نتایج جستجو برای عبارت :

میرزا مراد پرچمی

.به نام خدا خاندان آاسکندر پرچمي راکی برجوئیآاسکندر پرچمي، فرزند آقامراد، یکی از بزرگان تیره قاسموند طایفه راکی برجوئی، در اواخر دوره قاجار بود. وی در دوره جوانی به میان طایفه احمد خسروی رفت و عزیزالله خان احمد خسروی، ازدواج نمود، حاصل این ازدواج فرزندانی شدند که برخی از آنان، ستاره هایی درخشان از دانش و فرهیختگی در ایل بختیاری شدند و به قول زنده نام استاد قاید خسروی در میان بختیاری، به "خاندان ميرزاها" مشهور گردیدند. از جمله: میر
زن به حدی آهسته حرف میزد که مراد حتی نصف کلمات را هم نشنید برای همین با صدایی بلند تر از زنش گفت: فقط پچ پچ کردی . من که هیچ چیز نفهمیدم زنش با اینکه می دانست گوشهای مراد چند سال است به خاطر کار در شرکت ریسندگی و صدای بلند دستگاهها کم شنوا شده است فقط کمی صدایش را بلندتر کرد و مراد از بین همه آنها فقط مریم و جهیزیه راشنید و همین کافی بود تا دوباره کر بگیرد. عصبانیت و خجالت با هم آمیخته شد و دستهای مراد روی صورتش رفت و با کف دستانش صورتش را فشار دار
خدا در قرآن به صراحت می فرماید با فتح مبین مکه خدا شرایطی را فراهم آورده است که ذنب متقدم و متاخر پیامبر(ص) مغفور شد.(فتح، آیات 1 و 2) مراد از این ذنب» همان دنباله ها و تبعات و پیامدهای عمل است. خدا با فتح شرایطی را پیش آورد که هر دو دسته متقدم و متاخر از تبعات برداشته شد. مراد از متقدم» اعمال یا تبعاتی است که انسان پیش می فرستد؛ چنان که مراد از متاخر» همان اعمال یا تبعاتی است که پس» می فرستد.
امشب چه شبیست شب مراد است امشب میشه امشب برای منم شب مراد باشه؟؟؟ انقدرررر دلم میخوااادددد امشبو رویاییش کنم چندییییننن روزه که برای امشب برنامههه هاااا تو سرمهههه خداا کمک کن بهش برسم به عزیزدلممم سمیراااا
حسینی، تو قابلیت داری تمام این وبلاگ را درباره تو بنویسم. این تویی که می‌دانی درست روی چه چیزی دست بگذاری و قلب مرا از خوشحالی پروانه کنی. مگر آدم انقدر ظریف و نکته‌سنج می‌شود که تو هستی حسینی؟ برایم نوشت: خانمی که ساکن خیابان فلان هستی، این‌روزها منتظر یک بسته باش» با یک شاخه‌ی سبز و پربرگ، کنار جمله‌اش. حال من؟ حال کسی که آب نطلبیده به دستش بدهند. مراد است مگر نه؟ می‌گویند که مراد است. نطلبیده بود چون نه قرار بود برایم چنین کاری کند و نه
مراد نبودکه یک مشت بدرنشست.شهربانو درد کمرش رافراموش کرد وقتی دربصداآمد .گفتم حتما مهین آزادشده.درکه باکرد سه پاسدار رادیدکه:انگارحرف زدن یادشون رفته بود .اینقد این پا اون پاکردن تا اونکه ریشش ازبقیه بلندتربود گف راستش حقیقتش چه جوری بگم منمنمنداماتونم.خودش منو انتخاب کرد.زمین زیرپاهای شهربانوسرخوردمهره های کمرش گفتن آخ.اما دسمو گذاشتم روچارچوب درکه نیفتم روزروشن برام شب شدگفتم توروز روشن به ابجیم به ابجیم به اجیم قاضی0گف ابه ابجیت
در آخرین سالی که مرحوم آقاسیدضیاءالدین دری (استاد علوم عقلی واز وعاظ شهرتهران) درقید حیآت بودند یک شب از دهه ی محرم (شب هشتم یا نهم) جوانی ازایشان سوالی می پرسد که مراد از این شعر حافظ چیست؟ مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی او بجا آورد *مرحوم دری می گوید جواب این سوال را دربالای منبر  می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد.ایشان درفراز منبر قضیه ی نهی آدم ابوالبشر از خوردن گندم رامی گوید واینکه مراد از شیخ در این بیت حضرت آدم (
مرحوم محدّث نورى در كتاب نجم الثاقب از قول عالم فاضل محمدحسین نائینى اصفهانى چنین نقل كرده است: برادرم ميرزا محمد سعید در سال (1285ق) از ناحیه پا، احساس درد شدیدى كرد و به دنبال آن، حتى از راه رفتن عاجز شد. طبیبى به نام ميرزا احمد نائینى را براى درمان پاى برادرم آوردند برای دیدن کامل داستان به ادامه مظلب بروید.
شیرعلی خان >>>شیرخان>>>رفیع>>>هادیهادی دارای چهار پسر به نام های : سیکل. پاپی. داراب. فتحعلیسیکل دارای سه پسر : 1)علی عباس2)حسین3)درویشکه مرحوم علی عباس. حسین که در زمان خود جز بزرگان منطقه بودند و در ایل باجول به نیکی از آنها یاد می کنند و مرحوم درویش که مردی با خدا و مومن بود1)علی عباس دارای 2دختر و  6 پسر به نام های :1)علی محمد خان 2)علی نقی3) تقی4)حاتم5)لطیف6)رضا 2)حسین دارای 4 پسر به نام های :1)علی رضا 2)غلامرضا3)حمید رضا4)برخوردار3)درویش دارای یک پسر به نام
از محققی شنیدم که اگه تاریخ برعکس رقم می خورد و مسلمونها استعمارگر می شدند جنایاتی که در حق غربی ها می کردند کمتر از جنایات اونها در حق ما نبود و چه بسا بیشتر. این اتفاق نزدیک بود بیفته و اصلاً اولین استعمارگران مسلمون ها بودند. سلطان مراد اول که جزء اولین سلاطین عثمانی بود مقدونیه رو گرفت و امپراتوری بیزانس رو خراجگزار کرد که به گفته عزیزالله بیات از این زمان استعمار اروپا به دست مسلمونا آغاز شد. پسر این سلطان مراد، بایزید اول بود که صربستا
تفاوت کنایه و ضرب‌المثل در موارد زیر است:1. کاربرد معنای دور و نزدیک: در کنایه به هیچ عنوان معنی نزدیک مراد نیست و حال آن که در ضرب‌المثل معنی نزدیک هم در نظر گرفته می‌شود.مانند: آب در هاون کوفتن؛ به هیچ عنوان معنی نزدیک مراد نیست و حال آن‌که: قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود: می‌توان معنی نزدیک را در نظر گرفت.2. کنایه نیاز به معنی دارد اما ضرب‌المثل نیازی به معنی ندارد. به عنوان مثال در هیچ فرهنگ لغتی ضرب‌المثل‌ها معنی نمی‌شوند اما کنایه
به نام خدااز نظر مولانا زندگی چه زمانی ارزش زیستن دارد؟"می‌توان زندگی‌ای تصور کرد که در آن، درد و رنج یا به کلی زائل شده باشد، یا به میزانی که توصیه من مولانا عملی می‌شود، به همان میزان درد و رنج در زندگی کاهش یافته باشد.به گزارش ایسنا، مصطفی ملکیان در اندیشه پویا نوشت: در کتاب‌ها و رسائل و مقالات فلسفی، هر وقت که تعبیر معنای زندگی به کار می‌رود، به سه مدلول مختلف دلالت می‌کند. گاهی مراد از معنای زندگی، هدف زندگی است؛ گاهی مراد، کار کرد ز
 
 
[Forwarded from شهرساوه | SaVeH CitY][ Photo ]عکس بسیار قدیمی و تاریخی از بزرگان شهر ساوه در مدرسه دار الفنون سنه(سال) 1300 از راست : مرحوم حاج سید جواد شیخ الاسلامی . مرحوم حاج ميرزا حسن آقا ناصری ناشناس مرحوم ميرزا رضا خان مریخی
شام اومدم مهمونی خار پاشنه به دلیل عدم وجود  دمپایی اومده تو حلقم و بانوی صاحب خانه داره با یه فرم خاصی جلو من ظرف میشوره که در هر شالاپ شلوپش چرا تمرگیدی نهفته است.
     این تصاویر بازگو كنندهء قلعه سلطان مراد بیك خان واقع در تپه یا تل میر غازى؛ دهكدهء شاهء شاهان - اندراب است.     سلطان مراد خان مشهور به میر غازى بیك؛ امیر قطغن در طول چهارده سال دوره سلطنت خود از (قلعه که در بالای روستای تل میرغازی واقع دره شهشان - اندراب) در مركزیت قطغن زمین (اندراب) حكمرانى مى كرد. او از دوره های افضل خان تا امیر عبدالرحمن خان در قلمرو قطغن زمین سلطنت كرد و پس از آن به شمالى بزرگ عزیمت و مسكن گزید كه امروزه ساحهء فراخى به
تفسیر بیتی از حافظ : "مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ / چرا که وعده تو کردیّ و او بجا آورد"
معمولاً در تهران‌، هر واعظی‌ را كه‌ برای‌ یک‌ دهه‌ برای‌ منبر رفتن‌ در مجلسی‌ دعوت‌ می كردند، در شب‌ آخر وی‌ را برای‌ همان‌ دهه‌ از سال‌ دیگر نیز دعوت‌ می‌نمودند. در آخرین‌ سالی‌ كه‌ مرحوم‌ دُرّی‌ در قید حیات‌ بود، یكشب‌ از دهه ی‌ محرّم‌ (شب‌ هشتم‌ یا نهم‌) جوانی‌ از ایشان‌ قبل‌ از منبر سوال‌ می كند كه‌: مراد از این‌ شعر چیست‌؟:
مرید پی
سردار معروفی» :حاج قاسم فقط فرمانده ما نبود، او مراد و استاد ما بودپایگاه خبری ارم گلستان : سخنان همراه با اشک سردار حسین معروفی» فرمانده سپاه نینوا استان گلستان یار دیرین سردار شهید حاج قاسم سلیمانی» گفت: سردار سلیمانی فقط فرمانده ما نبود، استاد ما بود و ما درس‌های زیادی از وی گرفتیمبه گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، سردار حسین معروفی در مراسم گرامیداشت شهادت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی اظهار کرد: این داغ برای من خیلی سخت است چراکه کسی
رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از غروب جمعه سیزدهم دیماه با حضور در منزل سردار بزرگ و پر افتخار اسلام سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، ضمن تفقد از خانواده شهید، شهادت آن مجاهد مخلص و عالی‌مقام را تبریک و تسلیت گفتند.
دهستان چله : ایل شیرزادی - قمراعلی - کلاه داز سفلی - چشمه مورینه - تازه آباد بطی - وارگه سفلی - چشمه پهن رشید - زینل خان - کلاه دراز علیا-کلاه دراز وسطی-کلاه دراز سفلی - هوشیار چله - اکبر جعفر - تازه آباد صید علی - چشمه نظامی - سنگ چین صالح - چشمه پهن فریدون - کاسه کران - عبدالعزیز - سراب - سنگ کرمو شیرزادی - چشمه پهن علیشاه - بان میدان عبدالله - پشته سماوات - تازه آباد حیدربیگی - وارگه علیا - چشمه سنگی روتوند - چشمه کبود - چشمه گلینه - خیرویس - دربند خیزان - زا
این شعارِ مرگ بر آمریکا» به معنای مرگ بر ملّت آمریکا نیست. مصداقش را بنده در نوزدهم‌ بهمن معیّن کردم که مراد کیست؛ حالا عرض میکنم که مرگ بر آمریکا» یعنی مرگ بر سلطه‌گری، مرگ بر گری، مرگ بر دست‌درازی به حقوق ملّتها؛ معنایش این است. یک حرکت روشنفکرانه، آگاهانه، انسانی و پُرمعنا و پُرمضمون را مردم با این شعار در همه‌ جای کشور انجام دادند، که واقعاً جای سپاسگزاری است.
بغض کردم خیلی ازش میترسم داره مجبورم میکنه نه اینکه انتخاب کنم چرچیل آره درست عین چرچیل موذیه … نفس نفس قبول کن آرمین یه دختر بازه نترس قانون های تو خسته اش میکنه و وقتی به مراد دلش نرسه ولت میکنه اینطوری هم حرف اونو گوش دادی هم از خونواده حمایت کردی…
تفسیر و ترجمه صحیفه سجادیه علامه شهید ميرزا علی لطفیان قمی متخلص به سرگزی  بهترین شرح در میان کتب  شیعه و سنی تا عصر حاضر است  و  که بسیاری از مطالب آیت الله  ميرزا علی لطفیان سرگزی  از الهامات غیبی است.سالروز درگذشت علامه شهید ميرزا علی لطفیان قمی متخلص به سرگزی ، فرصتی است برای بازخوانی اهمیت کار علمی و فلسفی این اندیشمند و مفسر  معاصر که شاگردان زیادی نزد او تربیت یافتند و تأثیرات فکری و فلسفی او همچنان ادامه دارد. 
زندیه یکی از سلسله دودمان های ایران است که در سال های ۱۷۵۰تا ۱۷۹۴حکومت کردند. بنیانگذار این سلسله کریمخان زند بود. زندیه از سلسله های لر تبار ایران بود. ترتیب فرمانروایان زندیه به این صورت است: کریمخان زند_ابوالفتح خان زند_محمدعلی خان زند_صادق خان زند_علیمردان خان زند_جعفرخان زند_صید مراد خان زند_لطفعلی خان زند
نوشته من نوشته شده ولی چون قصد من از نوشتن، توصیف نوشتن نانوشتگیست، پس نانوشتم نوشتن را تا به مراد دلم برسم، البته علی مرادشان که پسرکی بود نانوشته با آرزوی نوشته شدن، نوشتم را بگیر از من خدایا خدایا . اگر از مرز نانوشتگی عبور کنیم آیا به نوشتن می رسیم یقیینا کس نمی داند و نخواهد دانست.
دیروز عصر، داشتم سریال نهنگ آبی (ساخته‌ی فریدون جیرانی) را می‌دیدم که صحنه‌ی بالا توجه‌ام را جلب کرد. در این صحنه، احسان مشرقی (با بازی مجید مظفری) -پدر آرمین (با بازی ساعد سهیلی؛ نقش اول داستان)- کتابی که در دست دارد را روی میز می‌گذارد. کتاب، سرگذشت ژیل بلاس» است نوشته‌ی آلن رنه لوساژ» با ترجمه‌ی ميرزا حبیب اصفهانی» و به کوشش غلامحسین ميرزا صالح».علت جلب توجه من، ميرزا حبیب اصفهانی» معروف یا همان ميرزا حبیب دستان بِنی» که در بن به
و قتی خبر درگذشت آن گرافیست مشهور را شنیدم، غمگین شدم. تاسف خوردم. مگر چند تا گرافیست مطبوعاتی در رتبه‌ی او داشتیم؟ آثارش را مرور کردم. از وقتی من هنوز متولد نشده بودم او کار می‌کرد. بی‌وقفه کار می‌کرد تا آن روزی که توی دفتر آن رومه توی محله‌ای در گوشه‌ای از غرب تهران او را دیدم و با او همکار شدم. خوش‌اخلاق نبود، اما مهربان بود؛ سخت مهربان و دلسوز آدم‌ها. هر کاری که می‌توانست می‌کرد تا مراد کسی را حاصل کند، صفحه‌ی کسی بهتر بسته شود، ا
دعای میلیون ها ایرانی در شب نیمه شعبان اثر خود را خواهد گذاشت بسم الله الرّحمن الرّحیم و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین عید سعید نیمه‌ی شعبان بر همه‌ی شما برادران و خواهران عزیز، بر همه‌ی ملّت ایران، بر همه‌ی مسلمانان جهان و همه‌ی آزادی‌خواهانِ سطحِ دنیا مبارک باد. بنده متأسّفانه توفیق دیدار نزدیک شما را ندارم و ناچار از دور با شما حرف میزنم، لکن این هم تجربه‌ای است.
بیعت عشق  من از این خواب و خیال سوی تو هجرت می کنم عهد می بندم تو را ؛ با " عشق " بیعت می کنم شاخه های نسترن بر گیسوانت می زنم قصه ها با تو ز فرداها حکایت می کنم گاه از لب های تو ، گاهی ز ابروان تو ذره ذره ،نم نمک تفسیر چشمت می کنم باور بی باوری،هرگز نباشد ، هیچ نیست  از نهادت بر کنم راهی معین می کنم با تو باشم تا ابد ، تا جان به تن باشد مرا گر جز این دارم خیال رحل مسجل می کنم تو خود عشقی ، وجودی ، پاره ای از پیکری پس بگو غیر از وصالت چه مجسم می کن
هیچ بُردی مطلق نیست. شما در هیچ دادگاهی پیروز قطعی نخواهید بود. همواره خسارتی هست، هزینه ای ک باید بپردازید، چیزهایی ک باید از داشتنشان چشم بپوشید و یا مواردی ک بهشان رضایت دهید.قرار نیست همیشه حق ب حق دار برسد! رنگ عدالت واقعی را در این دنیا نخواهید دید. از پله کمالخواهی و ایده آل گرایی بیایید پایین.لبخند بزنید؛ شما قرار نیست یک تنه تمام دنیا را بر وفق مراد کنید 
محمد حسن اقلیدس (ميرزا عماد الدین ) ميرزا عمادالدین در سال ۱۲۷۸ خورشیدی درخانواده‌ اصیل در فسا به دنیا آمد . پس از طی تحصیلات در شیراز و به استخدام وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه درآمد. و‌در منطقه دستشان بوشهر به خدمت پرداخت. ميرزا عمالدین به نقل از رومه استخر سال ۱۳۰۲ یکی از جوانان زحمت کشیده و تحصیل کرده است و امتحان صحت عمل و درستی حسن اهتمام خود را در خدمات مرجوعه داده مخصوصاً در ماموریت تاسیس افتتاح مدرسه در صفحه دشتستان با عد
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

آزیموت