نتایج جستجو برای عبارت :

خوشکردار میبینم

لطف خدا با که گویم که به این دیده چه ها ميبينم هر طرف مینگرم لطف خدا ميبينم در چمن نرگس و سنبل به هم آمیخته اند جلوه ی خلد من از ارض و سما ميبينم به تماشای جمالت چون نشستم شب و روز طرح چشمان پر از نور تو را ميبينم سخنانت به من آموخته صدها اندرز هر کلامی ز ترا صدق و صفا ميبينم بی نیاز از همه ی خلق از آنم که برت خویش را از همه سو همچو گدا ميبينم با همه درد که در این دل سرگشته بود نظر لطف تو بر خویش دوا ميبينم منکر عشق سعیدا نشوی چون روزی منکران را همه
وقتی ميبينم اهل بیت اقام قدر مامامو نمیدونن و ازش مراقبت نمیكنن و هواشو ندارن قلبم میشكنه. بعد چند ماه اومدم خونه پدری و ميبينم چقدر همه چی بهم ریخته س منظورم وضع خونه س. ماما از معصومه اصلا راضی نیست و این ینی معصومه داره به دست خودش گورشو میكنه تو عالم خواهری. +خدا فقط سلامتی بده به مامام و اقام و عاقبتشونو ختم بخیر كن +مثلا اومدم خونه و سرمو كردم تو كمد دیواری خونه و بو كینم چوبا رو .
عینِ ماهی از دستم لیز میخوری میری تا میخوام داشته باشمت ميبينم كه نیستی خب این چه کاریه که میکنی؟ این همه نبودنت رو به رخم میکشی که چی بشه؟؟ به چی میخوای برسی؟؟ کم بدبختی و نا امیدی تو این مملکت رو سرمون آوار شده تو هم هی نباش هی نباش هی نباش خودت خسته نشدی از این بازیات؟؟ دوستت میگفت میخوای بری هلند.خب برو.من اگه اون موقع میگفتم نرو بخاطر خودم که نبود بخاطر خودت بود.تو مملکت غریب بری با کی حرف بزنی؟؟ کی حرفتو میفهمه؟؟ کی میفهمه تو دلت چه خب
به نام خدا
چند وقته كه حس میكنم دارم دیوونه میشم ، یعنی شدم 
همه ش احساس میكنم كه احسان رو خیلی زود از دست میدم از دست دادن به معنای بدش، برای همیشه.
از خدا فقط همینو میخوام كه یك روز هم بدون اون توی دنیا نباشم این فكرای تلخ از كله م بیرون نمیره
خواب ميبينم مرده بعد بیدار میشم انقدر گریه میكنم كه تمام روزمون خراب میشه
الانم كه میخواد یك هفته بره ماموریت دارم دیوونه میشم همه ش به صورت فول اچ دی ميبينم كه هواپیما سقوط میكنه و .
چند ماه پی
خب چشمام ك هنوز اذیتن :)) تار هم ميبينم كمی تا قدری طول میكشه خلاصه تا به بهترین حالتش برسه نور گریزی و خشكی چشم سوزش و قرمزیاش كه به كنار :)) با این اوضاع از ٢٢ شهریور باید تا ١٠ آبان برم كاراموزی باز :)) چ شود بینشم یسری كار دیگه امیدوارم این اخرین ماراتن دانشجوییم تموم شه بعدش یه فكری برا سربازی كنیم كم كم این زندگی خیلی به ما نساخته :)
من تازگیا یه جایی كار پیدا كردم.و عاشق یكی از همكارام شدم نمیدونم اونم دوستم داره یا نه ولی احساس میكنم همش میخاد جلودی من جلی توجه كنه یا بعضی اوقات كه سرمو میارم بالا ميبينم داره نگام میكنه .نمیدونم ولی مطمنم عشق پاكیه.برام دعا كنید .دعا كنید بیاد بهم بگه دوست دارم.حتی شده یه صلوات بفرستید.مرسی
rohamhadian_official # وجدان نمیدونم کیا کجا بهم زدن یا چرا آدما انقده بد شدن انگار نه انگار یه وجدانیم هست که ازش انقد راحت میگذرن منم و یه دنیا زخم روی تنم واسه همه یه تابلوی قدغنم با یه فریادِ غرق توی سکوت تو خودم بی سروصدا میشکنم حال عجیبیه بارون و از پشت شیشه ی چشمای خودم هر روز ميبينم چه حالی میشم وقتی بارون و از پشت شیشه چشمای خودم میشینم و ميبينم ، میشکنم .
واقعا در مخیله ام هم نمیگذرد که کسانی باشند که ساعتهای اضافه رو بفروشند ، آن هم به ثمن بخس ، زمان خیلی ارزش مند است ، کسی این ارزشمندی را نمیفهمد تا زمانی که ملک الموت را بالای سرش ببیند . دیگران را نصیحت میکنم که برای وقت خود ارزش قائل باشند ولی خودم را که نگاه میکنم ميبينم یکی از همین فروشنده هایی هستم که میفروشند ولی موقعش که میرسد دخل خود را خالی ميبينم ، خیلی سخت است که یک انسان سرمایه خودش را از دست بدهد آن هم به هیچ و پوچ ، دلم میگیرد از ا
سلام نفسم تنها ستاره آسمونم تولدت مبارک فقط خدا میدونه تو دلم چه خبره ، دومین تولدت شده که کنارم نیستی و حسرت به دل موندم دیشب بچه ها به هر دلیلی اسمتو میاوردن که کاش بودی و از برنامه های جدیدشون برای غافلگیر کردنت میگفتن خدا کنه که امروز بخشندگی کنی و خودت رو بهم هدیه بدی زندگیم تا لحظه ای که برنرگردی من میسوزم و میسوزم و میسوزم وقتی ميبينم بقیه چقد بهت نزدیکن و من هیچ وقتی ميبينم مرضیه برات استوری میزاره و من هیج صبا میات کنارت و من هیچ من ف
یه روزی بیدار میشم ميبينم خبری از جنگ نیست تصویری از دود و تفنگ نیست دیگه بیمارستان ها پر نمیشن از آدم های تیر خورده ميبينم کسی دیگه برای منافع نمیجنگه دیگه صلح واسه ما آرزو نیست با پوستم حسش می کنم با گوشم گوشش میکنم دیگه داخل انبار مهمات چیزی نیست به جاز تار های عنکبوت هیچی نميبينم دیگه کسی تو خورجین ذهنش دنبال جدال نمی گرده اصلا دلش نمی خواد جنجال بشه دوست داره فقط همه چی آروم باشه
به نام خدا . صفحه گوشیو اسکرول میکنم، چندتا استوری ميبينم. بک رو میزنم بیرون میام. انرژیمو باید تمدید کنم. قهوه بخاطر معدم نمیتونم خیلی استفاده کنم ولی امروز فرق داره. ظرف ماکارون رو باز میکنم و فرنچ پرسو اماده میکنم. عطرش تو عمق جونم میکشم و میرم سراغ کارم. چنتا پیام باز میکنم و ميبينم چقدر مردم گرفتارن! ذهنم مشغول تر میشه. بسمت فکر جدیدی که چندین روزه دارم بالا پایینش میکنم. قدم مهمیه! جرئت میخواد و ریسک بالا ولی خب من اول به خدا بعد خودمم
برای تو مینویسم در این روزهای سخت در این وانفسای امید كه بعد از خدا اگرتونباشی محال میشود. شبیه پرنده ی گم كرده مسیرم كه به هرسو بروم جهانم بی رنگ است مگر در مدار تو پرواز كنم . پرنده ای كه این روزها خسته بال میزند ارام بال میزند اما تمام مسیر را به شوق تو میپرد . اگرچه دوری ،اگرچه دیدارت سخت شده و اگرچه هزار مشقت در مسیرم ميبينم اما ارامش وجودت ،حلاوت نگاهت ،هیجان قلبت و اطمینان اغوشت مرااز هر سختی میرهاند .
این حسی که ادم میخواد بمیره ، برای همه پیش اومده من واقعا نمیدونم دردم چیه و اصلا چی میخوام فقط دارم دور خودم میچرخم حتی تو عشق و علاقه هم تکلیفم با خودم مشخص نیست گاهی از خودم میپرسم من اصلا به چیزی حسی هم دارم؟ خودمو که تو آینه ميبينم هنوز همون دختر ۱۶ ساله رو ميبينم که تازه رفته دبیرستان حس میکنه خیلی بزرگ شده ولی نه هنوز بچه اس با اینکه الان ۲۳ سالم اما انگار از زمان ۱۶ سالگیم تا الان زمان برام متوقف شده یا نمیدونم چجوری بگم انگار همه چیز ،
وقتی میرم پیج بقیه بچه هارو نگا میکنم ک تو اون دوره باهم بودیم. ساغر فرنوش سیاوش رامین پالیز فرهاد فاطمه عووو خیلی بودیم. یه عالمه بودیم.چه دورانی بود. وقتی ميبينم از ۹۱ تاحالا نیومدن. وقتی ميبينم چقد راحت گذشتشونو گذاشتن کنار نمیدونم دلم باید بسوزه ناراحت بشم یا دلخور. اونا دوستای واقعی من بودن. دوستایی ک واقعا برام عزیز بودن و الان چند ساله ازشون خبر ندارم. دلم برای تک تکشون تنگ شده. فقط دعا میکنم همیشون سلامت و شاد و موفق و خوشبخ
روزا با تو زندگی رو پر از قشنگی ميبينمشبا به یاد تو همش خوابای رنگی ميبينمچشم تو رنگ عسل توی چشم تو نگاه مثل شاه بیت غزللب تو غنچه نیمه بازه و تن تو آتیش سوزنده داغقد تو مثل سپیدار بلند دل تو نرم تر از صبح پرند  قرمزی لبای تو تو هیچ مداد رنگی نیستخودت تو آینه ها ببین رنگ که به این قشنگی نیستشاخه گل حیاط ما به آب و رنگش مینازهاما تو که خونه باشی هی پیش تو رنگ میبازه
معمولا خیلی فیلم ميبينم. قبلا بیشتر بخاطر زبانش بود . ولی بعد از اون بیشتر بخاطر لذت بردن ازش ميبينمشون .نمیدونم چرا جدیدا هر فیلمی که ميبينم دختره یه حماقتی کرده و اونی که دوستش داشته رو پرونده !!!نمیدونم قانون جذب وجود داره یا نه.ولی من بهش خیلی اعتقاد دارم.مثلا از پریروز تو مترو دنبال جوراب بودم و از پریروز تا حالا یه جوراب فروش تو مترو نیومده ^_^یا مثلا از وقتی دنبال یه کار خاصم دیگه اون کار خاص اگهی نشده ^_^و خب وقتهایی که بیشتر به حماقت های
دارم سی دی تئاتر" بالاخره این زندگی مال كیه " رو ميبينم و خب دارم فك میكنم چه وحشتناك٠-٠
چرا واقعا؟یعنی میخوام بگم داری زندگیتو میكنی بعد یهو یه اتفاقی میفته مثل یه تصادف وحشتناك و بعد بوووووووم
تا تموم زندگیت حبس میشی به در و دیوار و این ورای هر فاجعه ای هست كه میتونه رخ بده برای یك انسان كه هنوز هم شعور داره هم احساسات هم امید به زندگی و حتی تمایلات جنسی ؛ولی نمیتونی تصمیم گیری كنی برا خودت و زندگیت و این تاسف باره:(
همین الان نوید محمد زاده گ
داداشم میخواد محبت کنه مثلا، کل موهامو یه دور میپیچونه دور دستش میکشه که صورتم بچرخه سمتش بعد لپمو ببوسه یا چشم یا پیشونی :/ دلمم نمیاد هیچی بهش بگم بچه است:/ میدونه دردم میاد مثلا میخواد مجبورم کنه :) یا زورشو به رخ بکشه:)خیلی شدید دوسش دارم و هرباز که ميبينم یذره دیگه مونده تا قدش ازم بلند ترشه یا مثلا میخواد بیاد بغلم جا نمیشه یا دیگه زورم بهش نمیرسه وقتی دستشو دور کمرم یا کتفم حلقه میکنه  ذوق زده میشم!! بزرگ شدنشو دارم ميبينم !مرد شدن پسرمو :
اینکه این سکوتی که قصد نداشتم بشمش روالان میشمتوییو حتا تو هم نیستی خودممو همینم شک دارمچند وقت پیشا میگفتم که حس دوست داشتن رو دیگه یادم نمیادیادم نمیاد اینکه کسی رو با عشق و علاقه نگاه کنی چه جوریهحسش رو به خاطر نمیارم گفت من هر روز دارم ميبينم چقدر نوژان و رایان رو دوس داریميبينم عشقت رو به مصطفا توی اشکایی که برا شادی ش میریزیميبينم عمق نگاه پر از حمایت و علاقه ت رو به محسنتو حس دوست داشتن رو یادت هستفقط نمیدونی کجا گذاشتیش و ق
من خوابای دنباله دار زیاد ميبينم ممکنه مثلا ادامه ی بعضی خوابامو سال بعدش ببینم مثل فیلما که یکی دوسال بینشون فاصله میفته میخوام تو این پست خوابامو دسته بندی کنم 1_خواب حیاط پشتی و اژدها و جنگ و خمپاره .که انگاری اینوره خونمون جنگ شده و سربازا ریختن تو خونمون و همه رو گرفتن و من چون تو حیاط پشتی بودم پیدام نکردن از اونجا میرم سمت باغ که ميبينم یه اژدهای دوسر اونجاست با هزار ترفند از اژدها عبور میکنم و میرم سمت خونه ی خالم اینا اینجا دوتا خواب
از خواب برگشتم به تنهاییپل میزنم از تو به زیباییچشمامو میبندمو ميبينمدنیا رو با چشم تو ميبينمدنیای من با عشق درگیرهعشقی که تو نباشی میمیرهعشقی که تو دست تو گل دادهعشقی که به دست من افتادهتو مثل من رویاتو میبافیبا دست من موهاتو میبافیخورشیدو با چشمات روشن کنیکبار ماهو قسمت من کنمن پشت این پنجره میشینمبارونو تو چشم تو ميبينمعیبی نداره چشمتو وا کنعیبی نداره باز غمگینمبازی نکن با قلب داغونممن آخر بازی رو میدونمحیفه بخوایم از هم جدا باشیممن
کلا هیچی یادم نیست نصف خوابم صبح همون روزی که خوابتو دیدم یادم رفت یه خوردشم که دیر شد نتونستم بنویسم پرید، فقط تنها چیزی که تو اکثر خوابهام مشترک و وجه تشبیه دارن اینه که من اغلب تو رو از یه فاصله دور ميبينم، و بیشتر جلو خونتون از دور تو رو زیرنظر دارم، یامنتظر امدنتم یا نگران یه خبر یا اتفاقی که به تو مربوط میشه هستم که از دور و نمای لانگ شات  گرفته شده.بیچاره دلم، همیشه به ناچار تو رو از دور دیده، تو رو از دور خاسته، تو خواب هم که ببینم همیشه
ذره ای اشنیاق تو دلم نبود که منو تو کانالش ادد کنه ختی بدم میومد که اددم کنه چون میدونستم اونجا چیزایی ميبينم که دوست ندارم شاید حتی متنفرم ازشون و حالا اددم کرده ميبينم اونارو و نمیتونم به زبون بیارم بماند قرارم نبود از اول که برگشت ما باهم خوب باشیم و فقط این حس از دست دادن که هر سال دارم یکیو از دست میدم اذیت میکنه کاش میشد میتونستم اونو برگردونم تا فک نکنم اخر همه رو از دست میدم اون ادمی ادمی که تو فیس بپک پیدا کرده بودم تو فیس بوک جوابمو
برگردیم به 5 سال قبل، 23 آبان 93، از آزمون قلمچی برگشتم میخوابم، مثل همه ی خواب های بعد آزمون خواب های در هم بر هم ميبينم.با صدای تلویزیون که میگفت مرتضی پاشایی فوت شده بیدار میشم.اول فکر میکنم ادامه ی همون خواب های چرت و پرته، تا اینکه به زور خودمو میرسونم به تلویزیون و ميبينم واقعیت داره.همونجا جلوی تلویزیون فقط زار میزدم و هق هق میکردم.+هر از چند گاهی یه آهنگ ازش پخش میشه، این آهنگ ها قبلا ضبط شده حالا داره پخش میشه.از کیفیت ضبط صدا هم میشه م
نزاریدش اون تو عشقم از تاریکی میترسه♫خاک نریزید لعنتیا د دیگه بسه♫تقویم و ميبينم ميبينم سیزدهمه♫گفته بودم بهت سیزدهما نحسه♫بهت بدی کردم روم نمیشه بیام جلوشرمم از آخرین روز که گفتم نمیخوام توروگفتی خلاص میکنم خودمو خندیدیم به تو عشقم پاشو حرف بزن چرا بستی لب تو♫عشقم فقط پاشو پاشو پاشو♫
درونم چیزى ترك برداشت و فرو ریخته خالى خالى ام یه كالبدتو سرم اما پره پر از سوال، پر از غم ! همون كالبدمم شكل غم شدهدلمم پره ! از گرفتگى من فقط دارم ميبينماونم تار ! آدما شفاف نیستن چه درست گفت سهراب سپهرى"كاش این مردم دانه هاى دلشان پیدا بود"یه زمانى راز و رمز و مرموز بودن رو دوست داشتم اما بچه بودم ! الان معلوم بودن رو دوست دارم هرچى میگم باز قلبم پرتر میشه بعد سنگین میشه دیگه واقعا نمیتونم نگهش دارم آهم اشك میشه و چشمام رو میسوزونه باز
♫   ♫   ♫   ♫واسه دوس داشتن تو از یه دنیا بریدم هر چی غم بود تو دلت من به جونم خریدمنه دیگه فکر نکنم که ازت دل بکنم وقتی هر ثانیه از تو با خودم‌ حرف میزنم آره دیونه منم ای دادای داد ای داد ای داد تورو قلبم میخواد دلم از دستم رفت توی دستت افتادای داد ای داد ای داد چی میگن اون چشمات تورو که ميبينم نفسم بند میاد♫   ♫   ♫   ♫عشق دیوونه من بمون و حرف بزن نرو هیچ کسى نمیتونه بگیره از دل من تورواونکه هر روز و شبش میگذره با فکر تو منم اونکه هرچى خوبى ک
وقتی ميبينم با چه دقتی چادرت رو جمع می کنی تا خاکی بهش نشینه یا موقع نشستن چروک نشه بهت حسادت میکنموقتی می بینم چطور رنگ روسری گلدارت  رو با کیف و‌کفشت ست میکنی وقتی ميبينم از ارایش جذابت چقدر راضی هستی وقتی ميبينم کل ذوقت به خاطره اینکه لاک دلخواهت رو خریدی بهت حسادت میکنم میدونی وقتی ميبينم تو اینه خودت رو با ذوق و دقت میبینیبه درخشش چشات به رضایت توی نگاهت حسادت میکنموقتی صدات میکنن خانم وقتی صدات میکنن دخترم وقتی با اسم‌دخترونه صدات
دلم یک دوست داشتن می خواهدیک دوست داشتنی که آماده باشم همه چیزم را به پایش بریزمیک عشق می خواهمیک عشق حقیقیوقتی به 40 سالی که پشت سر گذاشتم نگاه میکنم ميبينم واقعا چقدر احمق بودمیعنی میشه که یکی تو عمرش اصلا عاشق نباشه!؟البته دلیل اینکه من اصلا عاشق کسی نشدم این بود که همش می گفتم کسی از من خوشش نمی آید و من چرا الکی کسی را دوست داشته باشمچون معتقد بودم که عشق یک طرفه هیچ فایده ای نداره.البته اینم بگم که کسایی هم بودند که ازم خوششان می آمد ولی م
دارم برای اولین بار یه سریال کره ای به جز اونایی که صدا و سیماپخش کرده ميبينم

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها