نتایج جستجو برای عبارت :

برگ خران دیده

از کابوس او بریدم من به خودم متصل شدم تولدی دیگر یافتم  خطاب به مادرم باید بگویم چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت .   این عوعو سگان شما نیز بگذردآن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذردبادی که در زمانه بسی شمعها بکشت .هم بر چراغدان شما نیز بگذردزین کاروانسرای بسی کاروان گذشت   ناچار کاروان شما نیز بگذرد 
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی ان کند خراب بر دولت اشیان شما نیز بگذرد باغ خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد اب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد ان کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد س
اسبی زین کرد و به آیین پریان ، آخرین کلام را - که باز مانده بود -پیش آورد : "پاندورا " !کم یا بیش ، اسطوره تقدیر ندارد !می گوید : نفس کم می آدید !ماه من مگر نمی داند که در این هجرت ، ستارگانی رستگار، تاریکی را فرو نهاده اند و بر تارک شبی معلول ،  خوش نشسته اند! نفس.نفس .راست می گوید ، نفس کم می آید پای نگاه گلی که باد آشفته اش کرده است و باران بر رخسار بی گناهش بوسه می زند !تو را به چند ماهی ، روزگار خواهد فروخت ؟ دلشوره ام در این بازار که مفت خران به
خری به درختی بسته بودشیطان خر را باز کرد.خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شدصاحب خر را از پای دراورد!به شیطان گفتند چکار کردی؟!!!گفت من فقط یک خر را رها کردم! نتیجه:هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی خران را ازاد کن!!!  
کدوم یکی از این آدما،کدوم یکی از این مردم کوی و برزن همون مردم دو هفته پیشن؟ کی دیگه خوشحاله؟ کی امیدواره؟ با ما چیکار کردن؟ با اون حجم از بغض و نفرت و خشم چیکار کنیم؟ بابا چرا گرد سم خران اینا نمی‌گذره؟ چرا وقتی داد عادلان در جهان بقا نکرد،این تیزی سنان اینا نمی‌گذره؟چرا اشکی ایم؟چرا بغضیم؟ چرا تموم نمیشیم؟ چرا مدام دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار؟ چرا دیگه معمولی نیستیم؟پ.ن:این روزها بیشتر زبان میخونم،خیلی زبان میخونمپروپوزال ارشدم رو
نتوانم ديده برهم نهم
در  حسرت حضورت
چشمانم را كه میبندم طرح سیمای چو یوسفت نقش میبندد
در كویر تشنه ديده گانم
آه گویی خواب نیز ربوده شده است از دیار ديده گانم 
و مرا تاب نیست 
دستانم ملتمسانه میطلبند گرمای دستانت را 
ولبانم در فراق بوسه ات جان میسپارند به حسرت
یوسف من بازا به كنعان تا مخورد غم این دلداده به تو
 
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذردوین بوم محنت از پی آن تا کند خراببر دولت آشیان شما نیز بگذردباد خزان نکبت ایام ناگهانبر باغ و بوستان شما نیز بگذردآب اجل که هست گلوگیر خاص و عامبر حلق و بر دهان شما نیز بگذردای تیغتان چو نیزه برای ستم درازاین تیزی سنان شما نیز بگذردچون داد عادلان به جهان در بقا نکردبیداد ظالمان شما نیز بگذرددر مملکت چو غرش شیران گذشت و رفتاین عوعو سگان شما نیز بگذردآن کس که اسب داشت غبارش فرو نشستگرد سم خ
 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذردوین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذردباد خزان نکبت ایّام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذردآب اجل که هست گلوگیر خاص و عام  بر حلق و بر دهانِ شمانیز بگذردای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذردچون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرددر مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز
سرم تقویت مو باله آ ضد خشکی، وزی و موخوره آبرسانی و رطوبت دهی به مو تقویت ساختار مو و تغذیه موثر برای مو حاوی روغن دانه انگور و روغن بادام قابل استفاده بر روی موهای خشک و نم دار مناسب موهای آسیب ديده و خشک کاهش شکنندگی موها وگان حجم 30 میل چند قطره به انتهای موهای آسیب ديده و ماساژ دهید. قیمت :115 تومان ________________ #سرم_تقویت_مو_باله_آ #روغن_باله_آ #سرم_باله_آ #سرم_مو_باله_آ #سرم_مو #ضدموخوره #ضد_موخوره_باله_آ
ای چهره زیبای تو رشک بتان آذری هر چند وصفت می کنم، در حسن از آن زیباتری هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر شمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پری آفاق را گر ديده ام، مهر بتان ورزیده ام بسیار خوبان ديده ام، اما تو چیز دیگری ای راحت و آرام جان، با قد چون سرو روان زینسان مرو دامن کشان، کآرام جانم می بری عزم تماشا کرده ای، آهنگ صحرا کرده ای جان و دل ما برده ای، این است رسم دلبری عالم همه یغمای تو، خلقی همه شیدای تو آن نرگس رعنای تو آورده کیش کافری خسر
تا کنون پیوند،دریا را به دریا ديده ای!جزر و مد عشق را این قدر زیبا ديده ایخواب دیدم یک بغل گل ،هدیه آوردی ولی چشم هایت داد می زد : باز رؤیا ديده ایعشق آوردی و با لبخند گفتی : نازنین !  چارباغت را به این وسعت شکوفا ديده ایباد را بو می کشم ! بوی تو را آورده استمرده ای را مثل من در حال احیا ديده ایگفتی از عهد وفای من تعجب کرده ایتازه از،عشقی که من دارم کجا را ديده ای؟من جهان ِ بی تو را هرگز نمی خواهم ولیاز چه کس غیر از خودت  امروز فردا  ديده ای ماه من
با عضو آسیب ديده چه باید كرد؟ ممکن است در میادین و اماکن ورزشی ، یاخودمان آسیب ببینیم، یا با ورزشکاری که تازه آسیب ديده است، روبرو شویم. در این زمان بهترین کار ، متوقف کردن فعالیت ورزشی مصدوم است. باید به او و عضو آسیب ديده استراحت داده شود، زیرا ادامه فعالیت باعث تشدید مصدومیت شده ودرمان را به صورت تصاعدی به تعویق می اندازد.بهتر است فرد آسیب ديده را به وسیله برانکارد از آن مکان به محلی مناسب که دارای وسایل کمک های اولیه است، منتقل کنیم . در د
گذشتِ ى هر كسى به خودش مربوط نــــیست!!وارد زندگـــى هر آدمى كه میشوىرفتارش با تـــوبرخوردش با تــــوماندن یا نماندنش با تــــوانعكاسِ گذشتِ ى اوســـتكسى كه در گذشته دروغ شنیده باشد،براى اثباتِ خودت باید بارهـــا قسم بخورىباید سَند بیاورى،مدرك مهیا كنى،باز هم حـــرفهایت را باور نمى كندكسى كه در گذشتِ اش خیانت ديده باشد،دوسـت داشتند را به گــند میكشدمیسوزاند تو را با هیزمى كه به دســت دیگران تبــر شده.!كســى كه عشقِ دورانِ جوا
چرا زمان نمى گذرد. این رخوت از جانم چه مى خواهد؟ تقویم شمسى مى گوید عید نزدیك استاما من عیدهاى فراوانى را حتى در دل زمستان سرد یا عرق ریز تابستان ديده ام اعجاز تو به من جان دوباره داد. مولاى سبزپوش ! یادت به خیر باد.
ديده ای یک نفر پرنده شود، پر بگیرد، بدون سر باشد سایه گستر شود درختی که تنه اش زخمی تبر باشد ديده ای تاکنون پرستویی روی مین آشیانه بگذارد استخوانی بیاید و مثل قاصدک های خوش خبر باشد فکر کن ديده ای که یک شب ماه روی دوشش ستاره بگذارد یک نفر بعد رفتنش حتی باز هم بهترین پدر باشد همه شهر می شناسندت، گرچه یک کوچه هم به نامت نیست من ندیدم هنوز دریایی از دل تو بزرگتر باشد آن قدر ارتفاع داری که مرگ از تو سقوط خواهد کرد زندگی بعد مرگ می آید بیشتر در تو شع
ز دست ديده و دل هر دو فریاد/ که هر چه ديده بیند، دل کند یاد بسازم خنجری، تیغش ز پولاد/ زنم بر ديده تا دل گردد آزاد یک پیش‌فرض واضح دو بیت بالا این است که ریشه‌ی خواستن را در دیدن می‌داند و قصد دارد با از بین بردن ابزار بینایی مشکل را حل کند. اما به نظرم این کار، چیزی به جز پاک کردن صورت مسئله نیست. ديده» ابزاری بیش نیست و دیدن» هم یک عمل طبیعی در کنار تمام اعمال طبیعی دیگر بدن انسان است. آن چیزی که در واقع باعث می‌شود ما آن‌چه را که می‌بینیم،
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود ديده را روشنی از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پیر خرد نقل معانی می کرد عشق می گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود بس بگشتم که بپرسم سبب درد
پیش خودِ خودآگاه و ناخودآگاهم گفته بودم که اگر بیایی و چیزی بگویی و چیزی بنویسی و چیزی نشانم دهی، برایت یک قلبِ سفید روانه می‌کنم. که یعنی پاکِ قلبم آن دَم برایت. برای تو. به پاسِ آن‌همه جزئیاتی که از 2016 میانِ گوش‌ها و چشم‌های یکدیگر خواندیم. برای دست‌ها و قلب‌های هم نوشتیم. و از نفس‌های هم باخبر گشتیم. چراکه ديده بودم رنجشت را، ديده بودی رنجشم را. ديده بودمت. با ديده، بوییده بودیم هم را. اما؛ زوال که می‌دانی چیست؟
مثل ضجه هاى دخترى لال زیر آوار.
مثل ظرف شستن مادر ها وقتى همه خوابند.!
مثل سلام كودكى به هواپیما،پاى پنجره، روى ویلچر!
مثل سوزنى در انبار كاه.!
مثل پلك هاى زنى زیبا پشت عینك دودى!
یك سرى دوستت دارم ها ديده نمیشوند.!
صبر کن عشق تو تفسیر شود، بعد برویا دل از ماندن تو سیر شود، بعد بروخواب دیدی که دلم دست بدامان تو شدتو بمان خواب تو تعبیر شود، بعد برولحظه ای باد تو را خواند که با او برویتو بمان تا به یقین دیر شود، بعد بروصبر کن عشق زمینگیر شود، بعد برویا دل از ديده ی تو سیر شود، بعد بروتو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکندتو بمان گریه به زنجیر شود، بعد برو
افسرده ز صدمه و بلایم، ای كاش تو را نديده بودمپامال بلا و ماجرایم، ای كاش تو را نديده بودمدر سینة تنگِ پُرشرارم هر لحظه فزون شود غم تودر بندِ غمِ تو مبتلایم، ای كاش تو را نديده بودمرفتی و ز رفتن تو ریزد هر لحظه سرشكِ خون ز ديدهدلخسته و زارو بینوایم، ای كاش تو را نديده بودمرفتی تو ز ديده‌ام ولیكن در خاطر و جان مكان گرفتیبر من بنگر كه جان فدایم، ای كاش تو را نديده بودمزد شعله به خرمنِ وجودم آن شعله عشقِ خانمانسوزبنگر به رخِ چو كهربایم، ای كاش ت
 با تیشه ی خیـــــــال تراشیده ام تو رادر هر بتی كه ساخته ام ديده ام تو رااز آسمان بــه دامنم افتاده آفتاب؟یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو راهر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغمن از تمــــام گلهـا بوییده ام تـو رارویای آشنای شب و روز عمـر من!در خوابهای كودكی ام ديده ام تو رااز هـر نظر تو عین پسند دل منیهم ديده، هم نديده، پسنديده ام تو رازیباپرستی دل من بی دلیل نیستزیـــرا به این دلیل پرستیده ام تو رابا آنكه جـز سكوت جوابم نمی دهیدر هر سؤال ا
 كتاب تزیینی؛ یك ژست زشت!كتاب های دكوری معمولا حجم های بزرگی دارند و با طیف رنگی متنوع، راهی بازار می شوند. ظاهر آن ها شبیه كتاب های معمولی نیست و به ندرت عبارات فارسی روی آن ها ديده می شود. باورش سخت است اما برخی از این كتاب ها به صورت یك كلنی به هم چسبیده، منتها با طول و عرض های متفاوت عرضه می شوند! قیمت آن ها در سایت و صفحه های فروش اینستاگرامی از 45 هزارتومان تا چند صد تومان متفاوت است. البته عجیب نیست كه میل به تجمل نه تنها در خانه كه در كتابخ
در ديده من اندرآ وز چشم من بنگر مرازیرا برون از ديده ها منزل گهی بگزیده ام چندان خواهی درنگر در من که نشناسی مرازیرا از آن کم ديده‌ای من صدصفت گرديده‌امدر زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکنصد جان شیرین داده‌ام تا این بلا بخریده‌امپیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق دهزیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده‌اممن از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌امحبس از کجا من از کجا مال که را دزديده‌امتو مست مست سرخوشیمن مست بی‌سر سرخوشمتو عاشق خندان لبیمن بی‌ده
 
داستان زیبایی از مثنوی معنوی مولوی:
آن یکی در عهد داوود نبی/ نزد هر دانا و پیش هر غَبی(کودن)
این دعا می‌کرد دایم کای خدا /ثروتی بی رنج روزی کن مرا
چون مرا تو آفریدی کاهلی / زخم‌خواری، سست‌جُنبی، مَنبَلی(تنبل)
بر خران پشت‌ریشِ بی‌مراد /بار اسپان وَ استران نتوان نهاد
دعای تنبلی در عهد داوود نبی :خدایا من تنبل هستم و بر خرهایی که پشتشان زخم است بار اسب و استر نمی توان گذاشت تو بی زحمت به من ثروت بده
کاهلم چون آفریدی ای مَلی(توانگر)/روزیم ده هم
عکس‌نوشته‌ای از ترانه " ابر می‌بارد " همایون شجریان ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز بلبل روی سیه مانده ز گار جدا ای مرا در سر هر موی به زلفت بندی چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا ديده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشم! مردمی کن، مشو از دیدۀ خونبار جدا نعمت ديده نخواهم که بماند پس از این مانده چون ديده از
    ما همه را ديده ­ایم و می ­بینیم،
ما به یاد همه بوده ­ایم و هستیم،
ما دست همه را گرفته­ ایم و می­ گیریم،
ما حُسن و عیب دیگران را  ديده­ ایم  و به ایشان گفته­ ایم!
ما رکود و س دیگران را تاب نیاورده ­ایم و سعی کرده ایم راهشان بیاندازیم،
به مهربانی، کاری کردیم که دیگران بد یا کم نمانند و نباشند،
دریغا اما که عمری است خودمان را نديده­ ایم.
سالهاست که از خودمان یاد برده­ ایم! دست خودمان را نگرفته ­ایم. مانده­ ایم و راهی نرفته­ ایم و تاب آورده­
امّا پرهیزكاران در دنیا داراى فضیلت هاى برترند،سخنانشان راست،پوشش آنان میانه روى،و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است،چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مى پوشانند،و گوش هاى خود را وقف دانش سودمند كرده اند،و در روزگار سختى و گشایش، حالشان یكسان است.و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن ها قرار نمى گرفت،از شوق دیدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم. خدا در جانشان بزرگ و دیگران كوچك مقدارند، بهشت بر
 فضای خانه که از خنده های ما گرم استچه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم استدوباره ديده امت” زّل بزن به چشمانیکه از حرارت ” من ديده ام ترا ” گرم استبیا گناه کنیم عشق را … نترس … ، خدا ،هزار مشغله دارد ، سر ِ خدا گرم است  
اااااااااااااااااااااااااااای شیطونكی مسیرا قاطی كردهیكم مسیرا قلبتون رو دو طرفه كنین به سمت ما مشكل حل میشهممنون كه تشریف اوردین كلبه عاشقانموناره اول بهمن و تشریف فرمائی شمامیگفتین گاوی گوسفندی سر می بریدیمخیلللللللللللللللللللللللللللللی خوشحال كردین و سرافراز

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

طایفه چهاربری