نتایج جستجو برای عبارت :

چون رود امیدوارم بی تابم بی قرارم

بي قرارم نه اینکه این عبارت به حس و حال درونیم ارتباطی پیدا کنه واقعا بي قرارم نمیتونم سر جام آروم بگیرم دندون هام رو ناخودآگاه رو هم فشار میدم خیلی بيشتر از قبل تمرکز چیزی خوندن و حتی چیزی دیدن ندارم اميدوارم اینا همه عوارض قرصی باشه که میخورم اميدوارم همه چی دو دو تا چارتایی و ساده باشه که ساده هم حل شه چه میکنم ؟ کار زندگیم بين دو قسمت کار و خواب در گردشه کار دیگه ای نمیکنم جز این دو تا
تو كیستی، كه من اینگونه بي تو بي تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو بسان قایق، سرگشته، روی گردابم! تو در كدام سحر، بر كدام اسب سپید؟ تو را كدام خدا؟ تو از كدام جهان؟ تو در كدام كرانه، تو از كدام صدف؟ تو در كدام چمن، همره كدام نسیم؟ تو از كدام سبو؟ من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه! چه كرد با دل من آن نگاه شیرین، آه! مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه! كدام نشاه دویده است از تو در تن من؟ كه ذره های وجودم تو را كه می بينند، ب
دلتنگی دلتنگی دلتنگی. خدایا دل دادی و دلتنگی و بي قراری. امان و قرارم باش که هیچ فلسفه و منطقی آرام دلم نیست،مرا بپذیر،نگذار به حال خود باشم که تو کامل هستی و من هیچم،دستهایم را داخل دستهای گرم و مهربانت محکم بگیر که من از اندیشه های لرزان خود میترسم.دلسرد شدم از گشتن عشق در این دنیا،نوری بنمای که حقیقت عشق مهمان سفره درمانده ی دل بيچاره من گردد،قرارم ده قرار که آشوب است سلسله ی وجود من.
بيا برگرد از این شبا دلم پره آخه از دلت دل نمیبرهبيا پیشم از حال دل برات بگم به خاطرت با دنیا من بهم زدمبيا پیشم ببين که بي هوا شدم نفس نبود که داد بي صدا شدمببين حال این دل خرابه و نفس نفس نبود تو عذابه و …بي قرارم نتونستم که آرومت کنم دلشو ندارم نمیتونم فراموشت کنمبي قرارم منو شهرو قدم بارون و نم بي قرارمبي قرارم نتونستم که آرومت کنم دلشو ندارم نمیتونم فراموشت کنمبي قرارم منو شهرو قدم بارون و نم بي قرارم …دلی که میبره از آدما پره از هرچی ک
بي قرارم ، نه قراری که قرارم بشوی من مسافر شوم و سوت قطارم بشوی می شود ساده بيایی و فقط بگذری و . زن اسطوره ایِ ایل وتبارم بشوی ساده تر،این که تو از دور به من زل بزنی ( دار ِ) من را ببری دار و ندارم بشوی مرگ بر هرچه به جز اسم تو در زندگی ام این که اشکال ندارد تو " شعارم " بشوی مرگ خوب است، به شرطی که تو فرمان بدهی من ان الحق بزنم ، چوبه ی دارم بشوی عاشقت بودم و از درد به خود پیچیدم ذوالفنونی که نشد سوزِ سه تارم بشوی آخرش رفتی و من هم که زمین گیر شدم
دیشب با اینکه به خانه ی لیلی رفتم ، و ندیدمش ، مجنون تر از هر خسرو با بوی گامهایش مست تر از همیشه بيرون آمدم.چه خوش است در هوایی نفس بکشی که میدانی و می بينی ، ذره ذره ی آن هوا دم و‌بازدم های یار را به قلب عاشقت هدیه میدهد.اما من بيچاره زهره ندارم که بگویم : دوش مرا حال خوشی دست داد او که بي من بيچاره کجا بوده است ، او که هر نگاهش شفای دل بيمار من است ، نیم‌نگاهی به این دور افتاده ی بيخبر کند اما با همه ی این حرفها دلخوشم به یک هوایی که او در
دلنوشته خانم عارفه وحدتی : یا امام غریب سلام ای پناه دهنده خستگان سلام ای کسی که هیچوقت دوستدارخودت تو نا امید نمیکنی سلام یا امام رضا دلم گرفته خیلی از زمانه تو خواب بهم گفتی از رحمت خدا نا امید نشم نشدم ولی بي قرارم نمیدونم میدونم شاید کاری بدی میکنم که بي قرارم یا امام رضا نور خدا رو بدلم بتابون از خدا بخواه صبرمو در مقابل تقدیرش زیاد کنه تا بي طاقت نشم نا امید نشم یا امام رضا تو میدونی که غیر از تو وخدا هیشکیو ندارم امیدم به شماست که پیش خد
 حیف با اینکه میخواهم تو را سهمم از عشقت چرا چیزی به جز بارون نبودحیف از من چه میخواهی ببين این همه تنهاییم آسون نبودای ماه بي تکرار من بغض بي انکار من با دل دیوانه ام میماندی ای کاشای عشق بي پایان من گرمی دستان من میروی اما کمی دلتنگ من باشآه ای تمام خواهشم ساحل آرامشم موج موهایت ببين طوفانیم کردآه مستی شب های من ماه من رویای من حسرت چشمان تو بارانی ام کرد♫♫♫شراب کهنه ام دلیل مستی ام به رویای عشقت دچارمچه بي بهانه در دلم نشسته ای که با عشق ت
 

سایهٔ خود از سر من برمدار

بيقرارم بيقرارم بي‌قرار

 

گر نیم لایق چه باشد گر دمی

ناسزایی را بپرسی در غمی

 
 

عاشقم من بر فن دیوانگی

سیرم از فرهنگی و فرزانگی

 

ای رفیقان راهها را بست یار

آهوی لنگیم و او شیر شکار
 


جز که تسلیم و رضا کو چاره‌ای

در کف شیر نری خون‌خواره‌ای
متن مداحی نه صبر به دل مانده نه در سینه قرارمحاج محمدرضا طاهریولادت امام حسن عسکری سال 1394سایت مُهجَه ارائه دهنده متن مداحی – اشعار مداحی - اشعار نوحه - متن نوحه – متن اشعار مداحی در تمام مناسبتهای مذهبي به صورت فایل وُرد از تمام مداحان مطرح کشور به صورت کامل با لینک مستقیم متن مداحی نه صبر به دل مانده نه در سینه قرارم نه صبر به دل مانده نه در سینه قرارمبگذار چو آتش ز جگر شعله بر آرمگر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم
سلام به من ٥٠ سال بعد. نمیدونم الان زنده ای و داری اینارو میخونی یا نه. من از گذشته، از ٥٠ سال پیش، ٢٤ آذر ١٣٩٨، از اتحاد، تهرانپارس، تهران بهت پیام میدم. امروز یهو اشكام جاری شدن. یهو گریم گرفت. دلم باهام حرف زد. اميدوارم به هدفت رسیده باشی. اميدوارم كنار نوه هات اینارو بخونی و از من به خوبي یاد كنی. اميدوارم لیلا كنارت باشه. اميدوارم یاد سختی ها و تلاش های امروزم كنی و یادت بياد كه من چقدر برای هدفت تلاش كردم.
نامت در من باران یادت در دل طوفان باتو امشب پایان میگیرم پ ن : بي قرارم ، نمیدونم دیگه چی درسته چی غلط ، چی بایده چی نباید . نمیدونم مسیر خوبه یا بد ، انتخابم مناسبه یا نه . تنها چیزی که میدونم گواه دلمه . دلم فقط یه جاست که آروم میگیره !
اشتیاقی عجیب به بودن و زیستن !! این همه حس زندگی از کجا به من رسیده و چطور بي تابم کرده ؟! تلاشی عجیب برای زندگی !! بي هراس ! بي تفکر خاص! حضور مطلق در حال ! گاهی فکر میکنم نیستم . جایی خوانده بودم که" اگر هیچ حسی نداشتی شک کن که زنده نیستی " نیستم یا واقعی هستم !؟
بسم الرحمن
هنوز کتاب برجاده های آبي سرخ رو تموم نکردم البته خوب خوندم الان کتاب چهارم هستم از پنج کتاب این مجموعه
دلم یه کار جدید میخواد اما انگار جرئتش رو ندارم 
باید وقتی که میذارم که پای فضای مزخرف مجازی رو کم کنم 
دلم میخواد برسونمش نهایتا به یکی دو ساعت در روز 
واقعا زندگیم رو مختل کرده 
 در حسرت دیدارِ رُخش پُر تب و تابمبازیچه ی دستِ هوسِ آن  مئ نابمشیدا شده ام سوی خیالش به همه عمررسوا شده ی خانگه و دِیر  خرابمبر من مزن این طعنه که عاشق شده ام بازمن  مست و  جگر سوخته ی جامِ شرابمیک شب تو بيا از سَر لطفی  به سراغمصد دام  نهادی  و ندیدی تو عذابمخرّم  تو بيا. حسرت  دیدار رها کنلب بستی و انگار  خموشی ست جوابم.#بهناز خرّم
قرارمون این بود که پا به پا باشیم
یکی بشیم باهم همیشه ما باشیم
قرارمون این بود که غصه ویرون شه
تموم شب ازما ستاره بارون شه
ولی تو یدی چراغو از شب هام
کنارهم هستیم ولی ببين تنهام
تودور دور از من ولی همین جایی
دوباره بي حرفی دوباره تنهایی.
منو نمی بينی منو که بي تابم
بي تابتم حتی وقتی که تو خوابم
تو که حواست نیست به این پریشونی
یک لحظه هم پای حرفات نمیمونی
ابزارک تصویر .من از بچگی عاشقت بودم.من از بچگی عاشقت بودماینو وقتی یه روز نبودی فهمیدمگریه میكردم و میلرزید چونه اماز نبودنت مثل تاریكی ترسیدممن از بچگی عاشقت بودموقتی از تو پر بود دفتر مشقم وقتی معلم دستامو خط زدنذاشتم بریزه یه قطره اشكمهاشور میزدم روی بوم خونهتوی دفتر سیمی نقاشییه خورشید كه خودم بودم یه ماه كه فقط تو باشی گاهی بهونه گیر بودم و بي تابصدا و سیما شده بود نمك زخممتو بابا لنگ دراز من شده بودی چقدر با كارتون آنشرلی گریه
تو مثل بارون من مثل برگم تو زندگانی من مثل مرگم تو چشمه ای من حس گیاهم شور و امیدی من اشک و آهم تو صبح طالع من انتظارم تو دشت آروم من بي قرارم تو باد شرقی پر از بهاران من ذره ای در دستان توفان آیینه ای تو من بازتابم بيداری یی تو من عین خوابم این کوچه خالی از مهر و ماه است خواست من از تو تنها نگاه است عشق تو در جانم کرده ریشه می جوشم از مهرت تا همیشه ع. شعبانی
تا که از حادثه ی چشم تو آکنده شدممحوِ تو گشتم و چون ذرّه پراکنده شدم !لشکرِ هند به لاهورِ دلم اردو زدمن به کشمیرِ نگاه تو پناهنده شدم!طرح اسلیمی ِ گیسوی تو تابم را بُردگردِ خورشید تنت گشتم و تابنده شدمگرچه قانون ِ لبت، ساز مخالف می زدمن ز موسیقی چشمان تو رقصنده شدمچشمهای تو مرا فرصت بهروزی دادآن قدر لطف به من کرد که شرمنده شدمعشق ِ بي وقفه به تو شانِ خداوندی داشتدست برداشتم از عاشقی و بنده شدم!" دکتریدالله گودرزی "
من بيشتر از تو به غم عشق دچارمپنهان شدنت برده دل و صبر و قرارم بعد از تو نمانده نفسی جان به تن منیک لحظه بيا ای گُل نازم به کنارم هم غم شده بعد از توخوراک شب وروزمهم دوری ات انداخت ، شرر بر دل زارم ای جان به فدای تو وفا جای جفا کنمن طاقت بي میلی معشوق ندارم چندی ست که با چشم سیاه و مُژه ی فرمانند اسیری به دو شمشیر شکارم من خلق شدم تا که به دور تو بگردمخورشید تویی ، من قَمَری روی مَدارم
این روزها یک قاب عکس خالی ام خالی ام نمیدانی چه حالی هم عالی ام درست مثل یک دیوانه دیوانه چرا رفتی ازاین خانه نمی دانم بعد رفتنت چی شد حتی آسمان ابری شد می دانم بر نمیگردی ولی ای کاش میشد بعد تو حال دیگه حال من فقط گریه و اضطرابه نبودی که ببينی که ببينی که چقدر حال من خرابه بگو بگو هنوزم اسمم رو یادته شبا صدا م توی خواب است بعد تو همه اش بي تابم و شب ها نمی خوابم!
 
اگر چه جز غم تو هیچ غمگسارم نیست ولی قرار ندارم که جز تو یارم نیستدر آن دمی که زتو مژده ای رسد جان رابه روی خویش نیارم ولی قرارم نیستتمام عمر گریزان زخویش ودر تو گممبيا که جزتو امیدی به حال زارم نیست همین که یک تویی !از من بدیده می آیدتویی همه و اگر هم وجود دارم نیستتبسمی که بنازد به آن چکامه وشعر.ترانه ای که بخواند زدل سه تارم نیست
                         #باقرموحد
ذره ای اشنیاق تو دلم نبود که منو تو کانالش ادد کنه ختی بدم میومد که اددم کنه چون میدونستم اونجا چیزایی میبينم که دوست ندارم شاید حتی متنفرم ازشون و حالا اددم کرده میبينم اونارو و نمیتونم به زبون بيارم بماند قرارم نبود از اول که برگشت ما باهم خوب باشیم و فقط این حس از دست دادن که هر سال دارم یکیو از دست میدم اذیت میکنه کاش میشد میتونستم اونو برگردونم تا فک نکنم اخر همه رو از دست میدم اون ادمی ادمی که تو فیس بپک پیدا کرده بودم تو فیس بوک جوابمو
جمعه سیصد و نود و نهم، چند دقیقه ای است که آغاز شده است. برخلاف همیشه که نوشتن را موکول به پایان جمعه می‌کردم، اینبار انگار حال ِجمعه‌ام چند روزی است که بر قرار است و بي تابم که کاش زودتر برسد وقت عرض حال. چه بسا این جمعه نوشتن، مرهم تجویزی طبيبي است که می‌داند بيمارش، هر هفته در این روز چنان در قبض و بند است که اگر ننویسد به دق خواهد افتاد. مولای من سلام سی و دو ساله بودم که نوشتن آغاز شد، حالا هفته های نخستین چهل سالگی‌ام.
سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی نمی‌بينم از همدمان هیچ بر جای دلم خون شد از غصه ساقی کجایی ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا فروشند مفتاح مشکل گشایی عروس جهان گر چه در حد حسن است ز حد می‌برد شیوه بي‌وفایی دل خسته من گرش همتی هست نخواهد ز سنگین دلان مومیایی می صوفی افکن کجا می‌فروشند که در تابم از دست زهد ریایی رفیقان چنان عهد صحبت شکستند که گویی نبوده‌ست خود آشنایی مرا گر تو بگذار
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهمنه درودینه پیامینه نشانیره خود گیرم و ره بر تو گشایمزآنکه دیگر تو نه آنیتو نه آنی .#فروغ_فرخزاد  صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار منگر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌روددر رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود#سعدی  غبارِ صبح تماشاست ،هرچہ بادا باد  تو هم بخند ،جهانِ خراب میخندد#بيدل_دهلوے  ای نبخشوده گناهپدرم، آدم را.به گناهان نبخشودهقسم دلتنگم! #فاضل_نظری  ای رَفت
دانلود آهنگ سینا سرلک کجایی نگارمهم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * کجایی نگارم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , سینا سرلک باشید. دانلود آهنگ سینا سرلک به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاکDownload new song by Sina Sarlak called Kojaei Negaram With online playback , text and the best quality in mediac متن ترانه سینا سرلک به نام کجایی نگارمتا سلسله ی موی تودر باد وزان استدر پیچ و خمش ریزشبرگان خزان استآوای قدم های تو در گوش خیابان پر شور ترین قطعه
قول و قرارم با خودم تا آخر دانشجویی بود تعریفی که تو بيو هم نوشته بودم حالا جدی جدی داره تموم میشه فقط مونده یه پایان نامه که اگر جمع بشه داستان پر قصه دانشجویی ما هم تموم شده! چه روزهایی. چه شب هایی! ما خوابگاهی نبودیم ولی شاید چند برابر خوابگاهی ها خاطره داریم شکر خدا که گذشت با همه خوشی‌ها و ناخوشی‌ها تشکیلات دانشجویی یه طعم دیگه داره اعصاب خوردیاش، سردردهاش، دعواهاش، اصلا همه اش و کاش تموم نمیشد.
تو که آشفته گیسویی در عشقت ماجراجویی تو زیبایی تو جادویی ヅ♬ مرا با خود ببر دلبر شدم دیووانه ات آخر از این دیووانه دل نگذر ヅ♬ آهای چشمای تو گیرا برای من همه دنیا آهای رویا تر از رویا ヅ♬ مرا هرچه برنجانی برای من نفس جانی تو در این سینه پنهانی ヅ♬ ✔✧✌♫♬♨⭐☆✔ من از عشق تو میخوانم پریشانم پریشانم صدایت میزنم عمدا که تو گویی به من جانم بمان که بي تو من درگیرمو سر در گریبانم تو را میخواهم و جز این دگر چیزی نمیدانم نفس جانم بمان ای ماه جذابم کنا
قرار بود مادرشوهرم بشه . نهایت سعی و تلاشم رو داشتم که همیشه بهش احترام بذارم . یعنی قرارم با خودم همین بود . قصد ظاهرسازی نداشتم . میخواستم اجر رو از اول درست بچینم تا رابطه م باهاش به بيراهه و دعوا نکشه . در اولین و اخرین فرصتی که باهم تنها بودیم سعی کردم همون رفتاری رو باهاش داشته باشم که م دارم . سعی کردم جلوتر از اون قدم بر ندارم . اگه ایستاده بود، بهش میگفتم :حاج خانوم یجا بشین خسته میشی .

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

خدا درس نخفتن را به من داد@