نتایج جستجو برای عبارت :

رفت‌و‌عزلم‌ چشم به راهش نگران‌شد شمتن.شعر با‌معنی

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک، شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت گفتم بستان بوسه بده، گفت گران
بخواندم این از آن پیر همِدان
که شعر او نشیند بر دل و جان
دلم در هجر جانانی بسوزد
گریبان تا به دامانی بسوزد»
به یاد آمد غم عشق جوانی
که هی افسوس از این نامهربانی
غم عشقش دم اوّل اثر کرد
منِ شوریده را آشفته سرکرد
ز عشق این عزیز رفته از دست
بشستم دست و دل از عالم پَست
چه سوز عاشقی دیدم به راهش
دل و جانم فدای روی ماهش
به راهش جان سپاردن آرزویم
نشاید دست از این رؤیا بشویم
نه سر دارم نه سامانی از این فکر
به هر خلوت کنم نامش به لب ذکر
نه راه دیدنش بر من
امروز هم روز جالبی بودانتهاش اینجوری شد که اون آقا تو نمایشگاه به من و فاطمه یه برگه ظاهرا فال دادمال من نوشته بود :برو ، سفر به سلامتنگران تو نیستم که می روینگران آنی ام که از تو در من باقی می ماند!
گفتم : بابا! هزاران بار زمین خوردم؛ هنوزم منو دوست داری!؟ گفت : عزیزم دستت رو بده و خاک های پیراهن رو پاک کن ، پاک نشد خودم برات پاکشون میکنم نگران نباش
 
ماهم که هاله یی به رخ از دود آهش است
دایم گرفته چون دل من روی ماهش است
 
دیگر نگاه ، وصف بهاری نمی کند
شرح خزانِ دل به زبان نگاهش است
 
راه نگاه بست به چشم سیه که دید
موی دماغ ها همه جا خار راهش است
 
دیدم نهان فرشته ی شرم و عفاف او
آورده سر به گوش من و عذر خواهش است
 
روز سیاه دیده به چشم و به قول خود
دود اجاق ، سُرمه ی چشم سیاهش است
 
دیگر نمی زند به سر زلف ، شانه یی
و آن طُرّه خود حکایت عمر تباهش است
 
بگریخته است از لب لعلش شکفتگی
دایم گرفتگی است
تا حالا شده راجب چیزی اونقدر قوی و محکم حرف بزنی ولی حتی خودت هم به تحققش شک داشته باشی؟! مجبور باشی این حرفا رو بزنی ولی خودت هم هنوز مطمئن نیستی شدنیه یا نه ! من امشب با مامانم درباره ی یه چیزایی اونقدر محکم حرف زدم که وسطش میخواستم بزنم زیر گریه بگم من خودمم نمیدونم میشه یا نه . بس کن ! خودم الان لازم دارم یکی بهم بگه میشه . نترس . نگران نباش . _ میشه . نترس . نگران نباش .
بسیاری از مردم نگران تاثیر گازدی اکسید کربن بر وضعیت آب و هوایی می باشند. ما انسان ها به اندازه ی کافی تولید دی اکسید کربن کرده به صورت تقریبی بر اساس آمارهای جهانی حدودا 100 پی پی ام در دقیقه و حتی با نرخ افزایشی تولید می شود. در برخی از شرایط آب و هوایی این مقدار به 900 پی پی ام می رسد که اسن موضوع بسیار نگران کننده می باشد. به این نکته توجه داشته باشید که وجود دی اکسید کربن تنها در آب و هوا نگران کننده نمی باشد بلکه در محیط های بسته مانند: ساختمان
بی آنکه بترسم از رنجیدنت، بی آنکه نگران سوء تفاهم و سوء برداشتت باشم. بی آنکه بترسم که امروز باشی و فردا روز دیگر نباشی، نخواهی باشی. بی آنکه دغدغه ی از دست دادنت را داشته باشم، بی آنکه بترسم از درد، بی آنکه بترسم که آدم باشی، بی آنکه بترسم که بترسی، به سادگیِ هر چه اسمت، می گویم: خدایا دوستت دارم بی آنکه نگران بهانه جویی ات باشم، که بهانه کنی چرا آسمان دیروز صاف بود و امروز هوا ابریست! یا چرا راه ما اینقدر از هم دور است؟! و بی آنکه نگران زمان با
.امشب آخرین خبری که مربوط به تهران خواندم ، در باره خانم معلم ۳۷ ساله ای است که از فرط بی شوهری به پسر معتاد بیست و هفت ساله ای دل می بندد با آرزوی ترک اعتیاد او که نه تنها موفّق به ترک او نمی شود که خودش هم معتاد می شود و بعد ، به همین جرم از آموزش و پرورش اخراج می شود و حالا دارند تو خیابون های شهر ماشین می ند.اما یک خبر ناخوشایند دیگری هم در باره تهران هست و آن اینکه تظاهر کنندگان عراق، دارند جلوی کنسولگری ایران شعارهای ضدّ دولتی می دهند.ب
 نمیخواستم اینطوری بشه ولی نذاشتگاهی احساسات آدمها کار دستشون میدهکاش میدونست که این راهش نیستکاش میدونست اینجوری حس بدی به من منتقل میکنهکاش میدونست راه قلب من اینطوری باز نمیشهکاش و کاشهای دیگه.از آینده خبر ندارم،آینده ای که دارم میسازمشخوب یا بدش را نمیدانم 
به نظرم تاریخ نسل ما رو به دو قسمت تقسیم کنن بهتره! سالهای قبل از کرونا و سالهای بعد از کرونا! مفاهیم بشری بعد از این اتفاق نحس به کلی عوض میشه! فکرش رو بکنید دنیا به سمتی بره که نتونیم همدیگه رو در اغوش بکشیم و بترسیم از مرگ و مبتلا شدن! ادم هایی که سابقا هر کدوم رو نمادی میدونستیم و یکی مهربون بود و یکی خوشحال و حالا هرکدوم بمب متحرکی شدن برای کشتن نفر دیگه! قضیه رو ساده نگیرید، من نگران مرگ نسل بشر نیستم، نگران تغییر مفاهیمم.
تقدیم به تو عزیزترینم❤: بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باشوین سوخته را محرم اسرار نهان باشزان باده که در میکده عشق فروشندما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باشدر خرقه چو آتش زدی ای عارف سالکجهدی کن و سرحلقه رندان جهان باشدلدار که گفتا به توام دل نگران استگو می رسم اینک به سلامت نگران باشخون شد دلم از حسرت ان لعل روان بخشای درج محبت به همان مهر و نشان باشتا بر دلش از غصه غباری ننشیندای سیل سرشک از عقب نامه روان باشحافظ که هوس می‌کندش جام جهان بینگو
كتزیاس نوشته:نام كوروش از یك كلمه ایرانی به معنی خورشید گرفته شده است.ظاهرا مقصود این كلمه
 
(هورهمریشه)است.اپر این معنی را پذیرفت و یوستی هم با او همداستان گشت و ان را با كلمه (هیر)كه
 
در زبان نردی باستان به معنی اتش است سنجید.
 
چون در زبان پارسی باستان خورشید(خور) بوده است كه امروز خور یا هور شده و این با كلمه (كر)(كوروش)
 
هم داستان است
 
پذیرفتن معنی خورشید برای كوروش درست نمی نماند اگرچه رای كتزیاس خوشایند و گرامیست اما باید
 
از ان چشم پوشی
مفهوم جملات نماز شیرینی نماز به فهمیدن معنی آن است، همانطور که لذت بردن از غذا به فهمیدن مزه­ی غذاست به همین دلیل در قرآن کریم در آیه شریفة 43 سوره مبارکه نساء، مسلمانان را از نماز خواندنی که با درک معنی نماز همراه نباشد، نهی می کند. از این رو آموزش معنی نماز از کلیدی ترین و مهمترین آموزه هایی است که یک مسلمان فرا می گیرد در این مجموعه با استفاده از منابع معتبر نظیر تفسیر المیزان، لغتنامة قرآن کریم (سلام)، معنی کاملتر و در نتیجه شیرینتری از نم
علی با اصرار می‌گفت که مراقب بساطم هست تا برگردم؛ شاید فکر می‌کرد نمی‌خواهم زحمت دهم یا نگران جنس‌هایم هستم اما فقط نگران اعلامیه‌ها بودم. به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت باشگاه خبری فارستوانا»، گفتند، پیرمردی‌ست، انقلابی، بسیجی، رزمنده و جانباز. گفتند، کوله‌بار خاطرات دارد و حرف‌هایش گنجینه‌ای است؛ حتی لنز دوربین سید مرتضی آوینی» هم در با من سخن بگو دوکوهه» ثبت‌اش کرده؛ گفتند مویی سپید کرده و محاسنش را؛ او هنوز هیئت‌دار است
ازدرونم صداهای مختلفی بلند می شــــــــــــــه . خوبه. نه افتضاحه. درسته. نه این راهش نیست. چیزی که می خواستم همینه. نه نه پس اِل و بِل چی میشه. و هیچ وقت اینقدر از درون آشفته و چند صدایی نبودم. با خودم کلی فکر می کنم و به یک نتیجه می رسم، بعد آنی لحظه ای با ی صدا و سخن دیگه از درون همه چی متزل می شه و دوباره از اول. سالها آرزوهایی تو ذهنم داشتم که مطابق با تصوراتی بوده که از دنیای اطرافم داشتم.
چند روزه پروسه ی نصب ویندوز شروع شده و ایشالا که قبل از شروع ترم جدید تموم میشه:دی فعلا به مرحله نصب برنامه های اولیه رسیدیم و با غول گنده ی کرک کردن» روبرو شدم. دارم آسه آسه یاد میگیرم: دی فردا قراره برای اولین بار بعد از عروسی تنها برم سفر. البته همسرم هم به زودی بهمون ملحق میشه اما برای منی که همیشه نگران انجا بدون من» بودن مکان های منتخبم هستم، کمی دلهره طبیعیه:دی توضیح اضافی: چند دقیقه ای هست فایل کرک اجرا شده و صفحه سیاه شده.
یه شب که دلم از عالم و آدم پر بود،گفت: نگران نباش دیوونه،فکر کردی من تنهات میذارم؟یا اینکه کسی میتونه جایِ توروتو قلبم بگیره؟کاری به اتفاقاتِ بعدشو اینکه تنهام گذاشت ندارم…می‌خوام بگم:هر آدمی یکبار و لااقل برای یه شب،خوشبخت ترین آدمِ روی زمین بوده…!
ظهر بر میگردم خونه میگم مامان توپ والیبال خورده تو سرم میگه رفتی پیش مدیر بیمه تو جور کنه ینی دیگه حدود محبتشو خودتون درک کنید :| بعد غروبم باز بر میگردم خونه میگم مامان خیابون پاسداران محکم با سر رفتم تو سیمان و بدبختی میگه کیفت خاکیه تمیز کن بعد بیا تو :|||
اقبال لاهوری شاعر پاکستانی در شعر زبور عجم ملل اسلامی را به بیداری و برخواستن از غفلت در برابر افرنگ (غرب ) فرا می خواند : ای غنچه خوابیده چو نرگس نگران خیز کاشانه ما رفت به تاراج غمان خیز اله مرغ چمن از بانگ اذان خیز از گرمی هنگامه آتش نفسان خیز از خواب گران خواب گران خواب گران خیز از خواب گران خیز (بقیه در ادامه مطلب)
این روزها، پیرامون همه ما پر از اخبار گوناگون است که بخش اعظم آن ما را از رخدادهای ناخوشایند مطلع می‌کند. قصد توطئه‌پنداری ندارم و کسی را هم به توهم توطئه دعوت نمی‌کنم اما یادمان باشد که شاخص سلامت روان در کشور، حتی قبل از وقایع شش ماه اخیر، به صورت نگران‌کننده‌ای پایین بوده و بنابر اذعان وزارت بهداشت، یک‌چهارم جمعیت کشور با یک نوع اختلال روانی درگیرند. با توجه به ارتباط سیستمیک سلامت روان با سلامت جسمی و نهایتا با سلامت اجتماعی، به نظر
طالقانی مرد ناب انقلاب مثل خور و آفتاب انقلاب در کنار رهبری با جان و دل با شریعت بو د و باب انقلاب او خطیبی بی بدل در عرصه ها آشنا بر هر صواب انقلاب او مفسر بود و والا مرد دین او مدبر بود و تاب انقلاب عاقبت جان را به جانان هدیه کرد چشمه جوشان و آب انقلاب سالروز رحلت آیت الله حاج سید محمود طالقانی گرامی باد روحش شاد و راهش پر رهرو باد به روان پاکش صلوات اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجم
طلبگی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این عکس متعلق به این وبلاگ استhttp://entesari.blogfa.com/ آیا تا به حال به این جمله فکر کرده اید که طلبگی یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سوال این است طلبگی یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دراینجا قصد داریم برای شما طلبگی را شرح بدهیم . متسفانه هرکی از راه میرسه می گه طلبگی خوبه .اینطور ه اونطوره -متسفانه نمی گه طلبگی یعنی چی -راهش یعنی چی . یک حالت داره اینکه بلند نیست اصلا طلبگی یعنی چی .
به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز.!! زندگی ذره كاهیست، كه كوهش كردیم، زندگی نام نکویی ست، كه خارش كردیم، زندگی نیست بجز نم نم باران بهار، زندگی نیست بجزدیدن یار زندگی نیست بجزعشق، بجزحرف محبت به كسی، ورنه هرخاروخسی، زندگی كرده بسی، زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تاكوچه وپس كوچه واندازه یك عمر بیابان دار
بیشتر از اینکه نگران مردم امریکا باشم که اصلن نیستم،نگران توطئه دولت دروغگوی لیبرال هستم که با ندانم کاری و کارشکنی های بی اندازه کشور را به انبار باروت تبدیل کرده.از طرفی در آمد مردم نسبت به سال گذشته یک سوم یا کمتر شده.در فضای مجازی هم کسانی مثل علیزاده چپ و راست دارند نظام رو میزنن و کارشنکی های دولت را پای نظام میگذارد و رهبری را مقصر میداند.در کوچه و بازار که مردم از گرانی کلافه شدند و واقعن هیچکس پاسخگو نیست.مسولین ذی ربط هم که به صدا و
امروز سالگرد این شهید سرافراز بود شهیدی که سردار سلیمانی برای مراسمش سنگ تمام گذاشت و نابودی داعش را در مدتی کوتاه در آنجا اعلام کرد سردار سرافرازی که بر دلها سلطه داشت و مراتب نبوغ نظامی را در صحنه نبرد به نمایش گذاشت سخنران حاج آقای ابو ترابی و مداح آقای عموزاده خلیلی بودیادش گرامی و راهش پر رهرو باد
ای یار، ای یگانه ترین یار/ چه ابرهای سیاهی در انتظار مهمانی خورشیدند/ دیگر چگونه یک نفر به رقص بر خواهد خاست/ و گیسوان کودکی اش را/ در آب های جاری خواهد ریخت #ابرهای سیاه که دشمن نور و چراغ و آینه و هر چه از جنس روشنی اند، بی تابانه منتظر لحظه ای هستند که خورشید جشن نوربارانش را شروع کند، تا ناگهان بر سر راهش ظاهر شوند و این جشن را به کامش زهر کنند.شاید فقط فروغ می توانست جهان را از این زاویه ببیند و تفسیر کند!
امروز صبح در محل کارم و در انبوه کارهایی که بر سرم آوار شده بود فیلم با او حرف بزن را دیدم، فیلمی اسپانیایی با مضمون انسان های تنها، انسان های تنهایی که حرمت تنهایی را می دانند و تنها عشق است که مجوز بر هم زدن زندگی غمناکشان را دارد و اگر عشق راهش را از آنها کج کند به تنهایی خود وفادارترند تا تن دادن به شادی های حقیر و کوچک. چرا که اینان به راستی دریافته اند ادمی همواره تنهاست و تنها گاهی به اعتبار هم زیستی با سایرین این حقیقت را از یاد می برد.
ک/ گفت میدونی این نویسنده ای که تازه مرده خودکشی کرده؟ گازو باز گذاشته و تموم. گفتم میدونم، نگران نباش، خونه من پنجره زیاد داره نمیشه با گاز خودکشی کنم. غش غش خندید. گفتم وقتی الکی میخندی زشت میشی. گفت تو همیشه زشتی. گفتم واسه همینه که دوستم نداری. گفت دارم، خر. گفتم نه، فقط نگرانم میشی. نگران میشی نباشم، کسی نباشه نگرانش بشی. گفت باز شروع نکنا، من با بچه ها بیرونم، شب زنگ میزنم حرف میزنیم، خب؟ گفتم خب. من می دونستم زنگ نمیزنه، اون هم می دونست من
ارواح طیّبه‌ی شهیدان، روح مطهّر قاسم سلیمانی را در آغوش گرفتند.سالها مجاهدت مخلصانه و شجاعانه در میدانهای مبارزه با شیاطین و اشرار عالم و سالها آرزوی شهادت در راه خدا، سرانجام سلیمانی عزیز را به این مقام والا رسانید و خون پاک او به دست شقی‌ترین آحاد بشر بر زمین ریخت.او نمونه‌ی برجسته‌ای از تربیت‌شدگان اسلام و مکتب امام خمینی بود، او همه‌ی عمر خود را به جهاد در راه خدا

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها