نتایج جستجو برای عبارت :

صیاد میاید وجبال باز کشید

وصف حال من است برای تو.روح اللهِ جان  یک شب دلی به مسلخ خونم کشيد و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشيد و رفتپس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشيد و رفتیک آسمان ستاره ی آتش گرفته رابر التهاب سرد قرونم کشيد و رفتمن در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشتخطی به روی بخت نگونم کشيد و رفتتا از خیال گنگ رهایی رها شومبانگی به گوش خواب سم کشيد و رفتشاید به پاس حرمت ویرانه های عشقمرهم به زخم فاجعه گونم کشيد و رفتتا از حصار حسرت رفتن گذر کنمرنجی
یکی از جذابیت های مهاجرت به جزیره تعجب آور و زیبای قشم شناخت بافرهنگ و آداب رسوم مردمان قشم است ; چیزی بالاتر از سنت های همگانی مردمان , به این دلیل‌که از مورخ و فرهنگی بی نیاز ميايد و عمر طولانی داراست ; آنچه که قشم را جزیره ای با شگفتیها هفتگانه و دیدنی به جهانیان معرفی نموده است علاوه بر اثر ها ارگانیک مخصوص و جاذبه های جالب آن , مورخ و فرهنگی سابق قشم است که به نیکی در میان بومیان آن نگهداری شده‌است ; ما درین مقاله عملکرد کرده ایم مهم‌ترین
صياد شیرازی به گونه‌ای دل‌رحمانه لبخند می‌زند و پیروزی‌های متوالی ایران را یاد‌آوری می‌کند:هدف ما اشغال یک سرزمین یا یک شهر خاص نیست و منظور دفاع از پشت مرزهایمان و یا اشغال تمام عراق نیست. دفاع ما، تا موقعی که هیچ خطری ما را تهدید نکند ادامه خواهد یافت.بگویید که نیروهای واقعی انقلاب اسلامی هنوز آشکار نشده است. ما می‌خواهیم انسان را پاک و خالص گردانیم. آنهایی که کشته می‌شوند می‌دانند که به هرحال پیروز‌مندانه می‌میرند و این مهم است.
از سال ۱۳۶۵ تا ۷۵ تحت مدیریت آقای عبدالرضا صياد نیک دراین مدرسه خدمت کردم اما خاطره آمیز ترین آن یک سفر تاریخی است . عبدالرضا صياد نیک مدیر وبهداد انبیر معاون و محمد آقاجان زاده معاون وآقای ساحلی دفتر دار مدرسه با یک دستگاه ژیان ۳۵ ساله به کیاسه اشکور رفتیم هرگز هیچ ژیانی دیگر به آنجا پا نگذاشته است !!یاد آوری می شود حدود ۱۰ در صد مسیر را یا پیاده رفتیم و یا ژیان راهل دادیم !! این عکس ااز ۴ نفر ما ا ز گردنه دیلمان در مسیر انزلی به کیاسه گرفته شده
استان چهارمحال بختیاری یکی از مناطق زیبای ایران است، این استان زیبا با داشتن مناطق بکر و طبیعی همچون آبشارها، چشمه ها و منطقه های حفاظت شده ی بی نظیر یکی از قطب های گردشگری ایران محسوب می شود. یکی از جاذبه های دیدنی این استان منطقه ی حفاظت شده ی تنگه صياد می باشد. مناطق حفاظت شده که در اصل زیبایی های طبیعی آن ها این مناطق را دارای اهمیت کرده است، زیستگاه جانوران و گیاهان به شمار می روند و در واقع محدوده ای از منابع طبیعی چون جنگل، مرتع و کوهست
یک خاطره از شهید علی صیّاد شیرازی در اواخر بهار و تابستان سال 1374 که در لباس مقدّس سربازی خدمت می­کردم؛ پست­های محلّ خدمت ما، اغلب جلو بست پادگان ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و ستاد کل نیروهای مسلّح قرار داشت، بیشتر درجه­داران ارتش از جلو ستاد مشترک عبور می­کردند و ما به عنوان درجه­دار دژبان مرکز از لحاظ نظم و آراستگی ظاهر و احترامات لازم به درجه­داران بالاتر وضعیّت سختی داشتیم. یادم هست یکی از تیمسارهای ارتش پیش من آمد و به حالت دست
کلاغی در آسمان پرواز می کرد. به مزرعه ای سرسبز و زیبا رسید. روی شاخه درختی نشست تا کمی استراحت کند. همان طور که به اطراف خود نگاه می کرد، متوجه شد که یک شکارچی به طرف او می آید. کلاغ ترسید، اما بعد با خود گفت: تا زمانی که کبوترها، آهوان، خرگوش ها و دیگر موجودات هستند، هیچ کس به من آزاری نخواهد رساند. بعد آرام نشست و شکارچی را زیر نظر گرفت. شکارچی که متوجه کلاغ نشده بود، تور خود را کمی آن طرف تر از درخت پهن کرد، مقداری دانه پاشید و بعد خود را پشت یک
‍ ساکنین انتهای صياد۶ با پیگیری های مهندس جلال ایری نماینده مردم در مجلس یازدهم از نعمت گاز شهری برخوردار می‌شوند . ✅ساکنین انتهای صياد ۶ از طبقه کارگر و صياد و آسیب پذیر جامعه بندرترکمن هستند و چندین سال است که بنا به مشکلات تفصیلی و جامع از نعمت گاز شهری برخوردار نبوده و در شرایط سخت زندگی میکردند . ✅طبق اظهارات این اهالی ، پیگیریهایی نیز از طرف نمایندگان دوره قبل مجلس صورت گرفته ولی به نتایج مثبت نرسیده است .
سامانه صياد نسل جدید دسته چک های صادره که به دسته چک صيادی معروف هستند، ارتباط متقاضی دسته چک با شعبه را به ارتباط متقاضی با یک سامانه تغییر می دهند. بنابراین با کنار رفتن شعبه و عوامل انسانی، فرآیند اعتبارسنجی، صدور و رصد استفاده از چک کاملا مکانیزه می شود. سامانه صياد در پایان شهریور ماه سال 96 به عنوان سامانه صدور یکپارچه چک با هدف متمرکزسازی درخواست‌های دسته‌ چک، امکان اعتبارسنجی صاحبان حساب و امضا، جلوگیری از اختصاص دسته‌چک به افرا
با سینه‌ای که آتش از آن شعله می‌کشيدناله برای کشته دیوار و در کشيد او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیفآری نفس نفس زدنش تا سحر کشيد یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمودگاه سحر به جانب جانانه پر کشيد در انتظار آمدن میوه دلشپا را به سوی قبله چنان محتضر کشيد ان دریده گریبان پسر رسیددستی به روی ماه کبود پدر کشيد شمس الشّموس روی زمین اوفتاده وفریاد ای پدر ز دل خود قمر کشيد آه از دمی که زینب کبرای غم نصیبآمد تن امام زمانش به بر کشيد با دست زخم خورد
یک نفر روزی عاشق یه دختر شد ولی همیشه اتفاقاتی میوفتاد که دختر از نظر فیزیکی ازش دور می شد اما پسر امیدوار بود تا اینکه بر حسب روزگار و اتفاقات خوب برای خانوادش اومدن نزدیک خونه دخترک ساکن شدند . پسر نقشه کشيد تا به دختر ابراز علاقه کنه اما یه مشکل بزرگ وجود داشت ( دختر 6 سال ازش کوچکتر بود و پسر فقط 17 سالش بود ) پس پسر فقط در فکرش نقشه کشيد که بخاد کاری کنه . پسر نقشه هاشو کشيد و با اعتماد به نفس رفت جلو و به دختر گفت دوست دارم اما.
زن نیز مانند مرد خودش رادوست دارد به حفظ شصیت خویش علاقه منداست . دوست دارد محترم وگرامی باشد.ازتحقیروتوهین رنجیده خاطر میگردد. اگر مورد احترام قرار بگیرد احساس شخصیت نموده وبه كار وزندگی دلگرم میشود.ازاحترام واحترام كننده خویش ميايد.ازتوهین وتوهین كننده متنفر میباشد. آقامحترم همسرت حتماازشما انتظار دارد كه بیش از دیگران به وی احترام بگذاری. البته حق دارد چینین انتظاری راداشته باشدزیرا ترا شریك زندگی وبهترین یار واقعی خویش میداند.
نام و نام خانوادگیعلی صياد شیرازیتاریخ تولد4/3/1323محل تولددر گز  خراسان رضویتحصیلاتکارشناس افسری واستاد زبان انگلیسیتاریخ شهادت21/1/1378محل شهادتتهران-جلوی درب خانهسن55سالنحوه ی شهادتترور توسط منافقینآخرین مسؤلیتجانشین رییس ستاد کل نیرو های مسلح              تعدادفرزندان              دو دختر و دو پسرمزارتهران ،گارشهدای بهشت زهرا(س)درجهسپهبد پس ازشهادت ایشان فرمانده معظم کل قوابه نشانه تجلیل ازامیرسرافراز ارتش اسلام ، شهید والا مقا
میدانست اگر نتواند پیدایش کند، شب های سختی در انتظارش بودند. بدتر از آن فردا یکشنبه است و کسالت آن بدتر از روزهای دیگر بود، تازه بعد هم باید به تنهایی غذای حاضری بخورد و روزها را به بی هودگی سپری کند. برای لحظه ای تصمیم گرفت؛ یکبار دیگر سراغ خواهرش برود؛ شاید خبری از او داشته باشد. اما خیلی زود پشیمان شد. آخرین باری که نزد او رفته بود، کارشان به دعوا کشيد. تا جایی که نزدیک بود پای پلیس به میان بیاید.
اولین روز مردادماه، روزی‌ست که اهالی قشم برای شکرگزاری و جشن صید یک‌ساله‌ی خود آماده می‌شوند. در این روز تابستانی گرم، دیگر خبری از صید آبزیان نیست؛ چرا که مردم بومی معتقدند برای برکت یافتنشان نباید در این روز صید کنند. در نوروز صياد، همه­ی اهالی قشم به علت اعتقادشان به سمت دریا رفته و شنا می‌کنند و با ریختن آب‌های معدنی به دریا سعی می‌کنند از بیماری‌های خود خلاص شوند.جوانان از سالخوردگانی که قادر به شنا کردن نیستند مراقبت کرده و کاسه
دو روز مانده به پایان جهان
تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است تقویمش پر شده بود و تنها دو روز
تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پریشان شد و آشفته و عصبانی
نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد.
داد زد و بد وبیراه گفت ،خدا سکوت کرد
جیغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت
خدا سکوت کرد
آسمان و زمین را به هم ریخت
خدا سکوت کرد
به پر و پای فرشته ها و انسان پیچید
خدا سکوت کرد
کفر گفت و سجاده دور انداخت
خدا سکوت کرد
دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد
خدا سکوتش
آخرین جمعه سال هم به آخر رسیدآقایمان عبای غریبی به سر کشيدگفتم زِ بی لیاقتی ماست غربتتچشمی به هم گذاشت و آهی زِ دل کشيدمن هم خجل زِ کرده خویش مانده اممرغِ دلم به جمعه سالِ دگر پریداللهم عجل لولیڪ الفرج
ابر آمد و از چشم ترش اشک چکیدبوسید لب کوه و به معشوق رسیدآه از دل کوه بخار شد بالا رفتلرزید ز سرما و به تن کرد سفیدباد آمد و از حسد به خشم آمد و برداین صحنه عاشقانه را رنگ پریدعاشق نه سخن گفت نه نالید زهجرابر هرچه صدا کرد چیزی نشنیدبارید زخشم و ریخت بر دامن کوهمعشوق ندانست که عاشق چه کشيد 
بین نگاه کردن به پدیده ها و رویدادهایی که دراطرافمان می گذرد و مشاهده ی منظم،تفاوت جدی واساسی وجود دارد.بسیار رخ داده است که رویداد و پدیده ای را می نگریم اما به بسیاری از جزئیات و موارد مهم آن توجهی نداریم، یعنی صرفاً آن را می بینیم. مشاهده،یعنی ملاحظه ی دقیق و هدفمند هر پدیده یا رویداد .بطورمثال اگر از کسی بخواهیم تصویری از گوجه فرنگی برش خورده را بکشد، تصویری دقیقی نخواهد کشيد.زیرا مشاهده ی دقیقی از آن نداشته است.اما اگر ازهمین فرد بخواهی
اجرای كفپوش اپوكسی رزین اپوکسی ادغام طبیعی یا این که تصنعی و مصنوعی بسیار چسبناک میباشد که معمولاً در الکل قابل حل میباشد البته در آب حل نمیشود. رزین‌ها به شیوه‌های گوناگون طبقه بندی میشود که بستگی به ادغام شیمیایی و گزینه مصرف آن دارااست. همینطور کاربردهای متعددی در صنعت و به‌طراوت در عرصه هنر دارااست. رزین طبیعی از گیاهان به دست ميايد که شایسته ترین مثال آن شیره درخت کاج میباشد. سنگ دکوری و زیبای کهربا نیز در اثر دشوار شدن رزین گیاهی به
تو همان ، لکنت پنهان شده در حرف منی یا همان دلهره ی شیرینی که به لب ، نغمه ن می آیی تو همان عشوه ی آهویی که دست صياد ز صیدش لرزید آفتابی که شعاع گرمش بر دل و جان نشسته عمری ست تو دعایی که به رغم دوری با توکل و تفضل ، بر لب همچو بوسه ، اجابت گردید تو همان شعشعه ی نوری که از فراسوی زمان ، بر دل تیره و تار، لغزیدی خرّم
بالاخره اومدم بلآگفآ بعد از مدت هآ ! ویندوز لپ تآپم رو عوض کرده بودم ینی همسرجآن زحمتش رو کشيد امآ خیلی زحمت کشيد چون دو بآر عوضش کرد در این دو مآه ! منم اینقده کآر و بآر دآشتم که نشد ! آقآ اصلن نمی دونید که خردآدِ جآن و عزیز آمد و تولد پرنده جآن گذشت ! بآز یک 17 خردآدِ دیگر رفت ! همسر جآن زحمتِ یک تولدِ خودمونی و کرونآیی رو کشيده بود به خآطر کرونا سعی کردیم بآ چیزآیی که تو خونه دآریم خوش بآشیم .
کسی که دوستت دارد خودش پیدا میشودکسی که فریاد دوستت دارم از تمام وجودش شنیده میشوداز نگاهش ، از گرمی دستانش ، از نفس هایش آرام ميايد و در دلت مینشیندآنوقت تو می مانی و دنیایت که در یک نفر خلاصه میشود 
حس جنونم رو به بی میلیه دلسردیم از بی‌عشقیه لیلیه لیلیِ خودپرست تو شهر خیلیه چه باورا که اشتباه،، بودن چه چاهها کهِ شبیه راه،، بودن چه قله ها که پرت‌گاه،، بودن " پیر شدم از دنیا و نامردمیش جوونی با موهای جو گندمیش رو به زمستونه تو این گرگ و میش طفلی دلم درد کشيد و بزرگ شد از بس بهش چنگ،، زدن که گرگ شد! که این همه عاصیه قلب زخمیش " یه سایه ی تنهای بی نشونم ترجیح میدم با خلوتم بمونم هیچکسی‌و محرم و یار ندونم نزدیکترینا خنجر از پشت زدن به سینه ی اع
آن طنین لرزان مستور در کنه صدایت ، خجالت را هم شرمسار میکند ! نجابت مردانه ات ، آبروی مردانگی را میخرد اما این دیدگان تشنه نگاهت حیا را در ناکجایی دفن کرده اند و شکیبایی را در لولای شعر های کهنه ؛ تا نامم را به زبان نیاوری این دو چشم صياد ، رهایت نخواهند کرد؛ نامم را بدون شرم به زبان بیاور اگر به "جانمی" نیز بیارایی ، آنگاه شاید شرم میهمان چشمان من نیز شود!
دست دادم ، مرگ بی انصاف دستش را کشيد شرم بر تو زندگی ، مرگم مرا قابل ندید جان رنجور و رمیده در قفس آشفته است کاش در وا می شد و این مرغ وحشی می پرید زمهریر بی کسی و لرزش دستان تنگزندگانی پیله ی تاری به دور ما تنید  زندگی گاهی چنان بی رحم می گردد که کوه کوه بی احساس می لرزد سراپا مثل بید زیر بار عشوه های زندگی پشتم شکستکاش گاهی زندگی هم ناز ما را می کشيدشعر اسد زارعی  مرودشتی  
دندونی که درد میکنه رو باید کشيد؟اگه باید کشيد چرا من ترجیح دادم دردش رو سال ها تحمل کنم ولی نگهش دارم؟
ولی دیگه کافیه, منم میخوام مثل بقیه بدون درد زنگی کنم:)
I never want to see you unhappyI thought you'd want the same for meGoodbye, my almost loverGoodbye, my hopeless dream
So long, my luckless romance
.
So now you're gone and I'm hauntedAnd I bet you are just fineDid I make it that easyTo walk right in and out of my life? 
ویندوز 10 که جدیدترین سیستم عامل مایکروسافت به حساب ميايد و به زودی به صورت رسمی به بازار ارائه میشود دارای ویژگی های بسیاری است و امکانات بسیاری به آن اضافه شده است. در کنار امکانات بسیار بعضی از امکانات قبلی در ویندوز های پیشین.
گاهی باید دست کشيداز اویی که سهم تو از این دنیا نیستباید دست کشيداز جنگیدن بی مورداز خواستن بیش از حدباید قانع بودب حقی که آسمان را به زمین بیاورند ، زمین را به آسمان ببرند میدانی مالِ تو نیستگاهی تنها راه چاره کنار آمدن استکوتاه آمدن استو با یک عذرخواهی ساده گوشه گیری کردن است#مریم_قائمی
امروز رفتیم باغدختری بهونه گرفت.جیغ کشيد تا خونهرسیدیم خونه.من اعصابم خورد شد .داد زدم سرش.پسر غیرتی شدداد کشيدوکتک زد.شیشه ابی که کنارم بود رو طرفش پرت کردمعصبانی شد و هوار کشيددختری ترسیده بودچسبید به من وساکت شد.پسراز خونه زد بیرون.ببینید یه مادر به کجا میرسه که ارزو میکنه کاش هیچوقت پسردار نمیشد و الان هم که شده کاش یه روز برسه ازدستش راحت شه .

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

کانون آگهی وتبلیغات تک مبلّغ ایرانیان بهترین معلم دنیا:)