نتایج جستجو برای عبارت :

من بلدم پاییز باشد

من بلدم پاييز باشد و تنهایی تمام خیابان را صفحه صفحه ورق بزنم و از هوای ناب پاييز ، جرعه جرعه بنوشم و زیر باران های مدام ، بخندم و دیوانه باشم .بلدم گودال های کوچک انباشته از قطرات باران را تنهایی فتح کنم ، آب بریزد توی کفش هام و باز هم سرخوش و بیخیال ، برگ های زرد و نارنجی را تا مرز خش خش ، له کنم و حالم خوب باشد ،بلدم بخندم ، وقتی دنیا تمام زورش را می زند که غمگینم کند ،بلدم در تنها ترین حالت ممکن باشم ، اما به روی خودم نیاورم که در این هوا ، جای
بلدم پوستم را پاره کنم/ و مثلِ روسپی‌ها/ خانه‌های زیادی را بلدم/ بلدم از ریشه دربیاورم/ آغوشی را که دیگر مالِ من نیست/ و گلدانِ شکسته‌ای باشم/من از انفجار ِ تازه‌ای برمی‌گردم/ صورتم را نگاه کن.(صفحه7) ای عبارت دیوانه- مجموعه شعر معصومه داوودآبادی. نشر آثار برتر
اومدیم خونه خاله،‌ها و دایییا نشستیمو گپی زدیمو خلاصه گذشت و خش گذشت. اینجا از کوچیك تا بزرگ نماز میخونن و حتی اگه مو پا نشم برا نماز خوندن همون کوچیکا میان میپرسن خاله عزیزه مگه نماز نمیخونی!؟و با جواب مثبتم پشت سرم راه میوفتن و کنارم صف میکشن برا نماز خوندن،میتونم بگم اون لحظه از بهتریناست واسم. دایی میپرسه عزیزه بلدی ماشین برونی!؟،میگم ها بلدم،میگه خا بشین پشتش ببینم،میشینم و استارت میزنم،دایی در رو باز میکنه و میگه نه نه بیا پای
من راه حلی برایت ندارم دختر. چی بلدم جر اینکه شعر بخوان و خوش باش و گاهی مست شو. من چی دارم که به تو بگویم. یکی از صمیمانه‌ترین نصیحت‌های زندگی‌ام را از از زبان مادربزرگم شنیدم، ساده و کوتاه: غصه نخوری، فکر نکنی.». من همین‌قدر می‌دانم که توی دلت انگار چندتا بچه عمو زنجیرباف بازی می‌کنند آن وقت که عشق می‌ورزی و این می‌ارزد به رنج زیستن. اما اینکه چه کنی که راه بگشایی من چه راه و چاهی بلدم. چی به تو بگویم آخر.
شاید تا حالا فیلم هری پاتر رو دیده باشین ولی بعید میدونم تا حالا به هاگوارتز رفته باشین.تو هاگوارتز هیچی معمولی نیست. همه چیز به هم ریخته ولی خبر خوب برا من اینه که کلاسا اینجا برگزار میشه ولی امتحانات برگزار نمیشه. البته دلیلش رو نمیدونم ولی هرچی هست خیلی خوبه.شاید بپرسین چرا نا تعطیل نیستیم خب معلومه ما سپر محافظ داریم.من طلسمش رو بلدم خیلی طلسم بلدم مثلا:اکسپکتو پاترونوم.ریدکیو.ریدکتو.کروشیو.الوهومورا.استوپفای.اکسپلیارموس.انگورگیو و خی
ترس ت را زمین بگذار ودستانت را در دستانم!غرور را كنار بگذار و شانه هایت را كنارِ شانه هایم!حیفِ تقویم است،یك پاييز دیگر را هم ورق بخورد و هیچ تاریخى را به اسم خودمان ثبت نكرده باشیم!باور كنهوایش جان میدهد براى دلبرىبراى دل بردن از یاربراى نفس كشیدنبراى قرارهاى از پیش تعیین نشدهاین روزها به مابه یك،حالِ خوبِ مشترك نیاز دارد.بیا!؛مثلاً وقتى باد درز پنجره را پیدا كرده و با منحوس ترین صداى دنیا توى گوشم میپیچد،زنگ بزنصداى تو پر كند تنهایى ا
تاک در دبه بیانداز، خرابم کن عشق منقلم دفتر شعر است کبابم کن عشق حال ناجور کجا ؟ صحبت انگور کجا ؟ کارم از سرکه گذشته است شرابم کن عشق ! چوب تابوت مرا خوب بسوزان و سپس دور میخانه بگردان و مذابم کن عشق من هم اندازه خود شیوه ی رندی بلدم حرف کافی است به یک بوسه مجابم کن عشق اینور پرده مگر چیست که آنور باشد؟ پرسشم مسئله ساز است، جوابم کن عشق تو که تایید نکردی من ناقابل را دست کم لایق انکار حسابم کن عشق شاعر: احسان افشاری
ببین آقای قاضی! پاييز شباش بلنده، دل آدم می‌گیره،  كش میاد سیاهی و غلیظ میشه تنهایی! اصلا پاييز شباش از همیشه سال تاریك‌تره، روزاشم تاریكه حتی!البته این برای ماست كه تنهاییم؛ كه روزا تنهایی دستمون تو جیب بارونی گشادمونه و زیر بارون سر به زیر قدم می‌زنیم، برای ما كه شبا كرخت رو كاناپه لم میدیم و چایی‌مونو سر می‌كشیم كه گرم شیم! وگرنه تو با دلبر شب بشین همون چایی رو بخور، باهار میاد!
۲۶ ساله شدم حالا کنار همه آرزو ها و داستان هایی که برای زندگی چیده ام محبت و عشق تو اضافه گشته چه قدر همه این ها را کنار هم نظم بخشیدن و لذت بردن پیچیده و دل نشین است تو نمی دانم تا کجا و تا کی میخواهم فقط آگاهم که دوری و دل تنگی ات را در من تاب و چاره نیست باقی دوست داشتن را بلدم
این مغز دیگه برای ما مغز نمیشه، دیشب موقع درس رو جدول ضرب 7 گیر کردم:||||||یکی که میخواد کنکور ارشد حسابداری بده و اون وقت رو جدول ضرب تسمه پاره میکنه.خلاصه که یک ساعت کامل وقت گذاشتم تا جدول ضرب 6 و 7 و 8 رو یادآوری کردم به خودم.9 هم که با کمک دست هام بلدم فقط:)))
جونم براتون بگه در راستای داماد شدن خواهرزاده جان بنده تصمیم گرفتم یک کمی به خودم برسم! از اونجایی که من سال به سال گذارم به آرایشگاه نمی افته و بنا به شرایط زندگی از هر کاری یک کوچولو بلدم خیلی به ندرت و در حد سالی شایدم دو، سه سال یک بار میرم آرایشگاه. چند ماه پیش عروسی دعوت بودیم و من رفتم به یک آرایشگاه درپیت!!
همیشه دوستت داشتم. یه جور عجیب و خاص. انقدر عمیق وواقعی که هنوز هم گاهی برای خودم تعجب بر انگیزه.می دونی چیه ؟ تو هیچ وقت از کُنج دِنج قلب ِ من ، تنمیخوری. هر چند سالهاست حسرت لحظه ای دیدنت روی دلمسنگینی می کنه ولی هنوز هم دوستت دارم. جوری که کسی ، هیچ کسی نمی فهمه. دوست داشتن تو رو فقط من بلدم
بیست و پنجم مهر ِ پارسال اینجا نوشتم که دلم می‌خواد یه چیز جدید رو امتحان کنم: شاید یه ساز، شاید یه ورزش، شاید هم یه زبان جدید.» خب امروز بیست و سوم شهریور برات می‌نویسم که سه ماهه خوندن یه زبان جدید رو شروع کردم و الان الفبای کره‌ای رو بلدم و می‌تونم بخونم و بنویسم. یک دوره کلاس TRX رفتم و تصمیم دارم برای دوره بعد یه ورزش دیگه رو امتحان کنم. و دلم می‌خواد ساز دهنی یاد بگیرم و فردا حتما می‌رم و پرس و جو می‌کنم درموردش. یک سری تصمیم دیگه هم گرف
پاييز وفادار ترین فصل خداست حافظه ی خیس خیابان های شهر را همیشه همراهی می کند لعنتی، هی می بارد و می بارد… و هر سال عاشق تر از گذشته هایش گونه های سرخ درختان شهر را می بوسد و لرزه می اندازد به اندام درختان و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق برای لمس تن زمین که گاهی افتادن نتیجه ی عشق است دوستان رویایی پاييز بر شما مبارک
پاييز با رنگ های فریبکارانه از راه می رسدصورت زشت خود را پشت هزار رنگ و لعاب پنهان میکندپاييز این چای دبش سرد شده ته استکانپاييز این خشکیده برگ هزار تکه زیر پاپاييز این جوی بی آبپاييز این سیب گاز زده زردپاييز این پادشاه دروغین فصل هامی آید که بماندبا صدای کلاغ هایشبادهای سردشو زردناکی بیمار گونه اش 
 کلا قرارداد بین آدمها مهمه و ما داریم تقریبا خوب پیش میریم چون طبق قرارداد جلو رفتیم.اولش جاذبه زیادی داشتیم برای همکشیده شدیم سمت هم و از اونجا به بعدش همه چیز تصمیم بود !خوبه که هست .بلده نگهم داره و بلدم دلیل موندن بهش بدم .کنار هم که خوشیم و آرامش داریمخب گور بابای عمق و بقیه ی چیزا دیگه !هوم؟می شنوی سایه؟گوش میدی بهم؟
خب اتفاق که خیلی افتاده ولی مهم تر از همش اینکه کار پیدا کردم همه ی روزم با کار پره حتی وقتاییم که سرکار نیستم بازم فکر مشغول کارمه چون یه لایف استایل جدیده نمی دونم چه جوری هندلش کنم کلی از کارای دانشگاهم عقب افتاده اونم منی که فقط رو یه چیز بلدم تمرکز کنم الانم نشستم برنامه نوشتم فکر کنم بتونم از پسش بر میاممعدلمو باید همینجوری بالا نگه دارم.تو کارمم باید بهترین باشم میشه میتونم میدونم
پسره پست گذاشته بود که بین آیفون 6 و نوت 4 کدوم رو بگیرم ؟؟ دختره کامنت گذاشته بود ،هیچکدوم خوب نیستن ، به دردت نمیخورن. بیا من رو بگییییر، آشپزی هم بلدم ، نون هم میگیرم آشغالا رو هم دم در میزارم ، کنترل تلوزیون هم دست خودت باشه دیگه چی میخوای ؟
سلام. عنوان این پست را مصرعی از شعر شهریار قرار دادم که بی مناسبت با حال و احوال اینروزهایمان نیست. البته بلانسبت خیلی از دوستان و تهرانیهای عزیز که از بعضی از جماعت از بد روزگار پررنگ جامعه جدا هستند. من به استناد پسوندم و ریشه خانوادگی ام با افتخار یک "دهاتی"ام . هر چند در روستا نه بدنیا آمده ام و نه بزرگ شده ام و نه کشاورزی بلدم. اما خودم را از این قشر و جماعت زحمتکش جدا نمی دانم. همان دهاتی ای که به تجربه هر وقت اوضاع اقتصادی اش به واسطه بی مهر
همیشه از خودم می پرسم که چرا من اینجا هستم! چه چیزی در درون من وجود دارد که اچازه نمی دهد آن طور که دوست دارم زندگی کنم! همیشه از خودم متنفر می شدم که من هم مثل دوستای دیگه ام اونچیزی نیستم که اون ها هستند از نظر من اون ها خیلی کار بلد و حرفه ایی بودند و من فردی بودم که هر چه بیشتر آموزش می دیدم بیشتر دچار یاس و ترس از نداستن می شدم. گاهی اوقات فکر می کردم که به اندازه ایی که باید بلد باشم، بلدم پس چرا باید دوباره جست و جو کنم!! لحظات سختی بود و هست! ز
از این دوستی های الکی از این قربون صدقه ها که توش خالی خسته ام برای ادامه رفاقت مجبورم آخرین تلاش هام بکنم ولی این دیگه واقعااا آخریشه آخر آخر کار اگه شد اگه دلت خواست مثل قدیم باشیم که اوکی اگه نخواست از این دوستی نصف نیمه پر از ناز ادا ما رو بخیر شما رو به سلامت زندگی روزای زیادی داره روز دل کندن از تو روز سختی رفیق ولی من بلدم که فراموش کنم آدم هایی که بی انصاف و بی معرفتن اگه این آخرین امید نتیجه نده ۱۵ سال رفاقت تموممم هر چی خیره.
بعضی وقتا هی نمیشه لامصب. هرچی فکر میکنی، رویا میچینی، برنامه میریزی، فکر میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی، میخندی، کیف میکنی با فکرات، ولی دونه به دونه نشونه ها بهت میگن نمیشه. دلم خیلی سرده، نه کسی میفهمه، نه من میتونم و بلدم و حتی درست میدونم بفهمونم.میخوام آتیش بگیرم، داره سوز نی میاددلم از غصه پره اون که رفته کی میاد و چلغوز را میبینی که مثل چُغُکی خواب است و باز فکر میکنی و میخندی
الانم باز نشستم بالا سر چنار از صب کچلش کردم خودم ک اینستا ندارم ب تنها کسی ک زورم میرسه اون تو اینستا استوری گذاش به چن نفر ک تو بیوشون نوشته بودن شیمی پیام داد ی حاهم دایی رضا استوریشو ریپلای کرده گفته من بلدم چنارم سوالا رو فرستاده گفته خب جوابش اب .این فرمول و بنویسی حله الانم بیچاره باز گفتم از پیج دانشکده شریف و اصفهان چن تا رو پبدا کنه پیام بده الان گف ب پنج تاشون فرستاده ریپورت نشه صلوات
یازده بار یا امام حسن عسگری(ع) یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست سامرائی شده ام ، راه گدایی بلدم لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست یازده بار به جای تو به مشهد رفتم بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست زخم دندان تو و جام پر از خون آبه ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست بوسهء جام به لب های تو یعنی این بار خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست از ه
به نام خداوند بخشنده ی مهربان پاييز رسید . . پاييز بهار نیست . شکوفه نمیزنه . گل نمیده سرخ میشه و میریزه و میباره . اما دوست داشتنیه . اما جذابه . پاييز اومد با ارامشش . با وقارش . پاييز فصلیه که هر جور حساب کنی جذابیت های بی نظیری داره . علی الخصوص برگ های رنگارنگش .و قدم زدن روی این برگها .
 پاييز من را به تو نشان داد، همان پاييزی كه تو را عاشق من كرد.زمستان من را عاشق تو. همان زمستانی كه  تو را از من گرفت.پس از آن ، نه بهار . نه تابستان نه پاييز نه زمستان نتوانستند. این دومین پاييزی است كه تمرین نبودنت می كنم. فصل پنجمی باید، كه تو را از من بگیرد. 
ی رویی از من ک اینجا ننوشتم اینه ک من میتونم همونی باشم ک میخوای میتونم کتاب خوب و اهل حرفای تر و تمیز باشم میتونم هنرمند باشم گلدوزی کنم بافتنی برات ببافم ک زمستون بپوشی و سرت بالا باشه میتونم در و دیوار خونتو پر کنم از تابلو فرش سرمه دوزی میتونم مخ کامپیوتر باشم برات.کاراتو انجام بدم وسیله هاتو درست کنم فایل هاتو درست کنم میتونم بی ادب و وحشی باشم .وقتی رو مود نیستی دنیاتو زیر و رو کنم میتونم مومن باشم.حدیث قران ائمه من همشونو بلدم میتون
من یه چیز شبیه شخصیت فیلم split هستم، دارای چندین شخصیت متفاوت یعنی من یه چند شخصیتی سالم هستم در مقابل اختلال چند شخصیتی یه روانی شایدم منم روانیم ولی قدرت کنترل همشونو دارم. هر چقدر سعی کردم این چند شخصیته بودنمو داخل پستای دیگه جا بدم دیدم نمیگنجه و الحق مستحق یه پست اختصاصیه و اینگونه شد که اینگونه شد. من هزار شاخه ی مخفی دارم و ریا هم بلدم که خودمو اونجوری که نیستم نشون بدم ولی من صداقتم دارم ،هزار شاخه ی من درونیه نمیشه همشو نمایش بدم و ف
سلام خوبید؟ قرار بود نباشم و نباشم تا انشالله با خبرای خوب برگردم دلتنگ همتون بودم شرمنده از این ک نگرانم بودید ب یادم بودید اما نبودم واقعا نیاز داشتم ب این فضا سه شنبه هفته پیش با دوچرخه خوردم زمین پای چپ و گونه م اسیب دیده البته نشگسته و فعلا لنگان لنگان راه میرم و نشسته نماز میخونم رابطه م هم تموم شد عشق قربانی غرور شد نمیخام ازش چیزی بگم فقط همینکه تموم شد با ارامش و بدون دعوا حال خوبی ندارم طبیعیه چون این زخمو تازه خوردم اما اینبار بلدم
اومدهنم از دیروز قشنگ سرویس شد سر ایـــــــــــن  پرسشنامهحس میکنم پاهام درد میکنه پیدا کردن 1000 نفری که اینو انجام بدن سخت تر از چیزی بود که فکرش و میکردم     +به خودت بیا ببینبعد تو چی به من گذشت اون آدم هیچ وقت برنگشت نشد مثل قبل انگاری که مرده همه ی اون احساس من نمونده هیچی واسه من   درموندگیت و دارم میبینم و عشق میکنم اینه فرق بین منو تو یه زندگی آروم و بی دغدغه دارم یکی رو دارم که هرررررررچی بخوام ، ناممکن ترین چیزا رو برام ممکن می

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
سریالسو / پوتیتوز / جورابا / تومیتوز / لدرایران / شلوار / یدکیو / ذغالیها / آمورف / سالاراستیل / کیمیا / ترگال / کلاکو / پرنیانکورپ / دراورپلاستیک / نیوکلاک / کامواباف / بگتایپس / شیشه دری / فهامحوله / ولوزماجور / تنزیرانداز / کفشداری / بریشان / بایکرز / Arad Branding
لاطران کندیمزه سلام