نتایج جستجو برای عبارت :

خودمون یه دلمون یه جا فکرمون هزارجا

حال ما خوب است . خوب ؛ شبيهِ تمامِ بغض هایی که هنگام واکسن زدن به بازوی نحیفِ بچگی هایمان قورت دادیم و سری که چرخاندیم و مُشتی که محکم گرفتیم و چشمی که بستیم که مثلا یعنی ؛ نمی ترسیم ! شبيهِ زخمِ عمیقِ زانویمان که زیر شلوار خاکی مان پنهان کردیم و لنگ لنگان و با تمامِ درد ، لبخند گشادی زدیم و دنبالِ گوشه ی خلوتی برای جیغ کشیدن ، گشتیم . ما خوبیم ، همین که بد نیستیم ؛ خوبیم . همین که می خندیم ، راه می رویم و ادامه می دهیم ؛ یعنی خوبیم ، خیلی خوب !
کاش حق انتخاب داشتیم کاش میشد با همونی میشدیم که دلمون میخواد ولی متاسفانه تو جامعه ی ما فقط مردا حق انتخاب دارن ما محکومیم به انتخاب شدن. حتی بعضی هامون واسه انتخابمون کشته میشیم . مثل اون دختر نوجوون ما هم حق داریم سبک زندگیمون رو خودمون انتخاب کنیم فرد مورد علاقمندمون رو خودمون انتخاب کنیم.
دنیارو داریم سخت میگیریم دیگه وگرنه. مطمئن باشید هیچ وقت نه حسادتی میشدنه غیبتینه ینه ناراحتینه دروغداریم گند میزنیم و به زمین و زمان  دلمونم خوشه دلمون خنک میشهدلمون خنک نمیشه دلمون سیاه میشه هعی چی بگم   به سوال عنوان پست جواب بدید ممنون
گفت: برای شب یلدا بیاین اینجا دور هم باشیم. گفتم: ما تقریبا یک ساله بخاطر کرونا هیچ جایی نرفتیم؛ راستش بدمون نمیاد بیایم، البته اگر فقط خودتون و خودمون هستیم. گفت: فقط خودمون که نه. چهار پنج تا خانواده ایم.همه ی جمع پارسالی! با تعجب گفتم: یعنی هیچ کدوم از شما خبرها رو دنبال نمی کنین؟! نمی دونین تجمع بیشتر از پنج بزرگسال غیرمجازه؟!. اونم فقط از دو خانواده! گفت: می فهمم!! گفتم: حیف شد، واقعا دلمون می خواست کمی از تنهایی دربیایم، اما اگه اینطوره ک
بیا برای یک روز خودمون نباشیم بشیم یک آدم دیگه همش خودمون جای آدمای دیگه بزاریم تو خانه تو خیابون سرکار ،مدرسه  و دانشگاه  .فقط باید یادت باشه خودتو فراموش نکنی چون تو از همه مهم تری (البته این نظر شخصی منه) من می دونم زندگیت عوض میشه .
کاغذامو دور خودم جمع کردم و نشستم رو تخت. برای اونچه که مونده برنامه میریزم.از هزارجا دریدم خودمو تا به این تی راضی شدم. ولی راضی شدم.مدتی زنده ام و عمر کوتاهی دارم میتونم دشمن خودم باشم یا دوست خودم. میتونم برای زندگی بجنگم یا برای مرگ. میتونم غصه ی نکرده ها رو بخورم یا سرگرم کردنی ها بشم. همش انتخاب منه. درجا زدن به اندازه حرکت کردن چه بسا بارها بیشتر رنج آوره.  
 یادمه غریبه بودیم با همبا چند پیام آشنا شدیمکم کم دوست هم شدیمدوست هم موندیم تو همه ی شرایط کنار هم موندیمشدیم صمیمی ترین دوست همطوری که تونستیم حرفهای دلمون رو که با هر کسی نمیتونستیم بگیم به هم بزنیمرابطمون عمیق تر شدرفته رفته محرم راز هم شدیمسنگ صبور هم شدیمبا شادی هم شاد شدیم تو غم و غصه ها شریک هم شدیمدل نازک شدیم برای همبه وقتایی حساس شدیم برای هممحبت بینمون ایجاد شداعتماد شکل گرفت و .ناخودآگاه کلمه ی " دوستت دارم " رو بهم گفتیمشدیم
سلام به مهدی فاطمه ‌ آقا دلمون خونه از همه حتی از نیروهای خودی خونه نه فقط از دشمنان آقا خودت به دادمون برس دلمون از کسایی خونه که عزتمون رو به راحتی به ذلت تبدیل کردند چقدر راحت چهره سردار سلیمانی بزرگ رو خدشه دار کردند مایی که تا همین سه روز پیش دنیا رو با یاری خدا و عشق اباعبدالله مات و مبهوت کرده بودیم الان مورد مواخذه امثال ترامپ و دشمنان خارجی و داخلی سلبریتی های بی سواد و مغرض دین قرار گرفتیمچرا چرا واقعا چرا همه زحمات رو بر باد
امروز شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ و الان ساعت۲۲:۴۰ دقیقه شب می باشد. هلیا خوابه منم ذهنم ترکیده. ۲ اسفند روز پنجشنبه اسباب کشی داشتیم. فکر کن بعد از ۹ سال مستاجری (البته واحدهای خودمون هم به وزارت جنگ دور بود هم مورد پسند نبود) رفتیم داخل منزل خودمون. طی ماههای گذشته با دقت و وسواس کاغذ دیواری انتخاب کردیم. مبل ال و میز برای . خلاصه همه چی تلاش کردیم در حد وسع خودمون خوب باشه. خیلی خستگی داشت ولی لذت بخش.
امیدوارم يه روزی برسه که يه روز در ماه مرخصی برای دوران قاعدگی خانم ها در نظر گرفته بشه.اینو چند وقت پیش نوشتم تو نوت گوشیم. اما امروز مینویسم که امیدوارم روزی برسه همکارای همجنس خودمون رو در این دوران درک کنیم.ما خانما همیشه بیشترین ضربه رو خودمون ب همجنس های خودمون میزنیم. 
مالکین محترم ارزش منازل شما به لطف مسولین و اداره کنندگان نسبت به سال های گذشته ضرب در 3 شده است خب حرفی ندارم نوش جونتون . ولی باید يه حرفی رو بگم اون مستاجر بنده خدا حقوقش که بیشترنشده؟ هیچ.مخارج زنذگی اش هم سه برابر شده پس لطفا يه ذره انصاف و انسانیت داشته باشید و مردم رو بیشتر از این شرمنده خانواده هاشون نکنید. همه چیز رو به اقتصاد و ت ربط ندید مستاجر اجنبی نیست خودمون باید به خودمون رحم کنیم.
https://b2n.ir/axu(لینک بالا)باید پا را از خونه ی خودمون، از ساحل امنمون، فراتر بگذاریم تا بتونیم به چشم و گوش، ببینیم گنج هایی رو که توی وجود خودمون داشتیم، اما اون ها رو در بیرون جستجو و از بیگانه طلب می کردیم.
خب امروز تقریبا دو ماه و نیمه که تو قرنطینه ایمحوصله ی هممون سر رفته کسل شدیم دلمون تفریح و گشتن میخواد به خصوص تو این هوای خوشگل بهاریولی نشستیم خونه و به درو دیوار زل زدیمولی می تونستیم چکار کنیم؟این قرنطینه اگه بدیا و بی حوصلگیای زیادی داشت برامون عوضش کلی فرصت بهمون داد که کارایی رو که همیشه دوست داشتیم انجام بدیم ولی وقتش رو نداشتیمو حداقل يه استارتی براش بزنیمنه ؟مثلا خوده من ورزش کردنو شروع کردمقبلا نقاشی رو به صورت حرفه ای کا
اقا بانک نریدبه خدا سودو نگیرید این روزا هیچ چی نمیشهبنده خدا اومده میگه سوداتون چطوريهسود میخواااااای؟به زندگی فکر کنتازه فرمودن احتمالا تا ۱۵ام تعطیل میکننواقعا خسته نباشنکاش حداقل خودمون به فکر خودمون باشیم  
ارتباط من و خانمم از زمان صیغه تا ازدواج ( یا عقد راستش یادم نیست ) خیلی خوب بود ولی از همون زمان هم مشکلات زیادی با طرز فکر خودمون و خانوادهامون داشتیم . مثلا من از الیگودرز که میومدم اول میرفتم خونه خودمون یعنی خونه مادرم و بعد چند ساعت و یا از صبح فردا ( اگه شب میرسیدم رشت ) میرفتم پیش خانمم و تقریبا همیشه شام و ناهار اونجا بودم و برای خواب برمیگشتم خونه خودمون ( تو این زمان ما عقد بودیم ) خانمم خیلی اصرار داشت که من از الیگودرز که میرسم مستقیم
وقتی فرصتش رو داریم یا اهمیت نمی دیم و یا بفکرمون نمی رسه توانایی انجام چه کارهایی داریم. در مقابل وقتایی که امکانش نیست و نداریم هزارو یکجور طرح و برنامه واسه خودمون می ریزیم اونم در اوج نداری و یا تنهاییگزینه ها متفاوت و متنوع و البته بی ربط و با ربطی وجود داره. از عشق تا سلامتی از پول تا خلاقیت و. همه هم به طرز فکر ما و بینش ما بر می گرده که بریم به سمتشون یا واسه خودمون نرفته و تجربه نکرده و ندیده ذهنی مانع تراشی کنیم و دلایل منطقی بسازیم
سلام صبح بر همگی بخیردلم براتون تنگ شده، اومدم بنویسم ک شما هم برام بنویسید که دلمون باز شه
چقدر از حرف هامون شعاريه؟!
چند درصد ازتصوراتمون از خودمون شعاريه؟!
چقدر حرف می زنیم و چقدر پای حرفامون می ایستیم؟!
تا کجا و تا کی می خوایم پیش بریم به همین منوال؟!
کمیفقط کمی با خودمون رو راست باشیم. جواب های تلخی پشت بند این سوال ها باید بنشونیم.!!!
ادم هر جا برع هیچ جا خونس نمیشهاینجام کنج دنج منه،يه دوست که حرفا مو گوش میدهدلم گرفتست.دلم میخواد برم بزنم زیر همه چی،چه تنها باشی که نباشی بازم درد هست،غم هست همه چی هست+سر میزنم ولی پست فعلا نه
تو اینترنت داشتم گشت و گذار می کردم که يه جمله ای نظرم رو جلب کرد: " تنها کسی که می تواند به شما کمک کند، خود شما هستید ". جمله زیبا و پر معنی هست مبنی بر اینکه روی هیچ کسی نمی شه حساب کرد و اگه قصد انجام کاری رو داریم اول و آخر این خودمون هستیم که باید انجام اش بدهیم. پس بهتره هر روز يه چیز تازه یاد بگیریم تا بتونیم در مواقع نیاز به خودمون کمک کنیم.
فائزه هم توی هفته‌ی گذشته يه سوال جالب پرسیده و از ما خواسته بگیم دلمون میخواد شبيه کدوم شخصیت کارتونی باشیم؟ جواب‌ها رو بدون اسم اینجا میذارم.این سوال هم سوال خیلی جالبيه چون باعث میشه فکر کنیم چرا دوست داریم شبيه يه شخصیت خاص باشیم. باعث میشه بفهمیم توی ذهنمون چه ویژگی‌هایی خیلی جذابن و همینطور شاید بعدش باید فکر کنیم واقعاً اینا مهم‌ترین ویژگی‌هایی هستن که دلمون میخواد داشته باشیم؟ برای زندگی کافی هستن؟در ادامه این سوال من سوال دیگ
شهریور 96 بود ک به تنهایی رفتم تهران و اونجا با صادق برای خرید دوربین رفتم جمهوری . حلقه فروخته بودم و دوربین قبلی رو.يه مبلغم پ ش داد ک مجتبی ماهیانه باهاش صاف کرد. آبان ماه 96 با خانم آزاده رفتیم توی اون زیر زمین بزرگ و شروع کردیم. تمیز کاری و لوله و گچ و خاکش.بعدم خرید چوب و میخ و رنگ و .با دلر و اره سرو کله زدن و سافت باکس دست ساز خودمون.زحمت و رنج و خستگی ک فقط خودمون می دونیم
مدام با هم اختلاف داریم و تحمل همدیگه برامون سخته. ذهن مون آشفته س و درگیر مسائل آدمای اطراف و بیشتر وقتا هم اونچه که تو دل میگذره نمی تونه زمان زیادی دوام بیاره و به دنیای بیرون و آدمهایی که تو فکرمون گرفتارشون هستیم سرایت می کنه. واقعا چرا!؟ خب يه دلیلش می تونه عقائد، رفتارها و عملکردهای اونها در زمینه های مختلف زندگی شخصی و اجتماعی شون باشه. و اما نقش ما در ساختن آشفتگی های ذهنی مون اینه که به خواست و نظر هم در مورد مسائل مشترک و غیر مشترک اه
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عیدتون مباااااااااااااارک انشاءالله سال خیلییییییی خوبی رو در پیش داشته باشید . این سال هم گذشت . خوب نیست که توی هر سال يه تغییر توی خودمون انجام بدیم این بار دیگه نمیخوام درباره باید ها و نباید های زندگی حرف بزنم. این بار دیگه نمیخوام مخاطبم رو غیر مذهبی ها قرار بدم . این با خود شما هستم . یا بهتره بگم با خودمم هستم . توجه کردین که ما بعضی وقتا به خاطر این که مذهبی هستیم خودمون رو در جایگاه
همین الان کاملا اتفاقی يه وبلاگی رو تو لیست وبلاگهای بروز شده دیدم و رفتم برای خوندن مطالبشو فقط در یک کلا بگم که چقدرررر ما به خودمون مدیونیم برای سلامتمونو چقدرررر ما به سلامت روانمون اهمیت نمیدیمو چقدررر اگر هم بخوایم اهمیت بدیم بی راهه می ریم و اتفاقای وحشتناک پشتشمطالعات مهرطلبی رو فعلا متوقف میکنم اول به سلامت روان بپردازیم!
قرار نیست با سیگار کشیدن و فحاشی کردن شاخ باشیم!! هیچوقت با صدمه زدن به خودمون شاخ نمیشیم. زدن دستتون با تیغ چیزی به شما اضافه نمیکنه مطمئن باشین وقتی شما توی خیابون شروع میکنین بلند بلند فحش دادن به دوستتون(شوخی یا جدی فرقی نداره) کسی نمیگه چقدر شما با کلاسین! متاسفانه فقط شعور خودتونو نشون دادین و ابروی دوستتون و مسلما خودتون رو بردین نه چیز دیگه ای
چند روز میشه پدر همسرم تو بستر بیماری افتاده  برای اولین بار گريه همسر جان رو دیدم خیلی دلم گرفت یک لحظه فکر کردم هیچ وقت تحمل دیدن پدر و مادرمان تو بستر بیماری رو نداریم همیشه احساس میکنم نباید بشکنن نباید خسته بشن نباید دلشون بشکنه نباید مریض بشن همیشه فکر میکنیم جاودان اند برای همین خیلی وقت به احساساتشان ارزشی قائل نمیشیم دلتنگیشون رو لوس بازی می دونیم همیشه همیشه انتظار داریم کنارمان باشن ولی وقتی رو تخت بیمارستان تو شرایط بدی میبینی
اگر یادمان رفت چیز های خوبمون را دوباره به خاطر بیاوریم باید چکار کنیم؟ اتفاقی که این روزها گریبان گیر همه ی ما آدمیزادها شده، فراموش کردن حرف ها و لحظه های خوب زندگیمون و ساعات و نحوه رسیدن به اون لحظه ها است. حتما این سوال را همیشه از خودتان پرسیده اید که چرا و چه چیزی باعث شده که ما اینچنین لحظات شاد و لذت بخش هستی خودمون رو به دست فراموشی بسپاریم و با جمع کرن خاطرات و حرف و یا حرکات بد اطرافیانمون شانس چشیدن دوباره ی این وقت های شاد را از خو
همه ی ما احتمالا تعداد بار زیادی شده که از خودمون بدمون اومده ارزو می کردیم یکی دیگه باشیم و برنامه ریختیم که خودمون رو به اون استانداردها نزدیک کنیم.من اینطوری بودم از وقتی اومدمخ دانشگاه همش به این فکر می کردم که چه قدر من بدم چه قدر ضعف دارم چه قدر از خودم خوشم نمیاد و اینا ولی الان بعد از دو سال دانشگاه اومدن به این نتیجه رسیدم که اول از همه باید من با خودم کنار بیام خودمو دوست داشته باشم و با خودم جال کنم و می تونم بگم من،این روزا خودمو با
خونه مون رو پیدآ کردیم ! :)اوآیل مردآد می ریم تو خونه ی خودمون یِ خونه ی خوشگلِ دوست دآشتنیِ دو خوآبه ینآز . :دی :دی :دی فقط یِ مشکلی دآره  5 / 6 فرش می خوره ! اینم خرج جدیدمون ! :|امآ وسآیلم خیلی خوشملن ! 

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها