نتایج جستجو برای عبارت :

بیت زیر رابخوانید وباتوجه به قلمرو.ادبی کنایه تشبیه تشخیص مثل مراعات نظیر راشناسایی کنید هرکه زین گلستان بی خندان تو از گل بایدش خاطره ای فارغ از عالم چون توکل بایدش چیست

 گفتم: اين باغ ار گل سرخ بهاران بايدش؟گفت: صبرى تا كران روزگاران بايدشتازیانه رعد و نیزه آذرخشان نیز هست، گر نسیم و بوسه هاى نرم باران بايدشگفتم: آن قربانیان یار، آن گل هاى سرخ؟ گفت: آرىناگهانش گریه آرامش ربود؛ وز پى خاموشى توفانیشگفت:اگر در سوگشانابر شب خواهد گریست، هفت دریاى جهان یك قطره باران بايدشگفتمش: خالى است شهر ازعاشقان وینجا نماندمرد راهى تا هواى كوى یاران بايدشگفت: چون روح بهاران آید از اقصاى شهرمردها جوشد ز خاك، آنسان كه ا
ردیفسوالاتنمرهالف1- ریشه و مادر زبان امروز ايران چه نام دارد؟2 زبان پهلوی، زبان رسمی . بود. از آنجا که اين زبان، اساسا به تعلق داشته است.3 -زبان هايی ايرانی از نظر تاریخی به چند دسته تقسیم می شود ؟ توضیح دهید .4- از کدام عوامل براي برانگیختن حس و حال عاطفی استفاده می شود؟5 -کدام عوامل به انتقال بهتر احساس و عاطفه کمک می کنند ؟6-هر چیزی که ذهن مارامتن نامیده می شود7-.نخستین گام موثر در رویايی متن منظوم است8-زب
قالب شعر: مثنوی     سرودة وحشی بافقی، شاعر قرن دهم                   نوع ادبي: غنايی      وزن شعر: مفاعیلن، مفاعیلن، فعولن ** به نام چاشنی­بخش زبانها                            حلاوت­سنج معنی در بيان‌ها * قلمرو زبانی: حلاوت: شیرینی         چاشنی: مزه، طعم               چاشنی‌بخش و حلاوت‌سنج: مرکب (غیرساده)حذفِ فعلِ آغاز می­کنم»، به قرینة معنوی               زبان و بيان: تناسبچاشنی‌بخش: مزه­دهنده، در اينجا آنچه براي اثربخشی کلام
نقش دعا و توکل بر سلامت از منظر قرآن و حدیث دعا، طلب کردن حاجت از خداوند است که ارتباط انسان را با ذات پروردگار برقرار می‏کند و توکل، نگرش و حالتی است که موجب می‏شود شخص در تمام کارهايش بر خداوند متعال اعتماد کند. بين دعا و توکل رابطه‏اي تنگاتنگ برقرار است، توکل نسبت به دعا در مرحله ثانوی است چنانکه شخص ابتدا دعا نموده و سپس براي اجابت دعاي خود بر خداوند توکل می‏نمايد. شناخت دعا و توکل و نقش آن بر سلامت، ما را بر آن داشت که به بررسی اين موضوع
   معنی شعر ستايش»و چشمه»۱- به نام کردگـــار هفت افــــــلاک / که پیدا کرد آدم از کفی خاکقلمرو زبانی: کردگار: آفریننده / افلاک: جِ فلک: آسمان، چرخ / پیدا کردن: پدید آوردن / کف: به اندازه سطح داخلی دست / قلمرو ادبي: قالب: مثنوی، وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن (رشته انسانی) / کف: مجاز از اندک / واج آرايی: ک / تلمیح: به آفرینش انسان از خاک/ آدم» همیشه در ادبيات به معناي حضرت آدم است و آدمی» به معناي انسان.بازگردانی:  با نام آفریننده ی هفت آسمان (جهان) آغ
آغوز: اوّلین شیری که یک ماده به نوزادش می دهدآماس: وَرَم، تَورّم؛ آماس کردن: گنجايش پیداکردن، متورّم شدناستسقا: نام مرضی که بيمار، آب بسیار خواهد.انعطاف: نرمش، آمادگی براي سازگاری با محیط،دیگران و شرايطبالبداهه: ارتجالاً، بدیهه گوییبذله گو: شوخ، لطیفه پردازتحفه: ارمغان، هدیهتشرّع: شریعت، مقابل طریقت و عرفانتمکّن: توانگری، ثروتتهنیت: مبارک باد گفتن، شادباش گفتنمعنی کلمات درس ذوق لطیف فارسی پايه یازدهمچابک: تند و فرزسبک سری: حماقت و فروما
تقسیم بندی عناصروجودی:1-آتش متولدین ماه هاي فروردین مرداروآذراست الهام پذیرندپرانرژی وباترک اندزندگی راساده میبينندوتاحدی سطحی باهم میسازند.2-هواماه هاي خرداد بهمن ومهر قواي مغزی فضاجولان گاه اين گروه است فکرشان آزادانه وچیزی ازدیدشان پنهان نمیماند.3-آب:متولیدین ماه ااي تیر آبان واسفنداحساسات آن هابسیارحساس وزودرنج اند خوش گذران بوده وبسیارمهربان اندوراه بهترزیستن راخوب میدانند.4-خاک:ماا هاي اردیبهشت شهریور دی خاکی هستند اهل زمین وز
هرکه پیشانیه او زخم شده مومن نیست
مومن واقعی آن است که الگو باشد
آن زبان درخور ذکر است که حقگو باشد
هرکه پیشانیه او زخم شده مومن نیست
پیروادی شدن اي دوست! به سال و سن نیست!
دین تسبيح و مناجات و محاسن دین نیست!
به خداي تو قسم پیرو دین خودبين نیست!
دین کجا گفته که همسايه ی خودرا ول کن؟
دین کجا گفته که دل راز خدا غافل کن!؟
دین کجا گفته که چون کبک ببر سردربرف؟
دین کجا گفته فقط مغلطه باشددر حرف؟
 
 زیباشناسی کم کم  ارتقا خواهد یافت. ببينید ما در  چامه و چامکِ  روزآمد دم‌بال مراعات نظير نیستیم. مراعات نظير و آرايه‌هاي قدمايی را کنار بگذاریم. چامه و چامک بايد لابيرنتی کهکشان‌هاي تو در تو را از مقابل نگاه ما بگذراند. در چامه و چامک دم‌بال  بالنده‌گی باشیم. از ظرفیت‌هاي روز بهره‌مند شویم و چامک خود را به‌آفرینیم. چامکی که توان بهره از مظاهر و مناسبات جهان نو با امکانات چند رسانه‌اي‌ را داشته باشد. چامه و چامک ومن با قلم و کاغذ نوش
​​​​​​​​​​​​​​امام علی (ع) :توکل به خدا مايه نجات از هر بدی و محفوظ بودن از هر دشمنی است *امام باقر (ع) : هرکس به خدا توکل کند مغلوب نشود و هر کس به خدا توسل جوید شکست نخورد *    همیشه به خدا توکل و به امامان (ع) توسل کنيد  و مطمئن باشید انجام کارهی نیک برايتان اسان و محقق خواهد شد :)(:
تمام هفته ی گذشته یه دیالوگ از سریال فوق لیسانسه ها ، اون قسمتی که شخصیت  مسافر به شخصیت اصلی سریال می‌گفت "اگه می‌خواي بری سید‌خندان هرطوری که شده برو سید‌خندان" رو همش با خودم تکرار می‌کردم و تو نُت گوشیم هر روز می نوشتم . اينجوری حس می کردم قوی ترم و راحت تر می تونم با همه قسمت هاي زندگیم کنار بيام. دیروز بعد از اين که به هدفم نرسیدم و بعد از تمام تلاش هايی که کردم، بعد از ریختن اشک هاي فراوانی که تنها مکانیسم دفاعی بدنم در شرايط حساس و ه
همکاران عزیز سلام جدیدترین بارم بندی فارسی دهم، یازدهم و دوازدهم :( مربوط به فروردین 98)بر اساس اين شیوه نامه که در سايت دفتر تالیف کتاب هاي درسی قرارگرفته است، دروس فارسی متوسطه دوره دوم 10 نمره از قسمت نوبت اول و 10 نمره از قسمت نوبت دوم ,سوال طرح خواهد شد.فارسی(دهم, یازدهم و دوازدهم):قلمرو زبانی(7 نمره) شامل معنی واژه: 1/5 نمره؛ املا: 1/5 نمره، دستور: 4 نمرهقلمرو ادبي(5 نمره):شامل  آرايه هاي ادبي:3نمره، حفظ شعر: 2 نمره،قلمرو فکری( 8 نمره) شامل درک مطلب:
باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار می روند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زير خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پايکوبي پا در سال نو می گذارند. سال نو بر شما مبارک باد
تشبيه : مثل و مانند کردن چیزی یا کسی به چیز دیگری (به عبارتی شبيه کردن)مثال : پیراهنش چون برف سفید بودبخش هاي مختلف تشبيه : مشبه - مشبه بِه - وجه شَبه - اداتپیراهنش = مشبه (چیزی که شبيه میشود)چون = ادات (مثال ها دیگر:  مثل - مانند - چو و .)برف = مشبه به (چیزی که مشبه به ان شبيه میشود)سفید = وجه شبه (وجه شبه: صفت مشترک بين مشبه و مشبه به) مصدر : به ریشه ی کلمات که قبلا صرف شده اند مصدر میگویند مثال :کلمه ی تشبيه >> شبهَکلمه ی معلم >> عِلم مبالغه : مبالغه یعنی ب
( مکاشفه یوحنا فصل ۷)۱۷ زيرا بره‌اي که در میان تخت است، شبان ايشان خواهد بود و به چشمه‌‌‌هاي آب حیات، ايشان را راهنمايی خواهد نمود؛ و خدا هر اشکی را از چشمان ايشان پاک خواهد کرد.» بازتاب:مسیح نشان داد که شبان نیت. او ما را از قلمرو مرگ به قلمرو نور و دشتهاي سرسبز هدايت خواهد کرد. او ما را به سمت آبهاي آرام و نهر ابدی حیات رهبری خواهد کرد. او امین است که ما را از دره‌هاي تاریک و مرگ عبور داده و ما را بر تخت جلال در قلمرو حیات بنشاند
آنکس.که عاشق است هیچ درغم.جانش نیستعاقلی در میان عمل  و کردار و رفتارش نیستعاشقی باشد  چاره اش  و راه  درمانش نیستعمق احساسش نشايد گفتن که امکانش نیستاو جان عالم است و عالم جسم وجانش نیستبحردل بيکران است اما راه جان نشانش نیستهر آن کس  عاشق  است  امکان  فنايش نیستچون  که  او  باشد  عاشق  مُرده جانش  نیستهمه  جا  زمزمه ی  عشقش   و  پايانش  نیستهرکه کافر زلفش  نباشد  مومن  ايمانش نیستعالمش  نورانی  و  پیدايش  و  پنهانش  نیستمانند آ
پیاده روی بهترین داروی انسان است.بيماری و درمان آن بطور کلی ناشی از زمین اند.آنچه را از طبيعت آمده بايد خود طبيعت درمان کند. بنابراين، استراحت، مراعات رژیم غذايی سالم، ورزش، مراعات بهداشت و هواي پاک براي درمان و جلوگیری از بيماری ها تجویز می شد.
درس سوم: آزادی  فارسی دوازدهم۱- ناله مرغ اسیر اين همه بهر وطن است / مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من استقلمرو زبانی: مرغ: پرنده ‌/ بهر: براي (همآوا← بحر: دریا) / وطن: میهن (قبل از مشروطه وطن به معناي زادگاه به کار می رفته است) / مسلک: روش، طریق  / گرفتار قفس: زندانی / همچو: مانند / قلمرو ادبي: قالب: غزل اجتماعی / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (ویژه رشته انسانی) / ناله: منظور خواندن و شعر گفتن» / مرغ: استعاره از خود سخنور / همچو من: تشبيه، جانبخشی / مرغ: واژه آ
عالم مثال که به آن عالم شهادت ، عالم اشباح، عالم برزخ و اقلیم ثامن نیز گفته می شود مابين دنیا و آخرت است. از جهتی شبيه به اين دنیا است زيرا داراي شکل، مقدار و اندازه است و به عالم مجردات شبيه است زيرا عاری از ماده و آثار انفعالی ماده است مانند زوال و فساد. پس موجود مثالی موجودی است که شکل و اندازه دارد ولی ماده ندارد. عالم مثال محیط به عالم ماده است و در حکم باطن دنیاست. عالم مثال به دو قوس تقسیم می شود: 1- نزولی که قبل از عالم دنیا و بعد از عالم مجر
شعر پرورده ی عشق از مثنوی عاشقانه " لیلی و مجنون " اثر " نظامی گنجه اي " ، شاعر قرن ششم و اوايل قرن هفتم انتخاب شده است .قالب شعر : مثنوی /نوع ادبي : غنايی/محتوا : عاشقانه1-چون رايت عشق آن جهان گیر /شد چون مه لیلی آسمان گیرقلمرو زبانی /رايت : پرچم/بيت یک جمله است/جهان گیر و آسمان گیر : صفت مرکب/جهان گیر  :  صفت جانشین اسمآسمان گیر : مسند/مه لیلی : ترکیب اضافیچون : در مصراع اول ، به معنی وقتی که و حرف ربط است . در مصراع دوم ، به معنی مثل و مانند و حرف اضافه اس
در قسمت قبل گفتم که عبارت :(ناله هاي گریه آلود آن امام راستین وبزرگم را که همچون اين شیعه گمنام وغریبش) تشبيه ادبي نیست . اما چرا اين عبارت ، با توجه به آن که همه خصوصیات یک تشبيه را دارد ،نمی تواند از نظر ادبي  یک تشبيه به حساب آید ؟ از نظر ادبيات ، تشبيهی ارزش ادبي دارد که خیال انگیز وغیر واقعی باشد و ذهن انسان را براي درک ارتباط بين مشبه ومشبهٌ به  به تلاش وادارد واز رهگذر درک اين ارتباط لذت ادبي به انسان دست دهد ؛ مثلاً وقتی شما می گویید: اح
به نام آن که جان را نور دین داد درس چهاردهم چهاردهم : سی مرغ و سیمرغ مجمعی کردند مرغان جهان آنچه بودند آشکارا و نهان قلمرو زبانی : قالب: مثنوی / وزن : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن/ مجمع : محل اجتماع، انجمن / مجمعی کردند: در جايی جمع شدند / مرغ: پرنده / بودند: فعل غیراسنادی، وجود داشتند / آشکارا : شناخته شده / نهان : ناشناخته قلمرو ادبي : آشکارا، نهان: تضاد / آشکارا و نهان : مجاز از همه / مرغ: نماد رهرو و سا لک / جهان، نهان:‌ جناس / واج آرايی: ا» معنی : همۀ
من اگر روح پریشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازی دوران دارم
دل گریان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگیر، اگر        
نفسم می گیرد
آرزو در دل من         
متولد نشده، می میرد
یا اگر دست زمان در ازاي هر نفس              
جان مرا می گیرد
دل گریان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترین انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گریان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
سلام امروز براي جشن فارغ التحصیلی  ثبت نام کردم. نمیدونم چطور برگزار خواهد شد. خیره ايشالا. :) خدايا توکل بر خودت .  بهترینها رو ازت تمنا دارم براي همه و براي من هم.  بعدا ن :  دوستان اگر براتون دانشگاه جشن فارغ التحصیلی بگیره ، چه لباسی می پوشید ؟ !  و یا اينکه میدونید چه لباسی بهتره ؟ بين تیپ لباسی که در خود دانشگاه می‌ پوشیدیم و تیپ یکم رسمی تر گیر کردم.! دوستانی که در جشن هاي دانشگاهی بودن ، معمولا چه لباسی پوشیده میشه ؟ ! (میدونم سوالم شايد
تحت نظارت و راهنمايی استاد دکتر محمود خاتمی اولین دانشجوی پسا دکتری فلسفه در دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. دکتر کریمی که دکتراي خود را در باره سوبژکتیویته مدرن به پايان رسانده بود موفق شد با هدايت و راهنمايی استاد دکتر خاتمی تحقیق خود را در حوزه فلسفه پسامدرن با موضوع گذر از فردگرايی در عالم پسامدرن به پايان برساند و به عنوان اولین فارغ التحصیل پسادکتری فلسفه در دانشگاه تهران شناخته شود.
هو الباقی پدر شهیدان والامقام علیرضا ومحمدعلی گلستان حاج حسین گلستان پس از سال‌ها فراق به فرزندان شهیدش پیوست سرداران شهید علیرضا ومحمد علی گلستان از رزمندگان اولین گردان سازمان یافته سپاه (گردان بلالی اهواز) بودند در عکس زير که مربوط به قبل از عملیات پیروزمندانه طریق القدس فتح بستان میباشد نفرات به شرح ذیل حضور داشتند. ازراست نشسته شهید محمدعلی گلستان.دکتر خلیل عالمی سعید .برادر احسانی.سردار آزاده حاج پرویز رمضانی.سردارسید محسن .
ابراهیم گلستان و اخلاق گفت وگو» ( بخش پايانی)اثری از:ابراهیم گلستان احمد افرادیاحمد افرادیجلال آل احمد: چشم و گوش گلستان دریچه هايی بود، به درون خود باز.نه به دنیاي خارج.  آنقدر مرکز عالم بود که تصورش را نمی شود کرد.من هیچکس را آنقدر اشرف مخلوقات ندیدم…»————————————————————————————- در پانویس بخش پیشین مقاله ، سطری چند  از داوری خانم لیلی گلستان  را ، در ربط با منش و خلق و خوی آقاي ابراهیم گلستان و رفتارش با دیگران  باز
حالا دقیقا ساعت صفر است براي اولین نفسی که از اين دنیا قسمتم شد و اولین اشک هايمبه حرمت همین یگانگی امید و فریاد یکسال دیگر را هم تجربه کرده ام .به هرچه شک داشته باشم اما اين را خوب میدانم که از فردا تا سالها بعد هرکه از بيست و یک سالگی بپرسد من مرور اتفاق هاي زیادی را در سرم خواهم دیداتفاقاتی که زیباترینشان قدم گذاشتن در راهی ست که همیشه آرزو کردم من را به آن نام بخوانند و به آن نام بشناسند و بدترینشان. بگذریم!من امسال خاطره ساختن از آرزوهاي
می دونی چرا میشه با خاطره زندگی کرد ؟خاطره مدام دنبال بهانه براي بهانه هاش نیستخاطره سکوت کرده و فقط می گذرهخاطره ناب نابهخاطره برات خط و نشون نمی کشهخاطره حرفی نمی زنه که توقعاتو زیاد کنه فقط نگاهت می کنهآره بايد با خاطره زندگی کنم خاطره نمی گه که وقتی براي فکر کردنت ندارمهمین خوبه که گاه به یادت میندازه که زنده هستی  
*** طرفه حالی ست که در راه سبکبارتر است هرکه دل بيشتر از عالم فانی برداشت تنهاي قمی *** مستان عشق تن به نصیحت نمی دهند از خویش رفته را عبث از پی صدا مزن تاثیری تبریزی *** ما را به مهربانی صیاد الفتی ست ورنه به نیم ناله نفس میتوان شکست درکی قمی *** هرچه می آرد به کف، صرف حریفان میکند بزم دوران را سخاوت پیشه اي چون جام نیست اوجی نطنزی *** درین بازار بشکن قدر خود را که گیتی جنس ارزان می پسندد تنهاي قمی *** از خجالت چون توانم سر برآورد از جنون؟ رفتی و در گردن
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

مجال یک طلبه ارض netshabakeh.com