نتایج جستجو برای عبارت :

ديدم که جانم مي رود

آهنگ :(سلیم موذن زاده)سه گاه»بسمه تعالیولادت حضرت علی (ع)شاعر علیرضا علوی زنجانی@@@@@@ایمان علی. سبحان علی مروج و.        احکام علیسراج   شبستان    دین ارکان علی     قرآن علی ____ای روضه.           رضوان  سنه قربان. علی جانم علی ای معنی.         قران سنه قربان    علی جانم.علیجانم علی جانم.   علی جانم علی ای جان جانان     علی جانم علی #۰۹۱۲۵۴۱۸۸۷۰#ای رهبر.   ناسووتیان  ای تا ابد.  فخر  جهانای مرشد    پیرو جوان ای هادی و مکان_ ای روضه.         
قبر امام مجتبی زائر ندارد
مهدی به روی قبر او سر میگذارد
(جانم حسن جانم حسن ای حسن جانم)
می گفت و آن آئینه ایزد نمایی
آتش گرفتم سوختم مادر کجایی
(جانم جانم حسن ای حسن جانم)
قلب تمام شیعیان سوزد ز داغش
سلام بر قبر بی شمع وچراغش
(جانم حسن جانم حسن ای حسن جانم)
http://s8.picofile.com/file/8346292326/%EF%B7%BC.m4a.html
رونا جانم دیشب خوابتو دیدمخیلی دلم برات تنگ شدهنمیدونم دیگه چیکار کنمبالاخره این دلتنگی و نبودن های تو منو میکشهواقعا تحمل دوری سخته رونا جانم خدا هیشکی از دل من به اندازه تو خبر ندارهخواهش میکنم خدا التماست میکنم کمکم کنرونا جانم رو بهم برسونخدااااااااااااااااااااااااااااااااااا مردم از دلتنگی 
با هر نگاهت نازنین ، آتش به جانم می زنی زخمی دگر با هر نگاه، بر استخوانم می زنی خوش می روی، در دشت و من، چون بنگرم راه تو را با رفتنت در هر قدم، تیر و کمانم می زنی صبری نما تا در دلم، محکم کنم نقش تو را موجی و بر این ساحلم ، گویی ، دما دم می زنی بنگر که من افتاده ام، از دست و پا و چشم تو بر چشم گریان ترم، سیلی کنارم میزنی شوق وصالت برده از، دست دلم صبر و قرار با درد صبری اینچنین ، زخمی به جانم می زنی شکوه ندارم از غمت، گویا شده خود مرهم ات از مرهم هجرا
خود را میانِ معركه ، بیمار دیدم هفت آسمان را بر سرم آوار دیدم هم نخ نما دیدم علیْ اكبر و قاسم هم روی نیزه كودك شیرخوار دیدم مُردم و زنده شدم و میانِ گودال . آیینۀ جسمِ پدر را تار دیدم افتاد علم افتاد علمدار و پس از آن . ناموسِ خود را وسطِ بازار دیدم دور از نگاهِ مَحرمان ، نا مَحرمان را . نزدیكِ مَحرم هایِ خود ، بسیار دیدم ! حراجیِ معجر و گوشواره و خلخال . بزمِ شراب و مجلسِ اغیار ، دیدم روحِ دعا ، مظهرِ ایمان هستم امّا .
میدونست دوسش دارمامیدونست دیوونشمحتی میدونست اگه جاش برسه جونمم میدادم براشولی نخواستببین منو نخواسترفت .‌‌‌‌بد شد . محل نداد . بداخلاق شد . لجباز شد . اخرم رفتمیدونه نفسمه میدونه نباشه زندگیم پنچر میشه ولی بازم رفتالان چند شبه که تنهامخیلی خیلی خیلی تنهامتویه دنیا همون یه نفرو داشتم که الانم رفتمثه دیدم که جانم میرود.اگه دیدینش بهش بگید همون لج کردنات که عاشقم کرده همونا هم داره نابودم میکنهبهش بگید حواسش باشه به مناصلا بهش بگی
 دردت به جانم نازنین  زیباترین عشق  زمینجانم، نبینم دردِ تو دستان خشک و سرد تورویای من  باران من  دنیای من  ای جان منگشتی تو بیمار ای طبیب!یا می دهی من را فریب؟!کِی در توان یک مَرَض آید  به سویت ای نفسزندان شود بر جانِ تویا پژمرد  ریحان تو این  شیرِ اکنون در قفسبر می کَنَد نسل مرض ریزد  ز طاووسم پریآتش کشم  هر قیصریهرشب دعایت می کنمدل، خاک پایت می کنمامید دارم  بر خدا  از جا شوی فردا جدابا شور و حال و شیطنترختت نمایی بر تنتریزی به هم تو ش
چه هوایی … چه طلوعی!جانم …باید امروز حواسم باشدکه اگر قاصدکی را دیدمآرزوهایم رابدهم تا برساند به خدا …!به خدایی که خودم می‌دانم!نه خدایی که برایم از خشمنه خدایی که برایم از قهرنه خدایی که برایم ز غضبساخته‌اند!به خدایی که خودم می‌دانم!به خدایی که دلش پروانه‌ ست …و به مرغان مهاجرهر سال راه را می‌گوید!و به باران گفته ستباغ‌ها تشنه شدند …!و حواسش حتیبه دل نازک شب بو هم هست!که مبادا که ترک بردارد …!به خدایی که خودم می‌دانمچه خدایی … جانم
چه هوایی … چه طلوعی! جانم … باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا …! به خدایی که خودم می‌دانم! نه خدایی که برایم از خشم نه خدایی که برایم از قهر نه خدایی که برایم ز غضب ساخته‌اند! به خدایی که خودم می‌دانم! به خدایی که دلش پروانه‌ ست … و به مرغان مهاجر هر سال راه را می‌گوید! و به باران گفته ست باغ‌ها تشنه شدند …! و حواسش حتی به دل نازک شب بو هم هست! که مبادا که ترک بردارد …! به خدایی که خودم می‌دانم چه خدا
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرودوآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرودمن مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از اوگویی که نیشی دور از او در استخوانم میرودگفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درونپنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم میرودمحمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروانکز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود.
اخرش همه تمام میشویم/تمام خواهیم شد/ تمام شده بودیم/  وسط یک آهنگ/ یک بوسه/یک خیابان باریک /چند پله /زنگ خانه ای /دفتر کاری /یک فنجان چای دو نفره ای /سکوت بعد از / یک آغوش یا عطر کلمات کوفتی خاطره انگیز /برق چشمهایی مست /تمام مست ایستاده /مثلا خود من که تمام شده ام ماههاست /روح شده ام /یک روح سرگردان/ سرکش /کمی مست نیم مست /گیج /لای پتوی دو نفره ای/هنزفری به گوش/شجریان بزرگ میخواند عالیجناب/به جان دلبرم /به جان دلبرم /کز هردو عالم/بیا ای مه جبین /ارا
من بی تو از رویای خود تنهاترم تنها تر از اینم نکنمرا بگیر اتشم بزن و جان بده به من ودایی جانمنمیدونم چطور بگم چقدر دلم برات تنگهچطور بگم چقدر غمگینم از نبودنتچقدر دلم ماشینی میخواد که تو رانندش باشی و بهش افتخار کنم.
دلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بریناز را افزوده ، با نازت توانم می بریسوز دردِ عشق را با غمزه های ناز خودتا ته قلب من و تا استخوانم می بریمی زنی چشمک نهانی، جان تو! جان خودم!با تکان پلک خود تا بی کرانم می بریتا که می خواهم بگویم راز خود را ناگهاندستهای مهربان را بر لبانم می بریمی کنی ساکت مرا با بوسه های بی هواشعر را با بوسه از روی زبانم می بریتو شبیه دلبران هستی ولی جور دگردلبران،دل می برند.اما،تو جانم می بری.
همسر عزیزتر از جانم؛ مهربونترین مرد توی زندگیم من تنها و فقط دلتنگ و بی قرار تو میشم حتی وقتی ساعتها بخاطر کارت از من دوری همسر عزیزترینم؛ اینحا مینویسم که هیچوقت فراموشم نشه و هروقت وبلاگمو میخونی بدونی من از تمام وجود قدردان زحماتت هستم بهترینم
دانلود آهنگ ریشه کرده غم به جانم علی رزاقی Download New Music Ali Razaghi – Rishe Karde Gham Be Janamدانلود آهنگ جدید علی رزاقی به نام ریشه کرده غم به جانم با لینک مستقیم و کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلودمتن آهنگ ریشه کرده غم به جانم علی رزاقی  هی ریشه کرده غم به جانم ، دل شکسته ، جان خزانمریشه کرده غم به جانم ، دل شکسته ، جان خزانم میباره خدایا هرشب ، اشک حسرت از نگاهممیباره خدایا هرشب ، اشک حسرت از نگاهم♥♥♥غصه شده کار شبهام ، ای خدا زیاده دردام – غصه شده کار
تو را دنیا نمی خواهم که بی اندازه نامردیچه بیرحمانه دنیای مرا مرداب غم کردی!شدم کوهی صبور از دردهای سخت وسنگینتولی  در اوج نامردی  مرا از پا در آوردیخدا را شکرمی گویم که دیگر از تو دل کندم در این زندان دلسردی به دنبال چه می گردی؟تواز جانم چه می خواهی ! که جانم رفت خود دیدمشبی از فرط دلتنگی، شبی در اوج دلسردیتمام فصلهای سال را تنهاترین هستمغروب استخوان سوزم ؛ ندارم صبح همدردیچه سهمی دارم از باغ بهارت ,دلخوشی هایتبرای آرزوهایم فقط  اندوه آور
نه! از جدایی حرف نزن! تو با این حرف‏ها، آتش به جانم می‏زنی. نرو! . مرا در بی‏ کسی‏ هایم تنها مگذار! مرا طاقت وداع نیست، که شانه‏ هایم زیر آوار این اندوهِ بزرگ، خواهد شکست. بمان! گرچه می‏دانم تشنه‏ای و عطش، بر تار و پودِ جسم نحیفت پیچیده است. چه کنم که تهی دستم و مرا جرعه‏ ی آبی نیست تا گوارای وجودت کنم. آرامش قلبم! نرو. که آن بیرون، جز تیر و خون، چیز دیگری انتظارت را نمی‏کشد. تو، هنوز برای جنگیدن کوچکی! خیلی کوچک.
امروز بلاخره بعد از یك سال و هفت ماه شدم  خدایا شکرت یا آقا امام حسینم شکرت یا امام علی جانم شکرت یا آقا ابوالفضل جانم شکرت یا آقا امام رضا جانم شکرت یا آقا امام زمانم شکرت.  خدایا خودت میدونی چقدر خوشحالم کردی  خدایا این یکی از آرزوهام بود  مممنونم ازت خدا جونم.  مممنونم ازتون بزرگوارانم.  خدایا میدونم خودت هواست به همه چیز هست میدونم خودت میدونی که اگه احتجاب بفهمه باهام چکار میکنه اون میگه نباید شی   پس کمکم کن دیگه پیشش نرم خ
آرامـــش جـــان و دلِ مـــن از سفــــر آمدمـن میهمــــان دارم بیـــا، عمـــه پــدر آمدای روح و ریحانم                         بابا حسین جانم در مقدم مهمان خود، من گل می‌‌افشانمگلفـرش راه او شـده، اشک دو چشمـانمای روح و ریحانم                        بابا حسین جانم خورشید من پیشانیت،ازچه شفق‌گون استرخســار نـــورانـیّ تـــو، بابا پــر از خون استای روح و ریحانم                        بابا حسین جانم من در کتاب چشم تو، این لحظه می‌خوانممــن بــا ت
بسمۀ تعالی*********رضا جانم رضا جانم رضا جان*********************رضا جانم  رضا جانم  رضا جان               تو  میهمانی  همی در خاک ایرانکه گویندت غریبی در خراسان               نداری کس ز خویشان را به هامان*******************************************************
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک د
امروز روز اول مدرسه است رسا جانم كلاس اولی شدنت مبارك ❤️من و تو بابا و راستین ١٩ روزه ،امروز رفتیم مدرسه و در شروع مرحله جدیدیی از زندگیت همراهیت كردیم .معلمت موسیو ژاكوب هست ، اولش یكم برات عجیب بود موسیو بودنش! ولی بعد كه برگشتی و ازت پرسیدیم گفتی خیلی دوسش داری و از مادام لیلیا پیش دبستانیت ،خیلی بهتره ! خداروشكر
چرا رفتی، چرا؟ من بی قرارم به سر، سودای آغوش تو دارم نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟ نه هنگام گل و فصل بهارست؟ نه عاشق در بهاران بی قرارست؟ نگفتم با لبان بسته ی خویش به تو راز درون خسته ی خویش؟ خروش از چشم من نشنید گوشت؟ نیاورد از خروشم در خروشت؟ اگر جانت ز جانم آگهی داشت چرا بی تابیم را سهل انگاشت؟ کنار خانه ی ما کوهسارست ز دیدار رقیبان برکنارست چو شمع مهر خاموشی گزیند شب اندر وی به آرامی نشیند ز ماه و پرتو سیمینه ی او
اومدم بگم "دلبر که جان فرسود از او" کجایی؟یهو دیدم غرقم تو قیره سیاهه تنهاییدوباره اومدم صدات کنمگفتم مرا تا جان هست امید آمدنت هست دلبرااادیدم گوشاتو محکم با دستات گرفتی نشنوی حرفاموگفتم ببین بی تو جانی در بدن نیست، حواست هست؟ دل که نه جان میبری. دیدم با دستاش چشماتو گرفته نبینی ولی دلبر ندیدی که" جانم میرود"ندیدی، نشنیدی، رفتی. اومدم خاطره هاتو بریزم تو چاهه فراموشیخودم باهاشون افتادم تو چاهدیدی؟ فراموش کردنت نمی‌شود که نمی‌شود
تو که آشفته گیسویی در عشقت ماجراجویی تو زیبایی تو جادویی ヅ♬ مرا با خود ببر دلبر شدم دیووانه ات آخر از این دیووانه دل نگذر ヅ♬ آهای چشمای تو گیرا برای من همه دنیا آهای رویا تر از رویا ヅ♬ مرا هرچه برنجانی برای من نفس جانی تو در این سینه پنهانی ヅ♬ ✔✧✌♫♬♨⭐☆✔ من از عشق تو میخوانم پریشانم پریشانم صدایت میزنم عمدا که تو گویی به من جانم بمان که بی تو من درگیرمو سر در گریبانم تو را میخواهم و جز این دگر چیزی نمیدانم نفس جانم بمان ای ماه جذابم کنا
چه هوایی … چه طلوعی!جانم …باید امروز حواسم باشدکه اگر قاصدکی را دیدمآرزوهایم رابدهم تا برساند به خدا …!به خدایی که خودم می‌دانم!نه خدایی که برایم از خشمنه خدایی که برایم از قهرنه خدایی که برایم ز غضبساخته‌اند!به خدایی که خودم می‌دانم!به خدایی که دلش پروانه‌ ست …و به مرغان مهاجرهر سال راه را می‌گوید !و به باران گفته ستباغ‌ها تشنه شدند …!و حواسش حتیبه دل نازک شب بو هم هست!که مبادا که ترک بردارد …!به خدایی که خودم می‌دانمچه خدایی … جانم
دیشب خدا را در خواب دیدم وقتی که از چشمانم باران می بارید جسمم سرد بود و روحم سنگین دستان خدا گرم بود و بزرگ مرا به گرمی و مهر در آغوش کشید و گفت: "چه کرده ای جانم؟ ." دست و پا زدم که اقرار کنم . هیچ به یاد نیاوردم . هیچ. خدا مرا بوسید و گفت: "گاهِ آن رسیده که خود را ببخشایی " آغوشش عشق بود جان گرفتم گرم شدم و خدا راست گفت گاهِ آن رسیده که خود را ببخشایم برای تمام راه های رفته و نرفته برای تمام بی راهه ها خم شد کمرم از سنگینی روحم گاه آن
دوباره  اینجا مختصاتت درس ایکس روی ایگرگ کناری من است.دوباره این حجم خیلی خیلی زیاد لطف‌ و لوتی گری ارباب و حجم خیلی زیاد پررو گری خودم باعث شده شرمنده ترین زائر باشم در راهش.چقدرررر مهربانی؟ چقدرررر لطف؟ چرا شما اینقدررر همه چیز را بر وفق مراد میکنید، لوس میشویم خب ارباب ، لوس حسین.من امروز با افتخاااار اعلام‌میکنم من لوووس ترین دختر جهانم لوس ترین و‌ناز پرورده ترین دختر جهان ، و من را اربابم و علمدارش و بابا مهدی جانم و قبل از همه این
برای فرمانده قلبم.#زهرا_میرزائیشهید چمران عزیزتر از جانم، ضجه ها و گریه های این چریک، بعد هر نماز صبح، برای رسیدن به تو، کی با پرواز روحم، به پایان خواهد رسید؟آقا مصطفی، این چریک بی تو دیگر توانی ندارد. ای جانانم، از خدا بخواه تا بانو را از این دنیای بد ببرد.شهید چمران عزیزتر از جانم، تو را به مهدی فاطمه (س) قسم می دهم دستان مرا بگیر تا مرگم شهادت باشد.شهید چمران عزیزتر از جانم، ای فرمانده قلبم، از خدا بخواه تا این چریک را شهید کند.bigharareparv
عسل جانم ۷ سال گذشت عسل جونم یادت گرامی با د عسلم خیلی دوستت داریم عسل جونم خیلی دلم تنگ شده جات همه جا خالیست عسل جونم دلنوشته های عسل جون کاش میشد هیچ کسی تنها نبود درمیان عاشقان لیلا نبود کاش غصه با کسی همراه نبود کاش میشد دست در دست زمان عشوه میکردی مثاله کفتران حسرت پروازها تا بیکران گفته بودی با تو می مانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این سختی سزای ما نبود من دعا کردم برای بازگشت دست های تو ولی بالا نبود

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

واج تعمیرات کولرگازی اسپلیت در شیراز