نتایج جستجو برای عبارت :

چنار کدوبن بصورت داستان بازگو

بوته ی   کدویی  در کنار درخت چنار بسیار قدیمی که این درخت چنار از سال های دور در اینجا زندگی میکرده و بسیار بلند بود ، روییدبوته ی کدو در طول بیست روز آنچنان رشد کرد و قامت بلندی گرفت که کاملا دور درخت چنار پیچید و به آخرین برگ او در نوک درخت رسیدبوته ی کدو چون خود را بالاتر از درخت چنار دید مغرور شد و نگاهی به چنار کرد.از چنار پرسید : تو چند ساله هستی ؟چنار جواب داد : بیشتر از دویست سال.کدو به او خندید و با لحن مسخره آمیز گفت : من در عرض بیست روز ا
معصومه با بغصی که صداش را خش دار می کرد گفته بود امیر من حامله ام .جواب آزمایشو گرفتم .وصدای ترکیدن بغض ش توی(در). تلفن مثل خنجر توی گوشم نشست .معصومه قطع کرده بود ومن در پیاده رو میخکوب ،مات ومبهوت به چنار کنار جوی می نگریستم و صدای پاره شدن بغضش هنوز(همچنان) در گوشم جریان داشت. با یک دست به چنار تکیه دادم و چشمانم را بستم وپیشانی ام را روی ساعدم گذاشتم.نفس توی حلقم گیر کرده بود و بسختی می توانستم نفس بکشم .آرزو کردم کاش می شد لحظه ایی دیگر سراز چ
زبان مردم روستای چنار فارسی است و دارای لهجه مخصوص خودشان هستند که ریشه در فارسی دری دارد. در روستا هیچ زبان دیگری وجود ندارد و صد در صد مردم به زبان فارسی تکلم می کنند. البته در ایجاد لهجه اصوات و کلمه ها تغییر پیدا می کند که ریشه آن ها با اندکی دقت قابل تشخیص است. حیفم آمد که این کلمه ها را بازگو نکنم. زیرا امروز به واسطه وجود رسانه ها و فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری این لهجه ها در معرض نابودی و فراموشی است. امیدوارم بتوانم حق مطلب را در این ب
کتاب آه ای مامان» یازده داستان کوتاه دارد. اکثر داستان های این مجموعه، راوی اول شخص دارند. این کتاب به زندگی آدم هایی که به سر حد جنون رسیده اند و سعی دارند به نوعی به آرامش برسد با زبانی روان کاوانه می پردازد. داستان ها اگر چه ناپیوسته اند اما کودک، مادرها و پدرها در هر داستان گوشه ای از زندگی آدم ها را بازگو می کنند. این مجموعه داستان محتوای ثابت دارد اما در فرم های متفاوت تکرار می شود. که نوعی تنوع به خواننده می بخشد.
بررسی زوال درختان چنار وجود درختان در فضای سبز شهری یکی از مهم ترین دارایی در زندگی مدرن می باشد. فضای سبز از یک جهت موجب بهبود وضعیت زیست محیطی شهرها می شود و از طرف دیگر، با اثر بر روح و روان ساکنان شهرها موقعیت مناسبی را برای گذراندن اوقات فراغت شهروندان و زندگی در شهرها فراهم می کند. زوال درختان شهری یکی از مهم ترین مسائل در سطح جهانی می باشد که در تحقیقات جایگاه ویژه ای را دارد. درختان چنار در سال های اخیر دچار ضعف و زردی شده است که در نهای
شاید روزی یادت به من بیفتد و لبخند بزنی ، بعد به فكر فرو میروی ، برای خودت یك فنجان قهوه میریزی روی همان صندلی كنار پنجره بهیاد خودمان مینشینی و روبرویت همان درخت چنار را میبینی كه رازدارمان بود و حالا برگهایش زرد و زمخت شدند . یاد روزی می افتی كه هراسان به خانه ات آمدم و از كیف قاپی برایت تعریف كردم كه كوله پشتی ام را كند و برد. وتو مرا روی همانصندلی نشاندی و روبرویم ایستادی و تجویز چند نفس عمیق 
کتاب شامل 17 داستان کوتاه از 10 نویسنده است؛ سه داستان از ژرمین گریر، دو داستان از فولتون اورسلر، یک داستان از پل ویلیارد، یک داستان از لئونارد مایکل، سه داستان از استفن لیکاک، یک داستان از ویلیام سیدنی پورتر، دو داستان از وندی بره نر، دو داستان از هال پورتر، یک داستان از نرگس دالال، یک داستان از ریشارد کونل. اکثر داستان ها متوسط هستند.
زبان مردم روستای چنار فارسی است و دارای لهجه مخصوص خودشان هستند که ریشه در فارسی دری دارد. در روستا هیچ زبان دیگری وجود ندارد و صد در صد مردم به زبان فارسی تکلم می کنند. البته در ایجاد لهجه اصوات و کلمه ها تغییر پیدا می کند که ریشه آن ها با اندکی دقت قابل تشخیص است. حیفم آمد که این کلمه ها را بازگو نکنم. زیرا امروز به واسطه وجود رسانه ها و فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری این لهجه ها در معرض نابودی و فراموشی است. امیدوارم بتوانم حق مطلب را در این ب
نویسنده : آرتور کان دویل ترجمه مژده دقیقی ماجرای عمارت ویستریا ( The adventure of Wisteria lodge ) داستانی است کوتاه نوشته شده توسط سر آرتور کانن دویل نویسنده و پزشک اسکاتلندی و خالق شخصیت شرلوک هولمز. این داستان اولین بار در شماره های سپتامبر و اکتبر 1908 مجله استرند (The Strand Magazine) بصورت پاورقی چاپ شد و بعدها همراه با هفت داستان دیگر در مجموعه داستانی بنام آخرین تعظیم او ( His last bow ) بصورت یک مجموعه داستان منتشر شد.
این برنامهبرنامه درخت است. دیدار. رُخانه نکریستن، رخ به رخ با درختان کهن.رخ به رخ با چناری شده ام.درختی بسیار کهن، آنقدر کهن که حتی نمی‌توانم او را دوستْ درخت خود خطاب کنم. همچون بزرگی که نگاه نافذ داشته باشد، و سریع از آن، چشم بم.  همی در حضورش نفس کشم و عکسی با این موجود بسیار زی گیرم و بدرود گویش. همین.در کنار چنار ۱۲۰۰ ساله بودیم.چنار تنه اش همچون سرو بو ندارد. و چون سرو آدمی را از همه حواس پنج گانه درگیر نمیکند. نمک گیرش چون سرو نمیشی. سنگ
معروف است که درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی دارد و از قدیم الایام تا به امروز رسم است که منبر مسجد را از این چوب مرغوب  می سازند، که بسیار محکم و با کیفیت است. اما بر عکس درخت چنار نه میوه دارد و نه سایه و چوب دار از چوب درخت چنار ساخته می‌شود. دعوای این دو درخت در شعر استاد شهریار بسیار شنیدنی است:  گفت با طعنه منبری به چنار: سرفرازی چه میکنی؟ بی بار! نه مگر ننگ هر درختی تو؟ کز شما ساختند چوبه دار! *پس بر آشفت آن درخت دلیر، رو به
زبان، اثری عمیق بر مغز انسان نهاد و شد خواستگاه آگاهی.نام ها هم به طبع آن بسیار مهم است، چرا که  نامی ممکن است سالهای زیادی دوام آورد. مثلاً گذشتگان نام ابرکوه( برکوه) را بر شهر ابرقو( به گویش عربها) نهادند.متأخرین سعی بر اصلاح آن نهادند و نام شهر شد، ابرکوه.قدما می‌توانست نام برِ سرو( با توجه به حضور سرو کهنش) بر آن نهند، اما آنها کوه را ترجیح دادند و این شد تا به امروز.در این قسمت رکابان بودنمان، ما رسیدیم به روستایی به نام چنار ناز. گویی کس یا
سلام دوستان شرمنده که سایت دیر به دیر به روز می شه. کمی درگیر مسایل شخصی خودم هستم. امروز با آنسوی جنگل خیزران در خدمت شما هستم. بزودی پاسخ کامنت ها رو هم میدم… این کتاب شروع کردم کتاب فوق العاده عالیه که من توصیه می کنم حتما بخونید کتاب آن‌سوی جنگل خیزران» رمانی نوجوانانه است که مربوط به زمان جنگ جهانی دوم است. این کتاب داستان فرار پرمخاطره‌ی یک خانواده‌ی ژاپنی ساکن کره را بازگو می‌کند. ایبنا نوجوان: این کتاب از جمله‌ی داستان‌هایی با مو
کتاب به وقت اردیبهشت مریم عرفانیان قطره‌ای از دریای بیکران عشق جوانی به حضرت زینت (س) است. این کتاب معطر به خاک شلمچه و حرمین شریفین و شهادت است و واگویه‌ها و دلتنگی‌های مادری را بازگو می‌کند که با دوری فرزندش می‌سازد. کتاب به وقت اردیبهشت در قالب داستان‌های کوتاه به روایت زندگی‌نامه‌ی شهید مدافع حرم حسن قاسمی دانامی‌پردازد. مریم عرفانیان این سرگذشت‌نامه را در قالب روایت‌هایی کوتاه با زبانی ساده و داستان‌گونه تدوین و تألیف کرده است
عناصر داستان عناصر داستان اجزای بنیادین تشکیل دهنده داستان هستند. هر داستانی برای شكل‌گیری خود از ساختار و عناصری تشكیل می‌شود كه با هنرمندی و خلاقیت داستان‌نویس به صورت یک داستان کامل، ظهور و نمود می‌یابد و داستان‌نویس با كمک این عناصر به آفرینش پیكرهٔ داستان می‌پردازد. داستان كوتاه از عناصر مختلفی تشكیل شده است كه عبارت‌اند از: طرح موضوع درون‌مایه شخصیت و شخصیت‌پردازی زاویهٔ دید پیرنگ صحنه گفت‌وگو لحن فضا زبان زمان مكان حادثه سب
در خاطرات هرکسی، چیزهایی است که به هیچ کس نمی گوید، فقط برای دوستانش بازگو می‌کند. مسائلی هم هست که حتی به دوستان نمی‌شود گفتو آدم فقط برای خودش می‌تواند بازگو کند، عین راز است. اما سرانجام چیزهایی هم هست که انسان حتی می‌ترسد برای خودش هم آشکار کند. #داستایوفسکی  +تو تمومه چیزی هستی که من واسه ادامه دادن به این زندگی نیاز دارم♥
ما به صورت ضمیر پرسش نیز هست ، ولی این ما » نفی ساز است.ما به فعل ماضی افزوده می شود و منفی می سازد.در فارسی و ترکی استانبولی نیز حضور دارد.مثال : ما بصورت مَشو ، مَده ، و.در ترکیه بصورت ما و مه در آخرما ، چه بصورت ما و چه بصورت مخفف یعنی مَ ، منفی ساز قدرتمند عربی و فارسیست. عربی و فارسی، دو زبان غنی! قریب قدیم! غریب امروز!
 ملک زاده مسئول کتابخانه تازه شهر در این باره گفت : آموزش شیوه داستان نویسی برای نوجوانانی که علاقه خاصی به این موضوع دارند،یک امر مهم و اساسی می باشد و زمینه ساز بروز استعدادهای جوانان در این زمینه می شود،به همین منظور تصمیم گرفته شد بصورت رایگان دوره هایی برای این عزیزان برگزار گردد.  
روش پس‌ ختام از روش های صحیح درس خواندن . (آ) از حفظ گفتن پس از پشت سر گذاشتن دو مرحله قبل یعنی خواندن و تفکر سعی کنید مطالب مهم آن را برای خودتان بازگو کنید. مطالب مطالعه شده را به زبان خودتان و آن ‌طور که راحت‌ تر هستید، بازگو کنید. از حفظ گفتن به شما کمک می‌کند بخش‌هایی را که خوب یاد نگرفته‌اید، تشخیص دهید و آن‌ها را از نو بخوانید. (م) مرور کردن وقتی تمام فصل‌‌ها را خواندید، در فاصله‌های مناسب مطالب مطالعه شده را مرور کنید.
سعی کنیم تکالیفی که برای عید به دانش آموزان میدهیم در قالب داستان نویسی، داستان گویی و داستان سرایی باشد . برای مثال از دانش آموزان بخواهیم خاطرات روز عید و یا سیزده بدر را به صورت داستان بنویسند. و در نهایت داستان خود را به صورت کتابچه تزیین کرده و بعد از عید به کلاس گزارش دهند . نمونه دیگر اینکه یک داستان مناسب با سن خود بخوانند و خلاصه آن را یادداشت کنند و با برای اولیای خود تعریف کنند. 
میخوام یه داستان کوتاه و کوچیک بنویسم،داستان این روزامون؛این روزاتون،داستان اسارت،زندان،درد،سردرگمی،داستان عروسکو خیمه و شبای پر از دست سیاه!صدای سوت و تشویق نخراشیده خیل سیاه و سفید کوچک ها و بزرگ ها،چنان شلاق نامرعی مخمل سرخ فام صفحه را پاره کرد.عروسک های خیمه شب بازی،داستان غم بار خود را با رقصی تلخ شروع کردند
تنهایان مغروق نگار قلندر مردی بی‌نام‌ونشان به موجودی غریب و ناآشنا تبدیل شده. آکسولُتل» داستان مسیر این مسخ‌شدگی است. در ابتدای داستان راوی اعلام می‌کند که حالا یک آکسولتل است و با این جمله دو پرسش مهم را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. آکسولتل چیست و راوی چطور به آن تبدیل شده است؟ نویسنده مسیر پیشرفت داستان را به خوبی طراحی کرده است. او پس از ایجاد تصویری ناملموس در بند اول داستان و برانگیختن حس کنجکاوی خواننده، در ادامه‌ داستان را با تصاو
رمان کلیدر» نوشته ی محمود دولت آبادی بزرگترین و مهمترین اثر ادبی چند دهه ی گذشته ی ایران است. این کتاب سه هزار صفحه ای در ده جلد به چاپ رسیده است. ماجرای این رمان از این قرار است که خانواده ای کرد ایرانی به سبزوار کوچ کرده اند. داستان کلیدر فضای ی ایران را بعد از جنگ جهانی دوم بازگو می کند. دولت آبادی بر اساس حقایق و حوادث واقعی به شرح زندگی رعیت های ایرانی و قبایل چادر نشین در آن دوران می پردازد.
های گایز یه داستان اوردم توپ خب با افتخار معرفی میکنم داستان مرگ بله درست حدس زدید این یه داستان عاشقانه نیست بلکه یک داستان ترسناک وغم انگیز است خب بریم سراغ معرفی ها نام داستان:داستان مرگ ژانر:غمگین،ترسناک تعداد شخصیت های اصلی:۸تا تعداد شخصیت های فرعی:۱۰تا بیوگرافی ها: نام:مرینت دوپان چنگ سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،شجاع،باهوش،شوخ و گاهی جدی نام:آلیا سزر سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،شجاع،شوخ نام:جنی ویکتوریا سن:۱۴سال اخلاق:مهربون،خجالتی نام:نل سن:
نمی دونم داستان زندگی چرا اینجوریه قاعدتاً رفته رفته که تلاش میکنیم باید از سختی ها بگذریم دیگه نه اینکه به سختیهایی برسیم که آرزوی سختی های گذشته رو بکنیم. الان تو سخت ترین یک ماه عمرم هستم (البته با قاعده ای که گفتم در آینده آرزوشو خواهم داشت). و دردسر و چالش و اعصاب خوردیه که داره میباره برام. اون داستان احمقانه مزایده به کنار که به چوخ دادمش رفت. درگیر آشنایی با دخترخانمی هستم که البته بصورت سنتی آشنا شدم و که مشکلاتی هست این وسط (از جمله ا
فرایند طراحی بسته بندی در ۷ مرحله هنگامی که تمام اطلاعات خواسته شده (که ما در بخش قبلی مقاله در باره آن ها توضیح داده یم) را جمع آوری کردید، در نهایت نوبت به بخش هیجان انگیز کار یعنی فرآیند طراحی میرسد. به یاد دارید که گفتیم طراحی بسته بندی شما باید بازگوی داستانی از سوی شما برای محصولتان باشد؟ انتخاب هایی که در این فرآیند انجام می دهید، به شما کمک خواهند کرد تا بسته بندی شما داستان خودش را بازگو کند.
مروری افقی به مجموعه /* /* >*/ خیالبافی های رویایی، از هم گسیختگی عاطفی و روان پریشی ذهنی شخصیتها؛ به همراه شرح رویدادهای وحشت زا که با زب ان آهنگین و شاعرانه روایت می شود، از ویژگی های اساسی مجموعه داستان دیگر سیاوشی نمانده» است. شخصیتها هرکدام حدیث نفس خود را بازگو می کنند، بدون این که کسی با دیگری کاری داشته باشد. انگار شخصیتها ناتوان از مکالمه با یکدیگر هستند. فرودستان شکست خورده ‌ ای که
در یزد هستیم و تور لیدری وقتی به یک نخل ( نوعی شئ آیینی که در مراسم محرم صفر کاربرد دارد) می‌رسد به اهل تور توضیح میدهد که نخل را در عزاداری ها به نشانه تابوت امام، بر سر و دوش می‌کشند!! چرا که امام تشیع کننده نداشته است!!! حال بیاییم دقیق تر به موضوع بنگریمکدام تابوت این شکلی هست؟این چنین بزرگ و سنگین است؟به شکل نخل دقت کنیم. اول از همه شبیه سرو است. بخصوص حاشیه آن.دوم شبیه آتش و هر دو از نُمادهای ادیان کهن این سرزمین است.یعنی اگر شما از نزدیک ن
حسین تا سلام کرد صورت ورم کرده اش برایم برجسته شد حرف انداختم و انداختم تا شرح حادثه دادفوتبال بازی میکردیم فلانی شوت زد خورد صورتم .برام جالب بود که صورت ورم کرده کودکی اول در چشمم آمدگویی سالها مددکار ۱۲۳   بودن نگاهم را نیز و توجهم را جهتی دیگر داده باشدشام درویشانه دیشببی‌نهایت گرسنه بودم  بی‌نهایتکل روستا رو به دنبال نان گشته بودم و در بقالی نومیدانه تخم مرغ خریدم که خانمی با دو قابلمه آش وارد دکان شد.همچین نگاه مظلومانه ای به دو
معرفی رمان بامداد خمار رمان بامداد خمار، یکی از رمان های پر فروش ایران، بازگو کننده داستان عشق نافرجام محبوبه، دختر بصیرالملک، دختری با فرهنگ و اشرافی که عاشق یک نجار می شود. به طوری که با رد کردن تمام خواستگارانش و مقاومت کردن در برابر خانواده اش کاری می کند تا بالاخره به ازدواج آنها رضایت دهد اما به شرط طرد کردن او به طوری که در این هفت سال نه اجازه داشته باشد به خانواده اش سر بزند نه آن ها به دیدن او بیایند.

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

دانلود رمان جدید