نتایج جستجو برای عبارت :

خاطره تنبیه داداش

نمی دونم چندبار دست داداش سعید رفت بالا.با هربار فرود دستش فقط یه صدای ناله ی اروم از فرهاد بلند میشد قلبم هزار تیکه میشد با هر اخش ولی میدونستم حق ندارم کاری کنم.نمیترسیدم که منم کتک بخورم میدونستم داداش سعید کاری نمیکنه که به ضرر ما باشهشاید الان واقعا این تنبيه حقه داداش فرهادم بود. قرمزیه رد کمربند رو همه ی پشت فرهاد بود . داداش سعید اخرین ضربه و زد و کمربندو با شدت پرت کرد یه گوشه.صورتش خیس عرق بودخودشو انداخت رو مبل.فرهاد که
داداش که داشته باشی. یکی هست که آخر شبا بااینکه خستس برات وقت بذاره و بیاد به حرفات گوش بده ودرد دل هات رو بهش بگی داداش که داشته باشی. یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش میاد و دعوات میکنه اخرشم خودش ارومت میکنه داداش که داشته باشی. یکی هست که اعصاب خوردت رو سر اون خالی میکنی و اون در آغوش میگیره و آرومت میکنه داداش که داشته باشی. یکی هست که لب و لوچه آویزونت و دل خسته و ناراحتت رو به لبخند تبدیل میکنه با حرفاش داداش که
      یک عکس و دنیایی از خاطره ها .در  پایان مراسم یادبود عجمی بزرگ در مسجد حسینی،فرصت کوتاهی پیش آمدتا درخدمت دوستان داداش غلام از جمله آقای محمد حسن حدادیان و آقای حسین عجمی باشیم  ودراین فاصله، با نوشیدن یک فنجان چای ،به دور دست های خاطره ها سفر کردیم.صحبت های ما  تازه گل انداخته بود که باید با شروع نماز ،مسجد را ترک می کردیم ؛شاه بیت صحبتمان در جمع ،صحبت از عکسی خاطره انگیز بود  که بنا بگفته و اصرار جناب عجمی، من هم در آن عکس حضور داشته
الان نشستم تو تراس رو زمین.هوا عالیه.یه باد اروم و خنک.دیشب اینقد ذهنم درگیر بود ک ساعت ۵ این حدوا خوابیدم.از اولش ک داشتم بخاطر اینکه ی داداش بزرگتر ندارم گریه میکردم.اصلا این روزا کمبود ی داداش بزرگتر یا حد اقل با یک سال تفاوت سنی خیلی رو خیلی احساس میکنم.دیشب داشتم با خودم میگفتم ی داداش بزرگترم ندارم ک مجبورش کنم بره کلاس موسیقی و گیتاریست شه و من مجبورش کنمبرام اهنگ مورد علاقه م بزنه و اونم با هزار تا شرط قبول کنه و بعد وقتی آهنگ تم
داداش تازه یک دوربین یاشیکا خریده بود و خیلی دوستش داشت. قبل از آخرین اعزامش به جبهه دوربین را حلقه فیلم انداخته و بود و آمادش کرده بود تا با خودش ببره جبهه. آخه دوست داشت با همرزماشو حال و هوای جبهه عکس بگیره. ولی موقع رفتنش به ما گفت که دوربین رو نمی برم.من که خیلی تعجب کرده بودم سوال کردم آخه چرا داداش علی؟در جواب سوالم گفت:آخه تو تهران یکی از دوستانم عروسیشه و ازم خواسته تا دوربین و بهش امانت بدم . منم بهش قول دادم که دوربین رو در اختیارش قرا
زمزمه ی ولادت بی بی حضرت زینب سلام الله علیها -(هرساله داداش حسین برام) ۵ دنبال کردن این شاعر ۳۸۴ هرساله داداش حسین برام عیدی میاره داداش حسنم چادر سیاه سرم میذاره ٢ یادش بخیر چه روزی بود اون روز برا تولدم مادر میگفت بیا بشین زینب رو زانوی خودم مادر منو بغل میكرد آرامشی بود تو سینم میگفت ایشالا باشم و عروسیتو من ببینم اما چند روزه مادر منو بغل نكرده انگاری كه تو دل مادر یه كوهِ درده٢ امسال چادر سیاه من چادر سیاهِ مادره سوختگی روی چادر مالِ آتی
حتی ی درصدم فک نمیکردم همچین چیزایی تو سرش +اهنگ ستاره شادمهر ++حالا دیگ جزو اهنگای خاطره دار +++عجیب نیس اینکه ی سری اهنگا انقققد خوبن ک حتی میتونه بین تو و ی کسی ک شاید هزارن کیلومتر ازت دوره خاطره بسازه؟ برا من اکثر اهنگای گوشیم هرکدومش ی جور خاطره خاطره ک میگم ن اینک ی خاطره عاشقانه ن ممکن با هرکسی باشه یا حتی یاداور ی اتفاق
نازنین مامان شانزده ماهگیت مبارک شدی عین وروجک آقای نجار . شیطون و دوست داشتنی همه ی حرفها رو کاملا درک می کنی اما کمی تو حرف زدن تنبلی می کنی البته همچنان تو رسوندن منظورت موفقی و همین باعث می شه کسی بهت گیر نده خیلی به پسرکم زور می گی و بعضی وقتا طاها که هیچ منم جلوت کم می یارم با وجود اتاق پر از اسباب بازی دست از سر داداش بر نمیداری و به محض اینکه اون بره تو اتاقش تو هم پشت سرش راه می افتی و خودتو با ماشینا و حیوونای دکوری اتاق داداش مشغول می
این خاطره ی واسه سه ماه پیشه.اوایل بهمن بودداداش فرهاد اون روزا خیلی حال و حوصله نداشت. زیاد حرف نمیزد و بیشتر تو خودش بود هر چی هم که ازش می پرسیدم چی شده هیچی نمیگفتهمش می گفت خوبمچیزی نیست. بداخلاق نبود اصن فقط کم حرف شده بودمن و فرهاد خیلی با هم راحتیم و خیلی با هم شوخی میکنیمفرهاد خیلی وقتا حرفاشو به من میگهمنم همینطوراصن نمیفهمیدم چشه.ناراحت بود و منم خیلی ناراحت بودم از ناراحتیش.
می دونی چرا میشه با خاطره زندگی کرد ؟خاطره مدام دنبال بهانه برای بهانه هاش نیستخاطره سکوت کرده و فقط می گذرهخاطره ناب نابهخاطره برات خط و نشون نمی کشهخاطره حرفی نمی زنه که توقعاتو زیاد کنه فقط نگاهت می کنهآره باید با خاطره زندگی کنم خاطره نمی گه که وقتی برای فکر کردنت ندارمهمین خوبه که گاه به یادت میندازه که زنده هستی  
غم نشست تو نگاه فرهاد و سرشو انداخت پایین. داداش سعید دوباره با خشم گفت : چرا لال شدی؟؟ فرهاد بازم هیچی نگفت. خدا رو شکر کامیار امشب خونه ی دوستش مونده بود وگرنه نمی دونستم اونو چیکارش کنم. قلبم تند تند میزد. سعید روشو کرد سمت من و با حرص گفت: -ابجی خط قرمز این خونه چیههه؟؟ اب گلومو قورت دادمو و با ترس نگاش کردم. داداش سعید انگار فهمید چقد ترسیدم و دلش برام سوخت چون اینبار اروم تر گفت: -ابجی تا به حال من به تو گفتم با دوستات جای نرو؟ تفریح نرو؟ فلان
یادش بخیییییر!!.وقتی از ایستگاه قبل مرز رد شدیم تا خود مرز تقریباً ۱۵ کیلومتر راه بود.رفتیم کنار جاده ایستادیم در انتظار ماشین.حالا چه ماشینی صبر می کنه تا ۵۰ و خورده ای آدم رو سوار خودش کنه خدا می دونه(کاروانی رفته بودیم دیگه)یه رود آب خییییلی باصفا و ناناس بین درختای بلند و سر به فلک کشیده  کنار جاده ای که ما بغلش منتظر ماشین بودیم وجود داشت.داداش و بابا و رفیق رفقای داداش و حاج آقاها و بچه های کانون داداش رفتند یه دستی به آب زدند و صورتی تا
دوستان، آشنایان سلام ،حال شما؟ اگه عنوان وبلاگ دیده باشین حتما فهمیدین که موضوع اصلیه وبلاگ نویسندگیه اما اون وسط مسطا واسه اینکه آدم حداقل رغبت کنه وارد وبلاگ بشه ،معرفی و نقد داریم از بهرین انیمه ها وانیمیشن ها و دیگه چی ؟! دیگه اینکه موسیقی و آهنگ بساط بزن برقصم داریم آهنگای خوبی که میشناسمو واستون میزارم و بخش مورد علاقه من شبای خاطره گویی،اینطوریه که هر شب پنجشنبه ها شب خاطره گوییه یه خاطره من میگم یه خاطره شما (البت این خاطره ها میت
بچه ها سال جدیدو بهتون تبریک میگم.ان شالله سالی پر از خیر و برکت و خبرای خوب برا همه باشه ان شالله به همه آرزوهای کوچیک و بزرگتون برسین میلاد داداش ان شالله کنار بابا لحظه های شادیو تجربه کنی پسر کوچولوی۰ من .ان شالله تو همه مراحل زندگی موفق باشی.ان شالله سایه بابا همیشه بالا سرتون باشه فرید داداش برا توام آرزوی بهترینهارو دارم.امیدوارم امسال بتونی کلی تغییرات بزرگ تو زتدگیت بدی و یه کار جدید برات جور بشه.ان شالله همیشه سلامت باشی و سایه باب
 دوباره خواب کربلا دیدم  دوباره تپش قلبم نامیزون شد  دوباره خواهش دلم رو شد  دوباره . بخشی از خواب ُ تعریف کنم ؛ این خواب یه پشت صحنه ای داره یعنی دیشب من بعد از اینکه نماز خوندم یادم افتاد که داداش یه مدته نماز نمیخونه . میخواستم برم پیشش و باهاش صحبت کنم ولی یاد دفعات قبل افتادم که نتیجه ای نداشت . بخاطر همین ترجیح دادم هیچی نگم فعلا .دیشب چه خوابی دیدم حالا ؟! خواب دیدم که با داداش رفتم کربلا . داداش برام تعریف میکنه که رفته یه مسجدی ت
یک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه دارید؟ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟ ! یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش کوچولوم گنده تر می شه ! بابام میگه فقط معجزه میتونه نجاتش بده ، منم همه پول هام رو آوردم تا اونو براش بخرم .عزیزم ببخش که نمی تونم کمکت کنم ، ما اینجا معجزه نمی فروشیم. چشم های دخترک پر از اشک شد و گفت : ولی اون داره میمیره ، تورو خدا یه معجزه بهم بدید . ناگهان دستی موهای دختر کوچولو رو نوازش کرد و صدائی گفت : ببینم چقدر پول داری؟ پول ها
ا شرح خاطره خاطره ای از شهید علی اکبر دهقان "شهیدی که سر بریده اش ذکر یا حسین می گفت" السلام علی الراس المرفوع خاطره ای از شهید علی اکبر دهقان "شهیدی که سر بریده اش ذکر یا حسین می گفت" این خاطره در همایش فرهیختگان بالاتجن قائمشهر در روز جمعه 27/9/94 در مسجد جامع امیرالمومنین خطیرکلا نقل شد: در جاده بصره - شلمچه در حال حرکت بودیم که انفجار های پیاپی صورت گرفت و دشمن شدیداً جاده را کوبید . در این لحظه دیدم که شهید علی اکبر دهقان مورد اصابت ترکش قرار گر
سلام صبح بخیر عزیزای دلم 
من الان نشستم مینویسم والینا جونم به همراه بابا وداداش سینا راهی مدرسه شده.
 
عشقم الان یک ماه هست که الفبا شروع کردی به نوشتن و تا الان کلی کلمه یاد گرفتی ازجمله نوشتن (بابا٬مامان)ودیروز هم برای اولین بار اسم 
داداش سینا نوشتی وکلی ذوق کردی از نوشتن اسم داداشی 
گلم ماه اول خیلی خوب پیش رفتی ولی بعد دوسه روز مریض شدی
بعد هم عروسی زهراجون و داداش علی رسید و باعث شد از درس عقب 
بمونی من خیلی ناراحتم ازاینکه ضعیف باشی ت
روانشناس البرزی می گوید: با توجه به اینکه شخصیت فردی دانش آموز درسنین کم شکل می گیرد در صورت تنبيه به طور جدی آسیب می بیند به گونه ای که باعث می شود تا سال ها تنبيه بدنی معلم و سایر اولیای مدرسه و حتی خانواده را فراموش نکند و این خاطره آزار دهنده در ذهنش باقی بماند. یونس جاوید نسب اظهارداشت: مدرسه گریزی، ددگی، ابتلا به ترس های مرضی، درونی شدن خشم و پرخاشگری از جمله دیگر آسیب های روحی و روانی تنبيه های بدنی دانش آموزان است.
یه بار واسه همیشه یه روز صبح از خواب بیدار شو و بگو امروز شروع منه. آره یه بار تو زندگی هر آدمی باید این اتفاق بیوفته یه شب بخوابه با یه دنیا خاطره و فکر و خیال و صبح که چشماش باز شد بگه امروز متولد میشم بدون هیچ خاطره ای، بدون هیچ حسرتی، بدون هیچ فکری و متولد شه. متولد شه واسه یه زندگی ای که حتما توش خوشبخت و موفقه موفق و خوشبخته چون هیچ خاطره ای نداره، خاطره ای نداره که مقایسه ای داشته باشه.
اشعار ولادت حضرت زینب سلام الله علیها تبریک ولادت حضرت زینب (ع اشک شوقه میباره نم نم از چشای حیدر و زهرا همه جمعن حتی ملائک اومده چون زینب کبری شب عشق و جنون / برای ما امشبه آخه تولده خواهر ارباب بی بی جان زینبه زینبی کوثریم تا ابد حیدریم شب عشق و جنون / برای ما امشبه آخه تولده خواهر ارباب بی بی جان زینبه چه قدر شادن همه امشب اومد عشق دلای بیتاب هیچ جا آروم نمیشه زینب به جز روی دستای ارباب مادر میخونه براش / آرامش قلب من دورش میگردن داداش حسین و د
بی حس بی حسم،انگار که مواد زده باشم با مست کرده باشم، هیچ کودوم رو تابحال انجام ندادم اما حسی که دارم رو فقط می تونم اینجوری توصیف‌کنم. همسر امروز از صبح که مثل همیشه محکم توی آغوشش گرفت منو و بوسید،سرکار هم پیامی دادم قربون صدقم رفت و عاشقانه پیام فرستاد، وقتی از سرکار اومد بغلم کرد و‌بوسید و یهو پیشنهاد داد امشب شام دوس داری بریم بیرون؟ منم ذوقققق مرگ، رفتیم کباب بناب،داداش کوچیکه رم برداشتیم و با ماشین قشنگون گاز دادیم، توی کبابی کل حو
حس تو لمس تو دست تو دست تو خاطره شدعشق تو یاد تو اسم تو اسم توخاطره شد مثل یه قصه زیبامثل یه خواب کوتاه من اسمتو گذاشتمقشنگترین اشتباه بی تو هر لحظه منشکست بی صدا بود این خنده ها دروغهبی تو شادی کجا بود حس نوازش تو هنوز رو پوست منهگرمی خوب دستات منو آتیش میزنه حس تولمس تو دست تو دست تو خاطره شد عشق توعشق تو یاد تو یاد تو اسم تو اسم تو خاطره شدروزهای شادی و عشق حیف که چه زود میگذرهاز قصه منو تو چی موند بجز خاطرهیه قاب عکس خالی زیر غبار همیشهیه پنج
طرف میگه کل خاطراتمو‌روکامپیوتر می نوشتم حالا لو رفته.وووی فک کن من که خاطراتم لو بره بم مقام خلیت میدن.والا وای تازگیا چیا مد شده !دندون موقت میزارن رو دندوناشون .یعنی یه ردیف دندون رو دندون که شبا درمیارنیعنی چی عایا؟!وای من که هنگم .الان این یعنی دندون مصنوعی هم خوبه؟ یه چیزی هم قبلا بود،چی بود؟چونه گربه فک کنم. تزریق رژ لب !وای من یبار کاشتشو دیدم .خیلیییی ترسناک بود.عاقااینا چی اند؟!
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشۀ ماه فروریخته در آ
ساعت یک و نیم شبه و پسرجان یه طرفم خوابیده و لوسی جان طرف دیگه.این روزهای آخر سال همیشه حال عجیبی دارن.انگار اسفند رو خدا آفریده برای فکر و خیال و خاطره بازی همیشه یاد روزهای آخر سال سال های دانشجویی ام می افتمو واضح ترین خاطره اسفندی من اون پیاده‌روی از تجریش تا راه آهنه. اونم روز بیست و هشتم .تو اوج شلوغی دو روز مونده به عید ما بی خیال همه چیز با کوله های روی دوشمون راه افتادیم و هر قدم خاطره ساختیم.تا چندسالی با پسرجان نمی شه از این
هرجا میرم خاطره ست اکیپ ۶ تاییمون.حالا سه تا بازمونده از اون اکیپ مونده.کلی خاطره جلو چشامه.میرم سر تراس همون خوابگاه قبلی رو میبینم.اون طرف سمت پنجره دریادریا دیوونم میکنه.دریایی که.امشب نشسته بودن دور سفره قهقه میزدن یاد خودمون افتادم.فردا یکشنبه ست.شدم مثل سه شنبه های ترم ۷.فردا سر کلاس زود بیاخدایا به دادم برس.تو میتونی کمکم کنی.سرم پایین باشه.
خیلی چیزا خاطره میشن گاهی این خاطره ها رو روی برگه میاری گاهی صاحب خاطره ها رو توی صفحات اجتماعی سرچ میکنی و پیدا میکنی و گاهی خیلی معجزه آسا، همراهِ قدیمی اتُ توی صفحات اجتماعی، "آنلاین" پیدا میکنی
آقا با داداش کوچیکه کانتر اندروید نصب کردیم، دوتایی بازی می‌کنیم خنده در حد جرررر خو من نوبم هنوز، اینم عین خیار میاد نایفم میکنه
آکوردهای اصلی و دقیق آهنگ نوازش تتلو در کتاب 100 آهنگ خاطره انگیز کتاب آکوردهای 100 آهنگ خاطره انگیز تاریخ موسیقی پاپ ایران نوشته حامد مراحمی >>>سفارش کتاب آکوردهای 100 آهنگ خاطره انگیز اثر دیگری از حامد مراحمی آهنگساز، تنظیم کننده و مدرس ساز گیتار است.در این کتاب ترانه، آکوردها، ریتم و گامِ صد قطعه معروف، محبوب و خاطره انگیز باکلام تاریخ موسیقی پاپ ایران به ترتیب حروف الفبا وجود دارد که می تواند بهترین انتخاب برای نوازنده های سازهای گیتار، کی

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها