نتایج جستجو برای عبارت :

آرامشی دارم ک طوفان رابغل کردم

نمیدونم چرا بی دلیل اینهمه دارم باهات صحبت میکنم .تا الان غرق صحبت هیچ کس نشده بودمولی الان دارم غرق میشم وقتی از دل میاد به دل میشینه یعنی از دل اومده ؟ نگرانم نگران . باید پناه بگیرم فک کنم   بوی طوفان میاد  هوا ابری شد . نکنه داره طوفان میشه . بعد از این همه سال ؟  نگران نباشید . تو تهران نیست . تو دلمه طوفان که میخواد بیاد اگه با معرفت باشه خودشو معرفی میکنه میگه دارم میام ، پناه بگیرید . 
 مدیرکل هواشناسی سیستان و بلوچستان گفت: در حالی هنوز طوفان حاره ای کیار با سرعت بیش از 100 کیلومتر بر ساعت در شمال اقیانوس هند فعال است که طوفان دیگری به نام ماها در این منطقه تشکیل شد.محسن حیدری اظهار داشت: هم اکنون طوفان ماها  در عرض 11 درجه شمالی قرار دارد که با سرعت حرکت 15 کیلومتر بر ساعت در حال پیش روی به سمت شمال غرب است.وی ادامه داد: برآورد های اولیه نشان می دهد که ماها از نوع طوفان درجه سه حاره ای است که بیشینه سرعت وزش باد در محدود فعالیت
دانلود رمان بارانی از جنس طوفان نودهشتیانــام رمان: بارانـی از جنس طوفان.نــام نویسنده: یاسمن علیپور.ژانــررمان: جنایی _ عاشقانه _ غمگین.خلاصه:دختری به نام بارانبارانی از جنس طوفان…بارانی که بعد از دو سال، قصد طوفان را دارد…بارانی که با وجود زخم های روی تنش هنوز بر سـر پای خود ایستاده است و فقط یک چیز را در ذهن و دلش تکرار می کند:انتقام”.انتقام”…انتقام”…مقـــــدمه:در جنگل من هوا سرد است ،آهوها با کفتار ها می چرخند ؛ روباها قصـد فر
سلامخیلی از اتفاقات رو پشت سر گذاشتم و الان دارم با یک آرامش بعد از طوفان زندگی روزانهام رو پشت سر می‌گذارم.از ماجراهای ترسناکی که خودم رو درگیر کرده بودم گذشتم، از آزمونم، از سفرم از شکستگی پام و رسیدم به آخرین روزهای پاییز ۹۸، جایی که شروع کردم به آروم شدن و متمرکزتر شدن، جایی که یک سکوت خاصی حس می‌کنم.برای این ۳ ماه باقیمانده از سال ۹۸ فقط هدف اجرا کردن دارم، یعنی به جایی رسیدم که فهمیدم بهتر از فکر کردن خالی این هست که خودم رو درگیر روزم
بهت گفتم فصلش نیست، الان نه. ولی گوش ندادی. پریدی و ذوق کردی و گفتی وقت رقصیدنه. بهت گفتم اینکه می‌بینی طوفانه، بارون نیست که بری برقصی و آواز بخونی و دنیا خودشو توی چشمات محو کنه. گفتم بشین اصلاً حرف بزنیم، فکر کنیم، بعد با هم بریم. گفتی من میرم؛ چه با تو، چه بی تو. رفتی وسط طوفان به هوای ابر و باد و بارون. پشت سرت اومدم و نشستم وسط طوفان. گفتم رقصیدنت قشنگه اما الان فصلش نیست. گفتی با ابر و باد و بارونم می‌رقصم. هی رقصیدی و رقصیدی و رقصیدی. نشستم
سلام عزیز دلم بالاخره الان نیم ساعت باهات صحبت کردم . خیلی خوبه خیلی آرامش بهم میدی .فقط فهمیدم بیخود نگرانت بودم . شما اصلا به فکر من نبودی . و اون پروفایل واتس آپ و تلگرام برای من نبودهدارم درگیر عشق یکطرفه میشم . نباید اینجوری بشه  یکم دیگه صبر میکنم و بعد برای همیشه میرم . نمیخوام اذیتت  کنم چون برام عزیزی و نمیخوام اذیت بشم . هرچند اذیت نمیشم شما برام آرامشيالان که دارم این مطلب رو مینویسم داریم تو واتس آپ با هم پیام رد و بدل میکن
هر چی دارم هر چی داشتم توی این آبی دریا هر چی موندم هر چی خوندم واسه دلتنگی دنیا غصه خوردم ، غصه خوردم از خودم باز کم آوردم گریه کردم ، گریه کردم دلو بردم غم آوردم حالا یک لاله ی دیگر توی دستام زرد و پرپر جنسش از حریر و شبنم پره از واژه ی باور فصل تنهایی آدم فصل دل کندن و رفتن موسم از خود گذشتن قرن جنگ دوست و دشمن هر چی دارم هر چی داشتم توی این آبی دریا هر چی موندم هر چی خوندم واسه لتنگی دنیا غصه خوردم ، غصه خوردم از خودم باز کم آوردم گریه کردم ، گر
می‌تونستیم از یکی از بهترین بهارهای این سال‌ها استفاده کنیم. پر از طوفان و بارون و باد. لذت ببریم از خنکاش و دیوونه بودنش که یه لحظه آفتابه یه لحظه طوفان اما چی شد؟ بجاش تمام اون مدتو توی قرنطینه بودیم و حالا یهو افتادیم در بدترین سه ماهه سال. گرم و گرم و گرم و دوست‌نداشتنی پ.ن: اگه بنا به اون جور عدالت بود، من در یه کشور سردسیری به دنیا می‌اومدم.
به خدا من خیلی تلاش کردم فراموش کنم خیلیییی خیلیییی ولی نمیشه!!!همش جلو‌چش دیشب خیلی گریه کردم بخاطر گناهام از خدا خواستم فقط و فقط تو راه اون باشم از امام زمانم عذر خواهی کردم رو‌سیاهم جلو هردوشونمن امید دارم که منو ببخشن  ​​​​​​​
(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم(ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم(پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم(ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم(ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم(ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم(چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم
لحظه ای که تورو راهی کردم میدونستم چه گناهی کردم که عذابش جونمو میگیره میگیره . دوری تو از خودم دورم کرد این جدایی بی تو مجبورم کرد که بسازم با غم و تنهایی تنهایی . یادت میوفتم با گریه میخندم رو کل دنیا چشمامو میبندم رو هرچی دارم حتی رو آیندم چشمامو میبندم دلتنگ که میشی حستو میگیرم دلتنگمی که دارم برات میمیرم بدون چشمات از زندگی سیرم حستو میگیرم بعد از تو حس کردم خالی شده پشتم تو روز مرگیهام آیندمو کشتم تصویر آینده بی خنده یعنی چی اصلا بدون
چندباری پست های طولانی نوشتم و بعد در اثر دمدمی مزاجی پاک کردم .  حالا رسیدم ب یک پست کوتاه.این متن رو الان ک نگاه کردم یک ماه پیش نوشتم و نصفه ول کردم رفتم. چطور تونستم ازاینجا دور باشم ؟ منی که هر شادی و غمم رو اینجا نوشتم. چطور شد که ول کردم از همه چی کنار کشیدم؟ باید بگم مرسییییی از همتون ک این مدت ک نبودم یادم بودید. و باید بگم که ببخشید بابت نبودنم. رفتم خودم رو پیدا کنم و فکر کنم پیداش کردم ! فکر کنم الان میفهمم دقیقا چیو میخوام.دوستون دارم :)
من کسی مثل خودم را در زندگی ام نداشته ام و نمی دانم دلتنگِ خودم شدن خوب است یا بد.یا اصلا می شود دلتنگ کسی مثل من شد؟فقط می دانم اگر کسی را داشتم که سرفصل آرزوهایش هستم و دغدغه ی بزرگش خوشحالی من است، موقعِ رفتن حتما دو دل می شدم!حتما سعی می کردم آینده ی بدون او را تصور کنم !کمی تردید می کردم و به فکر فرو می رفتم.به بهانه هایی که قبلا داشته و اکنون ندارد فکر می کردم.به سکوتش و آرامشي که ظاهرا دارد اما درونش پر از دلهره ی نداشتنم است هم فکر میکرد
دووستت دارم❤️دوووستت دارم❤️دووووستت دارم❤️دوووووستت دارم❤️دوووووووستت دارم❤️دوووووووووستت دارم❤️دووووووووووووستت دارم❤️دوووووووووووووووستت دارم❤️دووووووووووووووووووووووستت دارم❤️دوووووووووووووووووووووووووووووستت دارم.❤️دووووووووووووووووووووووستت دارم❤️دوووووووووووووووستت دارم❤️دووووووووووووستت دارم❤️دوووووووووستت دارم❤️دوووووستت دارم❤️دووووستت دارم❤️دوووستت دارم❤️دووستت دارم❤️دوستت دارم
درد، این حجم موهوم درد، که حتی نمیشه روش انگشت گذاشت تا مرهمی شاید بشه
شکستیم، همه چیز در هم شکستهشدیم آواره‌های بعد از طوفان که لابه لابه لای خرابه‌ها دنبال یه رد می کردیمردی از آرامشي که قبلا اسمش زندگی بود
 
از همه ور، درون و بیرون یهم سفارش می کنن که دراما نسازم از حقیقتی که هست، ولی تو به من بگو اگه این دراما نیستاگه نفس نکشیدنو نخواستنش حتی، دراما نیست، پس چیه.
نگو از این بدتر می‌تونست یشه که نخ نما شده بس که بهش چنگ انداختم.‌
و
خدایا ممنونم بابت قلبی که شبیه دریاست و به من دادی سلام سحرمممم عزیزم همیشه که قرار نیست ناراحتیام و برات بنویسمیه وقتی هم شادی توی زندگیم هستشکلی تلاش کردم کلی تلاش میکنم به چیزی که بهت قول دادم برسمتو که منو فراموش کردی اشکال ندارهمن مادرم رو دارم پدرم رو دارم که خیلی دوستشون دارمجونمم براشون میدمموفقیت ها منتظر منن و من هم منتظر موفقیت ها شروع کردم عزیزمباید منتظر دیدن من باشی چونهمه دنیا قرار من رو ببینن به نیت چشمای تومنتظر من باشبهت
سلام به عمه زنگ زدمبا شنیدن صدام زد زیر گریه،درحالی که اون و من بلند بلند پشت تلفن  گریه میکردیم صیادو پیش میرفتم و قدم میزدمفقط تونستم پشت تلفن حق حق کنمدوسش دارمچقد که ترسیدم از این چیزا تمام این دوسالچقدر که دوری کردماینکه تو دل همه اون چیزاییم که دوسال ازشون فرار کردم بهم هم شهامت میده هم ترسترس و شهامت روبه رویی با مشکلاتخبر خوب این روزهای داغون اینه که دارم عمه میشم!دارم هفته بعد میرم بجنورد برای .این هفته نتونستنم برم زنگ زدم کنسل
من منتظرم.منتظر رفتن اون دختره ک شعراشو دوس دارم اما تیپشو نه.داستانای خانوادگیشو دوس دارم اما ست کردن لباساشو نه.موها و چال لپشو دوس دارم اما اسمشو نه.منتظرم یروز باز کنم اینستاشو و ببینم دیگه ایران نیس.من منتظرم.منتظر اونروزی ک ب پ بگم چهرشو دوس دارم اما وسواساشو نه.طرز حرف زدنشو دوس دارم اما صداشو نه.خنده هاشو دوس دارم اما بعضی از مهربونیاشو نه.من منتظرم.منتظر روزی ک با عین تموم کنم.بش بگم شغلشو دوس دارم اما بی توجهیاشو نه.خنده هاشو دوس د
عشق را با تو تجربه کردم ،امید به زندگی را در تو آموختم ،محبت را در قلب تو یافتم ،با هر تپش قلبم میگویم دوستت دارمسالگرد یکی شدنمان مبارک … تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرانش ایمان دارم پس برایم بمانو بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم.میدونم که میدونی چقد دوست دارممیدونم که میدونی هر لحظم تو شدیولی می خوام بازم بگمبگم که چشمات دنیامهاغوشت ارامشمهشونه هات تکیه گامهدستات پناهمهنفست نفسمهپس باشهر چند کمفقط باشتا منم باشمتا با تو ا
از ساعت ۴ تقریبا بیدارم دل درد دارم این ماهم اقدام کردم برای بارداری ولی خب ۱۳ هم شب پ شدم ، اولش یه دل سیر گریه کردم بعد سعیدم تونست ارومم کنه دیشبم شام منو برد غذای محبوبم بریونی اصفهانیاینکه یه خاطره و بد و از یاد نبری و بکنیش الگوی زندگیت خیلی حرکته چیپیه و با این همه ادعای انرژی مثبت و فلان دقیقا همین کارو کردم تا اینکه با حرفای سعید سعی کردم به خودم بیامگاهی بقدری سعیدو دوست دارم و روش حساسم که کوچیک ترین کاراشو میبرم زیر ذره بین و خودمو
اشک. سوغات است تا من ظرف دارم پشت سرفعلِ رفتن ها برای صرف دارم پشت سرپای داغ لحظه های شعر این مردک نشینچون زمستان می‌رسد من برف دارم پشت سرخورده ام از دوستان و از خودی هی ضربه هاجای خنجره پرتگاهی ژرف دارم پشت سرمثل سیگارم که وقت درد تسکینم ولی .یک جهان القاب بد با حرف دارم پشت سراین گلاب قمصر است از چشم من پر می کنید اشک سوغات است تا من ظرف دارم پشت سر
قبلاها که فقط خودم بودم و خواسته هام و مسیری که می دانستم داره کجا میره. اصلا احساس تنهایی نمی کردم.
از وقتی شروع کردم به توجه کردن به خواسته های دیگران. سعی کردم تا مراقبت کنم از آدمهای دور و برم. سعی کردم ببینمشون. احساس تنهایی می کنم.
خیلی دلم می خواد مثل قبل بی اهمیت به رفتار آدمها زندگی کنم. واقعا یه آرامشي داره که نگو.
ولی نمیشه. واسه همین مجبورم هر چند وقت یکبار این احساس مسخره را با کلی منطق آنالیزش کنم تا از خودم دورش کنم.
خدای
با هر دختری وارد رابطه میشی میره فاز عشق و عاشقی! و خیلی هم تاکید داره که فقط تورو دوست دارم و بعد تو کسی نیس :/حالا من کاری به این کوس و شری که میگن ندارم! فقط خواستم بگم حداقل بزارین یک ماه بین آخرین دوستت دارم و اولین دوستت دارماتون بگذره! لامصبا من که اینقد لاشی ام تو عمرم به 2 نفر بیشتر نگفتم دوستت دارم! اولیشم اشتباه کردم! دومیشو هنوز اطمینان ندارم! بعد شما هنوز به یک ماه نرسیده ب یکی دیگه دارین میگین دوستت دارم؟ :| 
طبق روند معمول ِ همیشه‌هایی که حال ِ خوبی ندارم، چیدمان وسایل اتاق رو عوض کردم. دو روزی می‌شه که سعی دارم نقاشی کنم و مثل همیشه بی حاصل بوده. هر بار که به نقاشی‌هام نگاه می‌کنم اندوهی عمیق وجودم رو پر می‌کنه. چطور اینقدر بی استعداد و ناتوانم؟ دقیقا حس ِ فرنگیس ِ چشمهایش ِ بزرگ علوی رو دارم. دوست دارم باز هم برات بنویسم، اما خسته و خواب‌آلودم. 
امروز همین جوری ک واتساپ و بالا و پایین می کردم و با سجو در مورد گل و گیاه و باغ و علاقه هامون حرف می زدم، به دفعه چشمم خورد ب پروفایل پاتی. و پاتی عکسشو گذاشته بود. یهو دلم کلی براش تنگ شد. یهو خاطره ی بغل کردنای وقت رفتن برقا اومد تو ذهنم. عاخ ک چقدر دوسش دارمچقد خوب شد ک قبل از تمام این کارای اداری و دفتری، من کار توی فروشگاه و تجربه کردم. چون تو هیچ شرکتی نمی شه دوستایی مثل بهناز و پاتی پیدا کرد. این دوستا مخصوص جاهایی ان ک توش صمیمیت و احساس
بهترین جلسات طوفانکری یا Brainstorming چگونه برگزار می‌شود؟ @bazaryabimodern1987 تا چند سال گذشته اصطلاحاتی مانند جلسات طوفان فکری یا Brainstorming اصطلاحی ناآشنا بود. اما همراه با ظهور شرکت‌های استارت‌آپی و تغییر فرهنگ سازمانی، این اصطلاحات نیز بر سر زبان‌ها افتاد. در جلسات طوفان فکری به طور معمول هر یک از افراد به بیان دیدگاه و ایده‌های خود درباره یک موضوع می‌پردازند؛ اما این جلسات را چه طور باید برگزار کرد که بهترین نتیجه حاصل شود؟ در ادامه بخوانید.
4بهمن! نمیدونم شاید باید خیلی شوکه می شدم ولی تا الان فقط سعی کردم شوکه بشم! شاید هنوز باور نکردم! شاید من قبول کردم که همه این ها از روی کج و کاستی های خودم بوده و حتی نمیخوام درصدی به کسی دیگه نسبت پیدا کنه!به هرچیزی جز چیزی که دیشب گذشت میتونستم فکر بکنم میتونستم پیش بینی بکنم ولی داده ای رو الان دارم که باعث شده چشمم رو بروی همه ی چیزهایی که از قبل دارم ببندم. حالا درست اینجا، جایی که هیچ فرمولی برای حل مشکلمون ندارم! حالا درست جایی که انگار ه
وقتی باهات حرف میزنم انگار دنیا مال منهاحساس میکنم یه دونه ای و هیشکی مثل تو رو ندارهانقد این حس خوب و زیباستوانقد سرشار از آرامشم که دوس دارم زمان در اون لحظه متوقف بشه و ساعت ها و ساعت ها و ساعت ها باهات حرف بزنمچه آرامشي داری عشق مندوستت دارم
دیروز صبح اول وقت کلاس زبان داشتم.معلممون هودش انگلیسی هست و بچه های کلاس از کشورهای مختلفهمکلاسی هام متولد سال 2000 با تلرانس 3 سال هستن :-)اولش کمی ناراحت شدم، بعد فک کردم باید خجالت بکشم، بعد اومدم عصبانی بشمچرا؟ آخه من از اینا از لحاظ سنی خیلی بزرگترم اما از لحاظ روحی فک کنم در یه حد باشیم :-))بعدش با خودم فک کردم یه آفرین دارم که بدون توجه به همه ی این موارد که حتی وجود یکی شون هم برا ناراحت شدن کافیه، اینجام و دارم به مسیرم ادامه میدممن مسیر پ
پرسید چقدر منو دوست داری ؟سکوت کردم گفتم دوستت دارم به اون اندازه ای که عاشقتم عاشق یک عشق واقعی  عاشق توعاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کندبه عشق این لحظه های انتظار  دوست دارمبه اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتمبه عشق اینکه تو را تا آخرین نفسم دوستت دارم به عشق اینکه گاهی با تو و گاهی به یاد تو زیر باران قدم میزنم عاشق بارانم به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران  دوستت دارم به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

اولین مرکز مشاوره وخدمات مامایی دانش کهن