نتایج جستجو برای عبارت :

این جهان زندان آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ما زندانیان

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدي سنگدل اين زودتر می‌خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با اين عمرهای کوته بی‌اعتبار اينهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک د
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرابی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمديسنگدل اين زودتر می‌خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با اين عمرهای کوته بی‌اعتباراينهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو
 آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمديسنگدل اين زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با اين عمرهای کوته بی اعتباراين همه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چ
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدي سنگدل اين زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با اين عمرهای کوته بی اعتبار اين همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم د
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا نوشدارویی و بعد مرگ سهراب آمدي سنگدل اين زودتر میخواستی حالا چرا سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.نخستین
آهنگ :(سلیم موذن زاده)سه گاه»بسمه تعالیولادت حضرت علی (ع)شاعر علیرضا علوی زنجانی@@@@@@ایمان علی. سبحان علی مروج و.        احکام علیسراج   شبستان    دین ارکان علی     قرآن علی ____ای روضه.           رضوان  سنه قربان. علی جانم علی ای معنی.         قران سنه قربان    علی جانم.علیجانم علی جانم.   علی جانم علی ای جان جانان     علی جانم علی #۰۹۱۲۵۴۱۸۸۷۰#ای رهبر.   ناسووتیان  ای تا ابد.  فخر  جهانای مرشد    پیرو جوان ای هادی و مکان_ ای روضه.         
۲۷ شهریور روز بزرگداشت محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار و سالروز درگذشت وی، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در تقویم رسمی کشور به نام روز شعر و ادب فارسی نام‌گذاری شده است. شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی مهارت داشته است، اما بیشتر از دیگر گونه‌ها در غزل معروف بود بود و از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به علی‌ای همای رحمت و آمدي جانم به قربانت اشاره کرد.
ایرنا نوشت: زندان‌های آمریکا توزیع هزاران جلد کتاب در میان زندانیان را ممنوع اعلام کرده‌اند؛ از بیم آنکه محتوای کتاب‌ها، محرک فرار در میان زندانیان باشد. مسئولان زندانی در نیویورک، مانع از توزیع یکی از کتاب های مجموعه نقشه ماه» شدند و گفتند اين کتاب می‌تواند خطر فرار زندانیان را در برداشته باشد. زندانیان زندان های فلوریدا نیز از دسترسی به فرهنگ لغت کلینگان (زبان کلینگان یک زبان فراساخته است که توسط کلینگان‌ها در مجموعه علمی تخی
شاعر:محمد حسین شهریار آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمديسنگدل اين زود تر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و  فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم.دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟وه که با اين عمر های کوته بی اعتباراينهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سر بالا
 دردت به جانم نازنین  زیباترین عشق  زمینجانم، نبینم دردِ تو دستان خشک و سرد تورویای من  باران من  دنیای من  ای جان منگشتی تو بیمار ای طبیب!یا می دهی من را فریب؟!کِی در توان یک مَرَض آید  به سویت ای نفسزندان شود بر جانِ تویا پژمرد  ریحان تو اين  شیرِ اکنون در قفسبر می کَنَد نسل مرض ریزد  ز طاووسم پریآتش کشم  هر قیصریهرشب دعایت می کنمدل، خاک پایت می کنمامید دارم  بر خدا  از جا شوی فردا جدابا شور و حال و شیطنترختت نمایی بر تنتریزی به هم تو ش
خبرگزاری هرانا – یک زندانی در زندان باز خرم آباد، شب سه شنبه ۷ بهمن ماه، از طریق حلق آویز کردن خود دست به خودکشی زد. اين اقدام با مداخله همبندی‌های وی ناموفق ماند. به گفته نزدیکان اين زندانی، خودکشی او به دلیل بدرفتاری مسئولان زندان و لغو مرخصی وی صورت گرفته است.به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب سه شنبه ۷ بهمن ماه ۱۳۹۸، یک زندانی در زندان باز خرم آباد از طریق حلق آویز کردن با ملافه، اقدام به خودکشی کرد.ه
فقه اسلامی ،قوانین وضعی و میثاق های بین المللی برای زندانیان به حیث افراد بشر و افراد جامعه حقوقی را قایل گردیده و هیچ فردی حق سلب اين حقوق را ندارد در اين فصل در مباحث جداگانه به بررسی چگونگی اجرای حقوق زندانیان می پردازیم. مبحث اول. روش های اداره زندان در رابطه به اصلاح و تربیت مجرمین تنها چگونگی تطبیق حبس مرتبط نبوده بلکه بهبودی وضع و شرایط عمومی محابس نیز ارتباط مستحکم دارد. و همچنین اداره هر چه بهتر زندان برای اصلاح و اجرای حقوق زندانیا
به تو گفته بودم ز من بگذری روم در پی عشق ویرانگریگفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی .به تو گفته بودم که دستم بگیر کنار دلم باش و با من بمیرگفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی .گفته بودم که آرامشم میرود نقطه امن آسایشم میرود گفتم تا بدانیگفته بودم نرو خواهشا میشود پیش من باشی سازشم میشودگفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی تورا دیدمت بعد عمری سلامببین اشک شوقی که ریزد مدامماندن یا نماندن به پای تو ماندم یا نماندم .آمدي جانم به قربانت ولي حالا چر
قبر امام مجتبی زائر ندارد
مهدی به روی قبر او سر میگذارد
(جانم حسن جانم حسن ای حسن جانم)
می گفت و آن آئینه ایزد نمایی
آتش گرفتم سوختم مادر کجایی
(جانم جانم حسن ای حسن جانم)
قلب تمام شیعیان سوزد ز داغش
سلام بر قبر بی شمع وچراغش
(جانم حسن جانم حسن ای حسن جانم)
http://s8.picofile.com/file/8346292326/%EF%B7%BC.m4a.html
 سهیل عربی وبلاگ نویس زندانی دست به اعتصاب غذا زدسهیل عربی, وبلاگ نویس و زندانی ی محبوس در تیپ ۱ سالن ۹ زندان تهران بزرگ که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۱۱ ساله خود در اين زندان میباشد در اعتراض به رفتار خشن مسئولان زندان، عدم وجود امکانات برای نگهداری زندانیان و محرومیتهای گسترده در اين زندان اعتصاب غذا کرد.اين زندانی ی از روز شنبه ۲۵ خرداد ماه ۹۸ اقدام به اعتصاب غذا کرده و امروز جمعه ۳۱ خرداد ماه هفتمین روز اعتصاب غذای خود ر
اخرش همه تمام میشویم/تمام خواهیم شد/ تمام شده بودیم/  وسط یک آهنگ/ یک بوسه/یک خیابان باریک /چند پله /زنگ خانه ای /دفتر کاری /یک فنجان چای دو نفره ای /سکوت بعد از / یک آغوش یا عطر کلمات کوفتی خاطره انگیز /برق چشمهایی مست /تمام مست ایستاده /مثلا خود من که تمام شده ام ماههاست /روح شده ام /یک روح سرگردان/ سرکش /کمی مست نیم مست /گیج /لای پتوی دو نفره ای/هنزفری به گوش/شجریان بزرگ میخواند عالیجناب/به جان دلبرم /به جان دلبرم /کز هردو عالم/بیا ای مه جبین /ارا
:من در خودم نمی گنجم:.من در خودم نمی گنجم. من در پوست و استخوان خودم نمی گنجم. خبر را که شنیدم می خواستم از خوشحالی تا جایی که نازیلا هست پرواز کنم. پرواز کنم و خودم را برسانم به آن تخت بیمارستانی که در اين یک ماه، شده بود خانه اش. می خواستم ببینمش، ببویمش و در آغوش بگیرمش. اما افسوس که دربند بودن لذت لمس کردن و بوییدن هر آنکه دوستش داری را از تو با تمام سنگدلی و قصاوتش می گیرد. ولي حالا که اين خبر را حتی از پشت همین شیشه ای که در بین ما قرار دارد و ا
زینب جلالیان پس از سە ماه نگهداری در بند قرنطینە زندان مرکزی کرمان بە زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل شد. طبق گزارش سازمان حقوق بشری هەنگاو، پنجشنبە ٣ مھر، زینب جلالیان زندانی ی کُرد پس از سە ماه بازداشت در بند قرنطینە زندان مرکزی کرمان بە زندان دیزل‌آباد کرمانشاه منتقل شدە است. اين زندانی ی، روز سەشنبە ٩ اردیبهشت (٢٨ آوریل)،از زندان مرکزی خوی بە زندان قرچک ورامین منتقل و در اين زندان بە ویروس کرونا مبتلا و پس از دو ماه بە زندان مرک
هزاران آفرین بر جانت ای ماه روان عاشقان قربانت ای ماه مبارک باد ماه عشق بازان که بنشینند در ایوانت ای ماه مبارک باد عید روزه داران نکویان جهان مهمانت ای ماه حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد. ***مدیریت آبخور دیار آفتاب*** ***سال 1399***
تحلیل شعر ای مادرقالب شعر: غزلای مادر عزیز که جانم فدای تو (باشد)                           قربان مهربانی و لطف و صفای تو (باشد)  ( 3 سه جمله) (جانم )نهادمعنی: (خطاب به تو هستم) ای مادر عزیزم که جانم را فدایت می کنم، جانم را فدای مهربانی و محبت و صفای تو می کنم.حرف ندا: ای               منادا: مادرردیف: تو/ تو                قافیه: فدای/ صفایآرایه: تناسب (مهربانی، لطف، صفا)ترکیب وصفی: مادر عزیز              ترکیب اضافی: جانم / فدای تو / قربان مهربانی / صفای توهرگز
تو را دنیا نمی خواهم که بی اندازه نامردیچه بیرحمانه دنیای مرا مرداب غم کردی!شدم کوهی صبور از دردهای سخت وسنگینتولي  در اوج نامردی  مرا از پا در آوردیخدا را شکرمی گویم که دیگر از تو دل کندم در اين زندان دلسردی به دنبال چه می گردی؟تواز جانم چه می خواهی ! که جانم رفت خود دیدمشبی از فرط دلتنگی، شبی در اوج دلسردیتمام فصلهای سال را تنهاترین هستمغروب استخوان سوزم ؛ ندارم صبح همدردیچه سهمی دارم از باغ بهارت ,دلخوشی هایتبرای آرزوهایم فقط  اندوه آور
     تعداد زندانیانی که در تاریخ 30 ازار در زندان اسپیکر اهواز جان خود را از دست دادند پس از شلیک نگهبانان به آنها. حداقل 10 زندانی عبارت بودند از: فیدالله مختاری ، سجاد بیشادداد (مهراوی) ، علی رضا حاجی وند ، محمد تمولي ، محمد لیفتا ، محمد سلام ، علی خفاجی ، مجید زبیدی ، شاهین زوهیری و سید ردا خرسانی (مغینمی)به همین ترتیب ، در اختلال در زندان شعبان در اهواز در تاریخ 31 ازار ، دست کم دو زندانی به نام های ماجد قتاصی و اسماعیل قلاوند کشته شدند.وی در ش
http://uupload.ir/view/48d2_zendan_hesamodin_rezae.mp3/دانلود لینک بالاZendan Hesamodin rezaeدانلود آهنگ زندان حسام الدین رضاییآهنگ سهم من از همه دنیا حسام الدین رضاییآهنگ زندان حسام الدین رضاییآهنگ انفرادی حسام الدین رضاییآهنگ زندان حسام الدین رضاییآهنگهای حسام الدین رضاییمتن آهنگ زندان حسام الدین رضاییحسام الدین رضایی زندانسهم من از اين زمونهیه قفس با میله ی زردسهم من از اين زمونهتنهایی و گریه و دردحسام الدین رضاییانگاری بخت سیاهمنمیخواد یه روزی خوب شهخیلی سخته که
نشست هم اندیشی انجمن مددکاران اجتماعی استان یزد  ، در اداره کل زندان های استان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل زندان های استان یزد؛ در اين نشست که با حضور معاون اداره کل زندان های استان برگزار شد، محمد سلیمی نیز ضمن ارائه گزارشی از روند اصلاح و تربیت زندانیان، شیوه اجرای برنامه های مددکاری و بازپروری زندانیان را تشریح کرد.
در ادامه دکتر جوادیان و تعدادی از اعضای انجمن مددکاران اجتماعی  یزد به ایراد نقطه نظرات خود در رابطه با مسائل
شعر سرود یا شور میلاد حضرت محمد و امام‌ جعفر صادق سلام الله علیهما -(ای نور حیّ سرمدی یا رسولَ الله)۳دنبال کردن اين شاعر۳۷۳  ۱ای نور حیّ سرمدی یا رسولَ اللهخوش آمدي خوش آمدي یا رسولَ اللهخوش آمدي خوش آمدي یا رسولَ اللهعبد خدا نور خدا وَجهُ اللّهی تونور چشم آمنه و عَبدُاللّهی توخوش آمدي خوش آمدي یا رسولَ اللهشَمسُ الهُدیٰ هستی و از عالَم سرآمدصَلّی اللهُ علیکَ یا مُصطفَی الْاَمْجَدخوش آمدي خوش آمدي یا رسولَ اللهای در مَثَل رویت چو گل یا رس
زینب جلالیان، فعال ی کرد ایرانی است که از سال ۱۳۸۶ در بازداشت و زندان به‌سر می‌برد. او در سال ۱۳۸۸ به اتهام محاربه» از طریق عضویت در گروه پژاک به اعدام محکوم شد اما پس از پیگیری‌های فعالان مدنی و وکیل اين زندانی، اين حکم در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد تقلیل یافت. زینب جلالیان علی‌رغم دارا بودن سنگین‌ترین حکم محکومیت در میان زندانیان ی زن در ایران، از لحظه بازداشت تاکنون موفق به استفاده از حق مرخصی خود نشده است.
با هر نگاهت نازنین ، آتش به جانم می زنی زخمی دگر با هر نگاه، بر استخوانم می زنی خوش می روی، در دشت و من، چون بنگرم راه تو را با رفتنت در هر قدم، تیر و کمانم می زنی صبری نما تا در دلم، محکم کنم نقش تو را موجی و بر اين ساحلم ، گویی ، دما دم می زنی بنگر که من افتاده ام، از دست و پا و چشم تو بر چشم گریان ترم، سیلی کنارم میزنی شوق وصالت برده از، دست دلم صبر و قرار با درد صبری اينچنین ، زخمی به جانم می زنی شکوه ندارم از غمت، گویا شده خود مرهم ات از مرهم هجرا
رونا جانم دیشب خوابتو دیدمخیلی دلم برات تنگ شدهنمیدونم دیگه چیکار کنمبالاخره اين دلتنگی و نبودن های تو منو میکشهواقعا تحمل دوری سخته رونا جانم خدا هیشکی از دل من به اندازه تو خبر ندارهخواهش میکنم خدا التماست میکنم کمکم کنرونا جانم رو بهم برسونخدااااااااااااااااااااااااااااااااااا مردم از دلتنگی 
تمرکز ِ نشئه چقدر و چند ازین پرنده‌ها بغل‌ات داری بپروازان همه را من آمده‌امآماده‌اماز آسمان کاغذ خالی می‌بارد آغشته کردی آغشته مرا به خونِ خود بپروازان حالاکاشکاش آمد کلاغ‌های جهان نیستند و آسمان می‌باراند روحِ تو را بر روی منچقدر و چند ببینم و هیچ‌گاه سیر نشوممی‌آمده‌ا‌ی انگار با غنچه‌ها از گوش‌هایت هرچه با چشم‌هایم تو را بخورم سیر نمی‌شومبسیرانمبگو بپرانَنَدم و دور خود دور تو چرخانَنَدم
تاریخچه زندان در افغانستان در باره ای اينکه اولين زندان در افغانستان در کدام زمان ویا در وقت کدام شاه یا امیر ایجاد گردیده اسناد مؤثق وجود ندارد. ولي با بوجود آمدن حکومت های شاهی مطلقه در مناطق معین از طرف شاه برای تأمین عدالت زندان ها ایجاد شده است عزیزالدین وکیلی پوپایی در کتاب خویش بنام دارالقضاء در افغانستان آورده است شیر شاه سوری که در جمله قهرمانان ملی افغانستان بود موصوف در زمان محاکمه عدالت را در نظر می گرفت پیش او از خود ورعیت ب
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

پراکندگی های ذهن من مدرسه ام را دوست می دارم. فروشگاه اینترنتی سبز گستر شهدا شرمنده ایم