نتایج جستجو برای عبارت :

من از دریای طوفانی گذر کردم مرا از نم نم باران نترسانید

 مرا از حیله ی رندان نترسانيدمرا از مکر نامردان نترسانيدمن از آغاز عمرم در قفس بودممرا از حبس و از زندان نترسانيدتمام پیکرم از درد میلرزدمرا از درد یک دندان نترسانيدبه خود میپیچم و خون میخورم هر روزمرا از یک شب بی نان نترسانيدمن آدم دیده ام از گرگ وحشی تر مرا از آدم حیوان نترسانيدمن از درياي طوفاني گذر کردم مرا از نم نم باران نترسانيدمن از همخون خود آتش به جان دارممرا از خنجر مهمان نترسانيددگر نوری نمانده تا ببینم منمرا از کوری چشمان نترس
چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است.
چترها را باید بستزیر باران باید رفتفکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید بردعشق را زیر باران باید جستزیر باران باید با زن خوابیدزیر باران باید بازی کردزیر باران باید چیز نوشتحرف زدنیلوفر کاشتزندگی تر شدن پی در پیزندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون استرخت ها را بکنیمآب در یک قدمی است! 
چشم هارا باید شست، جور دیگر باید دید واژه ها را باید شست واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد باهمه مردم شهر، زیر باران باید رفت دوست را، زیر باران باید دید عشق را، زیر باران باید جست زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است. رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است.
ای کاش می‌شد با تو ساعت‌ها قدم زداز راه آهن تا شمیران زیر باران. باور کن از تو دست شستن کار من نیستعشق تو می‌گردد دو چندان زیر باران وقتی دعا در زیر باران مستجاب استدیگر چه کاری بهتر از آن زیر باران
زندگی قسمت بارانی بودن باتوست تو ببار تشنه ی باران توام زیر باران تو ماندن دارد زیر باران تو خواندن دارد زیر باران تو اندوه دلم می خندد زیر باران تو هر خاطره ای می رقصد کاش می باریدی دم آنوقت که مهتاب بلند، پیش چشمان تو ظلمت شد و رفت، کاش باران هم بود دم آنوقت که فریاد زدم چه صفایی دارد باغ وصال، کاش باران هم بود ابرها می گفتند غصه جاویدان نیست من ‌به باران گفتم راه بسیار به مقصد باقیست من به باران گفتم خبری از تو اگر می داند دم گوش احدی لو نده
شاخه ها پژمرده است.سنگ ها افسرده است.رود می‌نالد.جغد می‌خواند.غم بیاویخته با رنگ غروب.می‌تراود ز لبم قصه سرد:دلم افسرده در این تنگ غروب.  هر کجا هستم باشمآسمان مال من استپنجره ، فکر، هوا، عشق، زمین مال من استچه اهمیت داردگاه اگر می رویندقارچ های غربت ؟” سهراب سپهری   چترها را باید بستزیر باران باید رفتفکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید بردعشق را زیر باران باید جستزیر باران باید با
#دانلود #آهنگ #بزن #باران#حسام#الدین#رضایی دانلود از لینک زیر http://uupload.ir/view/fa8f_baran.mp3/ دانلود از لینک بالا بزن باران حسام الدین رضایی آهنگهای حسام الدین رضایی حسام الدین رضایی آهنگ جدید حسام الدین رضایی جدیدترین آهنگ حسام الدین رضایی آهنگ مادر حسام الدین رضایی #بزن #باران که یارم رفت همه دار و ندارم رفت بزن باران که قلب من به دنبال نگاهی رفت بزن باران بزن باران بزن باران که قلب من شکست خورد از نگاه یار بزن باران هزار عقده به قلب من شده آوار
به یاد دارم …آن روز بارانی رادویدن در گل و لای بارانآب باران رابوسه های عاشقانه و آغوش هم راو لمس صورت های خیس یکدیگربه یاد دارم …رقصیدیم و عشق ورزیدیمریزش قطرات باران را تماشا کردیمما در این باران عاشق شدیم و شادی کردیمما در هر لحظه زندگی کردیمو لذت بردیم … از باران گرم و رمانتیکبه یاد دارم …عشق شورانگیزمان رادر آن هوای عاشقانه
بنام خد انشا درمورد باران باران یک نعمت الهی است و تمام موجودات بدان نیاز دارند و اگر باران نبار تمام گیاهان و موجودات از بین میروند ما بایداین نعمت الهی را قدر بدانیم و همچنین خداوند در قران کریم فرموده است که ما آب را از آسمان فرستادیم که به همین جا ختم میشود یعنی باراناگرا باران نبار تمامی رودخانه ها خشک میشوند و چاه‌ها بی اب میشوند و در نتیجه کره زمین روبه خاموشی میرود باران در واقع مولد اصلی حیات همه‌ای موجودات است باید ما انسان ها قدر
خودکار، کاغذ، شعر، باران، اشک، موسیقیاین واژه های لعنتی دارو ندارم شداز هرچه می ترسیدم آمد بر سرم وقتیصدسال تنهایی نصیب روزگارم شدبعد از تو من با خواب هایم زندگی کردمرفتی که جایت پر شود با قرص خواب آوراندازه ی تنهایی من را نمیدانی؟در خاطرت ویرانی بم را به یاد آور 
امروز که از خواب بیدار شدم بدون اینکه سرو صورتم را بشورم رفتم توی حیاط و بوی خاک خیس خورده را داخل ریه هایم فرو دادمدیشب انگار زمستان بودرعدو برق و باران و باد،شکوفه های بهارنارنج را تکانده بودند و حیاط سرمست بود از این همه سپیدی من باغچه را با لذت مرتب کردم،دوش گرفتم و زیر آب ادل را تکرار کردم،ساعت ها موهایم را با وسواس فر کردم،کشو ها وکمد ها را چلاندم و همه چیز را دوباره به دقت سرجایش گذاشتم،سخت ترین نوع پیراشکی که میدانستم را درست کردم
#دانلود #آهنگ #بزن #باران#حسام#الدین#رضایی دانلود از لینک زیر http://uupload.ir/view/fa8f_baran.mp3/ آهنگهای حسام الدین رضایی حسام الدین رضایی آهنگ جدید حسام الدین رضایی جدیدترین آهنگ حسام الدین رضایی آهنگ مادر حسام الدین رضایی #بزن #باران که یارم رفت همه دار و ندارم رفت بزن باران که قلب من به دنبال نگاهی رفت بزن باران بزن باران بزن باران که قلب من شکست خورد از نگاه یار بزن باران هزار عقده به قلب من شده آوار حسام الدین رضایی#خواننده#آهنگ#جدید#ایران# بزن
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند. چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند.
یکشنبه هفته پیش من در برنامه هواشناسی دیدم که امروز یعنی یکشنبه 28 مهرماه باران شدید می آید ولی بعد از چند ساعت دیدم هوا ابری است ولی امروز نرم نرمک باران آمد آن هم توی منطقه ی حدودا 7 و 8 خیلی نرم نرمک می بارید ولی الان دیگر نمی آید باران
سلام باران جان خوبی امیدوارم حالت خوب باشه حال پدرت چطوره بهتره؟ ان شاالله مشکل حل شده باشه سلام عاطفه جون شما چطوری خوبی؟ مشکل دوستت حل شد؟ عاطفه جان خیلی برای دوستت دعا کردم ان شاالله مشکلش حل شده باشه توکل ب خدا باران ازت خبری نیست یکم نگرانت شدیم من و عاطفه را از حال خودت بی خبر نذار ان شاالله خبرای خوبی در راه باشه
 انشا در مورد بوی خاک پس ازبارش باران باران که می بارد احساسی از زیبایی درون آدم شکل می گیرد, بعد قطراتش روی خاک که می افتند آن بویی که به مشام آدم می رسد کم از بهترین عطرها ندارد :چه حس و حال عجیبی دارد، پاییز باشد یا بهار بعد از پنجره اتاق نم نم باران را ببینی و ذوق کنی.آدم در این لحظات ته دلش می خواهد برود بیرون و باران را بو کند، برخورد قطرات باران با صورت و تنش را احساس کند ، اما یکدفعه عقل پا جلو می گذارد و می گوید نه نرو. می روی بیرون خیس می ش
رفتی ولی من مانده ام با یک خیابان بعد تو من لحظه هارا گریه کردم زیرباران بعدتو رفتی ولی تنها شدم با یک بغل دلواپسی ماندم میان وسعت دیوار زندان بعدتو بعداز تو من ماندم فقد بایک حهان ناگفته ها دیدم که ویران میشود شب های گیلان بعدتو من مانده ام با این همه تنهایی وشب پرسه ها حالم شبیه غربت شب های تهران بعد تو اینجا خیابان بعدتو یک کوره راه ساده است من مانده ام بایادتو درزیر باران بعد تو #بهرام بهرامخواه غزل معاصر
  کجارفتی  دلم  تنگ است میان عقل و دل جنگ  است کجا رفتی  بهار من  نگارمن   قرار  من  تو که رفتی  نم باران هم رفت   نسیم هم رفت   ماهیان دریا هم  رفتند   من ماندم و یک گرمای  عشق  سوزانتو که رفتی  سوختم  باران باران، گرفتارت شدمبدجور بیمارت شدمباران بزن این زنگ را کشتی تو قلب تنگ راباران  دوا کن  درد من دستان خیس و سرد منباران تو اتیشم زدیبهر عسل نیشم زدی
هر ابر باران زا فقط دلشوره می کاردوقتی نداری را کمی هم درد نشماردهر کس که دارا است هم هرگز نمی فهمدمعنای هر کس آرزویِ خانه ای داردخیری درونِ باد و باران هم نمی باشدوقتی که بر بی خانه ای دایم بلا آرَدیک عده می لرزند هی در کنج ویرانهای کاشکی سرما کسی را هم نیازاردیک عده خوش حالند هم یک عده ناراحتوقتی که ابری آید و باران نمی باردسرگشته#سهراب_عرب_زاده
هر ابر باران زا فقط دلشوره می کاردوقتی نداری را کمی هم درد نشماردهر کس که دارا است هم هرگز نمی فهمدمعنای هر کس آرزویِ خانه ای داردخیری درونِ باد و باران هم نمی باشدوقتی که بر بی خانه ای دایم بلا آرَدیک عده می لرزند هی در کنج ویرانهای کاشکی سرما کسی را هم نیازاردیک عده خوش حالند هم یک عده ناراحتوقتی که ابری آید و باران نمی باردسرگشته#سهراب_عرب_زاده
چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشتزندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است . سهراب سپهری
بیرون باران میباردعده ای زیر باران قدم میزنندعده ای نشسته اند به موسیقی گوش میدهندو من در حیرتم آن کدامموسیقیست که از صدای شرشر باران زیباتر استپیرمردی هم به دنبال چترش میگرددو اما , من در اتاقم نشسته امدارم شعر مینویسمشعر هایم نه به زیبایی توستو نه به زیبایی بارانفقط حرفهایست که دلم را ابری کرده استو ماننده باران میخواهم ببارد
من آدم بی‌احتیاطی نبودم. جسور و شجاع بودم اما برای انتهاهای نامعلوم دیوانگی نمیکردم. ولی روزی باید دل به دريايی زد که هرکس توی دل خودش دارد و یک‌جاهایی حس می‌کند که اگر دلش را به آن نزند بعدا از حسرت خواهد مرد.دل به درياي تو زدن.تو آمدی و دستان سردم را در مامن گرمت فشردی هی در گوشم خواندی که نترس بیا هی قول دادی که چیزی نیستو اوائل آرام آرام  و بعد تندتند مرا بردی وسط اقیانوس. تا چشم باز کردم دیدم عمقمان خیلی زیاد است و مست قصه‌هایت نفهمیدم
سلام باران جان ، کامنتی ک کذاشته بودی و گفته بودی یه ایمیل برام فرستادی، منم ایمیل قبلیم رو باز کردم ( هنوزم میگم رمز ایمیلم فراموش کردم و از طریق شماره موبالیم ک وارد کردم و کدی ک یاهو پیامک میکنه ) ایمیلم رو باز کردم دیدم تا زهرا به اون یکی ایمیلم خیلی وقت پیش یه ایمیل فرستاده بوده و رمز وبلاگ قبلی رو بهم داده بوده، این شد ک شما سبب خیر شدین و باعث شدین با ایمیلی ک برام فرستادی منم کنجکاو بشم و ایمیلم ک چندین ماه چک نکرده بودم رو، امروز چک کنم
واقعا چقدر این باران لذت بخش است. من بعد از دو هفته که در تهران باران می بارد هنوز هم هر دفعه که می رم بیرون و نفس میکشم. لذت می برم.واقعا تهران این روزها بسیار عالی است و قدم زدن در این هوا را با هیچ چیز عوض نمی کنم
گر بی تاب شوی درک کنی حالم راحسرت دیدار او چنگ زده جگرم رامی بارد باران بر روی گونه ی پر اشک‌ مننم نم باران می آید تا بشورد قلب مناین همه آدم ،چرا این دوری شد نسیب من؟بارالها تو بفرما و بگو،چه بود حکمت منپاییز و باران و راهی پر از برگ زردندارد قلب من تحمل این همه دردای دل مده عذاب ،منه آزرده خاطر راچون ندارد قلب،تحمل عذاب را
(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم(ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم(پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم(ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم(ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم(ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم(چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم
بسی رنج بردم بدین سال سی                       عجم زنده کردم بدین پارسیپی افکندم از نظم کاخی بلند                            که از باد و باران نیابد گزندبناهای آباد گردد خراب                                    ز باران و از تابش آفتاب
هر سال اولین باران پاییز با عجله بافتنی روی پیراهن گل گلی ات میپوشیدی و درحالیکه مشغول پوشیدن کفشهایت بودی لی لی کنان از در خانه بیرون میرفتی و من سعی میکردم با قدم های بلند خودم را به تو برسانم. روی تاب مینشیتی و من بی حواس محو تو می شدم .باران که بند می امد دست مرا میگرفتی و خیره به درخت ها وسط خیابان به سمت خانه کوچکمان قدم برمیداشتی و من بی حواس به اواز خواندن تو گوش میدادم .امسال اولین باران پاییز بی هیچ عجله ای لباس پوشیدم و به سمت تاب همیش
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

باصفاترین آموزش مدیریت استراتژیک و بازاریابی شرکت دیده گستر چشم سوم آدم ها دنباله دارند