نتایج جستجو برای عبارت :

ای عشق تو ای رفیق دیرینه

اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! اي رفيق! ببخش که نمی تونم آغوش گرمی باشم برات. ببخش که نیستم. ببخش که حتی حرف هام ته کشیده. ببخش که رفيق نیستم برات اون طور که بايد. ولی، بیا صبور باشیم؛ شايد حکمت ش همینه.
پناه لحظه هاي بی قراری ام ، رفيقبیا که روی موج بد بیاری ام ، رفيق   قسم به غربتی که چکه چکه می چکدز ناودان روز و شب شماری ام رفيق   من از هجوم آرمیدنی و بودنی که خالی از تو پر شود فراری ام رفيق  چرا در اين هواي تا بُن ابری قفسنه می کشی ، نه زنده می گذاری ام رفيق ؟  خدا نیارد آن دمی که بعد ازاين دگربه بلبشوی کوچه ها سپاری ام رفيق  مرا زمانه بر زمین سرد خود زده است"تو" بیش از اين رضا مشو به خواری ام رفيق  بیا و چاره ساز چامه و چکامه شوسروشِ نا
قسم به قطره ی اشکم ، درون آیینه که مبتلاي توام ، اي رفيق ديرينه به خون نشسته ی عشقم ، اسیر "شعر و غمم" که از تو مانده برايم ، همین دو گنجینه کنار من که نباشی ، تمام هفته یکیست . چه صبح شنبه ی تلخم ، چه عصر آدینه تو آه سرد منی ، روی شیشه ی عمرم که سهمم از تو فقط " آااااه " بود ، در سینه مسیر زندگی ام ، ماجراي عاشقی ام چه بود ماحصلش ، جز دلی پر از کینه ؟ خطاي رُستم اگر سرنوشت سهراب است بگو ، به شانه نبندد نشانه ، تهمینه محسن_نظری
سلااام وقت بخیر من به كمك معلممون یه ویدیو از بچه ها گرفتیم وقتی نظرشون رو درباره اينكه چجوری یك كلاس دینی جذاب داشته باشیم پرسیدم!حالا براتون میگم چرا!؟ چون میخوام همون ارامش كه حرفشو زدیمو تو حرفاي بچه ها پیداش كنیمراه نفوذ قشنگش و بفهمیم اون وقت رفيق هاي خوبی كه شدییییمبقول خانوم رویین تن: كار بستَس رفيق
قسم به قطره ی اشکم ، درون آیینهکه مبتلاي توام ، اي رفيق ديرينه به خون نشسته ی عشقم ، اسیر "شعر و غمم"که از تو مانده برايم ، همین دو گنجینه کنار من که نباشی ، تمام هفته یکیست .چه صبح شنبه ی تلخم ، چه عصر آدینهتو آه سرد منی ، روی شیشه ی عمرم که سهمم از تو فقط " آااااه " بود ، در سینهمسیر زندگی ام ، ماجراي عاشقی ام چه بود ماحصلش ، جز دلی پر از کینه ؟خطاي رُستم اگر سرنوشت سهراب است بگو ، به شانه نبندد نشانه ، تهمینه  محسن نظری
هوالحقگاهی اوقات با یك اتفاق نزدیك ترین آدم بهت، در باطن تبدیل میشه به دور ترین آدم براي تو.هرچقدر هم ظاهر رو حفظ كنی فايده نداره كه نداره.یاد یك حرف از نیما یوشیج افتادم كه میگه: دیدمش، گفتم منم، نشناخت او!یك دنیا حرف زده شد تو همین چند كلمهیك موقع هايی هست كسی كه روزی عزیز ترینت بود رو میبینی ولی میفهمی خیلی ازش دور شدی و دیگه مثل یك غریبه شدی.وقتی دور شدن از عزیزت رو میبینی و نمیتونی به كسی بگی، متوجه میشی كه خیلی تنهايی و دور و برت فقط
رفيق مشغول خوندم نوشته هاى منتشر نشده ام یعنى یه زمانى بودن و بعدش برشون داشتم نظرات ده سال پیش ترآدماى اون زمان ما ها بزرگ شدیم رفيق دلمون شكست و وصله خورد شكست و وصله خورد شكست و وصله خورد شدیم اينى كه الان هستیم شكاك دور با خنده هايى كه فقط تو دهنمون مى چرخه اما حس عالى بود خوندن نظرات  لمس ِ اون پوست هاى صافى كه هنوز خراش نخورده بود ما ها بد نبودیم براى هم تو روند هاى اشتباه و درست، سر تقاطع هاى سخت گذرمون به هم خورد رفيق مى خوام ب
ف. حال دلش انگاری که خوب نیست. انگار که نا آرامم،.همه ش مینشینم با خودم کلی فکر میکنم. کاش یکی بود آدم میتوانست باهاش درد ودل کنه  کسی که توی زندگی ت نبود و میشد همه چیزهايی که اذیتت میکند، گیجت میکند را بهش گفت ووازش راهنمايی خواست  کاش کسی بود آدم را آرام میکرد پ.ن.*من بايد با یکی حرف بزنم و فکرهام رو بگم وگرنه دیوانه میشم*یا رفيق من لا رفيق له*نمیخوام فلسفی یا دینی حرف بزنم فقط میخوام یه‌چیزی بگم که شما مراقبش باشید. مراقب رابطه خو
الان ساعت چهارو نیم صبحه و من نخوابیدم، افکار مختلفی فکرمو مشغول کرده. نمیتونم برا خیلی از سوالاي تو ذهنم جواب پیدا کنم. راستش میخوام یه چن وقت اين سوالا رو بریزم دور، میخوام قراری بزارم بین خودم و خداي خودم .یا رفيق من لا رفيق له . تو رفيق کسی هستی که رفيق نداره . رفيق میخوام دردودل کنم باهات.دلشکسته م . حیرانم . سرگردانم .وضعیت خانوادم،مادرم، خواهرام، رفتارهاي عجیب آدماي دوروبرم، وضعیت درسم،وضعیت زندگی خودم،منو حیرت زده کرده‌ . رفی
امشب یگانو دیدم عزیزم!! مدت ها بود رفيق بلاگفايی نداشتم هیجان داشت دیدنش! خدايا بهم دوست و رفيق خوب اعطا کن! وی دندان درد دارد!و کمی سوال در ذهنش ايجاد شده شت راسی دیشب با تصور علی دردم کم شد علی انشالله بعدا برات تعریف کنم چطور دردم کم شد انگار خدا تورو برام فرستاد!! همش حس میکردم کنارمی و داری جاي دندونمو ناز میکنی و ب طرز عجیبی دردم کم میشد!!
✍ عبث انگاشته ام اگر رفيق ندانمخودتنامتیادتعطرتو هر نشانه اي که از تو آید!رفيق به قرب استهم در جان و دلو هم در جسم و جانجانم تودلم توجسمم توو جانم تویی کهبر نشسته ايتو،که نامم داده اند به: بودبودنم توو نبودنم توپس اي رفيق                 دلم تنگ کسیت؟!در تمام بودن تو، "هیچ" بودنم تمام "هست" است به عیار چشم و عقل و گوش و هوش.پس اي رفيق                  دلم تنگ کیست؟!خوش دل نی ام به سجع و وزن و قد و قواره و قامت واژگان برچیده در "جوار" هم!براينم تا بدانم،
هی رفيق!بیا قدم بزنیم همین حوالی.عصبانی باش اما بیا قدم بزنیمبرویم کمی عقب ترنگاه کن به تقویم جیبی ات حوالی سال 60 استحالا سرت را بلند کن و فریاد بزن که چه می خواهی؟حقوق بشر؟!!حریم خصوصی؟!!حداقل آزادی هاي فردی و اجتماعی؟!!فریاد بزن رفيق! فریاد بزن و بگو که چه می خواهی.باشه رفيق می دانم اوضاع پس است فریاد نزن بیا همچنان قدم بزنیمدر تقویم تو الان چه سالی ست؟آه! حوالی سال هشتاد.بیا حالا فریاد بزن بگو چه می خواهی.نفی استبداد؟انتخابات آزاد؟!نفی
انتشار نماهنگِ خوش رنگ و لعاب رفيق تقریبا با انتشار خبر تخریب خانه زن بندرعباسی و خودسوزیِ او هماهنگ شد. نماهنگ رفيق براي قدردانی از زحماتِ خالصانه و جان برکف کادر درمان در طول شیوع کرونا است، یعنی کادری برخاسته از همین مردم معمولی. زن بندرعباسی هم یکی از همین مردم معمولی است، پس از انتشار خبر اتفاق خانه زن، یک گروه جهادی براي ساخت خانه زن اعلام آمادگی کرد، یعنی گروهی برخاسته از همین مردم. بیائید به سراغ نماهنگ رفيق برویم.
یادت باشد رفيق هروقت ڪـہ توۍِ زندگـےسر گردون شدۍیا یه روزۍ ؛ یہ جايــےاز همہ پریشونـے ها دلت گرفت ؛یا وقتـے ڪـہ براۍ باز کردنِ قفل درهاۍ بستہ ۍ پیش روت ؛دنبال ڪلید بودۍ.بہ آسمان نگاه ڪـن .خدا داره بهت لبخنـــد میزنہ رفيق !حالا تو شاه ڪـلید داری ؛شاه ڪـلیدۍ ڪـہ براۍ همہ ۍِ درهاۍِ بستہ ڪـافیہ !بازمـ میخواۍ دنبال ڪـلید بگردۍ؟؟؟
 رفيق روزاي تنهايینوشتن!تنها و اخرین پناهگاهرو ی تیکه کاغذاينجاتو لپتاپهرجا ک بقیه نبیننخالی کردن خودتاشک ریختنخب بعضیا هم اينجوری بايد تجدید قوا کنن وقتی برنامشون فشردست!تعجب نکنین اگه متوجه نمیشین چی میگمهرچند اينجا رو ک کسی نمیخونهولی خودم اينجوری نوشتم ک هم بگم هم کامل نگم!اينم از خل بازی منه.
 هوالمحبوب»سلام قاسم جانجان برادر؛ نوشتن برايت سخت نیست، چون فقط باز کردن صندوقچه خاک گرفته اي است که در دل، نامه هاي یک یک مان را سال ها به ودیعت نگاه داشته براي یوم العهد.بالاخره طاقت نیاوردی و سبقت گرفتی و رفتی…پر کشیدنت گواراي وجود، رفيق.به رفتنت بی پا، به بال گشودنت بی دستبه سینه ی سوخته و شرحه شرحه ات حسرت بر سینه مانده شهادتمان، باز تازه شد …
مطلب زیر از رومه شرق، شماره 3428 به تاریخ 25/2/98، صفحه 9 (ادبیات) نقل قول شده است: (منبع نقل قول: سايت magiran.com بانک اطلاعات نشریات کشور) مكتوب مكشوف شرق: عطر تلخ: فرارویی اندیشه هاي ديرينه سال» مجموعه اي است از چهار داستان به هم پیوسته به قلم منصور شیخ انصاری كه در نشر نامه مهر به چاپ رسیده است. نویسنده در اين كتاب، چنان كه در توضیح پشت جلد آن نیز آمده، در قالب روايتی داستانی كه از واقعیت هايی تاریخی مايه گرفته است به حمله مغولان و تاثیرات فرهنگی
مده اي رفيق پندم (جواب مولانا به پند دیگران) از روزی که عشق جلال الدین بر حسام الدین برملا شده خویشان و اطرافیان مولانا نصیحت ها را شروع کردند و شايسته و ناشايسته او را پند می دادند که تو کجا و اين عشق ورزی کجا؟ یک عارفی مانند تو چرا به اين جوان دلبند شده اي؟ شايد که او تو را از سلوک الی الله باز دارد؟ و او در جواب می گفت که اتفاقاً عشق اوست که مرا به عشق الاهی پیوند می دهد و اگر به دست او به قتل رسم نزد خدا شهید محشور .
بی خبر آمدی و بدون اجازه مرا در آغوش گرفتی متعجب به تو نگاه میکردم آغوشت سرد بود ولی چنان به شعله ی کوچک قلبم قوت بخشید که گرمايش تمام وجودم را در برگرفت روز خوبی بود چترم را جا گذاشته بودم و اين همان دلیلی آغوش تو شد دلیل آن شد با تو آغاز شوم با تو ادامه پیدا کنم ولی پايانی در کار نیست و من و تو رفيق شدیم رفيق صمیمی در همین جا شاعر میفرمايد دوستی ساده ما غیر معمولی شد نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد نمیدونم چی شد,, که وجودم لرزید دل من اين حسو,, از
روزبه معینی در صفحه اينستاگرام خود پستی به مناسبت تولد احسان علیخانی منتشر کرد. احسان علیخانی متولد 15 آبان 1361 است. roozbeh_moeini احسان جان علیخانى رفيق خوش قلب تولدت مبارك همچنان موفق و سلامت باشى و بدرخشى #❤️
امروز علاوه بر مامان یه رفيق هم بمونه یادگاری که چطور هرچی دلش خواست بارم کرد سر پروژه اتریوم ! تلاش کردم سود کردم نوش جونم اينکه تو نتونستی تقصیر من نبود ! اما ارزش اين حجم فحش و نداشت اما راضی ام خودش و خو نشون داد :) خعلی خعلی خوب راضی ام توهین نکردم فحش ندادم :) شعور هر کس به یه اندازه اس همین که توی اين یک سال بارها و بارها حسرت زندگی من و خورده برام کافیه همون آه هاي حسرتش واسه سوزوندنش کافیه نسوخته بود نمیگفت سیکتیر :) !
یکی از مهم ترین شب هاي ايران باستان شب یلدا می باشد که از دیرباز تا به امروز مورد توجه و اهمیت ايرانیان واقع شده است جشن ها و شب نشینی هايی که در اين شب توسط مردم در اقصی نقاط کشور برگزار می شود یک سنت ديرينه محسوب می شود که تا امروز نیز نه تنها از ارزش آن چیزی کم نشده است بلکه جايگاه بسیار ویژه اي در نزد ايرانیان پیدا کرده است. ما نیز به پاس اهمیت به اين سنت ديرينه جشنی در مدرسه به پا کردیم. جشن شاد شاد
نه سال سالگرد نهم با کریمان کارها دشوار نیست هر چی اومدیم جلو سخت‌ترشده و خوبیاشون مثل روز روشن‌تر نگاه‌مون کنین که تنها امیدین تنها امید مايی که از زمین و آسمون غم می‌بازه و کلیشه شده و غماي قدیمی هم سنگینی می‌کنه حتی دل‌خوشیاي قدیمی هم دیگه نیست رحم کنین به ما که آقا و اربابین و ما ارباب حاجت شکر. الهی شکر. قدردان‌تون باشیم ايشالله یا ح.ب.ح ايشالله سالگرد دهم جواب گرفته باشیم و حال به شود با رفيق جدید و تنها رفيق اين روزها تپش قلب غمدیده
سلام به همه عزیزانی که هنوز وبلاگ برايشان مثل من مهم است و برايش وقت میزان و یه سری به اين همراه تنها ،( تنهايی که شخصا از اون به عنوان رفيق با معرفت یاد میکنم .)میزنند. میخام از دو نفر امشب تشکر کنم که منو بردن به دوران ابتدايی مدرسم ،دورانی که از عجیب ترین و زیبا ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات ما آدمهاست . اولی آقاي پاول دورف دومی آقاي مهدی ايزانلو (الان میگید اين کجا و آن کجا ) آقاي پاول دورف سازنده پیام رسان تلگرام که ما ايرانیا رو که در اين
حداقل حق دارم به تعداد تک تک ثانیه‌هايی که فهمیدم رفاقت یعنی چه و رفيق چیست و اين حرف‌ها، حرف از رفاقت بزنم. البته می‌شود همین بلدشیت‌هايی توی اين کانال و آن کانال میبینید. اما حقیقتا حرفم اين است که بیايید رفاقت را جداي از نعمت، یک جور امتحان الهی توصیف کنیم. از همان امتحان‌هايی که پوستت کنده می‌شود تا از آن سربلند بیرون بیايی. یکبار امتحان میشوی که رفيق را عوض کنی تا عوضی نرود و یکبار عوضی ها می‌شوند رفيقت تا ببینند عوض میشوی که عوضی بر
دوست که باشد،فرقی نمی کندزن باشد یا مرددور باشد یا نزدیک؛رفاقت فاصله ها را نزدیک می کندگاهی با حرفگاهی با سکوتگاهی با هم پا شدن در شادیگاهی با هم پیاله شدن در تنهايیحتی فرقی نمی کند از کدام فصلیمو از کدام نسلبالانشینیمیا از پايین ترینرفاقت اصلا جیب پر و خالی نمی شناسد
دلتنگ رفاقت ناب توأم رفيق
خداوندا! بارالها!باریتعالی! معبود من! عزیزم ! عشقم! باباجان! من طاقت اينو ندارم که صبح همکار شاد و شوخ و شنگم بعد اينهمه مدت که نگرانش بودم و گشتم واسش دکتر پیدا کردم و التماست کردم که خوب بشه، بیاد دست و پاشو نشون بده که ورم کرده و کلیه‌اش خوب کار نمی‌کنه. بعد از ظهر یه رفيق مجازی که خیلی آدم با استعداد و دوست داشتنی‌ و تحصیلکرده‌ايه رو بفهمم بیکاره مدتهاست و شب خبر برسه رفيق دانشگاهم که دو روز پیش عروسی برادرم شرکت کرد بیماریش عود کرده و پا
لطفاٌ اينقدر به بهانه تنها بودنتان با هر آدمی که سمتتان می آید رفيق نشوید و سفره دلتان را برايش باز نکنید اين روزها هر کس به بهانه تنهايی چندین نفر را به عنوان دوست مجازی یا خواهر و برادر معرفی می کند جدا از اين که فکر کند نبايد به هر آدمی اعتماد داشته باشد نبايد براي دردهايش به آنها پناه ببرد نبايد با ده ها نفر باشد و اسمش را بگذارد دوستی هاي ساده مجازی رابطه هاي عاشقانه تان اگر خراب شد براي پٌر کردن جاي خالی او هر کسی که بر سر راه جاده زندگیت
 زوج هايی که از روابط عاطفیشان راضیند، اين روابط را در شبکه هاي اجتماعی جار نمیزنند. طبق تحقیقات، افرادی که از روابطشان نامطمئن هستند، دائما اين روابط را با دیگران به اشتراک میگذراند  می‌دانم رفيق جان،مسیرها هموار نیستند، هواي خیابان سنگین است و رودخانه ها یخ بسته اند، خورشیدها پشت کوه‌ها مانده و جوانه‌ها، رویش را به تعویق انداخته‌اند .خبردارم رفيق جان، زمستان است . اما تو به حرمتِ بهار و زايشِ دوباره‌ی درخت؛ خودت را در تاریکی حبس ن
____________________________________________________________________________________________________________________________ دچار تا نشوی، عشق را نمی فهمی تو هیچ از من و اين ماجرا نمی فهمی رفيق، نسبت به من می رسد به مجنون،‌ آه.! و عشق سهم من است و شما نمی فهمی بدون آن كه بفهمم شدم دچار عشق تو خنده می كنی اما،‌ مرا نمی فهمی! خیال می كنی آیا كه من پشیمانم؟ خیال می كنی آیا،‌ و یا نمی فهمی؟! منم كه شهره شهرم به عشق ورزیدن» خیال توبه ندارم،‌ چرا نمی فهمی؟! ز

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

حرف هایی که باید گفته شوند