نتایج جستجو برای عبارت :

و خدایی که به شدت کافیست

چه هوایی … چه طلوعی! جانم … باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا …! به خدايي که خودم می‌دانم! نه خدايي که برایم از خشم نه خدايي که برایم از قهر نه خدايي که برایم ز غضب ساخته‌اند! به خدايي که خودم می‌دانم! به خدايي که دلش پروانه‌ ست … و به مرغان مهاجر هر سال راه را می‌گوید! و به باران گفته ست باغ‌ها تشنه شدند …! و حواسش حتی به دل نازک شب بو هم هست! که مبادا که ترک بردارد …! به خدايي که خودم می‌دانم چه خدا
چه هوایی … چه طلوعی!جانم …باید امروز حواسم باشدکه اگر قاصدکی را دیدمآرزوهایم رابدهم تا برساند به خدا …!به خدايي که خودم می‌دانم!نه خدايي که برایم از خشمنه خدايي که برایم از قهرنه خدايي که برایم ز غضبساخته‌اند!به خدايي که خودم می‌دانم!به خدايي که دلش پروانه‌ ست …و به مرغان مهاجرهر سال راه را می‌گوید!و به باران گفته ستباغ‌ها تشنه شدند …!و حواسش حتیبه دل نازک شب بو هم هست!که مبادا که ترک بردارد …!به خدايي که خودم می‌دانمچه خدايي … جانم …
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافيست                                   تو مرا باز رساندی به یقینم کافيستقانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟                                   گاه گاهی که کنارت بنشینم کافيستگله ای نیست من و فاصله ها همزادیم                                   گاهی از دور تو را خوب ببینم کافيستآسمانی تو ! در آن گستره خورشیدی کن                                   من همین قدر که گرم است زمینم کافيستمن همین قدر که با حال و
• نماز موجب یاد خداست: یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و كنترل غرایز سركش و جلوگیری از روح طغیان است. نمازگزار» همواره به یاد خدا می‏باشد، خدايي كه از تمام كارهای كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا از اندیشه ما می‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترین اثر یاد خدا این است كه به خودكامگی انسان و هوسهای وی اعتدال می‏بخشد، چنان كه غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و كیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و ك
چه هوایی … چه طلوعی!جانم …باید امروز حواسم باشدکه اگر قاصدکی را دیدمآرزوهایم رابدهم تا برساند به خدا …!به خدايي که خودم می‌دانم!نه خدايي که برایم از خشمنه خدايي که برایم از قهرنه خدايي که برایم ز غضبساخته‌اند!به خدايي که خودم می‌دانم!به خدايي که دلش پروانه‌ ست …و به مرغان مهاجرهر سال راه را می‌گوید !و به باران گفته ستباغ‌ها تشنه شدند …!و حواسش حتیبه دل نازک شب بو هم هست!که مبادا که ترک بردارد …!به خدايي که خودم می‌دانمچه خدايي … جانم
من خدايي می پرستم آسمانی تر ازاین  دردمندی  با درفشی کاویانی تر از اینرب رویاهای من دادار آب و روشنی استنازک اندیشی لطیف و پرنیانی تر از این کبریایی نیست چندان این خدای داعشیمن امیری را هوادارم کیانی تر از ایندر نظر  دارم خدايي عاشق و افسانه ای  پادشاهی  بی نهایت آرمانی تر از اینکردگار فرقه ای مقبول کل خلق نیستمن خدايي  دوست  می دارم جهانی تر از این شعر اسد زارعی مرودشتی  
    دل خوشم با عزلی تازه همینم کافی است                                      تو مرا باز رساندی به یقینم کافيست   قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو                                     گاه گاهی که کنارت بنشینم کافيست
صدایش را می شنوم . صدای قلبم را حتی اگر بازی کودکانه ای همراهش باشد حتی اگر نفسم را حبس کنم یا تند تند نفس بکشم .! همیشه این قلب دارد حرف می زند . دو نت هم که بیشتر ندارد بالا و پایین . اما انگار سال هاست که صدایش را نشنیده گرفته ام ! دلم برایش می سوزد . نمی دانم چه می گوید فقط می دانم که یواشکی با تو حرف می زند . جای حسودی هم دارد . و خدايي که درون من است و من صادقانه هر لحظه از بودنم با او حرف می زنم ولی حتی صدایش را از نزدیکترین اعضایم نمی شنوم
______________________________________________________________________________________حسین و کرب و بلا. شرح ماجرا کافيست رضا اسماعیلی تازه‌ترین سروده خود را با عنوان برای زندگی سرخ، کربلا کافيست» به اربعین حسینی اختصاص داده است. به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، رضا اسماعیلی تازه‌ترین سروده خود را با عنوان برای زندگی سرخ، کربلا کافيست» به اربعین حسینی اختصاص داده است که در ادامه می‌خوانید؛برای زندگی سرخ، کربلا کافيستبرای لاله شدن، فهم لاله‌ها کافيستندای
بنام خدايي که جانم دهدبه من هرچه خواهد،همانم دهدخدايي که بخشد گناهان من همه هستیم  را جلایی  دهد  خدای محبت خدای صفا خدايي  که پاکی  و شادی دهدخداوند مهر و خداوند عشق   همه هست و نیستی من ، او دهدبنامش جهان زنده شد هرزمانبه دنیای ما رنگ و رو، می دهد کند غنچه ها را شکوفا ، بهاربه پاییز  او رنگ عشق را دهدبه سقف جهان آبی آسمان به دریا همه موج وعمقی دهدهمه عاشقی  لایق ذات اوستهمه   حکم ها  بر دلم ، او  دهد منم راضیم بر رضایش که او همه نیک ها را ب
به نام خالق عشق سلام دوستانِ خوبم✋روز تعطیلتون بخیر حالت دلاتون كه خوبه؟ امیدوارم كه خوب باشه و اگه خدايي نكرده خوب نیس زوده زوده زود خوب بشه
یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و كنترل غرایز سركش
و جلوگیری از روح طغیان است. نمازگزار» همواره به یاد خدا می‏باشد، خدايي كه از
تمام كارهای كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زوایای روان ما وجود
دارد و یا از اندیشه ما می‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترین اثر یاد خدا این است
كه به خودكامگی انسان و هوسهای وی اعتدال می‏بخشد، چنان كه غفلت از یاد خدا و بی
خبری از پاداشها و كیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و كم فروغی آن می‏شود .
بخایم خیلی گسترده به این موضوع فکر کنیم میشه عدم باور وجود خدا!!! اگر بخایم ساده تر بگیم میشه رد کردن این اعتقاد که خدايي وجود دارد. در معنایی حتی محدودتر، خداناباوری، به‌طور مشخص، این موضع است که هیچ خدايي وجود ندارد.خداناباوری، در تقابل با خداباوری است.که در کلی‌ترین شکل، این اعتقاد است که حداقل یک خدا وجود دارد.  
من سوالی مبهمم کافيست آسانم کنیدقطره ای از شربت مقصود در جانم کنیدماهی تنگم دلم را حال اقیانوس نیستدوستان با کاسه ای از آب مهمانم کنیدتا دهانم با گِل و لای لجن زاران پر استذر میان قید و بند درد زندانم کنیدزرد تر از ناامیدی این حصار آجریستپس بیایید این طرف سر در گریبانم کنیدمن دگر حرفی نمی گویم که در خاموشی امدر سکوتی محض راحت تیربارانم کنید محمدجواد هدایت
سلام خدا بازهم منم 
در آخرین روزهای پاییزت
اینجا ،،، گوشه ی تنگ و تاریک 
خدایا دلیلش را هنوز نمیدانم ! اما انگار عصبانی هستی !
اینهمه خشم برای موجود ناچیزی چون من ؟؟ منه ناتوان ؟؟
دیگر نمیگویم بس است ،،، کافيست !
دیگر نمیگویم خسته ام ،،،
دیگر برای حال زین پس من هیچ کلمه ای نیست ،،، هیچ حسی نیست ،،، دیگر نه خسته ام نه بی تحمل ،،، 
من اینجا مرده ام ،،، زیر نگاه تو !  
خدایا خشمگین نباش میگذرد! و شاید روزی از اینهمه رنجاندن من پشیمان شوی !
خد
مگر می شود به آن ربِ مهربان و عزیز و دوستِ نزدیک و منتظر یک لحظه تامل و توجه کرد و او همه وجود آدمی را نگیرد و اخذ نکند؟ به خدا قسم! آتشِ عشق این خدای مهربان همه مجموعه های دل را فرا می گیرد و به سمت خود می برد "اَخَذَت لَوعهُ مَحبتکَ بمَجامعِ قلوبهم" این آتش میسوزاند. شوخی نیست! ولی ما از این خدا آنچنان تصویری داریم که نگو خدايي گردن کلفت و مقتدر خدايي که فقط چوب می زند و اقتدار خودش را به رخ خلق الله می کشد.
ه عنوان نمونه انسان از آن جا ارزش و اعتبار و احترام فزون تری دارد كه انتساب آن به خدا از دیگر آفریده ها بیش تر است؛ زیرا انسان تنها موجودی است كه روح خدايي خاصی دارد و این امكان را به وی بخشیده است تا از همه اسمای خدا برخوردار گردد و به همین سبب خلافت الهی
هر روز که غمگین تر از دیروزیم درگیر غمی جانسوزیم ما تو آتیشه کدامین گناه میسوزیم ؟ زخمامونو با نمک یه عمر می‌بندیم از درد زیادی بیخودی می‌خندیم از زندگی خیلی وقته که دل کندیم دنیایی که ما توشیم ، دنیای خوبی نیست شاید که خدای آنقدر ، خدای خوبی نیست هر جا که کم آوردیم بی وقفه صداش کردیم شاید که خدايي نیست بیهوده تلاش کردیم
ای حسین شاه شهیدم ای حسین ماه غریبم ای حسین عشق خدايي ای حسین ای تو فدایی بر سره نیزه ی غمگین دو تا چشم مهربونه عمه زینب بی پناهه مثل بغض آسمونه یا حسین شاه شهیدم یا حسین ماه غریبم حسام الدین رضایی مداحی ای حسین عشق خدايي ای حسین ای تو فدایی ای حسین شاه شهیدم ای حسین ماهه غریبم مداحی حسام الدین رضایی دومین مداحی حسام الدین رضایی ای حسین ای تو فدایی ای حسین عشق خدايي بر سر شهر نگاهم قطره ی اشک و پناهی مداحی حسام الدین رضایی دانلود از لینک
سوره هود آیات 84 و 85 : و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدايي نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی مکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد. ( 84 ) ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید.
با سلام خدمت خدای خوبممنونم خدا بابت همه چیز آخرین روز مهرماه  هم آمدآرام بی صدا و بی باران (خیلی جالب بعد از نوشتن این مطلب نگاهم به بیرون پنجره افتاد شکر خدا باران آمده بود )چقدر غریبانه آبان ماه مهمان دلم می شود.و من 25 روز از آبان ماه را با تمام غربت اش حس میکنمتا آن اتفاق ناتمام در دلم بیافتد 
گاهی در نقطه حال اونقدر احساس خستگی می کنم که در خودم نایی برای میلیمتری جابه‌جایی نمی بینم، طوریکه وقتی به پشت سر نگاه می کنم برام عجیبه این راه طویل رو چطور تا اینجا اومدم! و وقتی به آینده نگاه می کنم بیشتر می ترسم! از ادامه مسیر ، دستام سست میشه و پاهام لاجون! و خب کی اینجا تنها پناهه جز خدا! خدايي که جاهایی به دادم رسیده که خودمم هنوز باورم نمیشه اون گردنه ها رو رد کردم و رسیدم تو این نقطه فعلی! خدايي که بی منت میبخشه و به روی مبارکت نمیاره ف
تو همانی
که دل انگیز ترین حس خدايي
تو همان روشنی صبح  در این تیرگیه تند زمانی
که نه غمگین ترین ، شادترین رنگ
ز نقاش جهانی
تو  همانی
نه کم هستی نه زیادی
تو تعادل به میان دل من با  غم جانی
همه دردی  و ندانی
که تو درمانِ   ،درمانده ترین آدم افتاده به خاکی
و چه زیباست که هستی
و من از حاصل این بودن مستانه چه مستم
تو ندانی
که همانی
تو همان نقش دل انگیز ز نقاش جهانی
تو همانی .
کافيست در قسمتی که مطلبمی نویسی عبارت eskandari1000@  را بنویسی تابا ما همراه شوی نشانی ما در پیام رسان صهیونیستی تلگرام بالا را نگاه کنیدکافيست  در قسمتی که مطلبمی نویسی عبارت eskandari1000@  را بنویسی تابا ما همراه شوی نشانی ما در پیام رسان صهیونیستی تلگرام بالا را نگاه کنید
و خدايي که در این نزدیکیست
 
لای این شب بوها
پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب
روی قانون گیاه
 
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه . مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها میگیرم
در نمازم جریان دارد ماه . جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتی میخوانم
که اذانش را باد . گفته باد سر گلدسته سرو
من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف میخوانم
پی قد قامت موج
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست
کعبه ام
و به نام خدايي که همین نزدیکی است.خدايي که همیشه کنارمونه و همیشه به یادمونه.خدايي که کافیه تا دستمون رو به سمتش دراز کنیم تا آغوش گرمش رو به رومون باز کنه.خدايي که این روزها تنها قراره دل بی قراره منهتنها کسیه که میتونم راحت باهاش حرف بزنم و تنها کسیه که میدونم به دادم میرسه.خیلی وقته ننوشتم از حرفام خیلی وقته که از بس دلم پر بود دستم به نوشتن نمیرفت.حالم یه جورای قشنگی داغونه.یه حس بی قراری و ارامش کنار همه که نمیدونم کسی حسش کرده یا
روزهای سختی بود .
نمیدانم شاید درون کابوسی تاریک و دردناک شناورم .
روزها را شب میکنم و شب ها را به صبح میرسانم .
نمیدانم!
یعنی در این جهان عظیم من اندازه ی چهارچوب  یک پنجره آسمان ندارم ؟
عصر پاییز است و من اینجایم . رو به روی چهارچوب یک پنجره رو به آسمانی با ابرهای تیره و پاییزی !
اما نفسم تنگ است چیزی بزرگ و نفس گیر راه گلویم را میفشارد .
حال کبوتری را دارم که جلد جاییست که آسمان ندارد .
برایم کافيست اینهمه اندوه و خودخوری !
دلم فریاد میخ
به
فکر نمازت باش مثل شارژ موبایلت! با صدای اذان بلند شو مثل صدای موبایلت! از انگشتانت برای  ذکر خدااستفاده کن مثل صفحه کلید موبایلت! قرآن را همیشه بخوان مثل پیامهای موبایلت!
خدايي ما کجا هستیم؟؟؟
آهای کولی عاشق در میره جونم واسه چشمای نابتآهای رویای قلبم میخوام بازم دوباره بیام دورت بگردمبی زحمت یکم مراقب خودت باش نذار بریزه اشکات آخه خدايي حیفه چشماتبی زحمت یکم مراقب خودت باش نذار بریزه اشکات آخه خدايي حیفه چشمات …♫♪♫… تیک موزیک …♫♪♫… من ازت ممنونم که انتخاب اولت بودم انقدر که خوبه چشمات توش موندمنمیذارم ازم بگیرنت کور خوندنمن ازت ممنونم عاشقت میمونم این یه قول مردونست من روی حرفم میمونمبی زحمت یکم مراقب خودت باش نذار بر
بنام خدايي که در این نزدیکیستهر صبحگاه را با این جملات آغاز میکنیم تا روزمان سرشار از انرژی، برای رسیدن به اهدافمان شود.سلام ای محبوب من!سلام ای معشوق من!سلام ای زیبای من!سلام ای خدايي که با تمام وجود دوستت دارم!اینک فرصتیست که با تو سخن بگویم!الهی این عزت مرا بس است که من بنده ی تو ام!و این افتخار مرا کافيست که تو پروردگار منی!الهیتو آنچنانی که دوستت دارم!مرا آنچنان قرار بده که دوست داری!ای خدای رحمانای عزیزی که زندگی را به من هدیه کردی ،و مر
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها