنین دراز پایدار مانده است؛ اتکا میکنند! اما. اما زمان دراز هرگز جاودانه نیست! ای دگرگونی زمان، ای امید خلق ها هرکه فریاد کمکی را نشنیده گیرد و به راه خود رود؛ گوش هایش کر شود، و هرگز صدای آهسته عزیزان خود را نشنود. (برتولت برشت- دایره گچی قفقازی)
کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم بدون ترس، سیری نگاهت بکنم و بروم. بروم، همین طور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیابان رسیدهام. و توی بیابان زیر سایهٔ کوچک یک ابر کوچک بنشینم. دیروز که آمدی از کنار قبر حافظ رد شدی، سایهات افتاد روی پلههای صفهٔ قبر. وقتی دور شدی، زانو زدم دست کشیدم به جای سایهات. نترس، کسی شک نمیکند. سر قبر حافظ زانو زیاد میزنند. هرکه دیده باشد خیال میکند تربت جمع کردهام.
اول یوحنا 3:21"ای حبیبان، هرگاه دل ما ما را مذمت نکند، در حضور خدا اعتماد داریم."اول یوحنا 3:22"و هرچه سوآل کنیم، از او میپاییم، از آنجهت که احکام او رانگاه میداریم و به آنچه پسندیده اوست، عمل مینماییم. و این است حکم او که به اسم پسر اوعیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبت نماییم، چنانکه به ما امر فرمود.و هرکه احکام او را نگاه دارد، در او ساکن است و او در وی؛ و ازاین میشناسیم که در ما ساکن است، یعنی از آن روح که به ما داده است."
شراب، خوب یا بد؟شراب و… از کارهای شیطان هستند (سوره 5 آیه 90) ولی در بهشت جوی هایی از شراب (سوره 47 آیه 15 و سوره 83 آیه 22 و 25) جاری هستند. چگونه کارهای شیطان به بهشت راه یافته اند؟ عیسی در جواب او گفت: هرکه مرا دوست دارد مطابق آنچه میگویم عمل خواهد نمود و پدر من او را دوست خواهد داشت و ما نزد او آمده و با او خواهیم ماند.یوحنا 14:23
بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا با نام تو آغاز می کنم: عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم هرکه خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله نور گر چراغان است بسم الله الرحمن الرحیم نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان دل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد قل عشق الله الصمد راز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیم گیسويت را بازکن انا فتح
هرکه را رسمِ وفاداری به جاست با الفبای " صَفَر " دَردآشناست ص ادِ آن ص افی شدن بی غَلّ وغَش کربلا تا کوفه را سَعی و ص فاست فا ءِ این ماهِ خدا ، فردوسِ عشق، فیضِ عُظما بُردن از اشک وعزاست ر ایتی از ر ایِ آن در اهتزاز در لوایِ آن چه غوغایی به پاست از نفیرِ " ماهِ حُزنِ اهلِ بَیت " ، ناله هایی درنوای نینواست تعزیَت گویِ عزا خیلِ مَلَک اربعین در هر صَفر همراه ماست " اَربَعین " آغازِ حرفش با اَلِف اَلفُ اَجرٍ فِی المَصائِب اَو بَلاست با ی آن با نویی از ب
'آیا این قسمت امیدبخش از كتاب خدا، كه شما را فرزندان خطاب میکند، از یاد بردهاید؟ ای فرزند من، تأدیب خداوند را ناچیز نشمار و وقتی او تو را سرزنش میکند ناامید نشو، زیرا خداوند هرکه را دوست دارد تأدیب میکند، و هركه را به فرزندی میپذیرد تنبیه مینماید.» شما باید متحمّل این سختیها بشوید، زیرا این نشان میدهد كه خدا با شما مانند فرزندان خود رفتار میکند. آیا هرگز فرزندی بوده است، كه به دست پدر خویش تأدیب نشده باشد؟
خانواده شمس ساوه ای شهید سعید شمس حاج احمد شمس وحاج ناصر به قلم : حاج رضا رایگان سلام سعدیا مرد نام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند زمانیکه بچه بودیم یاددارم مسجدصاحب امان ع ساوه جنب بانک ملی رامی ساختند یکی ازانسان های مخلص که برای مسجد آجرهایی ریخته بودوهردوتاآجررایک ریال میداد هرکه می خریدبایدخودش داخل مسجدمی برد من خیلی دلم میخواست آجربخرم ولی آن زمان دهه 40 الی 50 رامی گویم خیلی به بچه ها پول نمیدادندیک ری
حسيني همین الان برایم نوشت: من از سرنوشتی که تورو سرراهم گذاشت ممنونم.» ای حسيني عزیزم، تو که اینها را نمیخوانی ولی بگذار بگویم این سرنوشت لبخندش را به روی من زد وقتی تو را در سرشتم قرار داد. حسيني تو نقطه روشن منی. درست مثل همان خوابی که دیدم و باب رفاقت ما شد.
در حالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام ، بهعهده ایرانیان بودهاست، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوههایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوهها و قلمهای ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آ سیای میانه ، افغانستان ، پاکستان و هند بوده است خط تعلیق را میتوان نخستین خط ایرانی دانست.
روز جهانی روابط عمومی و ارتباطات روز بیست و هفت اردیبهشت ، روز ما روابط عمومی هاست هرکه همکار ماست می داند ، عمق مظلومیت تا به کجاست مجری هر مراسمی ماییم ، تهنیت ها به دیگران گوییم لیک روز تجلیل از خودمان ، معرفت از کسی نمی جوییم گاه عکاس و فیلمبرداریم ، گاه طراح صحنه و صدابردار گاه تا نیمه شب سر کاریم ، هست مسئولیت بسی دشوار در قصور و نبود تجهیزات ، گاه مضطر و بی قرار هستیم توی آیین افتتاحیه ها ، محو درمیان غبار هستیم اخم با ما کنند در جلسات ،
شعرمی خوانم برایت گرچه حالم خوب نیست قهوه میریزم برایت فالمان مطلوب نیست خواب می بینم در آغوش تو ام هرنیمه شب میشود تعبیر خواب من ولی محبوب نیست بوسه برلبهای حسرت میزنم هرروزوشب قاب عشقم روی دیوار دلت منصوب نیست درنگاهت غرق دریای جنونی میشوم هرکه را عشقی به دارش میکشد مصلوب نیست دست محنت میکشم بر گیسوي آشفته ام میرودبرباداین دل،یارمن محجوب نیست غزل چاووش
درباره این سایت