خداوند : چرا مریض شدم عیادت نیامدی؟ آمد از حق سوی موسی این عتاب کای طلوع ماه دیده تو ز جیاب مشرقت کردم ز نور ایزدی من حقم رنجور گشتم نامدی گفت سبحانا تو پاکی از زیان این چه رمزست این بکن یا رب بیان باز فرمودش که در رنجوریم چون نپرسیدی تو از روی کرم گفت یا رب نیست نقصانی ترا عقل گم شد این سخن را برگشا گفت آری بندهٔ خاص گزین کشت رنجور او منم نیکو ببین هست معذوريش معذوري من هست رنجوریش رنجوری من هر که خواهد همنشینی خدا تا نشیند در حضور اولیا از حضور
درباره این سایت